
مقاله آسیب هاى روان شناختى اینترنت ، مطلب آموزشی و مقاله مناسبی برای رشته روانشناسی بوده که به تفصیل در 26 صفحه تهیه و آماده شده است.
آسیب هاى روان شناختى اینترنت ***

مقاله آسیب هاى روان شناختى اینترنت ، مطلب آموزشی و مقاله مناسبی برای رشته روانشناسی بوده که به تفصیل در 26 صفحه تهیه و آماده شده است.
استان آذربایجان غربی
این استان براساس آخرین تقسیمات کشوری 12 شهرسان ،28 بخش،22 شهر، 103 دهستان و 3227 آبادی دارای سکنه دارد و مرکز آن شهر تاریخی ارومیه است. شهرستان های استان آذربایجان غربی عبارتند از ارومیه، بوکان، پیرانشهر، تکاب، خوی، سردشت، سلماس، شاهین دژ، ماکو، مهاباد و میاندوآب و نقده.
شهرستان تکاب
شهرستان تکاب باوجــود آثار باستانی ، منابع طبیعی و معدنی در اطراف آن ، یکی از محروم ترین شهرهای استان آذربایجان غربی است . صنعت در این شهر رونق چندانی نیافته و اقتصاد آن وابسته به کشاورزی و دامداری اغلب سنتی می باشد. همه ساله صدها نفر از نقاط مختلف دنیا از آثار باستانی این شهر به خصوص تخت سلیمان بازدید میکنند. از مناطق دیدنی این شهر کوه زندان ، آبشار قینرجه ، آبهای گرم ، چمن متحرک و .. می باشد.
کوه بلقیس در نزدیکی تکاب یکی از زیباترین مکانهای گردشی و تفریحی است و در تابستان از آب و هوای بسیار خوبی برخوردار است.
تخت سلیمان
موقعیت مکانی
این اثر در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی واقع در 43 کیلو متری شهرستان تکاب قرار داد و فاصله آن از تهران تقریبا 500 کیلومتر است که میتوانید در 6 ساعت از تهران به این مکان سفر کرد .
تخت سلیمان یکی یا آتشکده آذر گشنسب (به معنی اسب نر) در تکاب آذربایجان، یکی از بزرگترین آتشکدهها و مورد احترام همه بوده است. گفته شده است که در هنگام تاجگذاری و جنگ پیاده از تیسفون به آنجا میرفتهاند.
در آنجا برکهای است که آب بطور طبیعی در آن میجوشد. آن گونه که یاقوت میگوید: «آب دئماً بوسیله هفت نهر از آن بیرون میآید و هفت آسیاب را میگردانده است» اکنون این چشمه بصورت خم ژرف در آمده در سوبات بجای مانده نشان میدهد که حدوداً هزار سال است که آب آن روان است. آتشکده، فضای گنبدداری است که در جلوی آن ایوان بوده و نیز دروازه عمومی و خصوصی برای ورود به آن داشته است. در کنار آن ایوان خسرو یا محل تاجگذاری خسرو قرار داشته است. این فضا بعداً در دوره هلاکو بازسازی و درون آن کاشیکاری شده است که شاید اقامتگاه تابستانی او بوده است. در سمت چپ آتشکده یک مدرسه و در پشت آتشکده، رصدخانه و در کنار آن جایی برای نیایش به مرور زمان ویران شده است. این بنا را میتوان یک مجموعه کامل و یکی از الگوهای همه مجتعهای ساختمانی که بعدها در ایران ساخته شده است، دانست.
ساختمانهای تخت سلیمان از شیوه پارتی بجای مانده بود. یک ارسن از ساختمانها گرداگرد آتشکده آذرگشنسب که پیش از اسلام جایگاه بسیار ارزشمندی بود، تشکیل یافته بود. پس از اسلام ایلخانان مغول دوباره به آن توجه کردند (674 ه.ق). با بهرهگیری از ویژگیهای بومی آنها، بویژه چشمه جوشان آن یک کاخ تابستانی در آن ساختند. همچنین تالار خسرو (جایگاه تاجگذاری خسرو پرویز) را که با سنگ لاشه ساخته شده بود، کاشیکاری کردند. بازمانده آن در مرز ایوان هنوز یافت میشود.
هنگامی که اعراب مسلمان، به نخستین پایتخت هخامنشیان وارد شدند، از دیدن بنایی سنگی و هرمی شکل که با قطعه سنگ های سفید آهکی برپا شده بود، حیرت کردند. آنان ساخت این بنا را که به مقبره ای با شکوه میمانست، از قدرت بشر خارج می دانستند.
از همان سال های نخستین حضور اسلام در ایران بود که آرامگاه ساخته شده در دشت مرغاب به گور سلیمان نبی معروف شد. بی شک سلیمان می توانست با کمک دیوان، سازه ای با ویژگی های آرامگاه مرغاب بنا کند.
مدت درازی از زمان کشف هویت واقعی گور سلیمان یا گور مادر سلیمان نمی گذرد. پژوهش های 200 سال اخیر نشان داده است که آن چه در دشت مرغابی یا جلگه پاسارگاد مشهد مادر سیلمان معروف است، آرامگاه کوروش پادشاه انساندوست و انسانپرور هخامنشی است.
«مردمان بعد از اسلام بسیاری از ساختمان های مهم و عظیم سنگی که ساخت آنها را از عهده بشر خارج دانسته، از زمان و بانی ساخت آنها بی اطلاع بودند، به سلیمان نسبت داده اند. تصورشان این بود که چون دیوان گوش به فرمان وی بودند، برای او کاخ ها و عمارت های عظیم سنگی می ساختند. آرامگاه ساخته شده در دشت مرغاب معروف به گور سلیمان و بنای مرتفع سنگی ساخته شده بر بلندای تپه ای واقع در این دشت، موسوم به تخت سلیمان از جمله این بناها محسوب می شوند. اسم گذاری خرابه های قصر اشکانیان در آذربایجان غربی به تخت سلیمان نیز از همین تفکر نشات می گیرد.»
