فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله توصیف عملکرد مرکز آموزش و تربیت مربی سازمان تربیت بدنی

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله توصیف عملکرد مرکز آموزش و تربیت مربی سازمان تربیت بدنی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

توصیف عملکرد مرکز آموزش و تربیت مربی سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران در دهه 70

 


خلاصه تحقیق:
تحقیق حاضر با هدف توصیف عملکرد مرکز آموزش و تربیت مربی سازمان تربیت بدنی در دهة 70 انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی بوده که به شکل میدانی انجام گرفته است. نمونه آماری 10 نفر از مدیران، 11 نفر از مدرسین و 128 نفر از فارغ التحصیلان مرکز آموزش بودند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه هایی بود که از سه بخش مشخصات فردی، آموزش و اداری – اجرایی تشکیل می شدند. برای تجزیه داده ها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. داده های توصیفی با استفاده از روش آمار توصیفی تجزیه و فراوانی، درصد و میانگین محاسبه و نتایج در جداول و شکل ها ارائه شدند. برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش آماری مجذور کای استفاده گردید.
نتایج نشان داد که:
اکثر مدرسین در رشته تربیت بدنی تحصیل کرده بودند و از شغل مدرسی رضایت داشتند. همچنین 91% آنان اعلام نمودند که از طرح درس استفاده می کردند.
اکثر مدیران اعلام داشتند که دوره تخصصی مدیریت و یا مدیریت آموزشی را گذرانده اند. در بخش آموزش مهمترین مشکلات از دیدگاه فارغ التحصیلان عبارت بودند از کمبود وسایل کمک آموزشی، کمبود کتاب و جزوه، کمبود فضاهای آموزشی، عدم همخوانی روش ارزشیابی دروس نظری با محتوای دروس و از دیدگاه مدرسین این مشکلات عبارت بودند از کمبود وسایل کمک آموزشی، کمبود کتاب و جزوه، نبود مدرسین متخصص برای تدریس دروس نظری که از نتایج به دست آمده مشخص می شد که مشکلات مدرسین و
فارغ التحصیلان در بخش آموزش به جز یک مورد مشابه بوده است. همچنین اکثر
فارغ التحصیلان از نحوة گذراندن اوقات خود در مرکز آموزش رضایت نداشتند.
در بخش آمار استنباطی نیز نتایج پژوهش به شرح ذیل بوده است:
1- بین نظرات آزمودنی ها در بخش آموزش (استفاده از طرح درس در دروس نظری توسط مدرسین) تفاوت معنی داری وجود نداشت.
2- بین نظرات آزمودنی ها در بخش آموزش (همخوانی تدریس دروس عملی با محتوای کتاب و جزوه) تفاوت معنی داری وجود نداشت.
3- بین نظرات آزمودنی ها در بخش اداری (افزایش کارآیی و ایجاد شایستگی با تحصیل در مرکز آموزش) تفاوت معنی داری وجود نداشت.
4- بین نظرات آزمودنی ها در بخش اداری (استفاده از وسایل کمک آموزشی) تفاوت معنی داری وجود نداشت.
5- بین نظرات آزمودنی ها در بخش اداری (استفاده از کتابخانه تخصصی) تفاوت معنی داری وجود نداشت.
واژه های کلیدی: آموزش، عملکرد، مرکز آموزش، نیروی انسانی

در میان سازمان ها و نهادهایی که جهت توسعه و تعمیم سلامتی جامعه در تلاشند، سازمان تربیت بدنی از بزرگترین آنها می باشد. علمی کردن فعالیت های ورزشی از طریق توسعه و تقویت امر آموزش و تحقیقات و نیز ارتقاء سطح تخصصی نیروی انسانی، بخشی از اهداف این سازمان بوده و لازم است نسبت به تأمین مربیان ورزش کارآمد که اساسی ترین رکن در راستای اهداف این سازمان تلقی می گردد، اقدام شایسته به عمل آید. حوزة معاونت فرهنگی و آموزشی سازمان تربیت بدنی برحسب رسالت و مسؤولیت خود، مرکز آموزش تربیت بدنی و علوم ورزشی را تأسیس نمود که از اهداف اصلی آن تربیت نیروی انسانی متخصص در زمینة تربیت بدنی می باشد.
حوزة معاونت فرهنگی و آموزشی این سازمان با تأسیس این مرکز به منظور بالا بردن سطح معلومات علمی و توانایی های مربیان و آشنا نمودن هرچه بیشتر آنان در زمینه علوم ورزشی و هماهنگ نمودن آموزش مربیان برای اخذ درجات 3 و 2 و 1، ممتاز و بین المللی مربی گری و دوره های کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد تربیت بدنی در این مرکز، سعی در تربیت نیروهای متخصص ورزشی جهت ارتقای سطح علمی و کیفی نیروهای انسانی خود داشته و ضرورت تعیین، تأمین و تربیت و جذب نیروی انسانی در مرکز آموزش از موارد مورد نظر می باشد. و اما سؤال مهمی که باید در کنار سایر مسائل بررسی شود این است که آیا فارغ التحصیلان از شایستگی های علمی و مهارتی و انگیزش لازم برای انجام وظایف برخوردار هستند؟ آیا مرکز آموزش آنان را بر اساس شایستگی ها و وظایف مورد انتظار سازمان تربین بدنی آماده نموده است؟ دیدگاه فارغ التحصیلان در رابطه با عملکرد این مرکز چیست؟
برای تربیت و آماده سازی مطلوب دانشجویان این مرکز، قطعاً علاوه بر وجود مدرسین متخصص و متعهد، وجود اماکن و تجهیزات آموزشی و ورزشی از اهمیت بالایی برخوردار است و تأمین این نیازها، نیازمند بودجه کافی و متناسب با فعالیت‌ها می باشد. بدیهی است شناخت و بررسی عوامل ذکر شده و بررسی وضعیت موجود مرکز آموزش می تواند دست اندرکاران را در رفع کمبودها و برنامه ریزی منطقی تر یاری نماید. همچنین یافته های این تحقیق می‌تواند به عنوان یک مرجع معتبر جهت ارزیابی کیفی و کمی مرکز آموزش و تربیت مربی محسوب شده و توان بالقوه این مرکز را مشخص نموده و از طرفی به عنوان یک منبع اطلاعاتی در سیستم اطلاعاتی سازمان تربیت بدنی منعکس شده و همچنین نقاط قوت و ضعف سیستم آموزشی را در یک سازمان مشخص نماید.

 


مبانی نظری تحقیق:
اهمیت آموزش
اهداف آموزش
انواع آموزش
اهمیت تربیت نیروی انسانی
اهداف آموزش نیروی انسانی
اهمیت تربیت نیروی انسانی در سازمان تربیت بدنی
اهداف تربیت نیروی انسانی در سازمان تربیت بدنی
اهمیت تربیت نیروی انسانی در سازمان تربیت بدنی برای توسعه ورزش
مفهوم عملکرد
عملکرد برنامة آموزشی
اهمیت عملکرد در سازمان های آموزشی
سنجش و اندازه گیری عملکرد
اهداف سنجش و اندازه گیری عملکرد
شاخص‌های عملکرد
خط مشی های آموزشی و مراحل آن
جایگاه مرکز آموزش در تربیت نیروی انسانی
تاریخچه تربیت نیروی انسانی در سازمان تربیت بدنی
تأسیس مرکز آموزش تربیت بدنی
اساسنامه تشکیل آموزشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی
دوره های بلند مدت
دوره های کوتاه مدت

 

اهداف تحقیق
هدف کلی:
هدف کلی این پژوهش، توصیف عملکرد مرکز آموزش و تربیت مربی سازمان تربیت بدنی در دهه 70 می باشد.

 

اهداف اختصاصی:
1-توصیف ویژگی های فارغ التحصیلان مرکز آموزش و تربیت مربی
2-توصیف وضعیت نیروی انسانی مرکز آموزش و تربیت مربی
3-توصیف عملکرد آموزشی دوره های بلندمدت
4-توصیف وضعیت ارزشیابی آموزشی مرکز آموزش از دیدگاه فارغ التحصیلان
5-توصیف وضعیت مدیریتی مرکز آموزش و تربیت مربی
6-توصیف وضعیت اداری و اجرایی مرکز آموزش و تربیت مربی
7-توصیف وضعیت گذران اوقات فراغت در مرکز آموزش از دیدگاه فارغ التحصیلان
8-توصیف وضعیت اماکن و تأسیسات آموزشی و ورزشی مرکز آموزش و تربیت مربی
9-توصیف وضعیت بودجه مرکز آموزش و تربیت مربی

 

فرض های تحقیق:
1-بین نظرات آزمودنی ها، در بخش آموزش (استفاده از طرح درس در دروس نظری) تفاوت معنی داری وجود ندارد.
2-بین نظرات آزمودنی ها، در بخش آموزش (همخوانی تدریس دروس عملی با محتوای کتاب و جزوه) تفاوت معنی داری وجود ندارد.
3-بین نظرات آزمودنی ها در بخش اداری (افزایش کارآیی و ایجاد شایستگی با تحصیل در مرکز آموزش) تفاوت معنی داری وجود ندارد.
4-بین نظرات آزمودنی ها در بخش اداری (استفاده از وسایل کمک آموزشی) تفاوت معنی داری وجود ندارد.
5-بین نظرات آزمودنی ها در بخش اداری (استفاده از کتابخانه تخصصی) تفاوت معنی داری وجود ندارد.

 

پیش فرض های تحقیق:
این پژوهش بر اساس پیش فرض های زیر انجام شده است:
1-سؤال های پرسشنامه برای پاسخ دهندگان روش و قابل فهم بوده است.
2-پاسخ دهندگان به محقق اعتماد نموده و سؤال ها را صادقانه پاسخ داده اند.
3-محقق از شیوه ها و روش های آماری معتبر برای تجزیه داده ها استفاده نموده است.
4-داده های جمع آوری شده، دقیق و صحیح بوده اند.

 

محدودیت‌های تحقیق:
1) محدودیت‌های تحت کنترل:
محدودیت هایی که تحت کنترل محقق بوده اند را می توان محدوده کار در مرکز آموزش و تربیت مربی عنوان نمود. به عبارتی چون تحقیق در مرکز آموزش انجام شده، محقق در این محدوده عمل نموده است.

 

2) محدودیت‌های خارج از اختیار محقق:
تجربیات عملکردی و کاری پاسخ دهندگان می توانسته بر پاسخ آنها اثرگذار باشد.
واژه ها و اصطلاحات:
آموزش: فرآیندی که طی آن، فرد مهارت های مورد نیاز برای انجام یک عمل یا وظایف یک شغل را کسب می کند.

