فایل پاورپوینت درس سازماندهی و تشکیلات برگرفته ازکتاب تئوری و طراحی ساختار نوشته ریچارد ال دفت و ترجمه اعرابی و پارساییان بصورت کامل در 250 اسلاید
سازماندهی و تشکیلات
فایل پاورپوینت درس سازماندهی و تشکیلات برگرفته ازکتاب تئوری و طراحی ساختار نوشته ریچارد ال دفت و ترجمه اعرابی و پارساییان بصورت کامل در 250 اسلاید

اصولا کارهایی راکه برای احداث یک ساختمان صورت میگیرد بسیار گسترده میباشد وبه علت محدود بودن زمان کارآموزی نمیتوان تمام کارهای انجام شده رادید و از نزدیک لمس کرد.در این مجموعه سعی شده است تاحدودی به بیان مراحل مختلف اجراازقبیل تخریب وآماده سازی زمین وتجهیزکارگاه وساخت و اجرای بتن وقالب بندیوآرماتوربندی واجرای سقف تیرچه بلوک و پیش ساخته پرداخته شود.
مقدمه
بررسی آموخته ها
فصل اول
ساختمانی های نقشه انواع
: معماری های نقشه : الف
: اجرایی های نقشه : ب
تاسیسات های نقشه : ج
: مصالح ویژه مشخصات
: برقی و تاسیساتی های نقشه از استفاده موارد
: ساختمان پیمانکاری و محاسب طراح،
: ساختمان احداث محل
: ساختمان انواع
: بتنی ساختماﻧﻬای 1
: فلزی ساختماﻧﻬای 2
: آجری ساختماﻧﻬای 3
: گلی و خشتی ساختماﻧﻬای 4
: کارکرد لحاظ از ساختمان انواع ( ب
: بتنی کارهای آلات ماشین
بتن سنگی مصالح تهیه به مربوط آلات ماشین
بتون کردن مخلوط آلات ماشین
: بتون پمپ
: بتونیر
: اتوبتونیر
: دامپر
: بتون پمپ
: بتونیر
: اتوبتونیر
: دامپر
فصل دوم
تخریب:
تجهیز کارگاه:
انبارکردن سیمان:
: فلزی میلگردهای کردن انبار و حفاظت
: میلگردها زدگی زنگ قطر حداکثر
: میلگردها کردن انبار روش
فصل سوم
تخریب:
تجهیز کارگاه:
انبارکردن سیمان:
: فلزی میلگردهای کردن انبار و حفاظت
: میلگردها زدگی زنگ قطر حداکثر
: میلگردها کردن انبار روش
تجهیز کارگاه
انبار کردن سیمان
پیاده کردن نقشه
پی کنی
کرسی چینی
نحوه کرسی چینی یا ساخت پی سنگی
فصل چهارم
قالب بندی
انواع قالب از لحاظ جنس
قالب چوبی
فصل پنجم
آرماتوربندی
هدف از بکار بردن فولاد در قطعات بتنی
بستن میلگردها به همدیگر
نحوه خم کردن میلگردها
برش میلگردها
آچار خم کن یا آچار F
نحوه ساخت شناژهای افقی وعمودی
قالب بندی شناژهای افقی و عمودی
فاصله نگهدار یا لقمه
قلاب انتهای میلگرد و اندازه استاندارد آن
فصل ششم
بتن سازی
حمل بتن
نسبت های اختلاط
بتن ریزی
بتن ریزی در هوای گرم
بعضی از مسائلی که ممکن است در بتن تازه بوجود اید
مشخصات نا مطلوب بتن اب انداخته
تراکم بتن
نگه داری از بتن
هم سطح کردن کف اتاقها با شناژ افقی
دیوار چینی
قالب بندی شناژ های عمودی
نحوه پر کردن شنا ژهای عمودی
هم سطح کردن دیوار
قالب بندی سقف
حمل ونقل وانبار کردن تیرچه ها
بلوک
میلگرد های ممان منفی
میلگردهای حرارتی
کلاف عرضی
قلاب اتصال
بتون ریزی سقف
افت بتن (انقباض)
عوامل موثر در افت
راههای مقابله با افت
خزش یا وارفتگی
عوامل موثر بر خزش
راههای مقابله با خزش
خستگی در بتن
روشهای مراقبت از بتن سقف
شمشه گیری
شامل 115 صفحه فایل word
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 9صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
مقدمه
در سالهای اخیر مدیریت کیفیت به عنوان روشی برای درک عمیق خواسته های مشتریان و برآورده نمودن نیازها وخواستهای مشتری از هر جهت و به نحو اطمینان بخش توسط سازمانهای ملی و بین المللی مطرح گردیده است. در این روش مدیریت کیفیت از اجرای روشهای عملیاتی و ارتباط با مشتری به نحو از پیش تعریف شده تشکیل شده است . لذا یکی از مهمترین وظائف مدیریت کیفیت تعیین اهدافی است که از طریق دست یابی به آنها در نهایت رضا یت مشتری نائل می گردد . بنابراین هدف اصلی از تعریف طراحی و اجرا مدیریت کیفیت دستیابی به رضایت مشتری است استانداردهای رایج و منتشر شده ای موجود است که به منظور هدایت سازمانها جهت رسیدن به این اهداف طراحی شده است 0استانداردهای سری ISO.9000 از رایجترین این استانداردها می باشد. این استانداردها امکان اجرای روشهای رسمی جهت به وجود آوردن تضمین کیفیت را به وجود می آورد.بیش از پیش مشتریان لازم می دانند که تولید کنندگان این روشهای رسمی را در خصوص کالاها و خدمات خود به صورت کاملا پیوسته و دائمی مبنای عملیات خود قرار دهند .
تاریخچه توسعه کیفیت
مدیریت کیفیت می تواند تا سه هزار سال قبل از میلاد سابقه داشته باشد در طول تاریخ مسئو لیت کنترل کیفیت بر عهده شخص سازنده بوده اما به تدریج بر اثر توسعه فعالیتهای شرکتها و افزایش لزوم و اهمیت مدیریت کیفیت یک بخش واحد در بدنه سازمانی شرکتها با عنوان کنترل کیفیت به وجود آمد. در طول دوران صنعتی کشورهای توسعه یافته روشهای کنترل کیفیت توسعه یافت0بعد ازجنگ جهانی اول کاربرد روشهای کنترل کیفیت درعمل افزایش یافت .در این زمان روشهای نمونه برداری توسعه یافته و از دانش آمار برای آگاهی از سطح کیفیت کالا و خدمات استفاده شده استفاده از روشهای آماری برای کنترل مرغوبیت کالا و خدمات در طول سالهای بین دو جنگ جهانی جنگ جهانی اول (1918-1914 ) وجنگ جهانی دوم (1942- 1938) که سالهای گسترش کنترل کیفیت بوده است.بعد از جنگ جهانی دوم با افزایش هزینه ها و کاهش سودآوری برخورد کردند بازارهای عرضه کالا رقابتی تر و سرعت افزایش نوآوری های فناوری بالاتررفت .
