
18ص
تحریکات تفرقه افکنانه کشیشان 18ص

18ص

15 ص

11 ص
حکومت ناصر الدین شاه - دولت تزاری روسیه در دروة سلطنت ناصرالدین شاه مهمترین مرکز حیاتی ایران را بدست آورد و با اعزام مستشاران نظامی و تشکیل بریگاد قزاق در سال 1297 هجری قمری نیروی دفاعی ایران را تحت اختیار خود درآورد. بریگارد قزاق و روسای روسی آن، که طبق قرارداد استخدامی فقط تابع وزارت جنگ ایران بودند و مستخدم دولت ایران شمرده می شدند، کم کم به صورت یک نیروی مستقل وابسته به شخص شاه و دربار روسیه درآمدند و نیرویی که برای حفظ و میانت کشور از تجاوز اجانب تشکیل شده بود وسیلة موثر تحکیم بنیان رژیم استبداد سلاطین و سرکوب کردن افکار آزادی طلبان و مجری اوامر ودستورهای فرمانفرمای قفقاز و دربار روسیه تزاری شد. بعضی از روسای بریگاد قزاق منجمله لیاخوف دراجرای سیاست ضد آزادی روسیه تزاری و مبارزه با آزادی خواهان ایران نقش بزرگی را ایفا کردند.
سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (1264 – 1313 ق)
هنگام فوت محمدشاه، ولیعهد و جانشین او ناصرالدین میرزا زیر حمایت و تربیت میرزا تقی خان وزیر نظام در تبریز به سر می برد. چون خبر فوت شاه به تبریز رسید، در حالیکه خراسان به علت قیام سالار دچار هرج و مرج و آشفتگی بود، میرزا تقی خان سپاه آذربایجان را گرد آورد و وسائل جلوس ناصرالدین میرزا را بر تخت سلطنت در آذربایجان فراهم ساخت. سپس به همراهی سفرای روس و انگلیس که به تبریز رفته بودد. شاه جوان را برداشته عازم تهران شد. و برای آنکه در غیاب او، آذربایجان دچار اغتشاش و ناامنی نگردد، حکامی را که به وفاداری آنان اطمینان نداشت از کاربرکنار کرد و حکام مورد اعتماد بر بلاد آذربایجان گماشت، ناصرالدین شاه روز 21 ذی قعده سال 1264 هجری قمری به تهران رسید و روز بعد رسماً تاجگذاری کرد. ناصرالدین شاه به سبب کفایت و لیاقتی که از میرزا تقی خان وزیر نظام دیده بود او را به صدارت برگزید و اندکی بعد به لقب امیرکبیر گردید. ناصرالدین شاه میرزا نصرالله خان نوری معروف به میرزا آقاخان را که حکمران کاشان بود به طهران طلبید و به معاونت امیرکبیر منصوب کرد و به او لقب اعتماد الدوله داد.

10 ص
دکتر مصدق
دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد. پدر او میرزا هدایت الله معروف به " وزیر دفتر " از رجال عصر ناصری و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوهً عباس میرزا ولیعهد و نایت السلطنه ایران بود. میرزا هدایت الله که مدت مدیدی در سمت " رئیس دفتر استیفاء " امور مربوط به وزارت مالیه را در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به عهده داشت، لقب مستوفی الممالکی را بعد از پسر عمویش میرزا یوسف مستوفی الممالک از آن خود می دانست، ولی میرزا یوسف در زمان حیات خود لقب مستوفی الممالک را برای پسر خردسالش میرزا حسن گرفت و میرزا هدایت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ میرزا یوسف، ناصرالدین شاه میرزا هدایت الله را به کفالت امور مالیه و سرپرستی میرزا حسن منصوب کرد.
میرزا هدایت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترین آنها بود. هنگام مرگ میرزا هدایت الله در سال 1271 شمسی محمد ده ساله بود، ولی ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت الله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، به دو پسر دیگر او هم القابی داد، و محمد را " مصدق السلطنه " نامید. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکیش می نویسد: " چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم میرزا حسین وزیر دفتر اختلاف پیدا کرد، با میرزا فضل الله خان وکیل الملک منشی باشی ولیعهد ( مظفرالدین شاه ) ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبریز برد. در آن موقع من در حدود دوازده سال داشتم ... "

13 ص
زندیه (۱۱۶۳ تا ۱۲۰۸ هجرى قمرى)
طایفهٔ زند از طوایف لُر بودند که در حدود قلعهٔ پرى از توابع ملایر مىزیستند. بعد از قتل نادر این طایفه قدرت یافتند و کریمخان زند توانست دولت زندیه را تشکیل دهد.
کریمخان (۱۱۶۳ تا ۱۱۹۳ هجرى قمرى)
در این دوره ایل بختیارى و زند ادارهٔ اصفهان را در دست داشتند و یکى از شاهزادگان صفوى با نام شاهاسماعیل سوّم به سلطنت برداشته بودند ولى بهدنبال اختلافاتى که میان کریمخان و بختیارىها روى داد و جنگى که میان آنها درگرفت، کریمخان آنها را شکست داد و اصفهان بهدست او افتاد. سپس نواحى شمالى ایران را از تصرف محمدحسن خان قاجار بیرون آورد و بر نواحى مرکزى ایران مسلّط شد و توانست باقیماندهٔ افاغنه را از بین ببرد. او خود را وکیلالرعایا خواند و شیراز را پایتخت خود قرار داد. دورهٔ حکومت او مجموعاً آرام بود، از مالیاتها کاسته شد و تجارت و صنعت رونق گرفت. در این دوره در شیراز بناهاى متعددى ساخته شد که بازار وکیل و مسجد وکیل و تجدید بناى مقایر سعدى و حافظ از آن جملهاند. در دورهٔ کریمخان براى احیاء شبکههاى آبیارى در فارس و جنوب که داراى اهمیت حیاتى مىباشند، اقداماتى صورت گرفت. کریمخان در اواخر سلطنت خود درصدد جنگ با عثمانى بود و بعد از ماهها محاصره توانست بصره را تسخیر کند و برادر خود صادقخان را در آنجا بگمارد. او مردى ساده و عادل بود که با مرگ وى دورهٔ کوتاه آرامش و امنیت به پایان رسید. پس از مرگ او در عرض یک سال ۴ نفر حکومت را در دست گرفتند و در آخر برادر او صادقخان (۱۱۹۴ تا ۱۱۹۶) قدرت را در دست گرفت. او با طغیان علیمرادخان زند مواجه شد که ماهها شیراز را در محاصره گرفت و توانست شهر را بگیرد و صادقخان را کور کند. دو روز پس از این واقعه صادقخان را کشت.