آرامگاه کوروش اولین بنایی است که در بدو ورود به محوطه تاریخی پاسارگاد با آن رو به رو می شویم. بنایی سنگی که به صورت هرمی شکل ساخته شده است. شش ردیف پلکان مرتفع بازدید کننده را از سطح دشت به اتاقک بالایی سازه راهنمایی می کنند.
سنگ های تشکیل دهنده بنا بدون ملات و با استفاده از بست های آهنی به صورت دم چلچله ای، روی یکدیگر قرار گرفته اند. اما پاسارگاد تنها به یک بنا یا محوطه خاص محدود نمی شود. از زمانی که پاسارگاد به عنوان محوطه ای تاریخی شناسایی و حصارکشی شد یعنی از اوایل دهه پنجاه شمسی، مجموعه ای از آثار هخامنشی تا اسلامی، در این حوزه، شناسایی شده و جملگی تحت حفاظت و مرمت قرار گرفتند.
جلگه پاسارگاد که در منطقه مرتفع شمال غرب استان فارس در 138 کیلومتری شیراز قرار گرفته، به مستطیلی شباهت دارد که بخش شمالی آن 10 تا 12 کیلومتر طول دارد و بخش شرقی و غربی آن 25 کیلومتر، جنوب غربی این دشت به تنگ های باریک به نام تنگ بلاغی منتهی می شود. طول این تنگه 12 کیلومتر است و با عرضی به پهنای 200 تا 500 متر بر پهنه دشت گسترده شده است.
نام پاسارگاد را به عنوان مهم ترین طایفه و عشیره پارسیان که شاهان هخامنشی از تیره آنان اند، دانسته اند، اگر چنین نام گذاری درست تلقی شود، پاسارگاد را باید یکی از مهم ترین اقامتگاه های هخامنشیان به شمار آورد. پس باید به دنبال شهر و تختگاهی بود که مردمان به آن داخل شده و به رفع و رجوع امور روزانه بپردازند.
در منتهی الیه مجموع کاخ های موجود در پاسارگاد، تالاری ستون دار قرار گرفته است که به دلیل وجود درگاهی بزرگ و منقوش به تصویر انسان بالدار، به کاخ دروازه معروف شده است. پژوهشگران این مجموعه را دروازه پاسارگاد تلقی می کنند. در عکس هایی که جیمز موریه و سر ویلیامز اوزلی در سال 1811 از نقش انسان بالدار تهیه کرده اند، کتیبه ای بر بالای نقش هویداست که اینک مفقود شده است. متخصصین خطوط باستانی، کتیبه را چنین ترجمه کرده اند:
من، کوروش، شاه هخامنشی.
آن جا که شاهان استقرار می یابند، جایی نیز باید برای ملاقات با مردمان میداشته است. کاخ بارعام در 1250 متری شمال شرقی آرامگاه کوروش به همین منظور ساخته شده بود. کاخ بر یک تالار مرکزی و چهار ایوان در اطراف تالار مشتمل می شده است. هشت ستون در دو ردیف چهار تایی نیز سقف بنا را نگاه می داشته اند.
سرستون هایی به شکل جانوران مختلف از جمله شیر، شیروان (شیر شاخدار)، گاو اسب، بر بلندای سنگ های استوانه ای شکل، آخرین نقطه اتصال سقف و ستون ها به شمار می آمدند. سرستون هایی با شکل سر اسب، تنها در کاخ بارعام تاریخ ساخت آن را 546 تا 530 پیش از میلاد تخمین زده اند، دیده شده است.
نام کوروش، که در جای جای مجموعه بنای پراکنده در دشت مرغاب دیده می شود، [گرچه کوروش، هماره در سفر بود] اما نخستین پادشاه سلسله هخامنشی، مکانی را برای اقامت موقت خود نیاز داشته است. باستان شناسان و متخصصین تاریخ، در فاصله 230 متری شمال غرب کاخ بارعام ، بنایی را شناسایی کرده اند که مشخصات یک مجموعه مسکونی را داراست. نام این بنا در تاریخ معاصر، کاخ نشیمن یا کاخ اختصاصی ثبت شده است.
یک تالار در میانه و در ایوان در شرق و غرب آن، معماری این کاخ عظیم را شکل داده اند. تالار با 30 ستون برپا شده است: ایوان شرقی را 40 ستون که در دو ردیف بیست تایی کنار هم قرار گرفته اند سر پا نگه داشته اند و ایوان غربی را دو ردیف ستون و در هر ردیف 12 تا.
هنوز باستان شناسان به دنبال قلمه های بالایی ستون های تالار و سرستون های این بخش می گردند. تاکنون جز 190 سانتی متر از ستون ها که بر زمین قرار دارد، نشانه ای از بخش های فوقانی ستون ها پیدا نشده است. بر جرز درگاه این بنا، تصاویری از گذر پادشاهی پارسی نقر شده و بر بالای هر یک نگاشته اند: کوروش، شاه بزرگ هخامنشی.
مسافرینی که از شیراز به اصفهان سفر می کنند، بقایای دیوار سنگی عظیمی را می بینند که همچنان در شمال جلگه پاسارگاد، مشرف به تمام قصرها و بناهای پراکنده در دشت پابرجاست. بر فراز صفحه ای که اینک تنها دیوارهایش بر جای مانده، بناهایی ساخته شده بود که بنا بود مجموعه ای همانند تخت جمشید را شامل شود. مرگ کوروش، گرچه از ارزش های معنوی پاسارگاد نکاست اما موقعیت این مجموعه را از مرکز تمرکز هخامنشیان به محلی عبادی _ سیاسی تغییر داد. تل تخت یا تخت سلیمان نیز که دیگر نمی توانست رقیبی برای مجموعه کاخ های تخت جمشید در 70 کیلومتری جنوب پاسارگاد باشد، در دوران حکمرانی داریوش به دژ نگهبانی تبدیل شد.