در اوائل دهه شصت میلادی به تدریج شرکتها در اثر چهل سال تجربه به این واقعیت رسیدند که کنترل مرغوبیت کالا بعد از طی کردن فرآیند تولید بیهوده است و به این حقیقت دست یافتند که پیشگری از معایب قبل از تولید و در طول فرآیند تولید کم هزینه تر و کاراتر و مقرون به صرفه تر است و عملی ساختن این دیدگاه صرفه جوئیهای قابل ملاحظه ای را نصیب شرکتها می کند 0بنابراین به تدریج در سالهای اواخر دهه شصت و اوائل دهه هفتاد نهضت پیشگیری از عیوب در صنایع مختلف رواج یافت .
کیفیت چیست ؟
اولین چیزی که دراین جنبش مطرح شداین سوال بود که کیفیت چیست؟ سازمان بین المللی استاندارد دربیانیه ISO.8402کیفیت را اینگونه تعریف می کند :
( تمام خصوصیات یک معقوله که توانای آن در برآوردن نیازهای تصریح شده عینی وذهنی دلالت دارد )
از این تعریف معلوم می شود که یک معقوله اعم از فرآورده خدمت یا فرآیند باید از هر نظر قابلیت ارائه بهره مورد انتظار را داشته باشد این تعریف در واقع ارائه دادن مشخصات صحیح کالا و خدمات مورد نظر را به مشتریان واگذار می نماید زیرا اگر تولیدکننده حتی با حسن نیت اما بدون آگاهی از نیازها و خواسته های مشتریان محصول یا خدمات را ارائه بازار نماید تجربه نشان داده است در به دست آوردن رضایت مشتریان کمتر موفق خواهد بود همچنین در این تعریف منظور از عینی نیازهائی است که مشتریان آگاهانه انتظار دارند که تولید کننده در قالب کالاهاوخدماتش آنها را مرتفع نماید0منظور از نیازهای ذهنی رساندن سطح کیفیت کالاها و خدمات به منطقه ای فراتر از انتظارات مشتریان می باشد .به عبارتی دیگر در این وضعیت تولیدکننده در کالا و خدمات خود مشخصاتی را لحاظ می نماید و استانداردهائی را رعایت می نماید که مشتریان هنگام دریافت کالا و خدمات به شعف می رسند .
عینی : مشخصاتی از محصول یا خدمات که مصرف کننده آن را به صراحت اعلام کرده و تولیدکننده به اجبار مستلزم به رعایت آن است
ذهنی : مشخصاتی از محصول یا خدمات که تولیدکننده اجباری به رعایت آن ندارد اما تولیدکنندگان پیشرو به منظور کسب رضایت هر چه بیشتر مشتری و سهم بازار محصولات خود این مشخصات را به صورت کاملا آزادانه و غیر اجباری در محصولات خود لحاظ می کنند.
با استناد به ISO.8402 کیفیت را به صورت ساده و قابل فهم می توان اینگونه تعریف کرد.
• 1. مطابقت با خواسته ها و انتظار مشتری
• 2. مطابقت با مشخصات ارائه شده توسط مشتری
• 3. مطابقت با اهداف محصولات تولیدی تضمین کیفیت چیست ؟
در بیانیه شماره ISO.8402 سازمان جهانی استاندارد تضمین کیفیت به صورت کاملا مختصر به صورت زیر تعریف شده است .
( کلیه فعالیتهای هدفمند برای اطمینان حاصل کردن از اینکه یک معقوله تمام خواسته های مشتری را ارضا می کند.)
بر اساس این تائید برنامه های فعالیت سازمان هرچیزی که باشد اطمینان از کیفیت عملکرد نیاز به این دارد که در ابتدا آن فعالیتها تحت کنترل قرارگیرند که با برنامه های استاندارد قابلیت تطابق دارد سپس اشکالات بصورت مطمئن و مستمر رفع می گردد یک سازمان باید دارای سیستمی باشد که از موارد زیر اطمینان داشته باشد.
جنبه های اصلی تضمین کیفیت:
• 1. کنترل موثر عملیات
• 2. نابود کردن عدم همه تطابقها در تمام مراحل
زیربنای اصلی تضمین کیفیت عبارت است از رواج دادن فرهنگ پیشگیری به طوری که مسائل قبل از گسترش قابل پیش بینی و جلوگیری باشد 0این رویکرد تضمین کیفیت یک برخورد کاملا متفاوت و جامع با کیفیت می باشد و در مقایسه با روشهای سنتی مدیریت کیفیت که در آنها کالای ساخته شده مورد بازرسی قرار می گرفت و یا خدمات ارائه شده پس از ارائه مورد سنجش قرار می گرفت در این دیدگاه جدید قبل از رسیدن به مراحل پایانی فرآیند تولید از همان مراحل ابتدائی فرآیند تولید ریشه های اصلی عیوب کالا و علت آنها نابود می شود 0 از این دیدگاه کیفیت از بعد سیستم مطرح گردیده و نیاز به برنامه ریزی و مدون سازی دارد تا بتوان کلیه منابع سازمانی از جمله نیروی انسانی سازمان را از جهت دست یابی به کیفیت تامین سازد .
تضمین کیفیت:
• 1. یک نظام مدون کیفیت
• 2. نظام پیشگیری از علتها
• 3. برنامه ریزی برای کیفیت
• 4. جلب اعتماد واعتقاد به بهبود کیفیت
• 5. عملیات کارا و موثر
• 6. دست یابی به کیفیت درهمان مرتبه اول
نیازهای اصلی تضمین کیفیت:
• 1. وجدان کاری
• 2. اهداف تعین شده
• 3. داشتن کنترل
• 4. داشتن اساسنامه
• 5. بازنگری موثر
مزیتهای تضمین کیفیت:
• 1. کیفیت مستمر
• 2. صرفه جوئی در زمان و هزینه
• 3. کاهش اقلام معیوب
• 4. شکایت کمتر مشتریان
• 5. نگهداری و تعمیرات کمتر
• 6. استفاده بهینه از منابع نیاز به سیستم مدون مدیریت کیفیت
عدم رضایت مشتریان از تولیدکننده یک حکایت دائمی است مشتریان هستند که بعلت عدم کیفیت کالا خسارت اصلی را تحمل می کنند برهمین اساس استانداردهای تضمین کیفیت در جهت حفظ منافع مشتریان طراحی شده اند .