 

عملکرد: کارکرد، حاصل و نتیجه هر کاری را گویند.
مرکز آموزش و تربیت مربی: به واحدی از سازمان تربیت بدنی اطلاق می شود که به امر تربیت نیروی انسانی متخصص در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد برای اشتغال در سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران فعالیت می نماید.

 

 

 

نام محقق عنوان تحقیق نتایج تحقیق
اسکندری زنجانی (1380) بررسی وضعیت برنامه های آموزشی، نیروی انسانی، اماکن و تأسیسات و بودجه مراکز تربیت معلم، تربیت بدنی شهید چمران اهواز و نسیبه تهران از دیدگاه مدیران، مدرسین و دانشجویان مدرسین همواره با کمبود فضای آموزشی و وسایل و تجهیزات و دانشجویان نیز با کمبود وسایل کمک آموزشی و کمبود کتاب مواجه بودند. مشکلات بخش اداری و اجرایی از دیدگاه مدیران، مدرسین و دانشجویان شامل کمبود اماکن و تأسیسات ورزشی، بودجه و اعتبارات، کمبود وسایل ورزشی و امکانات رفاهی بوده است.
عابدی (1380) بررسی وضعیت کمی و کیفی ورزش و تربیت بدنی استان مرکزی از دیدگاه مسؤولین و مربیان تأمین بودجه و امکانات و فضاهای آموزشی و وجود مسؤولین توانمند و آگاه و همچنین برنامه دقیق و روشن از عناصر مهم در پیشبرد اهداف تربیت بدنی و ورزش بودند.
صابونچی (1379) بررسی کمی و کیفی وضعیت آموزشی و پژوهشی دوره های کارشناسی ارشد تربیت بدنی از دیدگاه دانشجویان این مقطع تحصیلی در دانشگاه های مجری مستقر در تهران مهارت های تدریس اساتید در حد نسبتاً مطلوب بوده است اما امکانات کمک آموزشی دانشگاه های دولتی مورد مطالعه در حد نسبتاً مطلوب بوده در حالی که این امکانات از نظر دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مطلوب بود. علاقه و انگیزه دانشجویان به رشته تحصیلی خود نسبتاً مطلوب بوده است.

 

 

 

اتقیاء (1378) پژوهشی‌در وضعیت موجود برنامه‌های‌آموزش‌و بهسازی کارشناسان امور ورزشی سازمان تربیت بدنی ایران و ارائه یک الگو سازمان تربیت بدنی جهت بهبود سطح عملکرد کارشناسان خود نیازمند تحول عمیق و بازسازی فرآیند منابع انسانی بوده که این فرآیند باید مبتنی بر شناخت اهداف و مشاغل موجود و نیازهای آموزشی مرتبط با هر شغل باشد.
زرچی (1377) توصیف چگونگی اجرای دروس تربیت‌بدنی (2 و 1)در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد دانشجویان مدرسین را متخصص و آشنا به حرکات ورزشی اعلام نمودند اما فعالیت های فوق برنامه را ناکافی دانسته و آن فعالیت ها را مطابق علاقه و توانایی جسمی خود اعلام نکردند.
آقایی (1376) بررسی وضعیت آموزش رشته تربیت بدنی از دیدگاه دانشجویان رضایت دانشجویان از رشته تحصیلی در حد مطلوب بوده است، اما اکثریت آنان نحوه ارزشیابی فعالیت های علمی و عملی توسط مدرسین را نامطلوب اعلام نمودند.
کوزه چیان (1374) ارزشیابی کمی و کیفی تأسیسات و تجهیزات آموزشی و ورزشی دانشکده های تربیت بدنی کشور از لحاظ کمی و کیفی در دانشکده های تربیت بدنی نقش تأسیسات و تجهیزات آموزشی و ورزشی نقش اساسی و انکارناپذیر بوده و به طور کلی هیچ یک از دانشکده های تربیت بدنی از لحاظ تأسیسات و تجهیزات آموزشی و ورزشی در وضعیت مطلوبی قرار نداشتند.

 

 

 

کوزه چیان (1374) ارزشیابی عوامل آموزشی (نیروی انسانی، تأسیسات و تجهیزات) دانشکده های تربیت بدنی کشور ضعف مدیریت آموزشی به دلیل منطبق نبودن شرایط احراز پست مدیریت به خصوص از نظر تخصص با مدیریت آموزشی و به ویژه مدیریت تربیت بدنی بود. همچنین ضعف کیفی نیروی انسانی موجب ضعف کیفیت آموزش بوده است. مدرسین رضایت شغلی خود را مبتنی بر جنبه های معنوی و اجتماعی دانستند.
پورسلطانی زرندی (1371) بررسی کمی و کیفی هیأت علمی و مدرسین مراکز تربیت معلم تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش ایران اکثر مدرسین تحصیلی تربیت بدنی داشتند و از کتاب ها و نشریات داخلی و خارجی به عنوان منابع استفاده می نمودند. اکثر دانشجویان اعلام نمودند که در زمینه کتاب های درسی، مدرسین متخصص و امکانات و وسایل کمبود داشتند.
چین پینگ لین (1999) بررسی وضعیت تدریس تربیت بدنی در کشور تایوان ناکافی بودن امکانات و وسایل، پایین بودن انگیزه و سطح مهارت دانشجویان و شیوة نامناسب و ناکافی آموزش مربیان
کیوفینگ لیا او (1998) بررسی وضعیت برنامه های تربیت بدنی دانشگاه های تایوان اکثر دانشجویان فعالیت های ورزشی را بر اساس علاقه شخصی انتخاب می کردند. لزوم برنامه ریزی های مناسب به مسؤولین توصیه شد.
اوکسن داین (1972) بررسی وضعیت آموزشی برنامه های تربیت بدنی در دانشکده های ایالت پنسیلوانیای آمریکا گرایش دانشجویان به تربیت بدنی قابل توجه بود. فعالیت‌های فوق برنامه از رشد فزاینده ای برخوردار بودند.
روش تحقیق:
تحقیق حاضر از نوع توصیفی است که به شکل میدانی انجام گرفته است.

 

جامعة آماری:
جامعة آماری این پژوهش شامل مدیران، فارغ التحصیلان و مدرسین مرکز آموزش زمان تربیت بدنی بودند که تعداد آنان به ترتیب 19، 795 و 30 نفر بودند.

 

نمونة آماری:
قصد بر این بود که کلیه جامعه آماری مدیران و مدرسین همان نمونه آماری هم باشند که به علت بازنشستگی و یا انتقال به مکان های دیگر دسترسی به آنان میسر نشد و در نتیجه تعداد قابل دسترس 10 نفر از مدیران و 11 نفر از اساتید بودند که به عنوان نمونه آماری معرفی می شوند و از تعداد 795 نفر از فارغ التحصیلان نیز 200 نفر بر مبنای روش انتخاب نمونه مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند که از این تعداد 128 پرسشنامه عودت داده شد.

 


متغیرهای تحقیق:
متغیرهای مورد اندازه گیری در این تحقیق عبارتند از:
1- وضعیت آموزشی
2- نیروی انسانی
3- اماکن و تأسیسات مورد استفاده
4- بودجه و اعتبارات
کلیه داده های مربوط به این متغیرها، با مراجعه به آمار موجود در مرکز آموزش و یا از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند.

 

ابزار جمع آوری داده ها و اعتبار و پایایی آن ها
با توجه به نوع تحقیق، محقق الزاماً باید خود ابزار جمع آوری داده های تحقیق را تنظیم و تهیه می کرد. لذا با مطالعة مبانی نظری تحقیق و با مساعدت اساتید محترم راهنما و مشاور پرسشنامة مقدماتی تهیه و تنظیم گردید و بعد از تأیید اساتید مذکور برای اعتباریابی بین تعداد 15 نفر از اساتید رشته تربیت بدنی دانشگاه ها توزیع و از آنان درخواست شد تا نظرات و پیشنهادات خود را در رابطه با چارچوب پرسشنامه، انشاء سؤال ها، انطباق سؤال‌ها با اهداف و احیاناً حذف و اضافه کردن سؤال ها ارائه نمایند. پس از دریافت نظرات و پیشنهادهای آنان و لحاظ کردن آن ها در پرسشنامه اولیه و با نظارت اساتید راهنما و مشاور پرسشنامه نهایی تهیه و تنظیم شد.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 17   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله توصیف عملکرد مرکز آموزش و تربیت مربی سازمان تربیت بدنی

دانلود مقاله تأثیر آموزش پرورش در تربیت یک شهروند ایده آل

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله تأثیر آموزش پرورش در تربیت یک شهروند ایده آل دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