متخصصینی که ویژگی های معماری و ساخت و ساز در دوران های مختلف را بررسی می کنند، از کنار رابطه معماری و طبیعت به سادگی نمی گذرند. باغ ها و بوستان ها، مهم ترین نمونه های قابل تامل ارتباط تنگاتنگ انسان و طبیعت به شمار می روند.
سه آتشکده بسیار مهم در دوران ساسانی در ایران وجود داشت که هم اکنون تنها آثاری از آتشکده آذرگشنسب که به نام تخت سلیمان شهرت پیدا کرده، بر جا مانده است. این آتشکده از نظر مسایل اعتقادی، باورهای دینی و نقشی که در حیات سیاسی و اجتماعی دوران ساسانیان داشت از اهمیت بسیاری برخوردار بود. آتشکده آذرگشنسب در واقع نماد اقتدار حکومت ساسانیان محسوب می شد. خصوصا پس از خیزش مزدکیان و شکل گیری جنبش آن، «خسرو انوشیروان» به عمران و آبادی این آتشکده با عنوان عامل وحدت ملی و یکسان سازی دین کشوری توجه ویژه ای کرد. آتشکده آذرگشنسب در زمان حمله رومیان به ایران و غلبه آنان بر سپاه خسرو پرویز، غارت و ویران شد، در حالی که رومیان هیچ کاری به پایتخت کشور نداشتند.
حمله رومی ها، اعراب و پذیرش دین اسلام از سوی ایرانیان تغییراتی در وضعیت آبادانی آتشکده پدید آورد و اغتشاشات اواخر دوره ساسانیان نیز موجب شد هیچ تجدید بنایی در این محل انجام نشود. تا این که در دوران ایلخانان، این مجموعه به عنوان پایتخت ییلاقی حکام مغول مورد استفاده قرار گرفت.
اما پس از سقوط ایلخانان، تخت سلیمان تقریبا متروک شد و به عنوان یک شهرک خدماتی کوچک با امکاناتی نظیر آهنگری، سفال گری و نانوایی مورد استفاده قرار گرفت.
در دوران صفویه دیگر این مجموعه به طور کامل متروک شد و هیچ استفاده ای از آن نشد.
در این منطقه نشانهها و بقایای استقرار از هزاره اول پیش از میلاد تا قرن 11 هجری قمری به چشم میخورد. اما اوج شکوه و آبادانی تخت سلیمان مربوط به دوره ساسانی است که ساختمان آتشکده آذرگشنسب در آنجا احداث شد و آتش جاودان آن به مدت 7 قرن نماد اقتدار آئین زردتشت محسوب میشد. آتشکده ساسانی آذرگشنسب از زمان حکومت ایلخانیان به بعد «تخت سلیمان» نام گرفت.
بعد از زوال حکومت ساسانی و پذیرش دین اسلام توسط ایرانیان، این مجموعه عظیم که در جنگهای ایران و روم در زمان خسرو پرویز به شدت آسیب دیده بود، دیگر رمق تجدید حیات نیافت، اما تا قرن 4 هجری قمری تعداد اندکی از معتقدان آئین زرتشت در این محل اسکان داشته و آتشکده نیز در مقیاس کوچکتری مورد استفاده بوده است.
در دورة ایلخانیان و در زمان حکومت آباقاخان مغول این شهر بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و با انجام تعمیرات وسیع و چشمگیر و احداث بناهای جدید، از این مکان به عنوان پایتخت باستانی و تفرجگاه استفاده شد.
بازگویی میراث
قلعه تخت سلیمان با قدمتی 2 هزار ساله میراث و تاریخ ایران باستان را بازگو میکند. این قلعه به وسعت حدود 1000 متر دارای مجموعههایی از جمله استخر، عبادتگاه، دروازههای ورودی به قلعه، ستونهای بلند، ایوان، قسمگاه، آتشکدهها، آبگرم معدنی و دژهای نگهبانی است.
استخر بیضی شکل معروف به دریاچه تخت سلیمان با رنگ ارغوانی و فیروزهای از عجایب این مکان تاریخی است که باستانشناسان و محققان در مورد عمق واقعی آن اطلاعی در دست ندارند. گفته میشود در قعر آب دریاچه، خزاین عظیمی از زیورآلات و اشیای قیمتی وجود دارد که شاهان از ترس دشمن به دریاچه ریختهاند.
آتشکدههای تخت سلیمان نیز به نامهای آذرگشسب، جاویدان و آناهیتا هر یک برای خود افسانههای شنیدنی دارند. محمد جواد، یکی از مورخان این منطقه در کتاب نگاهی به آذربایجان نوشته است:
آتشکده جاویدان که آذرخوش نیز گفته میشود، به علت اینکه به روی مخازن نفت قرار داشته و همیشه روشن بوده، از آتشکدههای جاویدان محسوب میشده است. در آتشکده آذرگشسب نیز مردم برای رفع مشکلات خود به دعا میپرداختهاند.
آتشکده آناهیتا نیز که 8 ستون دو متری از آن بجای مانده است، توسط یک هیات مشترک ایرانی ـ آلمانی از دل زمین بیرون آورده شده است.
زندان سلیمان نیز که در 500 متری قلعه قرار دارد، بر اساس افسانههای قدیمی محل زندانی دیوهای خطارکار بوده که بر روی کوهی واقع است و در قلعه آن، دهانه بزرگی از یک آتشفشان غعرفعال وجود دارد.