مسائل کیفیت شامل مراحل زیر است :
• 1. برآورده نشدن انتظارات مشتری
• 2. عدم تحویل به موقع کالا
• 3. کارکرد نامناسب محصول هنگام استفاده
اغلب تولید کنندگان به دلائل زیر موفق به جلب رضایت مشتریان نمی شوند :
• 1. کاری که باید انجام گیرد در فرآیند تولید به شخصی که باید آن را انجام دهد منتقل نشده است .
• 2. کارگر می دانسته چه باید بکند اما آن را انجام نداده است .
• 3. انجام دادن صحیح کار هزینه های عملیاتی را افزایش می دهد .
• 4. هیچ کس مسئو لیت نظارت بر انجام صحیح کار را به عهده نداشته است .
مشکلا ت کیفیت عموما به دلائل زیر آشکار می شوند:
• 1. عدم اعمال کنترل بر فعالیتها
• 2. عدم انجام صحیح کار درهمان مرتبه اول
• 3. عدم اعمال مدیریت صحیح
به منظور حل مسائل کیفیت شرکتها نیاز به طراحی و اجرای یک سیستم مدیریت کیفیت دارند که انجام صحیح مراحل تولید کالا و خدمات را نظارت و تضمین می نماید .
یک سیستم مدیریت کیفیت عبارت است از :
• 1. روشی که به وسیله آن تمام فعالیتهائی که منجر به دست یابی به کیفیت و رضایت بیشتر مشتری می شود تحت کنترل داشته باشد .
• 2. روشی تعریف شده برای مدیریت تمام عوامل انسانی که بر کیفیت تاثیرگذار می باشد.
یک سیستم مدیریت کیفیت شامل موارد زیر است :
• 1. اهداف مشخص شده باشد .
• 2. ساختار سازمانی داشته باشد .
• 3. مسئولیت ها تعریف شده باشد .
• 4. روشها تعریف شده بلشد .
• 5. آموزشهای لازم داده شده باشد .
• 6. معیارهای عملکرد مشخص شده باشد .
مزایای یک سیستم مدون مدیریت کیفیت شامل موارد زیر است :
• 1. برنامه ریزی بهتر فرآیند
• 2. تعریف بهتر سیستم کیفیت
• 3. ارتباطات بهتر
• 4. هزینه های کمتر
• 5. رضایت بیشتر مشتری
• 6. مزایای تجاری فرهنگ کیفیت
عملی و قابل اجرا بودن مدیریت کیفیت علاوه بر سیستمها و روشها به رفتارهای فرهنگی و بلوغ فکری کارکنان در محیط کار نیز بستگی داردلازم است که کارکنان یک شرکت به اهمیت دست یابی به کیفیت آگاه باشند همگی باید درک کنند که کیفیت را نباید در قبال هزینه تولید نادیده گرفت0رفتار فرهنگی در یک سازمان توسط مدیریت ارشد برقرار می شود اگر مدیریت ارشد مدیریت کیفیت را جدی بگیرد و نشان دهد مدیریت را جدی تلقی می کند دیگران نیز از او پیروی خواهند کرد.اگر مدیریت ارشد به جای جدی گرفتن کیفیت اولویت بیشتری برای پائین آوردن هزینه ها و سرعت بخشیدن به تولید قائل شود در این صورت دیگران نیز کیفیت را جدی نخواهند گرفت . گسترش آگاهی برای کیفیت به دلیل کارائی محدود روشهای دیگر شرکتها بیش از گذشته اصول تضمین کیفیت را برای حل مسائل کیفیت پذیرفته اند .
مشتری اطمینان می خواهند که موارد زیر همیشه در خصوص کیفیت برقرار باشد :
• 1. قابل دسترسی
• 2. قابل دست یابی
• 3. حاصل شدنی
مشتریان بیشتراز گذشته ازتولید کنندگان انتظار دارند به روشهای زیر ثابت کنند داری سیستم کیفیت خوبی هستند .
1. اجازه دهند مشتری در مورد سیستم مدیریت کیفیت از طریق قضاوت کردن در مورد کیفیت محصولات را تحت ارزیابی قرار دهد به عبارتی دیگر با توجه به این که مشتری قضاوت کننده نهائی در موردفعالیتهای کنترل کیفیت می باشد لذا شرکت باید به منظور ارتقا نظام کنترل کیفیت خود از دیدگاهها انتقادات و پیشنهادات و نظرات مشتریان استقبال نماید.
2. سازمانها باید توسط یک موسسه مستقل ثالث مورد ممیزی قرار گیرد.
بنا به آنچه در این فصل گفته شد روندهای زیر رو به افزایش نهاده است :
• 1. تضمین کیفیت
• 2. استانداردهای سریISO.9000
• 3. سیستمهای مدیریت کیفیت
• 4. گواهیهای ممیزی کیفیت
تضمین کیفیت و روشهای مدیریت:
هدف از یک استاندارد تضمین کیفیت تعریف یک سیستم مدیریت است که درصورت اجرا بتواند به طور مستمر کیفیت مورد نیاز را فراهم کند بنابراین استانداردها ابزارهایی برای استمرار تضمین کیفیت می باشند.با تضمین برقراری سیستم کیفیت در چارچوب استانداردهای سری ISO.9000 مدیران یک سازمان خود را متعهد به برقراری یک روش مدون مدیریت کیفیت می نمایند.بسیاراهمیت دارد که اعضای تیم مدیریت با کنار نهادن سلیقه های شخصی خود این تعهد را بپذیرند0با این حال به اجرا گذاشتن سیستم های تضمین کیفیت در سازمان بسیار حساس و قابل توجه می با شد. چیست ؟
ISO.9000: ISO.9000 استانداردهای بین المللی برای مدیریت کیفیت می باشد
رایجترین انواع سری ISO.9000
ISO.9001در جائی استفاده می شود که سازمان یا شرکت هم زمان در طراحی و تولید و نصب و خدمات پس از فروش فعالیت داشته باشد .
استانداردهای سری ISO.9000 خصوصیات مورد نیاز مدیریت کیفیت را اینگونه تعریف کرده اند :
• 1. وجود خط مشی کیفیت و ساختار سازمانی رسمی در مورد مدیریت کیفیت موجود باشد .
• 2. اختیارات و مسئولیتهای کنترل کیفیت از قبل تعریف شده است.
• 3. روشها و ابزارهای کنترل کیفیت مشخص شده است .
• 4. مستند سازی و ثبت کلیه واقعیتهای مربوط به کنترل کیفیت انجام گیرد .
• 5. ارزیابی وعملکرد صحیح و اقدام و پیگیری به موقع به منظور رفع عیوب احتمالی انجام گیرد .