هروندی (انگلیسی: Citizenship) همانطور که روشن است از مشتقات شهر (City) است . شهروندی را قالب پیشرفتهٔ «شهرنشینی» می‌دانند. به باور برخی از کارشناسان، شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و به مسئولیت‌های خویش در قبال شهر و اجتماع عمل نمایند به «شهروند» ارتقاء یافته‌اند.
شهروندی تا پیش از این در حوزهٔ اجتماعی شهری بررسی می‌شد اما پس از آن شهروندی مفاهیم خود را به ایالت و کشور گسترش داده‌است، اگرچه امروزه بسیاری به شهروندی جهانی[۱] نیز می‌اندیشند. شهروندی امروزه کاربردها و معانی مختلفی یافته‌است.
شهروند و حقوق شهروندی
یک شهروند یک عضو رسمی یک شهر، ایالت یا کشور است. این دیدگاه، حقوق و مسئولیت‌هایی را به شهروند یاد آور میشود که در قانون پیش بینی و تدوین شده‌است. از نظر حقوقی، جامعه نیازمند وجود مقرراتی است که روابط تجاری، اموال، مالکیت، شهرسازی، سیاسی و حتی مسائل خانوادگی را در نظر گرفته و سامان دهد. ازاین رو از دید شهری موضوع حقوق شهروندی، روابط مردم شهر، حقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر و اصول و هدف‌ها و وظایف و روش انجام آن است. همچنین نحوه اداره امور شهر و کیفیت نظارت بر رشد هماهنگ شهر است که می‌توان بعنوان مهمترین اصولی بدانیم که منشعب از حقوق اساسی کشور است.[۲]
در واقع حقوق شهروندی آمیخته‌ای است از وظایف و مسئولیت‌های شهروندان در قبال یکدیگر ، شهر و دولت یا قوای حاکم و مملکت و همچنین حقوق و امتیازاتی که وظیفه تامین آن حقوق بر عهدهٔ مدیران شهری(شهرداری)، دولت یا به طور کلی قوای حاکم می‌باشد. به مجموعه این حقوق و مسئولیت‌ها[۳] ، «حقوق شهروندی» اطلاق میشود.
شهروندی پویا
شهروندی اشاره به زندگی روزمره، فعالیتهای فردی و کسب و کار افراد اجتماع و همچنین فعالیتهای اجتماعی ایشان دارد و بطور کلی مجموعه‌ای از رفتار و اعمال افراد است. شهروندی پویا یا شهروندی فعال [۴] در واقع از این نگرش برخاسته‌است.
شهروندی از این منظر، مجموعه گسترده‌ای از فعالیت‌های فردی و اجتماعی است. فعالیتهایی که اگرچه فردی باشند اما برآیند آنها به پیشرفت وضعیت اجتماعی کمک خواهد کرد. همچنین است مشارکتهای اقتصادی، خدمات عمومی، فعالیتهای داوطلبانه و دیگر فعالیتهای اجتماعی که در بهبود وضعیت زندگی همه شهروندان موثر خواهد افتاد. در واقع این نگاه ضمن اشاره به حقوق شهروندی مدون و قانونی در نگاه کلی‌تر به رفتارهای اجتماعی و اخلاقی می‌پردازد که اجتماع از شهروندان خود انتظار دارد. دریافت این مفاهیم شهروندی نیازمند فضایی مناسب برای گفت‌وگو و مشارکت مردم با نقطه نظرات متفاوت و نظارت عمومی است[۵].
آموزش شهروندی
آموزش شهروندی بطور غیر رسمی در خانه یا محل کار یا کارگاه‌های آموزشی و یا بطور رسمی بصورت سرفصل درسی مجزا در مدارس و حتی مدارس ابتدایی و یا بصورت رشته تحصیلی دانشگاهی در واقع به شهروندان می‌آموزد که چگونه یک شهروند فعال، آگاه و مسئولیت‌ پذیر باشند. در واقع مبنای این آموزشها پرورش یک شهروند نمونه یا شهروند خوب یا ارائه یک الگوی شهروندی نیست بلکه به آنان می‌آموزد که چگونه تصمیمات خود را با توجه به مسئولیت‌هایشان در قبال اجتماع و زندگی فردی خود اتخاذ نمایند.خطای یادکرد برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>؛ $2در کشورهای توسعه یافته مفاهیم شهروندی از دوران کودکی تا نوجوانی آموزش داده می‌شود و دولت نیز آموزش‌های لازم را در اختیار والدین و معلمان قرار می‌دهد.[۶] در انگلیس از سال ۲۰۰۲ میلادی ، آموزش شهروندی و آشنایی با آن بطور رسمی در برنامه درسی مدارس از سنین ۱۱ تا ۱۶ سالگی قرار گرفت. اهداف این آموزش‌ها عموما موارد ذیل است:
• آشنایی با حقوق و مسئولیت‌های شهروندی
• بحث و بررسی درباره سرفصلها و موضوعات مهم شهروندی
• فهم و شناخت جامعه و آشنایی با فعالیتهای اجتماعی
• مشارکت فعال در یک برنامه اجتماعی یا گروهی [۷]
مفاهیم شهروندی
مفهوم حقوق بشر اغلب در کنار دو مفهوم «حقوق اساسی» و «حقوق شهروندی» مطرح می‌شود. این سه مفهوم، گاه مترادف جانشین یکدیگر به کار می‌روند اما در تفکیک مفهومی مرزهای ظریفی میان این مفاهیم سه گانه و دلالت موضوعی وجود دارد.
می‌توان گفت حقوق شهروندی آن بخش از حقوق اساسی است که در قانون اساسی هر کشوری شکل «ملی» به خود می‌گیرد و فقط شامل حال شهروندان همان کشور خاص می‌شود (مانند حق مشارکت سیاسی که ملهم از حقوق بشر در شکل نسبی آن است.)[۸]
بسیاری براین عقیده‌اند که قوانین موضوعه هر کشوری تاثیر مستقیم از مفهوم شهروندی و حقوق شهروندی می‌پذیرد.[۹] بعضی شهروندی را در ابعاد اجتماعی، سیاسی و مدنی تقسیم بندی می‌کنند اما به نظر می‌رسد در دسته بندی کلی می‌توان شهروندی را در مسئولیتهای فردی و اجتماعی شهروندان و همچنین مسئولیت‌های دولت در قبال شهروندان بررسی کرد. با نگاهی کلی در جوامع مختلف میتوان بخشی ازاین مفاهیم مشترک را عنوان و تکمیل کرد.
مسئولیت‌های اجتماعی
شهروندان به طور داوطلبانه امکانات خود را جهت کمک به پیشرفت و بهبود شهر به کار می‌گیرند. شهروندان فعال با توجه به تخصص و استعداد خود در سازمانها و کمیته‌های محلی گوناگون نظیر انجمن‌ اولیا و مربیان و سازمان‌های غیردولتی عضویت و فعالیت می‌کنند. شرکت در نشست‌ها و اجتماعات شهری، حضور در محکمه‌های عمومی، هیات‌ منصفه یا هیات‌های حل اختلاف، مشارکت در پروژه‌های اجتماعی برای پیشرفت جامعه و همچنین یافتن مشکلات و راه‌حل آن‌ها بسیار سودمند خواهد بود.[۱۰] صاحبنظران برین عقیده‌اند که اجتماعات محلی، و نهادهای مردم محور می‌توانند با ارائه رفتارهای جدید و نهادینه ساختن آنها در جوامع، نقش موثری در ایجاد و بازتولید مفهوم شهروندی ایفا نمایند.[۱۱]
مسئولیت‌های فردی
• رای دادن:حق رای در عین حالی که، از نظر بسیاری، از جمله مسئولیت‌های شهروندی محسوب می‌گردد اما در واقع یک امتیاز نیز می‌باشد. کسانی که رای نمی‌دهند در واقع صدایشان در دولت شنیده نمی‌شود.[۱۲][۱۳]
قبل از هر رای‌گیری، اطلاعات مربوط به موضوع یا نامزدها باید بصورت شفاف به اطلاع شهروندان برسد.
• خدمت در ارتش: در زمان جنگ، هر مردی که توانایی بدنی دارد، برای جنگ فراخوانده می‌شود. در زمان صلح نیز به صورت خدمت اجباری سربازی و یا داوطلبانه در نیروهای مسلح حاضر می‌شوند.
در بعضی ایالات یا مناطق محلی، ممکن است به افرادی فرمان داده شود تا در دستگیری مجرمین یا برای برقراری صلح و امنیت یا اجرای یک فرمان به کلانتر کمک کنند.
• احترام به قانون و حقوق دیگران: هر شهروندی می‌بایست از قوانین اجتماع، ایالت و کشوری که در آنجا زندگی می‌کند، پیروی کند.
هر شهروندی می‌بایست به حقوق دیگران احترام بگذارد.
• پرداخت مالیات: هر شهروندی موظف به پرداخت مالیات بر درآمد و دیگر عوارض قانونی بر اساس درستکاری و راستی و سرموقع می‌باشد.[۱۰].
مسئولیت‌های دولت
از جمله مسئولیت‌های دولت، خرج نمودن مالیات و عوارض دریافتی توسط بخش‌های دولتی جهت ارائه خدمات زیر، به شهروندان است :