تخت سلیمان و آثار باستانی و تاریخی موجود در آن یکی از مهمترین و مشهورترین مراکز تاریخی و تمدنی کشور ماست که دیرگاهی است روزگاران آبادانی و رونق خود را پشت سر گذاشته و در ایام پیری و دیرینهسالی، در سکوت و خلوت کوهستانهای سرسبز منطقخه افشار به حیات آرام و خسته خود ادامه میدهد.
این مکان تاریخی در 45 کیلومتری شمال شرق شهرستان تکاب در آذربایجان غربی واقع شده است.
این اثر مهم کمتر از دیگر آثار تاریخی و باستانی ایران مورد توجه و مطالعه محققان و باستانشناسان قرار گرفته و این امر شاید به دلیل بعد مسافت و دور از دسترس بودن آن است.
تخت سلیمان کنونی باقیمانده و قلعه و آثار قصر بزرگ و عمارتهای مخصوص برای سکونت موبدان بوده است که در زمان اشکانیان و ساسانیان در اوج قدرت بود و در نتیجه حمله رومیان و تاخت و تاز عرب و مغول ویران شد.
این مکان تاریخی بدور دریاچهای قرار دارد که با دیوار سنگی محصور و به شکل بیضی ساخته شده که طول آن از شمال به جنوب 400 متر و عرض آن از شرق به غرب، 200 متر است.
این قلعه دارای مجموعههایی از جمله استخر، عبادتگاه، دروازهه ای ورودی به قلعه، ستونهای بلند، ایوان، قسمگاه، آتشکدهها، آبگرمهای معدنی و دژهای نگهبانی است.
استخر بیضی شکل معروف به دریاچه تخت سلیمان با رنگ ارغوانی و فیروزهای، از عجایب این مکان تاریخی است که حدود 80 متر عرض و 120 متر طول دارد.
این دریاچه که عمق آن 110 متر است، به صورت چشمه جوشانی از طبقات تحتالارضی فوران میکند و طبق محاسبهای که شده در هر ثانیه 100 لیتر آب از دل زمین میجوشد.
به گفته کارشناسان، قلعه سلیمان از سمت جنوبی شبیه به یک دروازه قدیمی است که چند دیوار فرو ریخته، سه اتاق بدون سقف داشته و گفته میشود این محل روزی عبادتگاه موبدان به درگاه خداوند بوده است.
به مورخان، آباقان خان مغول ـ نواده چنگز که مسلمان شده بود ـ مسجدی بر روی ویرانههای این قلعه بنا نهاد که بعدها ویران شد.
ستون هفت متری که در ورودیه این قصر قرار دارد متعلق به مکان خسروپرویز بوده که تنها یک ستون از آن باقی مانده و از 20سال پیش داربستهایی برای جلوگیری از از ریزش مجاور این ستون بسته شده است. در برخی قسمتهای این ستون آثار تعمیرات از جمله گچبری مربوط به دوره مغول دیده میشود و گفته میشود این ایوان قصر باستانی شاهان ایران بوده و از نوع ایوان مدائن است.
9 پله سالم در پای پادگاهی در شمالیترین نقطه تخت سلیمان مشاهده میشود که از آن به عنوان قسمگاه شاهان ساسانی یاد شده است. تنوع کاشیهای اسلامی در تخت سلیمان به قدری است که میتوان آنها را به ردهها و مکاتیب مختلفی تقسیمبندی کرد. از همه مهمتر، نوع زرینفام کتیبهدار و نیز کاشی برجستههای زمینه لاجوردی و فیروزهای زراندود با نقوش حیوانات اساطیری همچون سیمرغ و اژدهاست که در تزئین دیوار کاخها بکار میرفته است.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 53 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

بررسی روانشناسی پدیده خودکشی ، مطلب آموزشی و مقاله مناسبی برای رشته روانشناسی بوده که در 6 فایل و در 50 صفحه تهیه شده است.
چکیده :
مقوله فرهنگ به عنوان بزرگ ترین نیاز جامعه بشری است و عامل اصلی پویائی، نشاط و تداوم حیات جوامع می باشد. مبحث حوزه فرهنگ به عنوان مهمترین عامل در توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و انسانی و اخلاقی کشور در کانون توجه صاحب نظران، اندیشمندان و نخبگان قرار گرفته است. با تبیین رابطه فرهنگ با رفتار اجتماعی می توان تأثیر فرهنگ را بر رفتار اجتماعی مدنظر قرارداد. پس فرهنگ این استعداد را داشته و دارد که با خصلت و ویژگیهائی که دارد به شناخت شناسی و درون کاوی آن پرداخت. فرهنگ می تواند رفتار اجتماعی جامعه را هدایت و ساخت و ساز نماید. رفتارهای اجتماعی گسلنده، رسمی، صمیمانه، فرادستانه، فرودستانه، شور فاصله و غیره تحت تأثیر فرهنگ هستند. رابطه مستقیمی بین فرهنگ و رفتارهای اجتماعی وجود دارد.
واژگان کلیدی : فرهنگ، رفتار اجتماعی، همبستگی اجتماعی، شناخت اجتماعی، زیست بوم.