تفسیر ISO.9000
اصول ارائه شده در سری ISO.9000 احتیاج به تفسیر دارد زیرا استانداردهای فوق برای کاربرد در تمام صنایع تولیدی و خدماتی طراحی شده است.استاندارد راهنمائی صریحی را ارائه نمی نماید اما فقط تعیین می نماید که مدیریت چه کاری را باید انجام دهد نه اینکه چگونه انجام دهد0در تدوین سیستم کیفیت باید اصول و الزامات عمومی را در ارتباط با ماهیت فعالیتهای خود تفسیر نموده وآن را در روش های اجرائی کیفیت که بدین منظور طراحی می نماید منعکس کند0ممیزین سیستم کیفیت تفسیر مفاد استاندارد را بر عهده گرفته و بر اساس روشهای خاص مفاهیم پیچیده و گاه نامفهوم استاندارد را به صورت شواهد عینی و مفاهیم کاربردی انعکاس می دهند .0
مفهوم ISO.9000
ISO.9000 در فعالیتهای تولیدی و خدماتی مفاهیم زیر را در بر می گیرد :
• 1. با کیفیت سیستم فعالیت سازمان سر و کار دارد .
• 2. تمام جزئیات کار را مانند مدیریت مالی بهداشت ایمنی را شامل نمی شود .
• 3. استفاده از آن و پیاده سازی آن نیاز بسیار زیادی به تلاش دارد .
• 4. نمی توان توقع داشت که با استفاده ازISO.9000 تمام مشکلات سازمان حل شود .
برقراری یک سیستم کیفیت
ISO.9000 ترکیبات یک سیستم کیفیت را مشخص نموده و بستگی به سازمان مربوطه دارد که چگونه از این ترکیبات به بهترین نحو استفاده نماید0سیستم کیفیت تدوین شده سازمان بایستی در فعالیتهای اصلی سازمان اعمال شود واصولا سیستم کیفیت باید فعالیتهای جاری را بهبود ببخشد .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 9 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 13 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
غرور و خودبینى
اشاره
یکى از رذایل اخلاقى که نه تنها در میان علماى اخلاق معروف و مشهور است در میان تودههاى مردم نیز از جمله صفات زشتشناخته شده مىباشد «غرور» است. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگى و جهل نسبتبه خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردى و اجتماعى خود و غوطهور شدن در جهل و بىخبرى است.
غرور انسان را از خدا دور مىکند و به شیطان نزدیک مىسازد، واقعیتها را در نظر او دگرگون مىکند و همین امر سبب خسارتهاى شدید مادى و معنوى مىگردد.
افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزواى اجتماعى مىشوند.
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگرى مانند خودبرتربینى و تکبر و عجب و خودپسندى و ترک تواضع و کینه و حسد نسبتبه دیگران و تحقیر آنها مىشود.
مىدانیم یکى از عوامل اصلى رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکى از علل عدم تسلیم بسیارى از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.
اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.
فرعونها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشتشومى که عبرت براى همگان شد گرفتار گشتند.
«غرور» گاه در یک فرد پیدا مىشود و گاه قوم و ملتیا نژادى در چنگال این رذیله اخلاقى گرفتار مىشوند و بى شک قسم دوم خطرناکتر است; زیرا گاه کشور یا دنیایى را به آتش مىکشد و نمونه آن جنگ جهانى اول و دوم بود که حد اقل یکى از علل عمده آن غرور و نژادپرستى آلمانىها بود.
با این اشاره، نخستبه سراغ تفسیر واژه «غرور» در منابع لغت و کتب علماى اخلاق و سپس به سراغ آیات و روایات و تفسیر و تحلیل آنها مىرویم و به دنبال آن از اسباب غرور، آثار و پیامدها و راه درمان آن سخن مىگوییم.
1- مفهوم غرور
این واژه به طور وسیعى در کلمات عرب مخصوصا در آیات قرآن مجید و روایات اسلامى به کار رفته و در گفتگوهاى روزمره فارسى زبانان نیز کم و بیش در همان معانى اصلى یا لوازم آن به کار مىرود.
«راغب» در کتاب «مفردات» واژه «غرور» (به فتح غین که معنى وصفى دارد) را به معنى هر چیزى که انسان را مىفریبد و در غفلت فرومىبرد خواه مال و مقام باشد یا شهوت و شیطان تفسیر مىکند.
در «صحاح اللغة»«غرور» به معنى امورى که انسان را غافل مىسازد و مىفریبد (خواه مال و ثروت باشد یا جاه و مقام یا علم و دانش و غیر آن) تفسیر شده است.
بعضى از ارباب لغت - به گفته «طریحى» در «مجمع البحرین» گفتهاند: «غرور چیزى است که ظاهر جالب و دوست داشتنى دارد ولى باطنش ناخوشایند و مجهول و تاریک است».
در کتاب «التحقیق فى کلمات قرآن الکریم» بعد از نقل کلمات ارباب لغت چنین آمده است: «ریشه اصلى این واژه به معنى حصول غفلتبه سبب تاثیر چیز دیگرى در انسان است و از لوازم و آثار آن جهل و فریب و نیرنگ و نقصان و شکست و... مىباشد».
در «المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء» که از بهترین کتب اخلاق محسوب مىشود و تکمیل و تهذیبى استبراى «احیاء العلوم» «غزالى» چنین مىخوانیم: «غرور عبارت است از دلخوش بودن به چیزى که موافق هواى نفس و تمایل طبع انسانى است و ناشى از اشتباه انسان یا فریب شیطان است و هر کس گمان کند آدم خوبى است(و نقطه ضعفى ندارد) خواه از نظر مادى یا معنوى باشد و این اعتقاد از پندار باطلى سرچشمه بگیرد آدم شرورى است و غالب مردم خود را آدم خوبى مىدانند در حالى که در اشتباهند بنابراین اکثر مردم شرورند، هر چند شکل غرور آنها و درجه آن متفاوت است». (1)
در تفسیر نمونه در معنى این واژه چنین آمده است: «غرور» بر وزن(جسور) صیغه مبالغه به معنى موجود فوق العاده فریبنده است و شیطان را از این رو «غرور» مىگویند که انسان را با وسوسههاى خود فریب مىدهد و غافل مىسازد و در حقیقتبیان مصداق واضح آن است وگرنه هر انسان یا کتاب فریبنده، هر مقام وسوسهگر و هر موجودى که انسان را گمراه سازد در مفهوم وسیع «غرور» داخل است.