o حفاظت از جان و مال و حقوق و امنیت شهروندان: توسط پلیس، آتش‌نشانی، امداد در حوادث و بلایای پیش بینی نشده، دادگاه و سامانه قضایی و نیروهای مسلح.
o بهداشت و سلامتی: آب و غذای سالم، بازرسی از شیر و گوشت، نگهداری از بیمارستان‌ها.
o آموزش : مدرسه‌ها و کتابخانه‌های عمومی.
o نگهداری، تعمیر و ساخت جاده‌ها، بزرگراه‌ها و خیابان‌ها.
o حفاظت و نگهبانی از منابع طبیعی، جنگل‌ها و محیط‌زیست.
o حفاظت از پس‌اندازها، با بازرسی از بانک‌ها و ضمانت حساب‌های بانکی.
o کمک و جبران خسارات : در موارد پیش بینی نشده مانند سیل و خشکسالی.[۱۰].
شهروندی در کشورهای گوناگون
شهروندی در ایران
تا قبل از این در ایران ، شهروندی تنها از منظر شهر و شهرنشینی مطرح میگردید و شهروندی رابطه متقابل یک شهرنشین با شهر و مدیران شهری و شهرداری دیده میشد و حقوق شهروندی را در گرو تصویب نقشه جامع شهر میدیدند.اما استفاده از واژه شهروند و شهروندی یا حقوق شهروندی در سال‌های اخیر در میان حقوقدانان و مجامع قانونی و حقوقی دید جامعتری یافت. در سال ۸۳ قانونی با عنوان « احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی » به تصویب مجلس رسید و به نام « بخشنامه حقوق شهروندی » در قوه قضائیه،دستورکار واحدها گردید. رئوس مهم این قانون درباره نحوه بازداشت و بازجویی و منع شکنجه و رفتار با متهمان توسط ضابطین و مجریان قضایی بود.[۱۴]
در ایران به کودکانی که یکی از والدین آن‌ها شهروند کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان باشد با مشکل شهروندی روبرو هستند. سالانه ۱۲ هزار دختر ایرانی با اتباع بیگانه ازدواج می‌کنند. به استناد آمارهای منتشرشده ۳۳ هزار فرزند حاصل از ازدواج دختران مشهد با اتباع بیگانه بدون شناسنامه هستند.[۱۵]
شهروندی در افغانستان
در قانون اساسی افغانستان از واژه تبعه استفاده شده‌است. از مهم‌ترین عوامل اخلال در روند شهروندی در افغانستان معاصر، جنگ‌سالاری، مردسالاری، و نژادپرستی و قوم‌گرایی) نام برده می‌شود. جنگ‌سالاری در ۲۵۰ سال اخیر تاریخ افغانستان مبنای جامعه بوده‌است و هر گروهی که قدرت نظامی بیشتر داشته‌است از قدرت سیاسی برخوردار می‌شده‌است. مردسالاری نیز در جامعه افغانستان ریشه دوانده‌است، چنانکه زنان که نیمی از شهروندان هستند در عمل همچنان از حضور در جامعه افغانستان بازمانده‌اند. [۱۶]
ایالات متحده آمریکا
نوشتار اصلی: منشور حقوق ایالات متحده آمریکا
حقوق شهروندی و آزادی مردم ایالات متحده آمریکا در منشور حقوق ایالات متحده آمریکا که در سال ۱۷۹۱ (میلادی) به قانون اساسی آن کشور الحاق گردید، مشخص و حراست شده‌است [۱۷]. مهم‌ترین حقوق شهروندی در ایالات متحده آمریکا بر اساس این منشور عبارتند از:
• متمم یکم: آزادی مذهب و آزادی بیان
• متمم دوم: آزادی مالکیت و حمل اسلحه
• متمم سوم: حراست از مالکیت مسکن افراد در زمان صلح و جنگ
• متمم چهارم: حق امنیت جان، مسکن و مالکیت افراد در برابر تفتیش و توقیف
• متمم پنجم تا هشتم: دادرسی، محاکمه و مجازات عادلانه
• متمم نهم: منحصر نشدن حقوق و آزادی افراد به موارد بیان شده
• متمم دهم: محفوظ داشتن اختیاراتی که به موجب قانون اساسی به دولت فدرال اعطا نگردیده و یا برای ایالت‌ها ممنوع نشده، برای ایالت‌ها یا مردم.
نگاهی به سیاست و آموزش و پرورش در تربیت شهروندان ایده آل
اصولا قدرت هر دموکراسی بر اساس آرزوها و رضایت هر شهروند استوار است. قدرتمندترین راهی که شهروندان می توانند بر دولت خود اعمال نفوذ کنند از طریق رأی دادن است. حق رأی اساسی ترین حق در یک دموکراسی و جزیی از حقوق شهروندی است. اما رأی دادن تنها یک حق نیست- بلکه وظیفه هر شهروند است که صدا و نظرات خود را به گوش دیگران برساند. رأی دادن به شهروندان اجازه می دهد بطور مستقیم یا غیر مستقیم در تصمیم هایی که بر زندگی و جامعه آنها تأثیرگذار است مشارکت کنند، و آراء آنها به تعیین سیاست ملی کمک می کنند. شهروندان باید رأی بدهند تا نقش خود را به عنوان شریکی فعال در زندگی اجتماعی خود ایفا کنند.ملاک های رای دادن در جوامع مختلف با توجه به باورها، هنجارها و میزان آگاهی های اجتمایی و سیاسی تعیین می گردند بنابراین انتخاب آگاهانه به صورت مستقیم با میزان آگاهیهای یک جامعه در خصوص حقوق شهروندی(که رای آگاهانه متضمن آنست) مرتبط است. در کشورهای توسعه یافته مفاهیم شهروندی از دوران کودکی تا نوجوانی آموزش داده می‌شود و دولت نیز آموزش‌های لازم را در اختیار والدین و معلمان قرار می‌دهد. در انگلیس از سال ۲۰۰۲ میلادی ، آموزش شهروندی و آشنایی با آن بطور رسمی در برنامه درسی مدارس از سنین ۱۱ تا ۱۶ سالگی قرار گرفت. اهداف این آموزش‌ها عموما موارد ذیل است:
• آشنایی با حقوق و مسئولیت‌های شهروندی
• بحث و بررسی درباره سرفصلها و موضوعات مهم شهروندی
• فهم و شناخت جامعه و آشنایی با فعالیتهای اجتماعی
• مشارکت فعال در یک برنامه اجتماعی یا گروهی
در واقع مبنای این آموزشها پرورش یک شهروند نمونه یا شهروند خوب یا ارائه یک الگوی شهروندی نیست بلکه به آنان می‌آموزد که چگونه تصمیمات خود را با توجه به مسئولیت‌هایشان در قبال اجتماع و زندگی فردی خود اتخاذ نمایند.
انتخاب ناشی از عدم آگاهی کامل از حقوق شخصی و مهمتر از آن وظایف شهروندی در نقاط مختلف ایران به انحاء مختلف به چشم می خورد. از آ نجایی که منتخبان یا منتخب مردم در هر انتخاباتی تعیین کنندگان و زمامداران سیاست های کلی یک کشور هستند، آگاهی دادن در این خصوص به جامعه امروز ایران که داعیه حرکت به سوی مدرنیته را دارد امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.بدیهی است انتخاب بر اساس احساسات، نسبت های قومی و عشیره ای و یا هر عامل دیگری غیر از شایستگی های فردی سرانجامی جز از دست دادن فرصت ها، چشم پوشیدن آشکار از حقوق شخصی و اجتماعی و نهایتا پسرفت، نخواهد داشت
نقش معلم در آموزش شغلی و شهروندی نمونه
پرورش صحیح کودکان بدون آموزش شغلی مناسب به آنان امکان پذیر نیست. شغل ، همیشه اساس زندگی، مایه خوشبختی و سازنده فرهنگ انسان به حساب آمده است. کودک امروز عضوی از جامعه کاری فردا خواهد شد، بنابراین، اهمیت او در جامعه و ارزش او به عنوان یک شهروند، فقط به نقشی که در جامعه می تواند ایفا کند و میزان آمادگی او برای پذیرش این نقش بستگی دارد. خوشبختی و بهروزی او نیز در گرو همین نقش است.

ما به خوبی می دانیم که طبیعت به همه انسان ها قابلیت های کاری یکسانی اعطا کرده است. ولی در جامعه می بینیم که فردی بهتر از فرد دیگر کار می کند، بعضی ها کار های ساده و بعضی دیگر کارهای پیچیده تر و ارزشمندتری انجام می دهند. طبیعت در این گوناگونی و تفاوت ها نقشی ندارد، بلکه ویژگی های کاری فرد در دوران زندگی او، به ویژه در جوانی، شکل می گیرد. بنابراین، تربیت شغلی، نه تنها تعیین کننده خوبی یا بدی یک شهروند است، بلکه زمینه آماده شدن او برای یک زندگی سالم و پر بار در آینده نیز هست.
بعضی ها به خاطر برآوردن نیازهایشان کار می کنند. در طول تاریخ نیز بیش تر مردم برای این که از گرسنگی نمیرند، کار می کردند. ولی حتی از زمان های قدیم نیز مردم سعی می کردند، هنگام کار فقط به قوای بدنی تکیه نکنند، بلکه از خود خلاقیت نیز نشان دهند . در جامعه ای که اختلاف طبقاتی و استثمار انسان توسط انسانی دیگر وجود دارد، به ندرت خلاقیت در مردم بروز می کند. همه شغل ها باید با خلاقیت همراه باشند تا جامعه ای غنی از فرهنگ و ثروت ساخته شود. بنابراین معلم و خانواده وظیفه دارند، خلاقیت در کار ها را به کودکان آموزش دهند.
انسان تنها وقتی در کار خود خلاق خواهد شد که با عشق به شغل خود رسیده باشد، با انجام آن احساس شادی کند، به ضرورت و موارد استفاده آن واقف باشد و از شغل خود برای بروز شخصیت و استعدادهایش استفاده کند. چنین ارتباطی با شغل، زمانی امکان پذیر است که فرد آموخته باشد، سخت کار کند و نیز هیچ شغل دیگری برای او خوشایند جلوه نکند. فردی که با ترس از کار کردن و عرق ریختن سر کار خود حاضر می شود، هرگز از نیروی خلاقیت خود استفاده نخواهد کرد؛ زیرا تنها به این فکر می کند که هر چه زودتر از آن کار خلاصی یابد.
برای این که نتیجه مناسبی از کار کردن حاصل شود، نه تنها قابلیت انجام کار، بلکه برقراری ارتباط صمیمی با دیگران نیز ضروری است . مردم باید بتوانند ارتباط صمیمی و خوبی با یک دیگر برقرار کنند و این امر تنها در سایه پرورش خلاقیت حاصل می شود. کسی که از کار کردن فرار می کند و از حاصل فعالیت دیگران بهره می گیرد، برای جامعه فردی فاسد و هرزه به حساب می آید. تنها راه ایجاد ارتباط صحیح با دیگران، همیاری و فعالیت متقابل در جمع است.
این تصور اشتباه است که افراد باید تنها از لحاظ جسمانی و مهارت های فردی، پرورش یابند . آمادگی جسمانی ضروری است، ولی برای هماهنگی در کار ها، پرورش مناسب روحی نیز لازم است. با تولید ماشین آلات پیشرفته، برتری جسمانی اهمیت گذشته خود را از دست داده است. در جوامع پیشرفته، سعی می کنند کارهای سنگین جسمانی را حذف کنند و با خلاقیت کارها و شیوه ها، ابزار و ماشین آلات جدیدی تولید کنند تا از فشار جسمانی بر کارگرها کاسته شود.
شغل مناسب، غیر از پربار کردن زندگی اجتماعی انسان در زندگی فردی نیز نقش مهمی دارد. همه ما کسانی را که می دانند چگونه کارهای زیادی انجام دهند، در هر کاری موفقند، هیچ مانعی سد راه آنان نمی شود، به خوبی با هر موقعیتی رویه رو می شوند و زندگی شاد و موفقی دارند، تحسین می کنیم. بر عکس، برای کسانی که با بروز کوچک ترین مشکلات، خود را در بن بست می یابند ، نمی توانند از خودشان محافظت کنند و پیوسته به یک پرستار نیاز دارند، بسیار متأسف می شویم. این افراد بدون کمک دیگران زندگی نابسامان، ناخوشایند و نامنظمی خواهند داشت.
برای آموزش شغلی کودکان، باید کارهایی به آنان واگذار شود که بتوانند با روش معین آنها را با موفقیت انجام دهند. لازم نیست آن کار در زمان کوتاهی کامل شود، بلکه می توان ماه یاحتی سالی را به آن اختصاص داد. کودک باید در انتخاب لوازم کار آزاد باشد و در برابر کیفیت کاری که انجام می دهد، احساس مسئولیت کند.
به جای این که به او بگویید: " این جارو را بگیر و به این صورت اتاق را تمیز کن "، بهتر است چگونگی انجام کار را بر عهده خود او بگذارید و به او اطمینان دهید، به هر نحوی که می خواهد کار را انجام دهد. برای شروع آموزش از کارهای بدنی استفاده کنید و کم کم به کارهایی که به فکر و سازماندهی نیاز دارند، روی بیاورید. هر اندازه کاری پیچیده تر و مستقل تر باشد، از نظر آموزشی مؤثرتر است.
کودکان باید از سنین کم در کارهای خانواده شرکت داده شوند و البته نباید در این کار خیلی زیاده روی کرد. میزان کار پدر و مادر با کودکان باید کاملاً متفاوت باشد. اگر در منزل کار می کنید، کودک باید عادت کند، به هر نحوی که می تواند به شما کمک کند. کارهایی را که از عهده کودک بر می آید، به او واگذار کنید.
باید به خاطر داشت، کودکان در مدرسه تکلیف های درسی نسبتاً سنگینی دارند. البته این موضوع باید در درجه اول اهمیت قرار گیرد. باید به آن ها کمک کنید که بفهمند در مدرسه نه تنها عهده دار فعالیت های فردی هستند، بلکه فعالیت های اجتماعی را نیز به عهده دارند و موفقیت آنان در کارهای مدرسه نه فقط برای والدین، بلکه برای تمام جامعه لازم است. از طرف دیگر، نباید اجازه داد کار مدرسه ، کودکان را از زندگی و کار در مجموعه خانواده باز دارد، زیرا تأثیر بدی بر پرورش آنان خواهد گذاشت. زندگی خانوادگی همیشه باید فضایی متشکل از همیاری و فعالیت های گروهی باشد.
کودک باید یاد بگیرد کارهایی را که در ابتدا برای او خسته کننده به نظر می رسند نیز تحمل کند و این حقیقت را درک کند که اهمیت یک کار تنها به خاطر جذابیت آن نیست، بلکه به خاطر ضرورت و فایده آن نیز هست. والدین باید صبور باشند و بتوانند بدون " گله و شکایت "، کارهای ناخوشایند و نادرست کودکان را تحمل کنند. اگر ارزش اجتماعی شغلی برای او روشن باشد، حتی اگر ناخوشایند نیز جلوه کند، انجام آن می تواند باعث شادمانی و رضایت او شود .
اگر کودک ضرورت انجام کار خاصی را احساس نمی کند و نمی توان تمایل به انجام آن را در او ایجاد کرد، می توان از روش تقاضا و درخواست بهره گرفت. در خواست یا تقاضا می تواند به کودک آزادی انتخاب بدهد. باید به گونه ای عمل کرد که کودک فکر کند، درخواست را با تمایل قلبی خود و نه از روی اجبار اجابت می کند. از روش درخواست یا تقاضا زمانی باید بهره گرفت که کودک با طیب خاطر کار را انجام دهد.
کودکان باید در خانواده به گونه ای تربیت شوند که بهره کشی را تجربه نکنند والدین باید مراقب باشند تا برادر بزرگ تر از برادر کوچک تر جز در همکاری با یکدیگر، درخواست کار نکند و برای انجام کارها هیچ نابرابری رخ ندهد
.هرگز کودک را برای این که کاری را ناقص انجام داده است، سرزنش و تنبیه نکنید. به سادگی و با آرامش به او بگویید، کارش را به خوبی انجام نداده است و باید آن را درست و کامل انجام دهد. ما تشویق یا تنبیه در قبال کار را پیشنهاد نمی کنیم. کودک باید از موفقیت در انجام کار، احساس رضایت بکند. آگاهی از این که کارش را به خوبی انجام داده است، می تواند بهترین مشوق او باشد. رضایت خاطر شما از خلاقیت و ابتکار او نیز می تواند پاداشی کافی برای او باشد.
در برابر دوستان و آشنایان خود، او را به خاطر کاری که انجام داده است، تحسین نکنید و ضرورتی هم ندارد او را به خاطر کار بد یا ناقصی که انجام داده است، تنبیه کنید. بسیار مهم است که در این گونه مواقع، طوری برخورد کنید که انگار کار را به طور کامل انجام داده است
الگوی تدریس چیست؟
الگو، معمولاً به نمونه کوچکی از یک شیء یا به مجموعه ای از اشیای بیشمار گفته می شود که ویژگیهای مهم و اصلی آن شیء بزرگ یا اشیاء را داشته باشد. الگوی تدریس، چهارچوب ویژه ای است که عناصر مهم تدریس در درون آن قابل مطالعه است. انتخاب یک الگوی تدریس، بستگی به نوع آگاهی معلم از فلسفه و نگرشهای تعلیم و تربیت خواهد داشت.
تدریس یک فرآیند است و فعالیتی است که در داخل یک الگو صورت می پذیرد، الگوهای تدریس متعددی توسط صاحبنظران معرفی شده اند که به مهمترین آنها اشاره خواهیم کرد.
الگوی عمومی تدریس (general teaching model)
این الگو، توسط "رابرت گلیزر" در سال 1961 مطرح شد که در 1971 توسط "راجرز" و "رابینسون" بسط داده شد.
در این الگو، فرآیند تدریس به پنج مرحله تقسیم می شود:
1) تعیین هدفهای تدریس و هدفهای رفتاری: معلم باید هدفهای تدریس خود را به صورتی عینی و قابل اندازه گیری تعریف و مشخص کند.
2) تعیین رفتار ورودی و ارزشیابی تشخیصی: اصطلاح رفتار ورودی در اینجا منعکس کننده کلیه یادگیریهای گذشته فراگیران، تواناییهای عقلی، وضع انگیزشی و برخی عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر در یادگیری و میزان رشد آنان است.
3) تعیین شیوه ها و وسایل تدریس: در این مرحله معلم با آگاهی از شرایط و موقعیت آموزشی یکی از روشها مانند روش سخنرانی، آزمایشی، آموزش انفرادی و ... را انتخاب کند و وسایل تدریسی را نیز با توجه به مفاهیم و شرایط و ویژگیهای فراگیران را برگزیند.
4) سازماندهی شرایط و موقعیت آموزشی: معلم باید قادر باشد که با ابتکار و خلاقیت، حداکثر استفاده از امکانات موجود، در امر تدریس و تحقق اهداف آموزشی را ببرد.
5) ارزشیابی و سنجش عملکرد: معلم در این مرحله علاوه بر ارزشیابی های معمولی می تواند عملکرد شاگردان را در موقعیتهای متعدد، مانند انجام دادن پروژه، شرکت در فعالیتهای آموزشی و ... را ارزیابی کند و در صورت عدم موفقیت با توجه به نتایج ارزشیابی به ترمیم و اصلاح مراحل قبلی الگو اقدام کند.
تعریف روشهای تدریس
از مراحل مهم طراحی آموزشی، انتخاب روش تدریس است. معلم بعد از انتخاب محتوی و قبل از تعیین وسیله، باید خط مشی و روش مناسب تدریس خود را انتخاب کند. به مجموعه تدابیر منظمی که برای رسیدن به هدف، با توجه به شرایط و امکانات اتخاذ می شود "روش تدریس" گویند.
ناتوانی نهادهای مدنی در آموزش و پرورش،عدم تربیت شهروندان نمونه
بی گمان امروز، جامعه ایرانی بیش از هر زمان دیگر نیازمند نهادهای مدنی است. نهادهای مدنی نهادهایی هستند که در آنها، خواسته های مدنی و صنفی افراد به صورت قانونمند و تشکیلاتی پیگیری می شوند. نهادهایی که در بدنه قدرت و حکومت قرار ندارند. در این نهادها افراد یک جامعه صرف نظر از هر گروه و بینش خواسته های خود را در سایه تشکلی قانونمند پیگیری می کنند. اعضای آن گفت وگو، سخنرانی، تبادل افکار و... را تمرین می کنند و با این گونه روش ها آشنا می شوند. عصری که در آن زندگی می کنیم عصر سازمان های غیردولتی، عصر دموکراسی مشارکتی و جامعه مدنی است. برای شکل گیری جامعه مدنی نیازمند نهادهای مدنی هستیم. در جامعه مدنی تشکل های صنفی، حرفه یی و مردمی هستند که با قدرت، خواسته های مردم را به گوش مسوولان دولتی می رسانند و ضمناً با توجه به اختیارات و قدرتی که از نفوذ در لایه های اجتماعی و اصناف گوناگون دارند، می توانند خود قسمتی از وظایف حکومت را نیز برعهده بگیرند. جامعه مدنی به معنای امروزی آن دارای ویژگی هایی است.
وجود خانواده ها، گروه های غیررسمی، گروه ها یا انجمن های داوطلبانه که چندگانگی و خودبنیادی آنها شکل های گوناگونی از زندگی را ممکن می سازد. وجود نهادهای فرهنگی و ارتباطی که حوزه عمومی یا آشکار زندگی را در بر می گیرند. امنیت و حرمت حوزه خصوصی زندگی و قلمروی که افراد بتوانند در آن توانایی های فردی خود را تحقق بخشند و به گزینش های اخلاقی مستقل دست یابند. تعیین مرز میان حوزه های عمومی و خصوصی یا حوزه های عمومی و حکومت نیازمند ساختارهای قانونی و سلسله یی از حقوق اولیه است که بدون آنها جامعه مدنی تحقق نخواهد یافت. همان طور که ملاحظه می شود یکی از چهار ویژگی اصلی جامعه مدنی نهادهای مدنی است.
شکل گیری یک جامعه مدنی نیازمند سه گام اساسی است؛ گام اول بروز گوناگونی و تکثر در آرا و اندیشه هاست. یعنی درون یک جامعه، منافع و علایق گوناگون ظاهر شود. پس جامعه باید تکثر پیدا کند. گام دوم به رسمیت شناختن این گوناگونی و تکثر است. یعنی باید حق دگرگون بودن را برای افراد در قوانین به رسمیت شمرد. و گام سوم اینکه اجزای این تنوع و تکثر در انجمن های داوطلبانه خودشان را سازمان بدهند. همان طور که ملاحظه می شود یکی از گام های اساسی و نهایی در شکل گیری جامعه مدنی تشکیل انجمن ها و سازمان های داوطلبانه است و از آنجایی که تشکیل نهادهای مدنی نیازمند شکل گیری نهادهای مدنی و دموکراتیک (اندیشه ها، رفتارها و خصایص دموکراتیک) است، نقش آموزش و پرورش به عنوان نهادی که مسوول آموزش و پرورش افراد جامعه در بهترین سنین یادگیری است بسیار برجسته می شود. نوجوانان و جوانان بخش عمده یی از جامعه ما را تشکیل می دهند و از سوی دیگر اکثر وقت مفید این نوجوانان به عنوان دانش آموز در مدرسه ها سپری می شود. لذا یکی از مکان های مهم برای فراهم آوردن آموزش های مدنی مدارس هستند. کلاس درس شبیه آزمایشگاهی است که در آن دیدگاه های شهروندی و رفتارهای یک شهروند مدنی توسط معلمان و دانش آموزان بررسی می شود. اینجا است که نقش معلمان به عنوان مربیان شهروندان فردا بیش از هر زمان دیگری اهمیت می یابد. اکنون پرسش اینجاست که چه علت هایی سبب می شود نهادهای مدنی در آموزش و پرورش نحیف و کم توان باشند؟ دلیل های شکل نگرفتن نهادهای مدنی در آموزش و پرورش کدامند؟ شکل نگرفتن و ناتوانی نهادهای مدنی در آموزش و پرورش متاثر از دلیل های کلی عدم شکل نگرفتن و ناتوانی نهادهای مدنی در ایران است. می توان دلیل هایی را برای این مهم برشمرد.
۱- نبودن فرهنگ دموکراتیک چه در قالب ادبیات اجتماعی یا عمل اجتماعی از مشکلات عمده به شمار می رود. می توان گفت که زیست اجتماعی در قالب فعالیت نهادهای مدنی به شدت مهجور است به نحوی که این موضوع هیچ گاه به خصلت اجتماعی و هویت بخشی مردم ما بدل نشده است. اکنون نیز معلمان ما بیش از آنکه توجهی به نهادهای مدنی در تحولات مربوط به حوزه آموزش و پرورش داشته باشند چشم به دولت یا شخصیت ها و فعالان شاخص در این حوزه دارند. جامعه ایران به طور کلی و پیرو آن جامعه معلمان کشور به طور خاص با توجه به فرهنگ رفتاری خود بیشتر در پی یک قهرمان یا ناجی است تا نهادهای مدنی حول برنامه یی مشخص برای تغییر وضع موجود.
۲-ساختار قدرت؛ روشن است در کشوری که تنها در یک قرن اخیر تلاش رهیدن از بند استبداد و ساختار قدرت مطلقه را داشته است گسترش نهادهای مدنی آسان نباشد. وجود ساختار به شدت متمرکز و متصلب در آموزش و پرورش که به جای مانده از یک پیشینه استبدادی است سبب می شود نگاه معلمان به هر نهاد مدنی از زاویه تقابل با دولت و حتی حوزه ستادی آموزش و پرورش باشد و متقابلاً در دید دولت نیز ایجاد هر نهاد مدنی در این حوزه یک تهدید محسوب می شود. به سخن دیگر در نگاه معلم شأن و کارکرد هر نهاد مدنی، صنفی، آموزشی، علمی و فرهنگی در آموزش و پرورش در درجه اول مقابله با دولت است نه استقلال از آن، که در صورت لزوم می تواند از دولت نیز حمایت کند یا آن را تشکیل دهد.
۳- جنگ و آثار ناشی از آنها یکی دیگر از علت های اصلی شکل نگرفتن نهادهای مدنی در ایران به طور عام و در آموزش و پرورش به طور خاص است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شروع بلافاصله جنگ تحمیلی، اولویت اصلی همه ایرانیان حفظ تمامیت ارضی ایران بود. در طول هشت سال جنگ معلمان کمتر فرصت یافتند به مسائل آموزش و پرورش بیندیشند. باید اذعان کرد که یکی از نتیجه های نخستین ملموس وضعیت جنگی جلوگیری از تشکیل نهادهای مدنی است. نبودن امنیت شغلی از عوامل اصلی عدم رویکرد افراد به تشکیل و حضور در نهادهای مدنی است.
۴- آموزش و پرورش دولتی یکی از موانع شکل گیری نهادهای مدنی در حوزه آموزش و پرورش است. یکی از دلیل های شکل نگرفتن نهاد مدنی در ایران را اقتصاد دولتی و به شدت وابسته به نفت می دانند. اقتصاد دولتی و به شدت نفتی سبب می شود دولت خود را بی نیاز از مردم و جامعه مدنی بداند که به استقلال بیش از اندازه دولت نسبت به جامعه منجر می شود. دولت در اینجا مجبور نیست به کسی جواب پس بدهد. پس هر کاری که دلش بخواهد انجام می دهد و چه نیاز است با جامعه مدنی و نهادهای آن رابطه داشته باشد؟ به طور خاص می توان در آموزش و پرورش به وضع تامین نیازهای اقتصادی آن اشاره کرد که بیش از ۹۰ درصد هزینه های آن از دولت تامین می شود و از آنجا که هزینه های آموزش و پرورش را دولت تامین می کند پیرامون چگونگی آموزش و پرورش به فرزندان این آب و خاک خود را بی نیاز از مشورت با شهروندان می داند و اگر انجمن اولیا و مربیانی تشکیل می دهد و نماینده دبیرانی انتخاب می کند آن را زینت المجالس یا ماشین امضای سندها و چک های دریافتی و پرداختی خود می خواهد و اثری از حضور موثر این نمایندگان در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها نمی بینیم. اقتصاد خانوارهای ایرانی به شدت وابسته به دولت است معلمانی که تنها درآمد آنها حقوق دولتی است و در اغلب موارد این حقوق نیاز های حداقلی زندگی آنها را تامین نمی کند اولویت هایی در رفتار اجتماعی خود دارند که قطعاً تشکیل و حضور در نهادهای مدنی اولویت اول آنان نیست.
۵- بدبینی و ناآگاهی نسبت به جایگاه نهادهای مدنی؛ بالا بودن سطح سواد و تحصیلات معلمان این امید را پدید می آورد که آگاهی آنان نسبت به مسائل مدنی و صنفی بیش از سایر لایه های اجتماعی باشد. متاسفانه آنچه مشاهده می شود حاکی از آن است که هنوز بسیاری از همکاران مان به نقش بی جایگزین خود و نهادهای مدنی در توسعه کمی و کیفی آموزش و پرورش پی نبرده اند یا تردید دارند. رویکرد نداشتن برخی از همکاران به نهادهای مدنی ناشی از بی اطلاعی، تردید و بدبینی آنها به نهادهای مدنی است. از دلیل های بدبینی معلمان به نهادهای مدنی می توان به وجود بی صداقتی و شعارزدگی در کردار برخی از این نهادها و وجود نداشتن پیوندهای واقعی این نهادها با معلمان و خواسته های آنها اشاره کرد یا اینکه این نهادها از میان فرهنگیان و از پایین به بالا شکل نگرفته اند.
۶- مانع تراشی ها و سنگ اندازی های پی در پی مخالفان نهادهای مدنی؛ یکی دیگر از علت های شکل نگرفتن نهادهای مدنی در حوزه آموزش و پرورش تهدیدها و موانعی است که بر سر راه نهادهای مدنی است. صادر نکردن مجوز، لغو مجوز نهادهای مدنی و مشکلات دیگری که بر سر راه فعالان مدنی وجود دارد، سبب می شود از نگاه همکاران فرهنگی حضور در نهادهای مدنی هم سنگ با پرداخت هزینه های گزاف قلمداد شود و حضور در این نهادها را پرهزینه تلقی کنند و از این حضور بپرهیزند و حتی به فعالان این حوزه ها پیشنهاد کنند که دست از این حضور بردارند و به زندگی خود بپردازند.
۷- احساس ناکارایی و ناکارآمدی نهادهای مدنی؛ این احساس که نهادهای مدنی نمی توانند به صورت کارا و کارآمد به نیازها و خواسته های معلمان پاسخ گویند و به مثابه یک سازمان حرفه یی عمل کنند سبب می شود که نهادهای مدنی فعال در آموزش و پرورش نتوانند تقاضاها و خواسته های معلمان را به طور موثر نمایندگی کنند. از سویی دیگر در ساختار به شدت متمرکز آموزش و پرورش مکانیسمی وجود ندارد که نهادهای مدنی بتوانند در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها نقش فعال ایفا کنند. به نظر می رسد برای شکل گیری دولت مدرن راهی جز این نیست که بسیاری از کارهایی را که قابل واگذاری به نهادهای مدنی و بخش خصوصی است به آنها واگذار کرد. در آموزش و پرورش بسیاری از خدمات آموزشی، رفاهی، پرورشی و... را می توان به نهادهای مدنی متخصص این امور واگذار کرد تا هم هزینه های دولت کاهش یابد و هم همکاران فرهنگی به اثر گذاری و کارآمدی بیشتر نهادهای مدنی پی برده و انگیزه لازم برای فعالیت در این نهادها را بیش از گذشته بیابند.