مقدمه :
از آنجائی که فرهنگ به مجموعه شیوه زندگی افراد یک جامعه اطلاق می شود، جوهره هستی و ذات زندگی آدمی است. «فرهنگ بزرگ ترین نیاز جامعه بشری است و عامل اصلی پویایی، نشاط و تداوم حیات جوامع می باشد. امروزه مباحث حوزه فرهنگ به عنوان مهم ترین عامل در توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و انسانی و اخلاقی کشور در کانون توجه صاحب نظران، اندیشمندان و نخبگان قرار گرفته است (صالحی امیری، 1386 : 7 ). موضوع فرهنگ از دیرباز در کانون مطالعات علمی قرار گرفته است، چرا که یکی
از مهمترین پدیده های زندگی اجتماعی انسان می باشد. از آنجائی که فرهنگ مصداق عینی و نمادی پیدا می کند، یکی از جایگاههای وجود فرهنگ، در جوامع انسانی است. لذا آدمیان با رفتار اجتماعی و جامعه پذیری به نوعی کنش فرهنگی می پردازند. چون امروزه فرهنگ اندیشی مدنظر بیشتر قرار گرفته و اهمیت تأثیر آن بر رفتار اجتماعی بیشتر گسترده تر شده است. این مقاله به عنوان تأثیر فرهنگ بر رفتار اجتماعی با طرح این سوالات که آیا فرهنگ بر رفتار اجتماعی انسان تأثیر می گذارد؟ و چه رابطه ای بین فرهنگ و رفتار اجتماعی وجود دارد؟ در پاسخ به این سؤالات فرضیه ای که در این پژوهش به آن می پردازیم همان است که فرهنگ رفتار اجتماعی ما را به شیوه هایی دقیق و ظریف تحت تأثیر قرار می دهد. به یک معنا رابطۀ مستقیمی بین فرهنگ و رفتار اجتماعی وجود دارد.
زمینه و چهار چوب نظری :
مفهوم فرهنگ همراه با رفتار اجتماعی و وجود رابطه بین این دو مفهوم و تأثیر فرهنگ بر رفتار اجتماعی از مفاهیم و چارچوب های نظری این پژوهش می باشند. ابتدا به موضوع فرهنگ می پردازیم. واژه فرهنگ از زبان پهلوی (فارسی میانه) از دو جزء فر و هنگ تشکیل شده است. فر یا فره با رقه ای الهی است که بر دل انسان تجلی می کند و مایه کمال و تعالی نفس می گردد، و هنگ یا هنج از مصدر هیختن یا هنجیدن به معنی برآوردن و جلوه گر ساختن است. در زبان های اروپایی Culture به معنی پرورش و تعلیم و تربیت است. در اروپا تا نیمه دوم قرن هیجدهم، اصطلاح امروزی فرهنگ Culture متداول نبود و غالباً این واژه در جوار کلمه تمدن Civilization به کار می رفت. فرهنگ نمایشگر رفتارها و باورهای والا و جا افتاده جامعه است و شامل آدابی است که الگو و اسوه اعمال افراد در جمع است و روح هر جامعه ای را باز می نماید (کاظمی، 1382 : 35 ).
فرهنگ مجموعه ای از سنت ها، باورها، آداب و اخلاق فردی یا خانوادگی اقوامی است که پای بندی ایشان بدین امور باعث تمایز آنها از دیگر اقوام و قبایل می شود (ولایتی، 1384 : 19 ). فرهنگ جوهره هستی و ذات زندگی آدمی است. حقیقیتی است که انسان را صاحب هویت و شخصیت می نماید. شیوه زندگی و رفتار یک اجتماع را در تطور تاریخی تعیین می کند و عامل انسان ساز و در برگیرنده ویژگیهای معنوی و مادی است. فرهنگ مجموعه ای است از آداب و رسوم، عقاید و افکار، پندارها و باورها، گفتارها و کردارها، ابداعات و اختراعات، هنجارها و اعتقادات، هنر و ادبیات که طی زمان در جامعه شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و عموم اعضای جامعه آنها را به صورت عادت به منصۀ ظهور می رسانند. این فرهنگ است که به یکایک افراد جامعه می آموزد که کدام یک از هدف های مادی و سخنهای رفتاری ارزشمند و کدام یک عبث و بیهوده و در نهایت باید کنار گذاشته شوند. فرهنگ به افراد جامعه احساس هویت و متعلق بودن بخشیده و حقوق، رسالت، وظایف و چگونگی رفتار و کردار افراد را شکل می دهد. فرهنگ با عناصر درونی خود می تواند تنش های درونی جامعه را کاهش دهد و با توسل به راه های متناسب، همبستگی اجتماعی را افزایش دهد (ازغندی، 1379 : 84 ).
مقوله فرهنگ استعداد و خلاقیت برای تغییرات اساسی و بنیادی در ساخت اجتماعات بشری را دارد و لذا در رویکرد فرهنگ باور باید عامل فرهنگ را به مثابۀ یک واقعیت اجتماعی لحاظ کرد تا هر چه بیشتر به شناخت شناسی از آن دست یازید.
فرهنگ برای جامعه همچون حافظه برای انسان است. به عبارت دیگر فرهنگ شامل سنت هایی است که نشان می دهد. پیش از این چگونه عمل شده است. فرهنگ همچنین شامل شیوۀ نگرش مردم به خود و محیط اطرافشان، پیش فرض های بیان نشده آنها درباره راه و رسم دنیا و همچنین روشی است که مردم باید عمل کنند (تری یاندیس، 1383 : 26 ).
در پرداختن به موضوع نظری رفتار اجتماعی چنین باید گفت که رفتار اجتماعی به وسیله انسانها در اجتماعات شکل می گیرد. «وقتی می گوئیم فرهنگ محصول یک محیط است، هر شخص در جامعه ای به دنیا می آید و در آنجا پرورش می یابد که پیش از او در آنجا فرهنگی وجود داشته است. انسان نه تنها سازنده فرهنگ است بلکه خودش نیز تا حدود زیادی محصول فرهنگی است که می سازد. یک شخص می تواند تا مدتی خودش را از نفوذ جانعه دور نگهدارد اما نمی تواند از نفوذ و تأثیر فرهنگ دور بماند. محیط فرهنگی جامعه احتمالاً عمیق ترین، پردامنه ترین و بلندترین تأثیر را بر رفتار اجتماعی اکثریت اعضای جامعه می گذارد. (تری یاندیس، 1383 : 263 ).»