غرور در قرآن مجید
این واژه در قرآن مجید کرارا به کار رفته و در آیات دیگرى گرچه این واژه دیده نمىشود ولى مفهوم و محتواى آن را در بر دارد، در آیات زیر دقت کنید:
1- ...قال انا خیر منه خلقتنى من نار و خلقته من طین (سورهاعراف،آیه12)
2- فقال الملاء الذین کفروا من قومه ما نریک الا بشرا مثلنا و ما نریک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادى الراى و ما نرى لکم علینا من فضل بل نظنکم کاذبین... قالوا یا نوح قد جادلتنا فاکثرت جدالنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصادقین (سورههود،آیات32و27)
3- قالوا یا شعیب ما نفقه کثیرا مما تقول و انا لنریک فینا ضعیفا و لولا رهطک لرجمناک و ما انت علینا بعزیز (سورههود، آیه91)
4- و نادى فرعون فى قومه قال یا قوم الیس لى ملک مصر و هذه الانهار تجرى من تحتى افلاتبصرون × ام انا خیر من هذا الذى هو مهین و لایکاد یبین (سورهزخرف،آیات52-51)
5- ذلک بانهم قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودات و غرهم فى دینهم ما کانوا یفترون (سورهآلعمران،آیه24)
6- فعقروا الناقة فعتوا عن امر ربهم و قالوا یا صالح ائتنا بما تعدنا ان کنت من المرسلین (سورهاعراف،آیه77)
7- ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلى و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانى حتى جاء امر الله و غرکم بالله الغرور (سورهحدید،آیه14)
8- هم الذین یقولون لاتنفقوا على من عند رسول الله حتى ینفضوا و لله خزائن السموات و الارض و لکن المنافقین لایفقهون × یقولون لئن رجعنا الى المدینة لیخرجن الاعز منها الاذل و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین و لکن المنافقین لایعلمون (سورهمنافقون،آیات7و8)
9- فاما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربى اکرمن (سورهفجر،آیه15)
10- ام یقولون نحن جمیع منتصر × سیهزم الجمع و یولون الدبر (سورهقمر،آیات44و45)
11- وذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاة الدنیا (سورهانعام،آیه70)
12- یا ایها الناس... ان وعد الله حق فلاتغرنکم الحیاة الدنیا و لایغرنکم بالله الغرور (سورهلقمان،آیه33)
ترجمه
1- (خداوند به شیطان) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنى؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریدهاى و او را از گل»!
2- اشراف کافر قومش(قوم نوح) گفتند: «ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمىبینیم! و کسانى را که از تو پیروى کردهاند جز گروهى اراذل ساده لوح مشاهده نمىکنیم و براى شما فضیلتى نسبتبه خود نمىبینیم! بلکه شما را دروغگو تصور مىکنیم»! گفتند: اى نوح! تو با ما جر و بحث کردى و زیاد هم جر و بحث کرد!(بس است!) اگر راست مىگویى آنچه را(از عذاب الهى) به ما وعده مىدهى بیاور!
3- گفتند: «اى شعیب! بسیارى از آنچه را مىگویى ما نمىفهمیم! و ما تو را در میان خود ضعیف مىیابیم و اگر(به خاطر) قبیله کوچکت نبود تو را سنگسار مىکردیم و تو در برابر ما قدرتى ندارى»!
4- فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: «اى قوم من! آیا حکومت مصر از آن من نیست؟ و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ آیا نمىبینید؟! - مگر نه این است که من از این مردى که از خانواده و طبقه پستى است و هرگز نمىتواند فصیح سخن بگوید بهترم؟!
5- این عمل آنها(یهود) به خاطر آن است که مىگفتند: «آتش(دوزخ) جز چند روزى به ما نمىرسد(و کیفر ما به خاطر امتیازى که بر اقوام دیگر داریم بسیار محدود است) این افترا(و دروغى که به خدا بسته بودند) آنها را در دینشان مغرور ساخت(و گرفتار انواع گناهان شدند)».
6- سپس(قوم صالح) «ناقه» را پى کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان(خدا) هستى آنچه ما را به آن تهدید مىکنى بیاور»!
7- آنها(دوزخیان) را صدا مىزنند «مگر ما با شما نبودیم؟! مىگویند:آرى! ولى شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار(مرگ پیامبر را) کشیدید و(در همه چیز) شک و تردید داشتید و آرزوهاى دور و دراز شما را فریب داد تا فرمان حق فرارسید و شیطان فریبکار شما را در برابر(فرمان) خدا فریب داد»!
8- آنها(منافقان) کسانى هستند که مىگویند: «به افرادى که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند!» (غافل از اینکه) خزاین آسمانها و زمین از آن خداست ولى منافقان نمىفهمند - آنها مىگویند: اگر به مدینه بازگردیم، عزیزان، ذلیلان را بیرون مىکنند! در حالى که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است، ولى منافقان نمىدانند!
9- اما انسان هنگامى که پروردگارش او را براى آزمایش، اکرام مىکند و نعمت مىبخشد(مغرور مىشود) و مىگوید: «پروردگارم مرا گرامى داشته است»!
10- یا مىگویند: «ما جماعتى متحد و نیرومند و پیروزیم»؟! - (ولى بدانند) به زودى جمعشان شکست مىخورد و پا به فرار مىگذارند.
11- کسانى را که آیین(فطرى) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنها را مغرور ساخته، رها کن!
12- اى مردم!... به یقین وعده الهى حق است، پس مبادا زندگانى دنیا شما را بفریبد و مبادا(شیطان) فریبکار شما را به(کرم) خدا مغرور سازد!
تفسیر و جمعبندى
نخستین جرقههاى غرور همان طورى که اشاره شد در آغاز آفرینش انسان و در چهره شیطان دیده شد و همان گونه که در اولین آیه مورد بحث آمده هنگامى که خداوند به او خطاب کرد «چه چیز تو را مانع شد از اینکه بر آدم سجده کنى هنگامى که به تو فرمان دادم»، (قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک...) (2)
«شیطان(با لحنى غرور آمیز) گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفریدهاى او را از گل»، (قال انا خیر منه خلقتنى من نار و خلقته من طین) (3)
آرى حجاب غرور و خودبینى چنان بر چشم بصیرت او افتاد که به او اجازه نداد راه سعادت خود را که فرمان صریح خداستببیند و در پرتگاه عصیان سقوط کرد و براى همیشه مطرود و ملعون شد، بنابراین مىتوان گفت: همان گونه که پیشواى مستکبران جهان ابلیس است پیشواى مغروران عالم نیز اوست و این دو، یعنى «غرور» و «استکبار»، لازم و ملزوم یکدیگرند!
ابلیس بر اثر غرور و استکبار نتوانستبرترى خاک را بر آتش و برترى توبه را بر لجاجت و اصرار بر گناه دریابد، گام در بیراهه گذارد و همچنان در بیراهه سرگردان است.
در آیه بعد به داستان نوح یعنى نخستین پیامبر اولوا العزم مىرسیم که به خوبى نشان مىدهد یکى از عوامل مهم سرپیچى قوم او در برابر ارشادهاى دلسوزانهاش همان صفت رذیله «غرور» بود، مىفرماید: «اشراف کافر قومش(در برابر دعوت او) گفتند: ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمىبینیم و کسانى را که از تو پیروى کردهاند جز گروهى فرومایه و اراذلى ساده لوح نمىیابیم! و فضیلتى براى شما نسبتبه خود مشاهده نمىکنیم بلکه شما را جمعى دروغگو گمان مىکنیم»، (فقال الملاء الذین کفروا من قومه ما نریک الا بشرا مثلنا و ما نریک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادى الراى و ما نرى لکم علینا من فضل بل نظنکم کاذبین) (4)
و در چند آیه بعد نخوت و غرور خود را بیشتر ظاهر مىکنند با صراحت مىگویند:
«اى نوح! با ما جر و بحث کردى و زیاد سخن گفتى(بس است!) اگر راست مىگویى آنچه را(از عذاب الهى) به ما وعده مىدهى بیاور»! (قالوا یا نوح قد جادلتنا فاکثرت جدالنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصادقین) (5)
معمولا انسانها از ضررهاى احتمالى به حکم عقل پرهیز دارند، ولى این قوم مغرور با اینکه آثار حقانیت را در معجزات نوح مىدیدند و احتمال مجازات الهى بسیار قوى بود، نه تنها اعتنایى نداشتند بلکه نوح را تشویق به درخواست عذاب الهى مىکردند!
آرى همان غرورى که حجاب شیطان شد حجاب قوم نوح گردید و سرانجام در چنبر عذاب الهى گرفتار شدند و ریشه آنها قطع شد. این استسرنوشت مغروران در تمام طول تاریخ.
در سومین آیه سخن از قوم شعیب است که به دنبال قوم نوح گرفتار غرور و خودبینى شدند و سرنوشتى همانند آنها پیدا کردند، مىفرماید: «آنها به شعیب گفتند: «بسیارى را از آنچه مىگویى ما اصلا نمىفهمیم! ما تو را در میان خود ضعیف مىبینیم و اگر به خاطر احترام قبیله کوچکت نبود سنگسارت مىکردیم! و تو در برابر ما قدرتى ندارى»! (قالوا یا شعیب ما نفقه کثیرا مما تقول و انا لنریک فینا ضعیفا و لولا رهطک لرجمناک و ما انت علینا بعزیز) (6)
آنها در واقع در برابر دلایل منطقى و سخنان سنجیده و معجزات الهى حضرت شعیب پاسخى نداشتند، ولى غرور و نخوتشان اجازه نمىداد تسلیم حق شوند و سرانجام صیحه و صاعقه آسمانى در یک چشم بر هم زدن خانه و کاشانه و خود آنها را به آتش کشید و در هم کوبید و چیزى جز پیکرهاى نیم سوخته آنها باقى نماند!
در چهارمین آیه که ناظر به داستان فرعون است چهره زشت دیگرى از این صفت رذیله نیز دیده مىشود و نشان مىدهد که غرور و نخوت چنان مغز او را پر کرده بود که نه تنها اعتنایى به دلایل روشن موسى نکرد بلکه با سخنانى کودکانه سرپیچى خود را توجیه نمود، مىفرماید: «فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت آیا حکومت مصر از آن من نیست؟ و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ آیا نمىبینید - من از این مردى که از خانواده حقیرى است و هرگز نمىتواند فصیح صحبت کند برترم»! (و نادى فرعون فى قومه قال یا قوم الیس لى ملک مصر و هذه الانهار تجرى من تحتى افلاتبصرون × ام انا خیر من هذا الذى هو مهین و لایکاد یبین) (7)
سپس به سخنان واهى و بى اساسى توسل جست که اگر موسى راست مىگوید چرا موسى دستبند طلا ندارد؟ چرا فرشتگان با او نیامدند؟!
افراد مغرور همچون فرعونها و نمرودها به خاطر بى اعتنایى و غرورشان اهمیتى به چگونگى سخنان خود نمىدادند و بسیار دیده شده که حرفهاى ابلهانهاى مىزنند که حتى نزدیکانشان در دل به آنها مىخندیدند و به یقین چنین حالتى سد راه همه معارف الهیه و شناخت واقعیات زندگى است.
جالب اینکه موسى(ع) اگر گرهى در زبانش بود مربوط به کودکى بود اما هنگامى که به نبوت رسید و از خدا درخواست گشوده شدن عقده زبانش کرد خداوند به تقاضاى او جامه تحقق پوشید ولى فرعون بى اعتنا به وضع جدید همچنان به وضع سابق اشاره مىکند و لکنت زبانش را یادآور مىشود.
در پنجمین آیه اشارهاى به قوم یهود دارد که آنها نیز بر اثر غرور و خودبینى امتیازات نامعقولى براى خود قائل بودند و همین تفکر غلط سبب گمراهى و طغیان آنها شد، مىفرماید: «این(اعراض و روى گردانى آنها از آیات الهى) به خاطر آن است که مىگفتند: «جز چند روزى آتش دوزخ به ما نمىرسد(و مجازات ما به خاطر گناهان سنگینمان بسیار کم است چون قوم برترى هستیم!) این افترا و دروغى که(به خدا) بسته بودند آنها را در دینشان مغرور ساخته بود»، (ذلک بانهم قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودات و غرهم فى دینهم ما کانوا یفترون) (8)
تاریخ بنى اسرائیل نشان مىدهد که از گناهکارترین و سرکشترین اقوام بودهاند و یکى از دلایل عمده آن همان غرور و نخوت آنها بوده است.
متاسفانه هنوز گروهى از آنها به نام صهیونیستها از باده غرور سرمستند و هر روز مرتکب جنایات تازهاى مىشوند که چهره تاریخشان را سیاهتر از سابق مىکند.
آنها همه چیز را براى خودشان مىخواهند و براى دیگران حقى قائل نیستند خود را قوم برتر مىشمرند و دیگران را با دیده حقارت مىنگرند.
ششمین آیه ناظر به قوم «صالح» است که آنها نیز چنان مستباده غرور بودند که با صراحت از پیامبرشان تقاضاى مجازات الهى کردند، با اینکه معجزه آشکار او را با چشم خود مىدیدند، مىفرماید: «آنها ناقه را(همان شترى که به اعجاز الهى از کوه بیرون آمده بود) پى کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: اى صالح اگر از فرستادگان خدا هستى عذابى را که ما را به آن تهدید مىکنى بیاور»! (فعقروا الناقة فعتوا عن امر ربهم و قالوا یا صالح ائتنا بما تعدنا ان کنت من المرسلین) (9)
قرآن به دنبال آن مىگوید: «زمین لرزه وحشتناکى آنها را فراگرفت و صبحگاهان بدنهاى بى جانشان در خانههاشان باقى ماند!(و این استسرانجام یک قوم مغرور و از خدا بى خبر)»!
