
مناسب جهت ارائه کلاسی گرایش های رشته علوم تربیتی
دانلود پاورپوینت هوش های چند گانه گاردنر- 37 اسلاید

مناسب جهت ارائه کلاسی گرایش های رشته علوم تربیتی

خلاصه :
در بین تست های متداول شخصیت که معمولاً در مراکز روانشناختی ، روانپزشکی به کار بسته میشوند تست ترسیم خانواده از جایگاه خاصی برخوردار است .
3 دلیل برای این اهمیت وجود دارد : نخست آنکه اجرای آن سریع و آسان است ، دوم آنکه ، به منزله شیوة بیان خیالپردازی و خلاقیت کودک ، بهتر از هر تست دیگر می توان محتوای عمیق شخصیت را ، که بر اساس وارسی مستقیم دست یافتنی نیست ، منعکس کند و سوم بدلیل اینکه اغلب اختلالات روانشناختی سازشی تابع تعارض های روانی کودکانه اند (تعارض های ناشی از رقابت برادرانه و تعارض های ادیپی) ، شیوه ای که یک کودک بر اساس آن خود را در قلب خانوادة منتخب قرار می دهد ، ما را به عمق مسائل و مشکلات وی هدایت می کند (کرمن-1381)
تحقیقات قبلی تا حد زیادی مؤید فرافکنی کودک در تست ترسیم خانواده است که البته با بررسی محتوا می توان به کشف و تحلیل آنچه در ذهن کودک است نائل آمد .
در این تحقیق سعی شده است که بار دیگر به بررسی ارزش تشخیصی این آزمون پرداخته شود و آن را در یک نمونه ای از یک جامعه اجرا و با مصاحبه ای که با کودک و خانواده اش صورت پذیرفته مقایسه نمود .
یافته های این پژوهش در اکثر فرضیات مؤید این است که تا حد زیادی می توان بر این تستها اعتبار کرد علی الخصوص به ارزنده سازی و نا ارزنده سازی افراد در این تست باید توجه نمود . ولی در خصوص ترغیب ترسیم و اهمیت این ترتیب باید گفت عوامل مختلف می تواند این حالات را تغییر دهد که باید در ضمن درک دلایل آن به قضاوت پرداخت .
در ضمن اینکه می توان تا حدی بر این نقاشی ها اعتبار کرد ولی از این آزمون می توان بعنوان ابزاری بالینی برای تسهیل گفتگو با فرد استفاده کرد و لذا انجام آزمون فرافکنی می تواند در یک مصاحبة بالینی اولیه به «شکستن یخ» رابطه کمک کند ، و چارچوب مناسبی برای انجام گفتگوی اولیه فراهم آورد .
فهرست مطالب
عنوان صفحه
الف)فصل اول : طرح تحقیق (کلیات) 1
ب)فصل دوم : مروری بر ادبیات موضوع (Literature Review) 28
ج)فصل سوم : آشنائی با قلمرو مکانی تحقیق (جامعه آماری) 43
د)فصل چهارم : روش تحقیق 45
هـ)فصل پنجم : یافته های تحقیق و تجزیه و تحلیل آنها 49
و)فصل ششم : خلاصه تحقیق و پیشنهادها 65
پیوستها 69
فصل اول : 1-مقدمه 2
(کلیات) 2-بیان مسئله 4
3-تاریخچه و سابقه موضوع 5
4-اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق 16
5-اهداف تحقیق 18
6-چهارچوب نظری تحقیق 20
7-مدل تحلیلی تحقیق 23
8-فرضیه های تحقیق 24
9-روش تحقیق 27
10-قلمرو مکانی تحقیق 27
11-قلمرو زمانی تحقیق 27
12-روش نمونه گیری 27
13-ابزارهای گردآوری داده ها 27
14-روش تجزیه و تحلیل 27
فصل دوم : اطلاعاتی در خصوص پیشینة موضوع و تحقیقات انجام شده 28
(مروری بر ادبیات موضوع)
فصل سوم : آشنایی با قلمرو مکانی تحقیق 43
(قلمروی مکانی تحقیق)
فصل چهارم : آشنایی با روش تحقیق در این پایان نامه 45
(روش تحقیق)
فصل پنجم : تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق 49
(تجزیه و تحلیل)
فصل ششم : خلاصه تحقیق ، پیشنهادها و پیوستها 65
شامل 97 صفحه word

اقدام پژوهی چگونه باعث پیشرفت دانش آموزم نرگس دانش آموز پایه دوم در درس ریاضی شدم؟
اقدام پژوهی حاضر شامل کلیه موارد مورد نیاز و فاکتورهای لازم در چارت مورد قبول آموزش و پرورش میباشد. این اقدام پژوهی کامل و شامل کلیه بخش های مورد نیاز در بخشنامه شیوه نامه معلم پژوهنده میباشد.
فرمت فایل: ورد قابل ویرایش
تعداد صفحات:26
مقدمه
آموزش درست ریاضی را چه از نظر ایجاد تفکر ریاضی به منزله «تحول فرهنگی» و چه به لحاظ تفکر منطقی به منزله «تحول سیاسی و عدم وابستگی» و چه به لحاظ بهرهوری مناسب به منزله «تحول اقتصادی» که نتایج آن در واقع تبدیل نیروی انسانی به سرمایههای انسانی «بهرهوری بهینه» خود نیازمند دو عامل مهم آموزش و انگیزش در راستای اهداف بهینه اجتماعی میباشد البته آموزش به حد کافی به جامعه در زمنیههای مختلف داده شده اما چون ایجاد انگیزه وجود نداشته آموزش نتوانسته کاربرد داشته باشد.برای ایجاد انگیزش در زمینه ریاضیات نیاز به رقابت و رقابتپذیر دانشآموزان میباشد که این رقابت شکل ناسالم به خود گرفته و آموزش از مسیر درست خود منحرف شده در این راستا برای رسیدن به اهداف صحیح میتوان ابتدا فرهنگسازی مناسب نمود تا جلوی اتلاف سرمایههای خانوادگی را گرفت و با دادن اطلاعات درست به دانشآموزان و خانوادهها و یک اطلاعرسانی درست و متحول شدن نظام آموزشی نه در حد یک حرف بلکه تحولی مبنایی و پایهای به راهکارهای درستتر و معقولتری دست یابیم. اما سؤال مهمی که مطرح میباشد آن است که، چرا عدهی کمی از دانشآموزان به درس ریاضی علاقهمند می باشند؟ چرا نتایج ارزشیابی درس ریاضی اغلب فراگیران رضایت بخش نمی باشد؟ چرا بعضی از دانشآموزان در زنگ ریاضی دچار اضطراب و نگرانی میشوند؟ چرا بعضی از آموزگاران در تدریس این درس موفقیّت چندانی ندارند؟ به راستی دلیل این ناکامیها چیست و عوامل آن کدامند؟ بیشک، مهم ترین عاملی که در موفقیت یا ناکامی برخی از معلمان در تدریس ریاضی ، نقش بسزایی دارد، مربوط به روش آنان در علاقه مند کردن دانشآموزان به درس یاد شده و چگونگی ایجاد انگیزه و ارائه مطالب درسی به آنان میباشد. بر این اساس، عنوان اقدام پژوهی حاضر این است: « راهکارهای افزایش علاقهمندی نرگس به درس ریاضی و انجام فعالیتهای عملکردی آن » و هدف اصلی آن، ایجاد انگیزه و افزایش علاقه در دانشآموز یاد شده نسبت به درس ریاضی و انجام فعالیت های عملکردی آن و پیشرفت فراگیران در آزمون های مداد-کاغذی درس مورد نظر می باشد. از سوی دیگر، این تحقیق در پی آن بود تا علاوه بر افزایش علاقهمندی دانشآموزان به درس ریاضی، میزان مهارت آنان را نیز در انجام آزمونهای عملکردی و فعالیتهای خارج از مدرسه، ارتقا بخشم. هم چنین سعی بر آن داشتم تا میزان کاربرد مفاهیم ریاضی را در زندگی روزمره ی فراگیران افزایش داده، و به دلیل تلفیق درس یادشده با سایر دروس، موفقیت دانشآموزان در یادگیری درسهای دیگر را نیز امکان پذیر سازد. پیشرفتهای سریع و همه جانبه علوم و تکنولوژی و تحولات عظیم اقتصادی و گسترش بیسابقه ارتباطات دیگر دانشهای بشری در قرن بیستم و به ویژه در نیمه دوم آن، مسائل جدیدی را مطرح ساخته است.