عوامل زیادی در اجتماعی شدن انسان و نوع زندگی او نقش دارد، لذا انسان با دریافت الگوهای ذهنی یا عملی الگوهای رفتاری و با کمک فرهنگ و عوامل دیگر به رفتارهای اجتماعی می پردازد. می توان به گروهها یا زمینه های اجتماعی که فرایندهای مهم اجتماعی شدن در درون آنها رخ می دهد تحت عنوان اجتماعی شدن اشاره کرد (گیدنز، 1383 : 103 ).
شناخت اجتماعی از فرهنگ :
یکی از مهم ترین میادین و جایگاههای رخداد فرهنگ ها در جوامع روی می دهد. فرهنگ ها بیشتر در عرصات اجتماعی ارض اندام می کنند. شاید بتوان گفت « فرهنگ، دریچه هایی برای دیدن جهان تحمیل می کند، ما جهان را کمتر آن گونه که هست و بیشتر آن گونه که ما هستیم می بینیم (تری یاندیس، 1383 : 44 ). برای اینکه هرچه بیشتر توانمندی تأثیر اجتماعی فرهنگ را دریافت کنیم؛ فرهنگ را به اجزای کوچکتری تقسیم می کنیم. جنبه های عینی فرهنگ که شامل (ابزار، جاده ها و ایستگاههای رادیویی) و جنبه های ذهنی آن که شامل (طبقه بندیها، هنجارها، قواعد و ارزشها) می باشد. پس مناسب ترین محیط فرهنگ برای تبادل و ایجاد تأثیر همان در سطح جامعه می باشد » با آنکه فرهنگ رفتار اجتماعی را شکل می دهد، ولی تنها عامل تعیین کننده یعنی برای مثال زیست شناسی و زیست بوم هم در این امر نقش اساسی دارند (تری یاندیس، 1383 : 28 ). انسانها در محیط های فیزیکی بسیار متنوعی زندگی می کنند. زیست بوم به جایی گفته می شود که مردم در آنجا زندگی می کنند. زیست بوم شامل اشیاء، منابع جغرافیایی محیط و روشهایی است که فرد با آنها زندگی می کند و بقا می یابد. برای مثال اگر در محیط زیستی ماهی وجود داشته باشد مردم می توانند ماهیگیری کنند. زیست بوم، فرهنگ را و فرهنگ هم به نوبۀ خود، انواع خاص رفتارها را شکل می دهد. به طور خلاصه روش ساده شده تفکر درباره فرهنگ قراردادن آن بین زیست بوم و رفتار اجتماعی است.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 14 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
نظر به این که علم مکانیک رونق خوبی در کشور داشته است اینجانب سعی کرده ام که مطالبی را که در مورد سیستمهای کلی مکانیک مثل مولد وانتقال قدرت است خلاصه نویسی کرده ودر عوض مطالبی خاص ومفید را تهیه بکنم؛ مطالبی که مطمئناً در پیشرفت وبه روزشدن مکانیک تأثیر گذار می باشد.
دراین پروژه مطالبی که ارائه شده بر مبنای کارهایی است که من درمدت دوره کارورزی خود گذرانده ام از این رو مطالب این پروژه در مورد سیستمهای خاصی از خودرو تنظیم شده است.
پروژه اینجانب از2بخش اصلی یعنی:
1. بخش گزارش کارهای انجام شده در دوره کارورزی
2. بخش تئوری کار
تشکیل شده است.
امیدوارم که موردقبول شما استاد محترم جناب آقای عبادی قرار بگیرد.
موتور
ساختمان موتور
ساختمان موتورها بسیار گوناگون ولی در عین حال از لحاظ اصول کلی بسیار مشابه است. مثلا همه موتورهای احتراقی دارای یک محفظه برای فشرده کردن سیال میباشند که سیلندر نام دارد. یا اینکه همگی دارای یک قطعه متحرک رفت و برگشتی میباشند که پیستون نام دارد و ... لیکن ساختار موتورهای برقی متفاوت است. همگی آنها دارای یک سیم پیچ ثابت میباشد که میدان مغناطیسی ایجاد میکند. در میان این سیم پیچ میدان ، یک آرمیچر (روتور) وجود دارد که با تغییرات میدان مغناطیسی انرژی الکتریکی را به انرژی جنبشی تبدیل میکند (به شکل چرخش) و ... .
طرز کار موتور
موتورهای الکتریکی از لحاظ تجهیزات و ساختار نسبتا ساده تر از موتورهای احتراقی هستند. البته طرز کار آنها نیز نسبتا ساده تر است. این موتورها با ایجاد یک میدان مغناطیسی و تغییرات مکرر این میدان مغناطیسی باعث به چرخش درآمدن روتور میشوند. و این چرخش توسط میله ای از محفظه موتور خارج و مورد استفاده قرار میگیرد. موتورهای احتراقی بصورت نوسانی کار میکنند یعنی اینکه قطعات متحرک آنها (پیستونها) که قابل انتقال انرژی هستند، حرکت رفت و برگشتی دارند. برای تبدیل این حرکات رفت و برگشتی به حرکت چرخشی وسیلهای به نام میل لنگ استفاده میشود. لیکن در نهایت انرژی جنبشی این موتورها هم بصورت چرخش یک میله از محفظه موتور به خارج فرستاده میشود.
قدم مهم در توسعه موتورهای امروزی (که اغلب موتورهای احتراق داخلی هستند) زمانی برداشته شد که بودورثا مهندس فرانسوی چهار اصل عمده را که برای کار موثر این موتورها الزامی بودند، ارائه کرد. این اصول چهارگانه به قرارزیرند:
اتاقک احتراق باید کوچکترین نسبت سطح به حجم ممکن را داشته باشد.
فرآیند انبساط مخلوط گاز هوا و سوخت باید تا حد امکان سریع انجام شود.
تراکم مخلوط در ابتدای مرحله انبساط باید تا حد امکان زیاد باشد.
کورس پیستون می بایست تا حد امکان زیاد باشد.