در هفتمین آیه سخن از دوزخیان است که در قیامت در ظلمت و تاریکى به سر مىبرند در حالى که مؤمنان با نور ایمان در عرصه محشر شتابان مىگذرند: «منافقان دوزخى آنها را صدا مىزنند که مگر ما با شما نبودیم؟ مىگویند: آرى! و لکن شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار(مرگ پیامبر را) کشیدید(و در همه چیز) شک و تردید داشتید و آرزوهاى دو و دراز، شما را مغرور ساخت تا فرمان خدا فرارسید و شیطان شما را در برابر خداوند به غرور فریب واداشت»! (ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلى و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانى حتى جاء امر الله و غرکم بالله الغرور) (10)
سپس در آیه بعد از آن با صراحتبه آنها گفته مىشود که «امروز هیچ راه فرارى ندارید و جایگاه شما آتش دوزخ است».
در اینجا به خوبى مىبینیم که یکى از صفات بارز منافقان دوزخى غرور و گرفتارى در چنگال آرزوهاى دور و دراز شمرده شده است.
همان گونه که در آغاز بحث گفتیم در عنوان «غرور» معنى فریب نهفته شده است، ولى گاه انسان خودش را فریب مىدهد و مغرور مىشود و گاه شیطان و یا انسانهاى شیطان صفت را.
در هشتمین آیه سخن از منافقان مغرور در این دنیاست که چگونه در برابر مؤمنان راستین و فقیر نمایش ثروت مىدادند و آنها را تحقیر مىکردند، مىفرماید: «آنها کسانى هستند که مىگویند: به افرادى که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند(غافل از اینکه) خزاین آسمانها و زمین از آن خداست ولى منافقان نمىدانند»! (هم الذین یقولون لاتنفقوا على من عند رسول الله حتى ینفضوا و لله خزائن السموات و الارض و لکن المنافقین لایفقهون) (11)
سپس غرور و نخوت را به اوج رسانده مىگویند: «اگر ما(از میدان جنگ) به مدینه بازگردیم عزیزان، ذلیلان را بیرون خواهند کرد در حالى که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمىدانند»، (یقولون لئن رجعنا الى المدینة لیخرجن الاعز منها الاذل و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین و لکن المنافقین لایعلمون) (12)
اگر منافقان، «مغرور» نبودند این گونه ثروت و قدرت خود را به رخ مؤمنان نمىکشیدند و به آنها با دیده حقارت نمىنگریستند و در وادى خطرناک کفر و نفاق سرگردان نمىشدند.
در نهمین آیه سخن از طبیعت انسان - یا به تعبیر دیگر طبیعت انسانهاى تربیت نایافته و کم ظرفیت است - که به هنگام نعمت و قدرت مغرور مىشوند و سرکش، مىفرماید: «اما انسان هنگامى که خداوند او را به عنوان امتحان اکرام مىکند و نعمت مىبخشد(مغرور مىشود و) مىگوید: پروردگارم مرا گرامى داشته است»! (فاما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربى اکرمن) (13)
اگر این سخن از سر شکرگزارى و سپاس پروردگار بود به یقین مایه تواضع و کمک به یتیمان و مسکینان مىشد، ولى همان گونه که لحن آیات بعد از آن نشان مىدهد این سخن از روى غرور و نخوت است و به همین دلیل نه تنها اثر مطلوب و سازندهاى بر آن مترتب نمىشود بلکه سرچشمه سرکشى و طغیان مىگردد.
در دهمین آیه سخن از مشرکان خودخواه و خودپرست مکه است، مىفرماید: «آنها مىگویند ما جماعتى متحد و نیرومندیم(و به همین دلیل پیروزى با ماست)»، (ام یقولون نحن جمیع منتصر) (14)
خداوند به این مغروران سبک مغز هشدار مىدهد که: «به زودى جمعشان شکست مىخورد و پا به فرار مىگذارند»! (سیهزم الجمع و یولون الدبر) (15)
در تمام این موارد به خوبى مىبینیم که غرور و خودبینى عامل مهم گناه و شکست و بدبختى است و قرآن مجید در یک پیشگویى اعجاز آمیز خبر از شکست و ناکامى این گروه مغرور مىدهد، شکستى که به زودى دامانشان را گرفت و عبرت مردم شدند.
در یازدهمین آیه سخن از مشرکانى است که دین و آیین حق را به بازى گرفتهاند و مال و ثروت دنیا آنها را مغرور ساخته است و همین امر سبب کفر و عنادشان با حق شد، مىفرماید: «کسانى را که آیین(فطرى) خود را به بازى و سرگرمى(و استهزاء) گرفتند و زندگى دنیا آنها را مغرور ساخته است رها کن»، (وذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاة الدنیا...) (16)
این تعبیر شاید گواه این باشد که آنها قابل هدایت نیستند، چرا که باده غرور چنان آنها را سرمست کرده و زرق و برق دنیاى مادى چنان آنها را فریب داده که به هیچ وجه حاضر به تسلیم در برابر حق نیستند و جز سخریه و استهزاء در برابر حق کارى ندارند و این معنى از عمق فاجعهاى که به خاطر غرورشان در آن گرفتارند خبر مىدهد.
تعبیر به «دینهم» اشاره به فطرى بودن دین الهى است که در سرشت همه انسانها حتى مشرکان وجود داشته و دارد، یا اینکه اشاره به کسانى است که حتى آیین بتپرستى خودشان را به بازى و مسخره مىگرفتند و به خاطر غرور حتى به آن هم پایبند نبودند و یا اشاره به آیین اسلام است که خداوند به نفع آنان و براى آنها فرستاده است.
در دوازدهمین آیه به همه انسانها هشدار مىدهد و از اینکه فریب زرق و برق دنیا را بخورند و به آن مغرور شوند و در دام شیطان بیفتند بر حذر مىدارد، مىفرماید: «اى مردم! ... وعده الهى حق است مبادا زندگى دنیا شما را بفریبد و مغرور سازد و مبادا شیطان شما را فریب دهد»! (یا ایها الناس... ان وعد الله حق فلاتغرنکم الحیاة الدنیا و لایغرنکم بالله الغرور) (17)
جالب اینکه اسباب غرور در این آیه دو چیز شمرده شده: زرق و برق دنیا» و «شیطان» و این تعبیر نشان مىدهد که گاه انسان بى آنکه از زندگى مادى مرفهى برخوردار باشد تنها با مشتى خیالات بى اساس مغرور مىشود و براى خود مقام و شخصیتى مىپندارد، در برابر حق سرکشى مىکند و در دام شیطان گرفتار مىشود. درست است که دنیاى پر زرق و برق یکى از دامهاى شیطان است ولى گاه خیال و پندار هم سرچشمه نفوذ شیطان مىگردد و انسان با آن دلخوش مىشود.