در واقع آشنایی جدی با علوم کاربردی- فنی و گاه نظری (محض) امروزی بدون داشتن درک صحیح از مباحث ریاضیات امری دشوار و در واقع محال است. دراین صورت چگونه میتوان از خلاقیتها و رشد و باروری استعدادهای دانشآموزان حمایتی همه جانبه داشت چرا که بارها در سطح مدارس دیده شده است که بعضی از دانشآموزان به ایدهها و مسائل جدیدی دست مییابند یا در زمینه یک مسئله علمی، نظری جدید دارند اما به این نظرات توجه خاصی نمیشود.هر معلمی که عهدهدار تدریس ریاضی است یکی از ضروریات کار او واقف بودن به آسیبهای آموزشی ریاضی میباشد تا بتواند اهداف آموزشی و مفاهیم پیچیده ریاضی را روشنتر و ملموستر به دانشآموزان انتقال دهد و آنان را فعالتر وارد شبکه بازی با موجودات ریاضی نماید.معلم پس از تغییر محتوای آموزشی و درک موقعیت زمان و مکان و ویژگیهای یادگیرنده با اعتماد به نفس و اطمینان بیشتری در امر آموزشی میتواند بر چالشهای موجود فائق آید.
در این صورت یادگیرنده هم ضمنِ پرورش خلاقیتهایش با آسودگی خیال و اطمینان خاطر به فراگیری میپردازد و اگر کار گروهی باشد در گروه، شرکت فعال خود را نشان خواهد داد پس رسالت خطیر متخصصان تدریس ریاضی در واقع شناخت یادگیرنده، چگونگی شکلدهی مفاهیم ریاضی، دوبارهسازی مفاهیم ریاضی و سرانجام از بین بردن معضلات موجود است.

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :12
بخشی از متن مقاله
- در نظامها و سبک های ادبی همواره بر برتری هنرور، هنر پرور و صاحب هنر تکیه و تأیید شده است این برتری گاه از زبان حماسه سرای بزرگ ایران فردوسی نوعی گوهر فردی و در خود پادشاهان و پهلوانان و بزرگان همپایه با فرایندی ایزدی یاد شده و گاهی از زبان غزلسرایان همچون حافظ از هنر همانند گوهر نفس فضیلت و کمال سالک و رهرو یاد شده گاهی از دید منتقدانت اجتماعی همچون عبید، صائب و یا پروین اعتصادمی هم همچون اخلاقی و گاهاً در برابر کلمة عیب به کار میرفته است.
اما خود واژه هنر از یک واژه بسیار کهن سانسکریتی یعنی سونر و سونره با ترکیبی از واژههای سو و نر یا نره به معنی نیک مرد (شجاع) ـ یعنی مردی که دارای فضایل و کمالات انسانی است ـ وضع شده و بعداً در فرهنگ فارسی جدید ما نیز وارد گردیده و حرف سین اوستایی به ها فارسی میاند تغییر یافته و به هون و هونره تبدیل شده است.
- لذا هونر در فغت به معنای نیک مردی آمده است و معادل فرزانگی و یا فرهیختگی میباشد این معنای هنر، در ادبیات ایران و اسلام رواج یافت و انسانهای فرزانه، انسانهایی صاحب هنر شمرده شدند آنها با این تغییر انسانهای کاملی شمرده میشدند. در تمدنهای سنتی، اصل هنرمندی.
خدایا در آغاز چنان کن که تو خشنود باشی و ما رستگار!
معنای هنر و تعریف آن با روشهای گوناگون و از نظر نظامهای فکری و جهان بینهای مختلف مورد پژوهش و بررسی واقع شده و مطالب زیادی در این زمینه موجود است. فلاسفه زیبایی شناسان، مورخین، باستان شناسان، مردم شناسان و بالاخره تاقدین هنر نیز به نوبة خود هر یک از منظر خاص خود موضوع را بررسی کرده و سعی کرده راه به جایی ببرند. اما تاکنون یک تعریف واحد و مقبول همگان ارائه نشده است، بلکه برخلاف تصور، مسأله آنقدر گسترده و پیچیده است که پژوهشگر یاد این دو بیتی خیام میافتد که :
آنانکه محیط فصل و آداب شدند در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زرین شب تاریک نبردند برون گفتند فسانه این و در خواب شدند
- در لغت نامه دهخدا! ذیل معنای واژه هنر نخست به مصادیقی از هنر همچون علم معرفت دانش فضل، فضیلت و کمال پرداخته، پس از آن چیدن تعریفی را دست داده است: این کلمة هنر در واقع به معنی درجة از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را در بر دارد و نمود آن را صاحب هنر برتر از دیگران مینماید.
شواهد شعری دهخدا با تلقیهای و برداشتها و معانی مختلف و مصادیق متفاوت آن بدون نظر داشت به این تفاوتها از طیفهای و گونهها و انواع ادبی آمده است. از بوشکور، فردوسی، فرخی، ناصرخسرو این بوده که شخص دل خود را که در حقیقت لطیفه معنوی است که در وجود ماست، از آلودگی و مزاولت با این عالم، یعنی از تعلقات این عالم دور کند و به بیانی، هنرمندی حقیقی در طی هزاره ها در تمدن های شرقی به صورت فلاح و رستگاری و بی تعلقی معنی می شده.
- هنر رستگاری بوده و هنرمندی رستگار شدن . وقتی خواجه ؟؟ در اخلاص ناصری سخن از چهار هنران می کند این چهار هنر حکمت است، عدالت است و عفت است و شجاعت است.
- این معنا استمرار یافت تا اینکه آرام آرام برای هنر معنای دیگری هم مطرح شد و این دکمه نیز در معنای پیشه نیز استعمال شد و اصولاً به هر نوع فنی هم گفته شد [ در زبان عربی معادل واژه هنر فن می باشد و به هنرمند فغان گفته می شود] چنانکه بعدها به معنای ارب هم به کار رفت و افراد اهل ادب یا به تعبیر فارسی اهل فرهنگ، فرهیفته و هنرمند خوانده شده اند.
اما هنر در اطلاقاتی که ما امروز داریم ترجمة کلمه انگلیسی Art است که از کلمه لاتین ars اخذ شده است این کلمه لاتین خود ترجمه این است از techne در زبان یونانی.
در فرهنگ لغت websten هشت تعریف برای کلمه Art وجود دارد.
1- حالت دادن یا اصلاح کردن چفرها توسط مهارت انسانی، در جهت پاسخ به هدفی برنامه ریزی شده در این بخش art در برابر کلمة Nature (طبیعت ) آمده است.
2- به طور معمول فعل خلاقانه با ایجاد یا ساخت چیزهایی که شکل و زیبایی داشته باشند: هنر (Art) شامل نقاشی مجسمه سازی معماری، موسیقی، ادبیات و درام (نمایش و تأتر) می شود. در اصطلاح fine Art شامل هنرهای گرافیکی – ترسیم کردن – نقاشی مجسمه سازی و سفال سازی و گاهی معماری می شود.
در این بخش هنر همچون یکی از شاخه های محقق (معین) دانش همچون ادبیات، موسیقی، ریاضیات به کار می رود. در این عنوان هنر به صورت علوم به کار می رود.
3- هر شاخه از تخصص نقاشی ترسیم یا کار حرفه ای در هر کدام از واسطه های گرافیکی یا پلاستیکی
4- کار آفرینش یا ساخت همچون نقاشی ، یا پیکر تراشی و ...
5- مهارت ، چالاکی یا قدرت انجام دادن کارها – فراگیری از طریق مطالعه تجربی یا مشاهده – همچون وی دارای همه مدیریت کار برای بهره وری را دارد.
6- مهارت، رفتار استادانه
7- حقه، نیرنگ
8- مهارت ویژه ای که به دست آوردن آن تمرین و مشق کردن یک از همه (انواع) هنرهای زیبا بدست می آورد.
در آغاز سخن یادآوری کردیم که نظام های فکری با جهان بینی های متفاوت با روش های گوناگون معنا و ماهیت هنر را مورد بررسی قرار داده اند و پاسخ دادن به ؟؟ هنر را وجهة همت خود قرار داده اند.
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :30
بخشی از متن مقاله
معنای هنر و تعریف آن با روشهای گوناگون و از نظر نظامهای فکری و جهانبینیهای مختلف مورد پژوهش و بررسی واقع شده و مطالب زیادی در این زمینه موجود است. فلاسفه، زیبائی شناسان، مورخین، باستان شناسان، مردم شناسان و بالاخره ناقدین هنر نیز به نوبه خود هر یک از منظر خاص خود موضوع را بررسی کرده و سعی کردهاند راه به جائی ببرند. اما تاکنون یک تعریف واحد و مقبول همگان ارائه نشده است. بلکه برخلاف تصور، مسأله آنقدر گسترده و پیچیده است که پژوهشگر به یاد این دو بیتی خیام میافتد که :
آنانکه محط فضل و آداب شدند در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون گفتند فسانهای و در خواب شدند
علاوه بر اختلاف روشها، اختلاف مشربها و روحیات، اختلاف جهانبینیها و مرامها نیز مزید بر علت شده، و به اختلافات دامن زده است. در صورتی که هنر یک مقولة علمی و یا تجربی نیست که بتوان مستقل از ذهنیتها و روحیات و حتی اهداف و آرمانهای فردی و اجتماعی به آن پرداخت و یا آن را تعریف کرد. اگر در علوم محض و علوم تجربی بتوان تا حدودی ـ و تاکید میکنم تا حدودی ـ شاهد و مشهود را از یکدیگر جدا کرد، در مورد هنر به هیچ روی نمیتوان «تماشاگر» و «بازیگر» یا «ناظر» و «منظر» را از یکدیگر جدا کرد. در امور هنری، ناظر، منظر و منظور چنان با یکدیگر آمیختهاند که نه تنها جدا کردنشان از یکدیگر دشوار است، بلکه در آمیختگی این سه عنصر شناخت چنان عمیق است که منجر به پیدایش نظریات کاملاً متفاوت در تعریف هنر شده. در حالی که هیچ یک از این نظریات را نمیتوان کامل و بیعیب و نقص دانست. تعدادی از این تعاریف به شرح زیر است:
- استعداد تجسم آزادانه بخشیدن به افکار
- انتقال احساسات و عواطف
- گریز از هیولی (بیشکلی ماده خالص ـ فلاسفة یونان) یا جبران خلاء و تنگی فضای عالم خاکی
- کوششی برای خلق زیبایی یا آفرینش صور لذتبخش
- عاطفهای که صورت خوب از آن حاصل شود
- بیان و خلق
- روزنهای به ماوراء یا کوششی برای اتصال به منشاء وجود
- انجام کاری برحسب قواعد یا به دست آوردن نتیجه از طریق استعدادهای طبیعی
- درک بی شائبه از جهان و...
به طوری که ملاحظه میشود این تعاریف بعضاً تفاوتهای اساسی با یکدیگر دارند. بعضی اشراقی و عارفانهاند برخی فلسفی. و برخی واقعگرایانه و تحققی (پوزیتیویستی). بعضیها بسیار کلی و عمومی و بعضیها خاص هستند. بعضی اساساً واجد ویژگیهای اولیه یک تعریف علمی که عبارتست از جامع و مانع بودن نمیباشند (تعداد زیادی از این نوع تعاریف وجود دارند که ذکرشان در این مختصر نمیگنجد).
در عین حال این پراکندگی و اختلاف آراء موجب نمیشود که گمان کنیم پژوهشها و مطالعات تفصیلی و زیادی که تاکنون برای کشف ماهیت هنر و منشاء آن شده بیفایده بوده و یا خواهد بود. برخلاف، در فراگرد این پژوهشهای تاریخی و کوششهای نظری، همواره چشماندازهای تازهای پیدا شده و ناشناختههائی به شناسائی آمده، و مسائلی به تدریج طی شده و چیزهای بسیاری کشف شده که قبلاً مشکوف نبوده است.
از طرف دیگر بد نیست به این مطلب توجه کنیم که آنچه بسیاری از اوقات به عنوان تعریف هنر تلقی میشود اساساً تعریف هنر نیست، بلکه یا بیان منشاء هنر است یا توصیف هنر و یا احکام و دستورات و راهبردها. باید این چهار مقوله را از یکدیگر تشخیص داد و هر یک جداگانه مورد بررسی و نقادی و تجزیه و تحلیل واقع شوند. به عنوان نمونه نظریات و مباحثاتی که تحت عنوان «هنر برای هنر» یا «هنر برای مردم» (جامعه) ابراز میشوند، گر چه خارج از حوزه فلسفه هنر نیست اما غالباً دستوری
(Normative) یا راهبردی بوده ارزشی علمی ندارند. این دو نظریه آنچناکه گاهی کاملاً متناقض مینمایند آنقدرها هم متناقض نیستند. البته متفاوت هستند اما لزوماً و تحت همه شرایط تاریخی متناقض نبودهاند و نمیباشند. وقتی به مقصود گویندگان و شارحین این نظریات توجه کنیم میبینیم داستان به این صورت نیست که هر که میگوید هنر برای هنر لزوماً مقاصد فردپرستانه، غیراجتماعی و یا بدتر از آن ضداخلاقی داشته باشد، و یا هرکس میگوید هنر برای جامعه به لطافتها و عناصر درون شخصیتی، درون ذاتی و عاطفی هنر توجه نداشته باشد و نداند که هنر از دل برمیآید و در محدوده خشک دیدگاههای اجتماعی با اهداف سیاسی نمیگنجد. درگیریها و نفی و اثباتهای تحت این عنوان در سطوح پایین تخصصی غالباً شعاری، مجادله آمیز، و مناقشات لفظی ناشی از تعبیر و تفسیر دلخواهانه و ظاهر کلامی و لغوی این دو راهبر است. برخورد صوری هم با این داستان که دارای یک سیر تحول طولانی (یکصد ساله یا بیشتر) با زیر و بمها، فراز و نشیبها، درست و نادرستیها، تنوعها و گرایشات گوناگون، و تعابیر و تفاسیر و دیدگاه های متفاوت در درون هر یک از دو جریان است، راه به جائی نبرده، نمیبرد و نخواهد برد. این دو جریان هر یک دارای بسترهای تاریخی ـ اجتماعی و موجبات خاصی هستند که به نوبه خود قابل توجیه و قابل درک است. هر گونه داوری بدون درک و فهم موجبات، خاستگاهها و بستر تاریخی ـ اجتماعی هر یک، نادرست و سطحی است و به تنزیه و تفکیرهای یک جانبه میانجامد.