انواع موتور
موتورها را بر اساس منبع تامین کننده انرژی به دو دسته موتورهای برقی و موتورهای احتراقی تقسیم می کنند.
موتورهای احتراقی: با سوزاندن مواد سوختی (اغلب سوخت های فسیلی) تولید انرژی می کنند.
موتورهای برون سوز: در این موتورها احتراق در بیرون از موتور صورت می گیرد (مانند موتور بخار)
موتورهای درون سوز: در اینگونه موتورها ماده سوختنی مستقیما در داخل موتور سوزانده می شود.
موتورهای درون سوز خود به دو گروه تقسیم می شوند:
موتورهای اشتعال جرقه ای: سوخت به کمک یک جرقه الکتریکی در این موتورها مشتعل می شود.
موتورهای دیزل: در این موتورها سوخت بواسطه حرارت بالای ایجاد شده بوسیله فشار مشتعل می گردد
موتورهای دیزل
موتورهای دیزل نیز مانند سایر موتورهای احتراق داخلی بر مبناهای مختلفی قابل طبقهبندی هستند. مثلا میتوان موتورهای دیزل را بر حسب مقدار دفعات احتراق در هر دور گردش میل لنگ به موتورهای دیزل دوزمانه و یا موتورهای دیزل چهارزمانه تقسیمبندی نموده و یا بر حسب قدرت تولیدی که به شکل اسب بخار بیان میگردد. یا بر حسب تعداد سیلندر و یا شکل قرارگیری سیلندرها که بر این اساس به دو نوع موتورهای خطی و موتورهای V یا خورجینی تقسیم بندی میکردند و ...
ساختمان
ساختار موتورهای دیزل نه تنها در سیستم تغذیه و تنظیم سوخت با موتورهای اشتعال جرقهای تفاوت میکند. بنابراین ساختارهای بسیار مشابهی میان این موتورها وجود دارد و تنها تفاوت ساختمانی آنها قطعات زیر است که در موتورهای دیزل وجود دارد و در سایر موتورهای احتراق داخلی وجود ندارد.
• _پمپ انژکتور :__ وظیفه تنظیم میزان سوخت و تامین فشار لازم جهت پاشش سوخت را به عهده دارد.
• انژکتورها : باعث پودر شدن سوخت و گازبندی اتاقک احتراق میشوند.
• فیلترهای سوخت : باعث جداسازی مواد اضافی و خارجی از سوخت میشوند.
• لولههای انتقال سوخت : میبایست غیرقابل اشباع بوده و در برابر فشار پایداری نمایند.
• توربوشارژر : باعث افزایش هوای ورودی به سیلندر میشوند.
طرزکار
همانگونه که اشاره شد موتورهای دیزل بر اساس نحوه کارکردن به دو دسته موتورهای 4 زمانه و 2 زمانه تقسیم میشوند. لیکن در هر دوی این موتورها چهار عمل اصلی انجام میگردد که عبارتند از مکش یا تنفس - تراکم - انفجار و تخلیه اما بر حسب نوع موتورها ممکن است این مراحل مجزا و یا بصورت توام انجام گیرند.
سیکل موتورهای دیزل چهارزمانه
• زمان تنفس :
پیستون از بالاترین مکان خود (نقطه مرگ بالا) به طرف پایینترین مکان خود در سیلندر (نقطه مرگ پایین) حرکت میکند در این زمان سوپاپ تخلیه بسته است و سوپاپ هوا باز است. با پایین آمدن پیستون یک خلا نسبی در سیلندر ایجاد میشود و هوای خالص از طریق مجرای سوپاپ هوا وارد سیلندر میگردد. در انتهای این زمان سوپاپ هوا بسته شده و هوای خالص در سیلندر حبس میگردد.
• زمان تراکم :
پیستون از نقطه مرگ پایین به طرف بالا (تا نقطه مرگ بالا) حرکت میکند و در حالیکه هر سوپاپ بستهاند (سوپاپ هوا و سوپاپ تخلیه) هوای داخل سیلندر متراکم میگردد و نسبت تراکم به 15 تا 20 برابر میرسد. فشار داخل سیلندر تا حدود 40 اتمسفر بالا میرود و بر اثر این تراکم زیاد حرارت هوا داخل سیلندر به شدت افزایش یافته و به حدود 600 درجه سانتیگراد میرسد.
• زمان قدرت :
در انتهای زمان تراکم در حالیکه هر دو سوپاپ همچنان بستهاند و پیستون به نقطه مرگ بالا میرسد مقداری سوخت روغنی (گازوئیل) به درون هوا فشرده و داغ موجود در محفظه احتراق پاشیده میشود و ذرات سوخت در اثر این درجه حرارت زیاد محترق میگردند. پس از خاتمه تزریق سوخت عمل سوختن تا حدود 3/2 از زمان قدرت ادامه پیدا میکند.
فشار زیاد گازهای منبسط شده (به علت احتراق) پیستون را به طرف پایین و تا نقطه مرگ پایین میراند. حرکت پیستون از طریق شاتون به میللنگ منتقل میشود و موجب گردش میللنگ میگردد. در این مرحله حرارت گازهای مشتعل شده به 2000 درجه سانتیگراد میرسد و فشار داخل سیلندر تا حدود 80 اتمسفر افزایش مییابد.
• زمان تخلیه :
با رسیدن پیستون به نقطه مرگ پایین در مرحله قدرت ، سوپاپ تخلیه باز میشود و به گازهای سوخته تحت فشار اولیه اجازه میدهد سیلندر را ترک کند. پس پیستون از نقطه مرگ پایین به طرف بالا حرکت میکند و تمام گازهای سوخته را بیرون از سیلندر میراند. در پایان پیستون یکبار دیگر به طرف پایین حرکت میکند و با شروع زمان تنفس سیکل جدیدی آغاز میگردد.