نتیجه نهایى
از مجموع آنچه در تفسیر و شرح آیات بالا گفته شد این واقعیتبه دست مىآید که مساله غرور و نخوت ازآنروزىکهآدمپابهاینکرهخاکىنهاد،درتمامدورانهاى تاریخ و عصر انبیاى پیشین تا امروز، یکى از سرچشمههاى اصلى و خطرناک فساد و انحراف و کفر و نفاق بوده است، مطالعه در این آیات نشان مىدهد که تا چه حد این صفت رذیله مایه بدبختى گروه عظیمى از انسانها و جوامع بشرى مىشود و اگر هیچ دلیلى بر زشتى این رذیله اخلاقى جز همین آیات نباشد کافى است.
نکوهش غرور در روایات اسلامى
مذمت از این خوى زشت در احادیث اسلامى نیز بازتاب گستردهاى دارد:
1- در حدیثى از امام امیرمؤمنان(ع) مىخوانیم: «سکر الغفلة و الغرور ابعد افاقة من سکر الخمور!; مستى غفلت و غرور از مستى شراب طولانىتر است». (18)
2- در حدیث دیگرى از همان حضرت مىخوانیم: «جماع الشر فى الاغرار بالمهل و الاتکال على العمل; کانون بدىها در مغرور شدن به مهلت الهى و اعتماد بر اعمال(ناچیز) است». (19)
انسان عمل خیر ناچیزى انجام مىدهد و به وسیله آن خود را اهل نجات مىداند و آزادى بى قید و شرطى براى خود قائل استیا اینکه گناهانى از او سر زده و مهلت پروردگار سبب غرورش مىشود.
3- در حدیث دیگرى از آن حضرت مىبینیم غرور ضد عقل شمرده شده است، مىفرماید: «لایلقى العاقل مغرورا; آدم عاقل هرگز مغرور دیده نمىشود». (20)
4- در حدیث دیگرى از همان حضرت مىخوانیم که غرور، انسان را در انبوهى از خیالات گرفتار مىسازد و اسباب نجات را از او قطع مىکند: «من غره السراب تقطع به الاسباب!; کسى که سرابها او را فریب دهد و مغرور سازد اسباب(نجات) از او قطع مىشود»! (21)
5- همان امام بزرگوار در تعبیر زیباى دیگرى در باره گروهى از منحرفان مىفرماید: «زرعوا الفجور و سقوه الغرور و حصدوا الثبور; آنها بذر فجور و گناه را افشاندند و با آب غرور و فریب آن را آبیارى کردند و محصول آن را که بدبختى و هلاکتبود درو کردند»! (22)
6- در سخن دیگرى آن حضرت غرور و خودبینى را یکى از موانع پندپذیرى انسان مىشمرد، مىفرماید: «بینکم و بین الموعظة حجاب من العزة; در میان شما و موعظه حجابى از غرور است»! (23)
7- و نیز از همان حضرت در جمله کوتاه و پرمعنى دیگرى آمده است: «طوبى لمن لم تقتله قاتلات الغرور; خوشا به حال کسى که عوامل کشنده غرور او را از پاى در نیاورد». (24)
آنچه در بالا گفته شد تنها بخش کوچکى از روایاتى است که در باره خطرات غرور و خودبینى سخن مىگوید وگرنه روایات در این زمینه فراوان است و مطالعه همین بخش براى پى بردن به آثار زیانبار غرور و خطرات آن کافى است.
2- اسباب غرور
بعضى از بزرگان علم اخلاق گفتهاند غرور از صفات زشتى است که هر گروهى به نوعى به آن گرفتارند هر چند اسباب و درجات غرور آنها مختلف است.
اسباب غرور و خودبینى بسیار زیاد است و مغروران گروههاى مختلفى هستند:
مغروران به علم و دانش و آنها کسانى هستند که وقتى به مقامى از علم مىرسند غرور و خودبینى بر آنها عارض مىشود، جز افکار خویشتن را نمىبینند و براى افکار دیگران ارزشى قائل نیستند، گاه خود را از مقربان الهى مىپندارند و قطعا اهل نجات! اگر کسى کمترین انتقادى از آنها کند ناراحت مىشوند و از همه انتظار احترام و پذیرش و قبول را دارند!
گاه مىشود که افراد کم ظرفیتبا فراگرفتن علم ناچیزى و خواندن کتاب و یا کتابهایى بر مرکب غرور سوار مىشوند و خود را شکننده صد قفل و صد زنجیر مىدانند چرا که تنها صرف میر میر را خواندهاند! و این بدترین نوع غرور است که عالم و دانشمند را هم از نظر ارزش علمى ساقط مىکند و هم از جهت ارزش اجتماعى!
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 13صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

هواداران روشنفکر هگل به دو دسته تقسیم می شوند:
هگلی های راست و هگلی های چپ- با هگلی های پیرو و هگلی های جوان.
هگلی های راستگرا افکاری سنتی و محافظه کارانه داشتند؛ از آنجمله: گابلر، گوشل، هاینریش و باوئر.
چپهای هگلی غیر از مارکس و انگلس، افرادی مانند: اشتراوس، فویرباخ، وبوئر بودند. تاثیر مهم هگل بر روی دو تن از هگلیهای جوان بنام مارکس و انگلس بود. آندو خود را وارث واقعی هگل گرایی می دانستند. مارکسیست های غربی مانند اعضای مکتب فرانکفورت و افرادی چون: لوکاچ، کورش و بلوخ نیز زیر تاثیر نظرات هگل بودند. ساتروکیرکگارد از مکتب اگزیستنسایالیسم و گادامر و دیلتی از مکتب هر منودیتیک هم زیر تاثیر افکار هگل هستند. تاثیرات بعدی هگل چنان عظیم بود که او علومی مانند:
فلسفه، دین، فلسفه تاریخ، فلسفه اجتماع و علوم اجتماعی را نیز تحت تاثیر خود قرار داد. هگل در کنار فیشته و شیلینگ یکی از نمایندگان مهم ایده الیسم آلمانی است وی میگفت که خدا هم یک فیلسوف است او فلسفه را به سه بخش تقسیم می کرد:
فلسفه روح شامل:
روح ذهنی شامل:
روح عینی شامل:
شامل 15 صفحه فایل word