به هر صورت من به نوبه خود چارهای ندارم جز اینکه تعریف مورد نظر خودم را که خواستهاید ارائه دهم. به نظر من عبارت است از: دریافت معنی و معنی دادن به / رمزگشائی و رمزپردازی از/ رازگشائی و رازگویی با / اشیاء و پدیدهها به طریقه عاطفی و احساسی (شهودی و بیواسطه). به عبارت سادهتر هنر عبارت است از : «کشف معنی ـ با معناهای ـ پنهان و مکنون در ذات اشیاء و پدیدهها و انتقال آنها از دل به دل.»
هنر انواع مختلف دارد. تقسیمبندی عمومی و کلی عبارت است از هنرهای محض و هنرهای کاربردی؛ که تحت عناوین دیگری همچون هنرهای زیبا و صنایع هنری، هنرهای مطلق و نسبی، حقیقی و مفید، درجه اول و درجه دوم و ... نیز بیان شده است. بعضیها با جدا کردن معماری از این تقسیم بندی دو گانه، سه نوع هنر تشخیص دادهاند: درجه اول، بینابینی (معماری)، و درجه دوم. آنچه اهمیت دارد عناوین این طبقهبندیها نیست. بلکه موضوع آن است. موضوع طبقهبندی عمومی هنر این است که دستهای از هنرها دارای ویژگیهای زیراند:
1- از لحاظ استفاده عملی نامشروطاند.
2- نیازمند مقبولیت و مشروعیت (جامعهپسندی) نیستند.
3- نیازمند امکانات تولیدی و سرمایهگذاری به منظور تولید نمیباشند.
4- مشروط به فایده و استفاده اجتماعی فوری نمیباشند. گرچه بنابر ماهیت بدون تردید دارای کارکردهای اجتماعیاند. با این حال فرآیند خلق آنها مستلزم و منوط به فایده و کارکرد اجتماعی نیست.
5- خلق آن مشروط به سودآوری نیست. بلکه چنین شرطی مخل خلاقیت است.
6- آزادی هنرمند محدود نیست بلکه آزادی نامحدود ضروری و اقتضای طبیعی خلاقیت است.
نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی، شعر، ادبیات ـ و به طور کلی تمام آثار هنر که برای پیدایش نیازمند چیزی شخص هنرمند و استعداد طبیعی او نیستند ـ غالباً و علی الاصول در این طبقه جای دارند.
اینکه گفته میشود غالباً و علی الاصول به این معنی است که این ویژگیها در روند عمومی تاریخ پیدایش و گسترش و تکامل این دسته از هنرها غلبه داشته است. به طور استثنائی در پارهای از موارد یا در برخی ادوار آثاری وجود داشته که دارای این ویژگیها نبودهاند. اما اولاً آن آثار پایدار و ماندگار نشدهاند. ثانیاً چهره عمومی هنر را دگرگون نکردهاند. به عبارت سادهتر و به هر صورت، در تمام طول تاریخ بشریت یک سلسله آثار پر ارزش هنری داریم که دارای این ویژگیها بودهاند و بلکه ارزش آنها اساساً ناشی از همین ویژگیها بوده است. این گونه آثار هستند که کیفیت و فراگرد عمومی تاریخ هنر را رقم زده، بر روی جامعه و تاریخ تکامل بشریت مؤثر واقع شدهاند.
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()