۸- محدود بودن نهادهای مدنی در حوزه آموزش و پرورش؛ نهادهای مدنی در حوزه آموزش و پرورش محدود است نسبت به جمعیت تقریباً یک میلیون نفری کارکنان آموزش و پرورش و حدود ۱۵ میلیون دانش آموز، نهادهای مدنی در آموزش و پرورش از عمق و گستردگی چندانی برخوردار نیستند. بخش مربوط به نهادهای مدنی فعال و فراگیر در حوزه های آموزشی و پرورشی شاهد کمبود جدی است. به نظر می رسد در حوزه های گفته شده نیازمند نهادهای مدنی (علمی) با حضور معلمان حرفه یی هستیم. به علاوه بازنگری در نقش نهادهای سیاسی در آموزش و پرورش ضروری است زیرا این نهادها در ایفای نقش خود در امر سیاست از نقایص و کمبود های جدی رنج می برند. نهادهای صنفی معلمان از فعال ترین نهادهای مدنی در آموزش و پرورش هستند که با همه ناتوانی ها و کاستی ها می توانند الگوی مناسبی برای سایر نهادهای مدنی در آموزش و پرورش باشند. نهادهای مدنی فعال در زمینه های علمی، صنفی، فرهنگی و پرورشی در حوزه دانش آموزی بسیار محدود هستند. اغلب نهادهای فعال در این حوزه دولتی اند. برای رسیدن به جامعه دانایی محور و مدنی آنچه که بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد حمایت و فعال کردن تشکل های مدنی در حوزه دانش آموزی است که مسوولیت آموزش آداب زیست مدنی را به فرزندان فردای ایران بیاموزند و در آنها دانش آموزان به تمرین رفتارهای مدنی بپردازند.
۹- رشد و گسترش نامتوازن و ناموزون نهادهای مدنی در آموزش و پرورش از دلایل ناتوانی نهادهای مدنی در آموزش و پرورش است. نهادهای مدنی به صورت پراکنده و نابرابر به طور موضوعی، جنسی و در سطح جغرافیایی توزیع شده است. همان طور که اشاره شد شاهد خلاء نهادهای مدنی در حوزه دانش آموزی هستیم. حدود نیمی از همکاران فرهنگی را زنان تشکیل می دهند. این همکاران دارای مشکلات ویژه یی هستند که نهادهای مدنی می توانند پیگیر آنها باشند. در حوزه زنان خلاء نهاد های مدنی بیش از سایر حوزه ها احساس می شود. براساس یک سنت قدیمی در ایران نواحی پیرامونی همواره از دستاورد های مدنیت کمتر و دیرتر برخوردار می شوند. تمرکز نهادهای مدنی در مرکز کشور یا مراکز استان ها سبب می شود شاهد رشد نامتوازن و ناموزون نهادهای مدنی در سطح جغرافیایی باشیم.
۱۰- نهادهای مدنی در ایران به طور عام و در آموزش و پرورش به طور خاص در خود است نه بر خود. به عبارت دیگر نهادهای مدنی ناآگاه نسبت به نقش، جایگاه، مسوولیت ها و وظایفشان هستند و نمی توانند خود را به دیگران بشناسانند. بی سیمایی و درهم ریختگی نهادهای مدنی از ویژگی های بارز نهادهای مدنی در حوزه آموزش و پرورش است. نداشتن تئوری، سازماندهی و مدیریت سبب می شود این نهادها به لحاظ هویتی در هم ریخته و به هم ریخته باشند. آنچه که به نظر می رسد نهادهای مدنی فعال در آموزش و پرورش باید پیگیر آنها باشند عبارت است از؛
الف- تبیین تئوری؛ تبیین تئوری فعالیت های خویش که بر اساس آن ضمن شناساندن خود، مرز فعالیت های خود با سایرین را آشکار کنند و بخشی از درهم ریختگی مرزها را در حوزه مدنی بر طرف سازند.
ب- سازماندهی؛ نبودن سازماندهی به دلایل متعدد در اغلب نهادهای مدنی ایران آشکارا مشاهده می شود. نداشتن تئوری منسجم، کمبود امکانات سخت افزاری و وجود نداشتن منابع مالی بخشی از این دلایل است. تشکل های مدنی فعال در آموزش و پرورش از این قاعده جدا نیستند. انتخاب استراتژی و تاکتیک های مشخص براساس یک تئوری اعلان شده می تواند موجب سازماندهی بهتر شود.
ج- مدیریت؛ آنچه که در تشکل های مدنی باید به آن توجه داشت عبارت است از مدیریت مشارکتی (دموکراتیک) که از پایین به بالا شکل گرفته باشد. این امر سبب می شود نهادهای مدنی از آفت فرد گرایی و متکی بودن به افراد نجات یابند و به رهبری جمعی که یکی از ویژگی های نهادهای مدنی است، دست یابند.
۱۱- نهادهای مدنی در آموزش و پرورش انزواگراست. انزواگرایی به دلایل گوناگون هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی به چشم می خورد. نهادهای مدنی فعال در حوزه آموزش و پرورش نیازمند گفت وگو و تبادل تجربه با دیگر نهادهای مدنی در سطح ملی و بین المللی هستند. این نهادها باید حضور بیشتری در عرصه محلی، ملی، منطقه یی و بین المللی داشته باشند. گرچه در این نوشتار بنای آن نیست که به بیان دلیل های انزواگرایی نهادهای مدنی بپردازیم اما می توان این دلیل ها را به دو دسته دلیل های بیرونی و درونی تقسیم کرد. فشار نهادهای غیرمسوول بر نهادهای مدنی و ترساندن آنها از تماس نهادهای مدنی منطقه یی و بین المللی از دلیل های بیرونی انزواگرایی است. کمبود توانایی های سخت افزاری و نرم افزاری نهادهای مدنی از علت های درونی انزواگرایی نهادهای مدنی است. یکی از نمونه های نسبتاً موفق برون رفت از انزواگرایی نهادهای مدنی در آموزش و پرورش تشکیل شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور است که بیش از۴۰ نهاد صنفی معلمان آن را به رغم وجود فشارهای بسیار زیاد تشکیل داده اند که امید است این نهاد مدنی بتواند در مسیر ایجاد تعامل بیشتر بین نهاد های مدنی صنفی معلمان حرکت کند و الگوی مناسبی برای سایر تشکل ها باشد. در پایان برای شکل گیری و تقویت نهادهای مدنی در آموزش و پرورش اقدامات زیر توصیه می شود؛
۱- معلمان بر آموزش حقوق شهروندی به دانش آموزان و آگاه کردن آنان نسبت به آداب زیست اجتماعی و مدنی که موجب تقویت روحیه جمعی در نسل آینده می شود تلاش جدی بورزند تا از این طریق اندیشه ها و رفتار های جمعی ایرانیان پیرایش شود.
۲- ساختار به شدت متمرکز آموزش و پرورش اصلاح و مشارکتی شود. برای دگرگونی ساختار متمرکز آموزش و پرورش می توان؛
الف- نمایندگان معلمان در شورای عالی آموزش و پرورش را به انتخاب آنان گذاشت تا نمایندگان حاضر در آن شورا انتصابی نباشند.
ب- ساختار انتصابی و هیات امنایی بسیاری از شوراها و موسسات اقتصادی را انتخابی کرد. به طور مثال می توان با فراخوان اعضای صندوق ذخیره فرهنگیان اعضای هیات مدیره آن را از میان آنان انتخاب کرد.
ج- مدیران مدارس، مدیران مناطق و... را به انتخاب معلمان، مدیران مدارس و... برگزید.
۳- احکام قضایی و اداری صادره برای فعالان مدنی به ویژه فعالان صنفی را لغو کنند تا کمترین امنیت شغلی و اجتماعی برای فعالیت مدنی فراهم شود.
۴- در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی بسیاری از امور آموزشی و پرورشی را به بخش خصوصی واگذار کنند تا بار دولت سبک شود و بتواند به وظایف اصلی خود که تامین امنیت، رفاه، بهداشت و غذا است، بپردازد. زیرا همان طور که دولت نمی تواند تاجر خوبی باشد معلم و مسوول خوبی برای آموزش و پرورش نیز نمی تواند باشد.
۵- نهادهای مدنی ویژگی های اصلی این نهادها را خوب بشناسند و به کار بندند. بر اساس تعریف نهادهای مدنی این نهادها باید دموکراتیک، عقلانی، به دور از تندروی و کند روی و از پایین به بالا شکل بگیرند. لازم است نهادهای مدنی این چارچوب را رعایت کنند تا ناتوانی های درونی جبران شود.
۶- به خواسته های زنان به ویژه معلمان زن توجه جدی شود تا زمینه مشارکت بیشتر زنان در شکل دادن نهادهای مدنی بیشتر شود.
۷- پیوند نهادهای مدنی آموزشی، پرورشی، دانش آموزی، صنفی و... با هم در سطح محلی، ملی، منطقه یی و بین المللی بیشتر شود. در این راستا پیشنهاد می شود انجمن نهادهای مدنی آموزش و پرورش تشکیل شود تا در این نهاد ضمن بررسی مشکلات نهادهای مدنی در آموزش و پرورش در سایه تعامل بیشتر نهادهای مدنی با هم این مشکلات آسان تر از گذشته حل شود.
حقوق شهروندی، آموزش و مشارکت مدنی
با افزایش مهاجرت و رشد شهر نشینی نیاز به یک مدیریت قوی شهری امری ضروری می‌نماید.
از سوی دیگر جمعیت وسیع در کلان‌شهرها سبب می‌شود که بهترین مدیران نیز به تنهایی و بدون مشارکت شهروندان قدرت اداره شهرها را به نحو مطلوب و شایسته نداشته باشند لذا در دنیا و در ابر شهرها امروزه مشارکت شهروندان در تصمیم گیری، نظارت و اجرای بهتر برنامه‌ها از مهمترین عناصر مدیریت شهری تلقی می‌شود.
در تهران نیز ضروری است که برای تضمین حقوق شهروندان و از سوی دیگر استفاده از مشارکت آنان در امور محلات و مناطق برنامه های آموزشی صحیحی جهت تبدیل شهرنشینان به شهر وندان آگاه. فعال و مشارکت جو ارائه و پیگیری شود.
اگرچه شان شهروندی و حقوق و تکالیف مربوط بدان از جمله مباحثی است که از یونان باستان فلاسفه ای چون افلاطون و ارسطو از آن سخن گفته و ویژگی های آن را برشمرده اند اما باید گفت این مفهوم در طول سالیان دراز تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته است. شهروندی به معنای رایج آن در دنیای مدرن امروز از قرن هیجدهم به بعد مورد توجه فلاسفه قرار گرفت.
توماس مارشال- جامعه‌شناس انگلیسی- شهروندی مدرن در کشورهای پیشرفته صنعتی را تحقق مراحل مختلف روند دموکراتیک در این جوامع طی سه قرن اخیر دانسته است. در قرن هیجدهم حقوق مدنی اساسی‌ترین خواست شهروندی در این جوامع بود که به موجب آن شهروند ملی یعنی حقوق برابر شهروندان در برابرقانون، آزادی تشکیل اجتماعات و سایر آزادیهای فردی طرح و برای تحقق آن مبارزه شد.
قرن نوزدهم قرن مبارزه برای تحقق حقوق سیاسی گروه ها و طبقات اجتماعی یا شهر وندی سیاسی بود که درآن مبارزه برای حق رای برابر و نیز مبارزه برای تشکیل و قانونی شدن نهادهای صنفی و سیاسی مدرن جنبه برجسته یافت.
سرانجام قرن بیستم روند تحقق اندیشه های دموکراتیک در قالب تلاش برای احقاق حقوق اجتماعی برابر برای شهروندان یعنی شهروندی اجتماعی جنبه مهم و اساسی پیدا کرد . تلاش برای برخورداری از حقوق مساوی در زمینه آموزش و پرورش،بهداشت و درمان و سایر مزایای اجتماعی به اساسی ترین نیروی محرکه برای فعالیت های عدالت طلبانه تبدیل شد (علی سپهری.1376. ش4)
حال با توجه به روند تاریخی شکل گیری مفهوم حقوق شهروندی باید گفت :شهروند به کسی گفته می‌شود که ضمن آگاهی از حقوق خود واجدتوانایی انتقال، مباحثه و مشارکت باشد و وظایف خویش در قبال حقوق شهروندی را نیز بشناسد و به انجام برساند.
ویژگی های شهروند:
1- شهروندان دارای خوی همکاری و خود گردانی می‌باشند و ضمن حفظ هویت‌های خاص خود عضویتشان در دیگر هویتهای جمعی را نیز حفظ می‌کنند و برای تحقق این هدف با تشکیل انجمن‌های مختلف؛ منافع شخصی و عمومی را پیوند می‌دهند.
2- شهروندان دارای نقش‌های تفکیک شده می‌باشند و از حقوق، امتیازات و مسئولیت‌های این نقش آگاهند و آن را مطالبه می‌نمایند.
3- شهروند در امور عمومی جامعه مشارکت می&zwnj

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تأثیر آموزش پرورش در تربیت یک شهروند ایده آل

تحقیق در مورد نقش دانشگاه بر تربیت بدنی

اختصاصی از فی موو تحقیق در مورد نقش دانشگاه بر تربیت بدنی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد نقش دانشگاه بر تربیت بدنی


تحقیق در مورد نقش دانشگاه بر تربیت بدنی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه28

 

فهرست مطالب

 

  • توانایی های لازم:
  • درس های این رشته در طول تحصیل:

دروس پایه:

دروس اصلی:

دروس تخصصی:

اهداف اختصاصی :

الف: اداره تربیت بدنی و فوق برنامه

ب: گروه تربیت بدنی

ریخچه ومعرفی

اداره تربیت بدنی در سال 1340 تأسیس گردید. تربیت بدنی دانشگاه شامل دو بخش اداره تربیت بدنی و گروه تربیت بدنی میباشد که وظیفه اداره برگزاری برنامه های فوق برنامه ورزشی و گروه که یک گروه سرویسی است، وظیفه آن ارائه دروس تربیت بدنی یک و دو به دانشجویان می باشد. تا سال 1362 گروه و اداره تربیت بدنی در یکدیگر ادغام گردیدند ولی از آن سال به بعد با تلاشهایی که اعضای گروه تربیت بدنی نمودند توانستند مسئولین دانشگاه را به تفکیک آن مجاب نمایند و سال 62 از یکدیگر جدا شدند و اداره تربیت بدنی وظیفه نگهداری از اماکن ورزشی و اعزام تیم ها ی دانشجویی به مسابقات داخلی و جشنواره ها و المپیادها و تشکیل تیم های ورزشی دختران و پسران در کلیه رشته هایی که مسابقات دانشجویی در آنها انجام می شود و گرفتن تیم های ورزشی دختران و پسران در کلیه رشته هایی که مسابقات دانشجویی در آنها انجام می شود و گرفتن مربی جهت آمادگی تیم ها و تهیه وسایل وملزومات تیم ها و گروه تربیت بدنی را به عهده گرفت و گروه تربیت بدنی همان وظیفه خود را که سرویس واحدتربیت بدنی یک و دو دانشجویان بود عهده دار شد. قابل ذکر است که پیش از سال 62 امور آموزش تربیت بدنی (دروس تربیت بدنی 1و2) و فعالیتهای فوق برنامه در یک واحد تحت عنوان اداره تربیت بدنی و فعالیتهای فوق برنامه و با مدیریت یکی از اعضای گروه به انجام می رسید.در حال حاضر این اداره از دید تشکیلاتی زیر مجموعه معاونت دانشجویی محسوب می گردد که با توجه به سیاستهای دانشگاه در خصوص گسترش ورزش دانشجویی و با عنایت به برنامه های پیش بینی شده جهت تعمیم ورزش در بین دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه دایر گردیده است. لکن هم اکنون برنامه ریزی آموزشی و فعالیت های فوق برنامه کماکان با اداره تربیت بدنی صورت می گیرد و علت این امر را میتوان در مکمل بودن این فعالیت ها با هم دانست.

رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی

موضوع این رشته تحصیلی:

تربیت بدنی رشته میان رشته ای می باشد که از علوم مختلف برای تقویت و تربیت جسم و روان انسان


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد نقش دانشگاه بر تربیت بدنی

تحقیق در مورد ضرورت آموزش مربیان تربیت بدنی در زمینه طب ورزشی

اختصاصی از فی موو تحقیق در مورد ضرورت آموزش مربیان تربیت بدنی در زمینه طب ورزشی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد ضرورت آموزش مربیان تربیت بدنی در زمینه طب ورزشی


تحقیق در مورد ضرورت آموزش مربیان تربیت بدنی در زمینه طب ورزشی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه189

 

فهرست مطالب

 

توصیه‌های فدراسیون جهانی طب ورزشی

مسابقات و تمرینات ورزشی (PSE)

جمع بندی جهت یک کیف پزشکی و وسائل

پوستی                      

ادراری - تناسلی

قلبی عروقی

عضلانی - اسکلتی

کبد مجاری صفراوی

وظایف نه گانه قانون مربیگری

ارزیابی ورزشکار مصدوم

کمک‌های اولیه در ورزش

1) سرما درمانی (Cryotherapy)

ضرورت آموزش مربیان تربیت بدنی در زمینه طب ورزشی

 از آنجا که مربی ورزش درتماس نزدیک با ورزشکار است و بیشترین تأثیر را روی او دارد ، توجه به کیفیت و کمیت آموزش مربیان از اهمیت خاصی برخوردار است . این آموزش‌ها ، چنانچه از ابتدا و در زمینه‌ های متنوع به اجرا در آیند ، بی‌شک می‌توانند پایه‌ریزی ورزشی صحیح وعلمی در رشته‌های گوناگون باشند . مربیان در درجات متفاوت تحصیلی ، خصوصاً تحصیل کنندگان دانشکده‌های تربیت بدنی میتوانند در کنار درسهای عملی و تئوری مختلف ، از زمینه‌های علمی مکمل ورزش نیز بهره جویند .

 در بخش طب ورزشی که جزء لاینفک علوم ورزشی می‌باشد ، اهمیت موضوع بسیار بالاست . آموزش زمینه‌ های مختلف طب ورزشی شامل تغذیه ورزشی ، روانشناسی ورزشی ، علم تمرین ، حرکات اصلاحی ، بیماریها و ورزش ، دوپینگ ، آسیب شناسی در رشته‌های ورزشی و نحوه برخورد با آسیب‌ها و نوع درمان آنها در صورت اجرای مناسب ، میتواند ورزش علمی و جذاب را که از نظر پزشکی هم ضامن سلامتی باشد ، رقم بزند .

اگر به تعریف ورزش ازدیدگاه پزشکی توجه کنیم که عبارت است از فعالیت با نشاط جهت زندگی سالم در می‌یابیم که زمینه‌های ایجاد این نوع حرکات را ، در آ‌موزش صحیح ورزش با توجه به اصول علمی و طب ورزشی خواهیم یافت . متاسفانه در حال حاضر ، یا به موضوعات ذکر شده توجه نمیشود یا در صورت وجود سرفصل‌های طب ورزش در آموزش مربیان ، تدریس مباحث آن توسط افراد غیر متخصص صورت می‌گیرد .

لذا شاهد آن هستیم که جامعه ورزشی به شکل غیر علمی به ورزش می‌پردازد . یا مربیان ورزش ، بدون آگاهی لازم به افرادی که دارای سنین متفاوت و مشکلات جسمی مختلف هستند ، ورزش یکسانی را توصیه می‌کنند و آموزش می‌دهند که منجر به صدمات جسمی و حتی تهدید سلامت ورزشکار و در نهایت ترک ورزش مناسب می‌شود .

 مسئولان محترم تربیت بدنی ، باید توجه خاصی نسبت به امر ‌آموزش طب ورزش ، در حد پایه برای مربیان و دانشجویان این رشته‌ها در دانشگاه مبذول دارند ، بدیهی است نتایج مثبت و سازنده این حرکت علمی به نفع جامعه ورزشی خواهد بود و به ایجاد زمینه‌های صحیح ورزش همگانی و تحقق جامعه سالم منجر خواهد شد .

 

معاینات پزشکی کودکان و نوجوانان ورزشکار

 با گسترش و توسعه ورزش در جوامع بشری ، توجه به ورزش در دوران کودکی و سنین بلوغ ، جایگاه خاص خود را یافته است ، اما علم ورزش و طب ورزشی نیز در راستای توسعه ورزش


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد ضرورت آموزش مربیان تربیت بدنی در زمینه طب ورزشی

تحقیق در مورد راهکارهای نوین تعلیم و تربیت

اختصاصی از فی موو تحقیق در مورد راهکارهای نوین تعلیم و تربیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد راهکارهای نوین تعلیم و تربیت


تحقیق در مورد راهکارهای نوین تعلیم و تربیت

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه22

 

فهرست مطالب

راهکارهای نوین تعلیم و تربیت

 

 

 

مقدمه:

اهمیت مسائل دینی و پیاده نمودن این مسائل از جمله حجاب که در جامعه کنونی از هر سو در معرض تیرهای سهمگین تهاجم فرهنگی میباشد موردی است که دشمن پس از ناکام ماندن 8 سال جنگ تحیلی بر کشور ما که کشور جوانی میباشد به فکر حمله از جهت دیگری نمود و آن تهاجم فرهنگی و تابع مُد و تابع نظریات خود قرار دادن جوانان این مملکت بود. همان روش کهنهای که در عهد رضاخان تجربه کرد و جهت پیشرفت کار خود ابتدا از حجاب زنان شروع نمود و کمکم توانست برای خود پایگاهی ایجاد نماید، پس همین امر انگیزهای بود جهت بررسی مسائل مربوط به حجاب بانوان در جامعه کنونی و راههایی که بتواند ما را به فطرت خداگونه خود بازگرداند.

طرح مسئله: من در دبیرستان مطهری 2 که یکی از مدارس ناحیه 1 شهر همدان میباشد و از سطح زندگی نسبتاً خوبی برخوردارند و دارای 6 کلاس دوم است درس میخوانم، با شروع سال تحصیلی در رشته ریاضی در میخواندم اما احساس نمودم که در رشته انسانی به مسائلی که در ذهن من مطرح میباشد بهتر میتوانم پاسخگو باشم، پس با تغییر رشته به مطالعه و تحقیق در مورد مسائلی که مایل به یافتن جواب آنها بودن پرداختم، یکی از آن مسائل بررسی حجاب در بین دختران جوان جامعه بود و چه کارهایی میتوان به عنوان یک دختر مسلمان انجام داد تا دختران جوان مادین را در زندگی و ایمانی و هدایت به راه الهی و صراط مستقیم توجه کنند و آن را محور قرار دهند.

چگونه است که بسیاری از دانشآموزان کلاسهای بالاتر و حتی مقاطع بالاتر، با اینکه سالها تحت تعلیم و آموزش قرار میگیرند هنوز تا حد بسیار با مسائل اعتقادی دینی بیگانه هستند.

چرا حتی بسیاری از بزرگسالان ما که بعضاً دارای مدارک بالاتر نیز میباشند هنوز احساس نمیکنند که دین برای زندگی آنهاست، آنهم برای تمام زندگی.

سؤالاتی که ذهن مرا بخود مشغول کرده این است که چگونه دانش آموزی که از اول راهنمایی تا کنون مسائل دینی را جزء درسهای مدرسه خوانده است و در خانواده و محیط اجتماعی هم با آن برخورد داشته است هنوز یک انسان بدون انگیزه است و مسائل اعتقادی در زندگی او آن گونه که زیبنده یک دختر مسلمان است مطرح نمیباشد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد راهکارهای نوین تعلیم و تربیت