سیکل موتور دوزمانه دیزل
در این نوع موتورهای دوزمانه سوپاپ تنفس هوای تازه ، نظیر آنچه در موتورهای چهارزمانه ذکر شد وجود ندارد. و به جای آن در فاصله معینی از سه سیلندر ، مجراهایی در بدنه سیلندر تعبیه شده است. که پیستون در قسمتی از مسیر خود جلوی آنها را میبندد، اصول کار این موتورها در دوزمان است، که در واقع در هر دور چرخش میللنگ اتفاق میافتد.
• زمان اول :
پیستون از نقطه مرگ پایین به طرف بالا و تا نقطه مرگ بالا حرکت میکند. در این زمان پیستون پس از عبور از جلو مجاری تنفس هوای تازه را تاحد معینی متراکم میسازد. در طول این زمان سوپاپ تخلیه که در قسمت فوقانی سیلندر و در داخل سه سیلندر قرار دارد کماکان بسته مانده است.
• زمان دوم :
در انتهای زمان اول مقداری سوخت روغنی (گازوئیل) به صورت پودرشده به درون هوای متراکم شده و داغ موجود در محفظه احتراق پاشیده میشود و ذرات سوخت محترق میگردد. فشار زیاد گازهای محترق شده پیستون را به طرف پایین میراند. پیستون در مسیر حرکت روبه پایین خود جلو مجاری تنفس هوای تازه را باز میکند. در این موقع هوای تازه به شدت وارد سیلندر میگردد. در همین حال سوپاپ تخلیه نیز باز میگردد و گازهای حاصل از احتراق بوسیله هوای تازه از سیلندر خارج میگردند. پس از رسیدن پیستون به نقطه مرگ پایین سیکل جدیدی آغاز میشود.
شکل زیر طرح بندی نوعی از یک موتور دیزل دو زمانه را نشان می دهد:
در بالای سیلندر،نوعأ دو یا چهار دریچه ی خروج وجود دارد که هم زمان با هم باز می شوند.همچنین تزریق کننده ی سوخت دیزل نیز وجود دارد ( در بالا با رنگ زرد مشخص شده است). پیستون کشیده (دراز) در نظر گرفته شده، مانند موتور دو زمانه ی بنزینی، بنابراین می تواند به عنوان دریچه ی مکش هوا عمل کند.در حرکت به سمت پایین پیستون،پیستون ورودی مکش هوا را باز می نماید.هوای ورودی توسط یک توربو شارژر یا یک سوپرشارژر تنظیم فشار می شود (آبی روشن). محفظه کارتل آب بندی شده و حاوی روغن می باشد همچون یک موتور چهار زمانه.
چرخه موتور دوزمانه ی دیزل بدین صورت است:
١- وقتی پیستون در حرکت به سمت بالا می باشد،سیلندر شامل یک هوای بسیار فشرده می باشد.سوخت دیزل توسط تزریق کننده به درون سیلندر اسپری می شود و به دلیل گرما و فشار درون سیلندر به سرعت مشتعل می شود.
۲- فشار تولید شده توسط احتراق سوخت، پیستون را به سمت پایین می راند.این مرحله ی قدرت می باشد.
٣- زمانی که پیستون به نزدیکی پایین حرکتش می رسد تمامی دریچه های خروج باز می شوند، گازهای سوخته شده (دود) از سیلندر خارج می شوند وفشار کاهش می یابد.
٤- زمانی که پیستون به پایین ترین نقطه ی حرکتش می رسد، ورودی ها ی مکش هوا را باز می نماید وهوای فشرده سیلندر را پر می کند و گازهای سوخته شده ی (دود) باقی مانده را خارج می کند.
۵- دریچه های سوخت بسته می شوند و پیستون به سمت بالا برگردد و ورودی های مکش هوای فشرده را می بندد.این مرحله ی تراکم می باشد.
۶- زمانی که پیستون به بالای سیلندر نزدیک می شود ، چرخه دوباره از مرحله ی اول تکرار می شود.
با این توضیح ,شما می توانید تفاوت بزرگ بین یک موتور دو زمانه دیزل و یک موتور دو زمانه ی بنزینی را درک کنید.در موتوردیزل فقط هوا وارد سیلندر می شود، به جای اینکه مخلوط هوا و سوخت وارد شود.این بدین معنی است که موتور دیزل دو زمانه هیچ کدام از مشکلات محیطی که موتور دو زمانه ی بنزینی باعث آن می شود را ایجاد نمی کند.در مقابل یک موتور دوزمانه ی دیزلی باید یک توربو شارژر یا یک سوپرشارژر داشته باشد و این بدین معنی است که شما هرگز یک موتور دیزل دو زمانه را روی یک اره موتوری نخواهید یافت.چون در این صورت بسیار گران تمام می شود.
قسمتهای موتور
سیلندر
تقسیمات و انواع سیلندر
همانطور که ذکر شد سیلندرها دارای طیف وسیعی از اندازه و تعداد میباشند. لیکن تقسیمبندی سیلندرها را میتوان بر اساس نحوه ساخت و ریخت داخلی آنها انجام داد. چرا که هر گروه از سیلندرها در ابعاد و تعداد مختلف ساخته میشوند. بدنه موتورها یا همان بلوک سیلندر معمولا به شکل ریختهگری و از جنس چدن یا آلیاژ آلومینیم میسازند. در حین ساخت این قطعه ریختهگری مجاری عبور آب را نیز در درون آن تعبیه میکنند. پس از تولید بدنه مجاری عبور روغن از طریق سوراخکاری در بدنه بلوک سیلندر ایجاد میشوند. البته ممکن است این مجاری نیز در مرحله ریختهگری تعبیه شوند. برای سیلندرهایی که پیستون درون آنها حرکت میکند میتوان یکی از ساختارهای زیر را بکار برد.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 79 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید