فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله هزینه یابی کایزن

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله هزینه یابی کایزن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  23  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 

هزینه یابی کایزن

 

مودا، از بین‌ بردن‌ آن‌ و خلق‌ ارزش‌، دیدگاه‌ غالب‌ امروزی‌، تکنیکهای‌ مدیریت‌ تولید و عملیات‌ است‌. حذف‌ "اتلاف‌" باجنبه‌ پیشگیرانه‌، فنون‌ جدیدی‌ را پدید آورده‌ است‌. در این‌ فنون‌ جدید از نگرش‌ سیستمی‌ باز استفاده‌ می‌شود، یعنی‌ ویژگیهای‌ سیستم‌براساس‌ شرایط محیطی‌ تعدیل‌ یا طراحی‌ می‌شود. از جمله‌ دگرگونیهایی‌ که‌ بر این‌ اساس‌ رخ‌ داده‌، سیستمهای‌ هزینه‌یابی‌ است‌.سیستم‌ هزینه‌یابی‌ سنتی‌، دیگر کارایی‌ ندارد و علل‌ آن‌ را در این‌ مقاله‌ بر خواهیم‌ شمرد. پس‌ نیاز به‌ یک‌ سیستم‌ مشتری‌ ـ مدار وحذف‌کننده‌ "اتلاف‌" از هزینه‌ها از کلیه‌ مراحل‌ چرخه‌ عمر محصول‌ است‌. هزینه‌یابی‌ هدفدار به‌ خوبی‌ این‌ مسئولیت‌ را برعهده‌ گرفته‌است‌. در این‌ مقاله‌ با ویژگیها، فرایند و ارتباط سیستم‌ هزینه‌یابی‌ هدفدار با رویکرد راهبردی‌ و سیستمهای‌ باز، همچنین‌ مهندسی‌ارزش‌ آشنا خواهیم‌ شد.

 

مقدمه‌
مودا اصطلاحی‌ است‌ که‌ حذف‌ مستدل‌ آن‌،زیربنای‌ "تفکر ناب‌" در نظریه‌های‌ "پست‌ مدرن‌"مدیریت‌ تولید و عملیات‌ به‌ شمار می‌آید. این‌اصطلاح‌ که‌ در فارسی‌ به‌ "اتلاف‌" معادلسازی‌ شده‌است‌، به‌ هر فعالیتی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ جاذب‌ ومصرف‌کننده‌ منابع‌ است‌ ولی‌ هیچ‌ ارزشی‌نمی‌آفریند [10]. فلسفه‌ تفکر و تولید ناب‌ این‌است‌:
"با کمتر و کمتر ]حذف‌ مودا[ بیشتر و بیشتر]خلق‌ ارزش‌[ را به‌ انجام‌ رساند و همزمان‌، با تامین‌درست‌ نیاز مصرف‌کنندگان‌ به‌ آنها نزدیکتر ونزدیکتر شد" [10].
در خلال‌ این‌ چند سطر به‌اصطلاح‌ ارزش‌ اشاره‌کردیم‌، معنی‌ "ارزش‌" در فرهنگ‌ تولید ناب‌،عبارت‌ است‌ از:
"این‌ تنها مصرف‌کننده‌ نهایی‌ است‌ که‌ می‌تواندارزش‌ را تعریف‌ کند و ارزش‌ تنها زمانی‌ دارای‌معنی‌ و مفهوم‌ است‌ که‌ در چارچوب‌ یک‌محصول‌ معین‌ (کالا با خدمت‌ و یا هردو به‌طورهمزمان‌) بیان‌ شود، محصولاتی‌ که‌ نیازهای‌مصرف‌کننده‌ خود را با قیمتی‌ معین‌ و در زمانی‌معین‌ برآورده‌ می‌سازد" [10].
اما باید به‌ یاد داشته‌ باشیم‌ که‌ این‌ تولیدکننده‌ است‌ که‌ ارزش‌ را می‌آفریند و از دیدگاه‌ مصرف‌کننده‌ اساسا دلیل‌ وجودی‌تولیدکننده‌ همین‌ است‌. نکته‌ مهم‌ این‌ است‌ که‌ برای‌ تولیدکنندگان‌ تعریف‌ دقیق‌ ارزش‌ بسیار سخت‌ است‌. تولید ناب‌، تلاشی‌آگاهانه‌ آغاز می‌کند تا ارزش‌ را دقیقا تعریف‌ کند.
این‌ تعریف‌ در چارچوب‌ "محصولاتی‌ معین‌"که‌ واجد "قابلیتهای‌ معینی‌" هستند و در ازای‌"قیمت‌ معینی‌" ارائه‌ می‌شود که‌ حاصل‌ برقراری‌گفتگو با مشتریانی‌ معین‌ است‌.
وقتی‌ محصول‌ تعریف‌ شد مهمترین‌ وظیفه‌ درامر تعیین‌ ارزش‌، آن‌ است‌ که‌ براساس‌ مقدار منابع‌و نیروی‌ مورد نیاز برای‌ ساخت‌ محصولی‌ که‌واجد مشخصات‌ و قابلیتهای‌ معینی‌ است‌، هدف‌هزینه‌ای‌ تعیین‌ شود و این‌ ایده‌ اساسی‌ رویکردجدید به‌ مدیریت‌ هزینه‌هاست‌. روشی‌ است‌ که‌ در"کلاس‌ جهانی‌" و به‌ خصوص‌ صنعت‌خودروسازی‌ "سیستم‌ هزینه‌یابی‌ هدفدار" یامدیریت‌ راهبردی‌ هزینه‌ نام‌ گرفته‌ است‌.
نویسندگانی‌ چون‌ گلدرات‌ [5]، کاپلان‌ [6]،آمبل‌ و اسریکانت‌ [9] معتقدند که‌ سیستمهای‌موجود حسابداری‌ و هزینه‌یابی‌ برای‌ تجزیه‌ وتحلیل‌ هزینه‌ و مدیریت‌ سیستمهای‌ پیشرفته‌تولید نامناسب‌ است‌، کاپلان‌ یک‌ گام‌ جلوترمی‌گذارد و می‌گوید: "حسابداری‌ سنتی‌ تولید راتباه‌ می‌کند"، آمبل‌ و اسریکانت‌ نیز نشان‌ می‌دهندکه‌ بحث‌ اساسی‌ در رویه‌های‌ استاندارد هزینه‌یابی‌و مقیاس‌ عملکردی‌ است‌ که‌ توسط این‌سیستمهای‌ هزینه‌یابی‌ پشتیبانی‌ می‌شود. این‌رویه‌ها و مقیاسها منجر به‌ فعالیتهای‌ غیرکارا
در سازمان‌ (به‌ طور عام‌) و در سیستم‌ تولیدی‌ (به‌ طور خاص‌) می‌شوند و گلدرات‌ نیز هدف‌
هر سیستم‌ تولیدی‌ را سودآوری‌ می‌داند ومعیارهای‌ جدیدی‌ برای‌ مدیریت‌ هزینه‌ها اعمال‌می‌کند و ناکارامدی‌ روشهای‌ سنتی‌ را متذکرمی‌شود.

 

ژاپنیها در این‌ زمینه‌ تلاش‌ بیشتری‌ از خودنشان‌ داده‌اند و به‌ خصوص‌ در صنعت‌خودروسازی‌ ژاپن‌ رویکرد متفاوتی‌ در مدیریت‌تولید به‌ سیستم‌ هزینه‌ها وجود دارد. صرفا بحث‌"کاهش‌ هزینه‌" مطرح‌ نیست‌، بلکه‌ مفهومی‌ بسیاروسیع‌ مطرح‌ است‌: "مدیریت‌ هزینه‌ در تمامی‌مراحل"
تاناکا (یکی‌ از مدیران‌ تویوتا) در سال‌ 1993می‌نویسد: "مدیران‌ در اروپا یا آمریکا، کلااطلاعات‌ هزینه‌ای‌ را برای‌ تصمیم‌گیری‌ درخصوص‌ قیمت‌گذاری‌ یا سرمایه‌گذاری‌ استفاده‌می‌کنند، در حالی‌ که‌ در ژاپن‌ مدیران‌ انتظار دارندکه‌ از اطلاعات‌ هزینه‌یابی‌، برای‌ مدیریت‌ هزینه‌استفاده‌ کنند." [2]. تاناکا نگرش‌ بخردانه‌ای‌ به‌برنامه‌ریزی‌ هزینه‌ در تویوتا آماده‌ کرد. در تویوتا،این‌ فعالیت‌ "تلاشی‌ است‌ برای‌ کاهش‌ هزینه‌ درمرحله‌ طراحی‌". همانند سایر روشهای‌ مدیریت‌تولید، که‌ از ابعاد دیگری‌ به‌ مسائل‌ مربوط به‌دنیای‌ رقابتی‌ و مشتری‌گرایی‌ را در قالب‌ نوین‌ حل‌می‌کنند، رویکرد جدید به‌ مدیریت‌ هزینه‌ها نیز،دستاورد شرکت‌ تویوتاست‌. سیستم‌ هزینه‌یابی‌هدفدار به‌ آن‌ صورتی‌ که‌ در تویوتا اجرا می‌شود،فرایند مهندسی‌ موشکافانه‌ای‌ است‌ که‌ از مهندسی‌ارزش‌ برای‌ کاهش‌ هزینه‌ محصولات‌ استفاده‌می‌کند. ساکاری‌ (1989) یک‌ مقدمه‌ عالی‌ را برای‌هزینه‌یابی‌ هدفدار تهیه‌ کرد. ماندن‌ و هامارا(1991) توصیفی‌ کامل‌ و فشرده‌ از هزینه‌یابی‌هدفدار و هزینه‌یابی‌ کایزن‌ پدید آوردند. ماندن‌ درسال‌ 1995 یک‌ نگاه‌ تفصیلی‌ به‌ این‌ سیستم‌ ازدیدگاه‌ ژاپنی‌ آماده‌ کرد. انصاری‌، بل‌ و تارگت‌کاست‌ کرگروپ‌ (1993) منابع‌ جدیدی‌ در این‌خصوص‌ تهیه‌ کردند. اندک‌ اندک‌، یک‌ گروه‌تحقیقاتی‌ در این‌ باره‌ تاسیس‌ شد. کوپراسلاگمولدر، تحقیقات‌ آمریکاییها را در خصوص‌هزینه‌یابی‌ هدفدار (TC) با در نظر گرفتن‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ ارزش‌ (VA) فراهم‌ کردند [2].
دو نویسنده‌ اخیر همچنین‌ تجربیات‌ 7 شرکت‌ژاپنی‌ که‌ TC را اجرا می‌کردند تدوین‌ کردند [3]. همه‌ این‌ نویسندگان‌، تکنیکهای‌ مدیریت‌هزینه‌ را در شرایط رقابتی‌ و با دیدگاه‌ حذف‌ "مودا" از هزینه‌ توسعه‌ داده‌اند و آن‌ را سنگ‌ محک‌ گامهایی‌ دانسته‌اند که‌ در زنجیره‌ ارزش‌ برای‌ تکوین‌ محصول‌، سفارش‌گرفتن‌ و تولید برداشته‌ می‌شود، یعنی‌ دیدگاه‌"ناب‌".

 

تعریف‌
هزینه‌ هر مقدار مجازی‌ از مخارج‌ است‌ که‌ یک‌واحد صنعتی‌ می‌تواند در خصوص‌ یک‌ محصول‌متحمل‌ شود به‌ گونه‌ای‌ که‌ سود مورد نیاز خود را ازدست‌ ندهد. هزینه‌یابی‌ هدفدار یک‌ سیستم‌هزینه‌یابی‌ مبتنی‌ بر بازار3 است‌، در صورتی‌ که‌هدفهای‌ هزینه‌ای‌ با در نظر گرفتن‌ نیازمندیهای‌مشتریان‌ و ویژگیهای‌ رقبا تعیین‌ شود. با بهبودمستمر در طراحی‌ محصول‌ و اجرای‌ فرایند TCقابل‌ دستیابی‌ می‌شود.
شکل‌ 1 نگاهی‌ کلی‌ به‌ چگونگی‌ تعامل‌فعالیتهای‌ درون‌ سازمانی‌ طراحی‌ با بازارهای‌ برون‌سازمانی‌ دارد.
در شرکتهای‌ خودروسازی‌ نظیر کرایسلر یاتویوتا فرایند هزینه‌یابی‌ هدفدار و استفاده‌ از آن‌منجر به‌ بهبود موقعیت‌ رقابتی‌ کارخانه‌ شده‌ است‌.این‌ وضعیت‌ بر اثر کاهش‌ هزینه‌ها، کیفیت‌ بهبودیافته‌ و کاهش‌ زمان‌ معرفی‌ به‌ بازار حاصل‌ شده‌است‌. از سایر نمونه‌های‌ موفق‌ TC می‌توانیم‌ ازشرکتهای‌ کوماتسو و کاترپیلار نام‌ ببریم‌ [1]. درشرکت‌ کاترپیلار TC با فرهنگ‌ سازمانی‌ عجین‌شده‌ است‌ و از جمله‌ توانمندیهای‌ اصلی‌ آن‌ به‌شمار می‌آید. حتی‌ در میان‌ سازمانهایی‌ که‌ هنوزسیستم‌ هزینه‌یابی‌ هدفدار را به‌ طور کامل‌ پیاده‌ نکرده‌اند، نتایج‌ جالب‌ توجه‌ است‌. بویینگ‌ مثال‌خوبی‌ در این‌ مورد است‌، در حالی‌ که‌ هنوزپیاده‌سازی‌ سیستم‌ به‌ طور کامل‌ انجام‌ نشده‌ است‌،کاهش‌ قابل‌ملاحظه‌ای‌ در هزینه‌های‌ هواپیمای‌بویینگ‌ 777 پدید آمد. استفاده‌ از ابزارهای‌ TCنظیر مهندسی‌ ارزش‌ نتایج‌ باارزشی‌ در پروژه‌های‌این‌ شرکت‌ به‌ بار آورد (شکل‌ 2). آنچه‌ که‌شرکتهای‌ آمریکایی‌ از TC یاد گرفتند استفاده‌ ازمفهوم‌ "ارزش‌" و مهندسی‌ ارزش‌ در کالبدی‌ارزش‌بخش‌تر بود که‌ سیستم‌ کاهش‌ هزینه‌ پویا وبرنامه‌ریزی‌ سود را نیز دربرمی‌گرفت‌. در حقیقت‌TC، وارد نمودن‌ تلقی‌ "ناب‌" به‌ مفاهیم‌ موجود درتجزیه‌ و تحلیل‌ ارزش‌ بود و معاصر با الگوهای‌نوین‌ مدیریت‌ تولید. جالب‌ توجه‌ است‌ که‌ بدانیم‌امروز بیش‌ از 80% صنایع‌ در ژاپن‌ از این‌ سیستم‌یکپارچه‌ استفاده‌ می‌کنند، نامهای‌ درخشانی‌ چون‌تویوتا، نیسان‌، سونی‌، ماتسوشیتا، نیپون‌ دنسو،کانن‌ و ان‌ ای‌ سی‌.

 

ضرورتهای‌ هزینه‌یابی‌ هدفدار
چرا امروز تا این‌ اندازه‌ دامنه‌ استفاده‌ از هزینه‌یابی‌هدفدار گسترش‌ یافته‌ است‌؟ جواب‌ این‌ پرسش‌ریشه‌ در ماهیت‌ محیط صنعتی‌ معاصر دارد. کسب‌و کار امروز با رقابت‌ در سطح‌ جهان‌ رو به‌ رواست‌. جهانی‌ که‌ تغییرات‌ پرشتاب‌ را تجربه‌ می‌کندو دارای‌ قواعد مخصوص‌ به‌ خود است‌. دستیابی‌ به‌ کیفیت‌ از طریق‌ پیشرو بودن‌ در فناوری‌، یک‌راهبرد سنتی‌ است‌ که‌ اکنون‌ دیگر در دنیای‌ رقابت‌ناتوان‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ اکثر شرکتهایی‌ که‌ درصنایع‌ الکترونیک‌ امریکا فعالیت‌ می‌کنند آهنگ‌بازگشت‌ سرمایه‌ مورد انتظار خود را کسب‌نمی‌کنند.
اکنون‌ تفاوت‌ کیفیت‌ بین‌ رقبا کاهش‌ یافته‌است‌ و تمایز تنها براساس‌ کیفیت‌ دشوار است‌،آنگونه‌ که‌ دمینگ‌ اعتقاد دارد: افزایش‌ کیفیت‌ بایدمنجر به‌ کاهش‌ هزینه‌ها شود; شرکت‌ تویوتا این‌موضوع‌ را به‌ خوبی‌ دریافته‌ است‌:
"کم‌هزینه‌ترین‌ تولیدکنندگان‌ باکیفیت‌ترین‌محصولات‌، به‌ بهترین‌ شکل‌ ممکن‌ از پس‌ رکودفعلی‌ برخواهند آمد. آنها برخورداری‌ از رشد وسودآوری‌ خود را مجددا آغاز می‌کنند. بعضی‌هرگز متوقف‌ نمی‌شوند... هزینه‌ها، مخصوصاعوامل‌ بسیار قطعی‌ و مسلمی‌ هستند، اما تفاوت‌بزرگ‌ باقیمانده‌ بین‌ آنها، ساختار هزینه‌هاست‌...مدیریت‌ هزینه‌ از دهه‌ 90 وارد صنعت‌خودروسازی‌ شده‌ است‌، در حالی‌ که‌ QC دردهه‌ 70 و 80 به‌ این‌ صنعت‌ وارد شد."

 

گزارش‌ شرکت‌ تویوتا [2]
آنچه‌ اهمیت‌ دارد رهبری‌ بازار در سه‌ بعد کیفیت‌،هزینه‌ و زمان‌ است‌ که‌ به‌ آن‌ مثلث‌ راهبردی‌ گفته‌می‌شود (شکل‌ 3). بهترین‌ مثال‌ شرکت‌ اینتل‌است‌. علت‌ موفقیت‌ این‌ شرکت‌ رهبری‌ سه‌ بعدی‌بازار CPU بود. اینتل‌ هزینه‌های‌ خود را کاهش‌می‌داد و همزمان‌ با آن‌، اولین‌ ارائه‌کننده‌ تراشه‌های‌جدید با بهترین‌ کیفیت‌ بود.
ویژگیهای‌ دنیای‌ جدید کسب‌ و کار به‌ شرح‌ زیراست‌:
• رقابت‌: قیمتها در طول‌ زمان‌ توسط بسیاری‌ ازصنایع‌ اصلی‌ کاهش‌ می‌یابد و رقبای‌ جدید باهزینه‌های‌ کمتر وارد بازار می‌شوند.
• تغییرات‌ سریع‌: به‌ دلیل‌ رواج‌ فناوری‌ و دانش‌فنی‌، شتاب‌ تغییرات‌ افزایش‌ می‌یابد. بازارهای‌قبلی‌ مورد تهاجم‌ قرار می‌گیرند، بازارهای‌جدیدی‌ باز می‌شوند و محصولات‌ جدیدی‌ هرروز طراحی‌ یا تولید می‌شوند.
• اشتباهات‌ و تاخیرهای‌ غیرقابل‌ بخشش‌: به‌دلیل‌ عمر کوتاهتر محصول‌، سرعت‌ ارائه‌محصولات‌ جدید افزایش‌ یافته‌ است‌، و به‌همین‌ خاطر، مدت‌ زمان‌ پاسخگویی‌ در برابرتغییرات‌ و یا فرصت‌ اشتباه‌کردن‌ در محیط بازارنزدیک‌ به‌ صفر است‌. استفاده‌ از برنامه‌ریزی‌هزینه‌ و سود و توسعه‌ محصول‌ جدید برای‌مدیریت‌ چرخه‌های‌ کوتاهتر عمر محصول‌اجتناب‌ناپذیر است‌
• متقاضیان‌ خبره‌: مشتریان‌ خبره‌، در جستجوی‌محصولاتی‌ با کیفیت‌ بهتر، مزایای‌ بیشتر و باقیمت‌ متناسب‌ هستند.
کاهش‌ کیفیت‌ یا افزایش‌ قیمت‌، یک‌ راهبردبلندمدت‌ مناسب‌ نیست‌. سوال‌ اینجاست‌ که‌چگونه‌ شرکتها به‌ این‌ ویژگیهای‌ محیطی‌، قبل‌از اینکه‌ بر آنها تاثیر بگذارند، واکنش‌ نشان‌می‌دهند. این‌ همان‌ نگرش‌ پیشگیرانه‌ است‌ که‌جایگزین‌ سیاست‌ انفعالی‌ "به‌ دنبال‌ حادثه‌"شده‌ است‌. برای‌ پاسخ‌ دادن‌ به‌ این‌ شرایط، نیازبه‌ فرایندهایی‌ است‌ که‌ شامل‌ موارد زیر است‌:
• پیش‌بینی‌: جلوگیری‌ از مشکلات‌ قبل‌ از وقوع‌.
• بهبود مستمر: بهبود مستمر کلیه‌ عملیات‌ و نه‌فقط جستجو برای‌ تعادلهای‌ موقتی‌ (مسکن‌)
• تمرکز برون‌سازمانی‌: توجه‌ شدید به‌ نیازهای‌مشتریان‌ و تهدیدهای‌ رقبا هدایت‌کننده ‌سازمان‌ است‌. دانستن‌ راهبردهای‌ رقبا و عرضه‌محصولات‌ آنها، بر کلیه‌ برنامه‌های‌ سود ومحصول‌ تاثیر می‌گذارد.
• نگرش‌ سیستمی‌: توجه‌ کامل‌ به‌ همه‌ اجزا، چه‌برون‌سازمانی‌ و چه‌ درون‌سازمانی‌، مشکلات‌را هم‌ به‌ صورت‌ تدریجی‌ و هم‌ کل‌گرا حل‌می‌کند. از دیدگاه‌ درون‌سازمانی‌، به‌ توسعه‌کارکردهای‌ مشترک‌4 می‌پردازد و از دیدگاه‌برون‌سازمانی‌ ارتباطات‌ بلندمدت‌ باتامین‌کنندگان‌ به‌ وجود می‌آورد. به‌ عبارت‌ دیگر"سازمانی‌ با قلمرو وسیع‌" برپا می‌کند و تمامی‌حلقه‌های‌ زنجیره‌ تامین‌ در نظر گرفته‌ می‌شود.
سوال‌ اساسی‌ را در اینجا مطرح‌ می‌کنیم‌; باتوجه‌ به‌ این‌ شرایط و فرایندهای‌ پاسخگوی‌ آن‌،در جستجوی‌ شرایط ناب‌ است‌ آیا رویکرد سنتی‌برنامه‌ریزی‌ سود و مدیریت‌ هزینه‌ توانایی‌ انجام‌این‌ فعالیتها را دارد؟ جواب‌ منفی‌ است‌.سیستمهای‌ هزینه‌یابی‌ سنتی‌ برای‌ محیطهای‌ آرام‌طراحی‌ شده‌اند. برای‌ محصولاتی‌ با طول‌ عمرطولانی‌ مفید هستند. فرایند هزینه‌یابی‌ هدفدار(TC) مناسب‌ شرایط امروز است‌. این‌ فرایند،هنگامی‌ که‌ درست‌ طراحی‌ و اجرا شود، هر سه‌جزء مثلث‌ راهبردی‌ کیفیت‌، هزینه‌ و زمان‌ را کامل‌می‌کند. این‌ سیستم‌ برنامه‌ریزی‌ سود و کاهش‌هزینه‌ها، قبل‌ از اینکه‌ هزینه‌ کند آن‌ را کنترل‌می‌کند.

 

هزینه‌یابی‌ هدفدار: مفاهیم‌ و اصول‌ کلیدی‌
ایده‌ اساسی‌ سیستم‌ هزینه‌یابی‌ هدفدار (TCS)،نسبتا ساده‌ و سرراست‌ است‌. هزینه‌، مخارج‌مجازی‌ محصول‌ است‌ که‌ آهنگ‌ بازگشت‌ سرمایه‌مورد نیاز را حاصل‌ می‌کند. اگرچه‌ فرایند آن‌،پیچیده‌ و چندبعدی‌ است‌. فرایند هزینه‌یابی‌هدفدار را به‌ این‌ صورت‌ تعریف‌ می‌کنیم‌:
سیستمی‌ از برنامه‌ریزی‌ سود و مدیریت‌هزینه‌ است‌ که‌ به‌ وسیله‌ قیمت‌ هدایت‌ می‌شود،توجه‌ شدیدی‌ به‌ مشتری‌ دارد و متمرکز برطراحی‌ و فرایندهای‌ مشترک‌ است‌.
هزینه‌یابی‌ هدفدار، مدیریت‌ هزینه‌ را از اولین‌مراحل‌ تکوین‌ محصول‌ جدید آغاز می‌کند و آن‌ رادر سراسر چرخه‌ عمر محصول‌ به‌ کمک‌ مشارکت‌در کل‌ زنجیره‌ ارزش‌ به‌ کار می‌برد. هدف‌ TC،اطمینان‌ از کسب‌ سود، همزمان‌ با برنامه‌ریزی‌هزینه‌ و سود است‌. در تعاریفی‌ که‌ تاکنون‌ ارائه‌دادیم‌، 6 ایده‌ یا اصل‌ اساسی‌ است‌ که‌ چارچوبی‌مفهومی‌ را برای‌ این‌ سیستم‌ فراهم‌ می‌کند. اصول‌کلیدی‌ به‌ شرح‌ زیر هستند [1].

 

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    23صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هزینه یابی کایزن

دانلود مقاله آناتومی کاربردی

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله آناتومی کاربردی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   13 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 

 

از نظر ساختمان و عمل گوش به سه قسمت: گوش خارجی. میانی و داخلی تقسیم می شود:
گوش خارجی External Ear :
گوش خارجی خود شامل سه قسمت(1)لله گوش (2) کانال یا مجرای شنوایی خارجی و (3) پرده صماخ است.
لاله گوش Auricle (pinna) :
ساختمان لاله گوش غضروفی است(به جز نرمه گوش) و در حوالی هفته نهم جنینی توسط 6 تکمه یا برجستگی در دو طرف اولین شیار حلقی در بین اولین و دومین ثوس تشکیل می شود و در حوای ماه چهارم جنینی شکل واقعی خود را به دست می اورد.
پوست لاله گوش نسبتاً نازک و دارای غدد سبابه بوده و در سطح اقدامی(خارجی) به سختی به پری کندریوم چسبیده است که به همین دلیل کوفتگی های لاله گوش با تشکیل هماتوم در این سطح همراه خواهد بود.
کانال یا مجرای شنوایی خارجی External Auditory Canal (Meatus):
کانال شنوایی خارجی (EAM) از قسمت شیار حلقی به وجود آمده. در بالغین طول آن حدود 25 تا 30 میلیمتر است. یک سوم خارجی آن غضروفی و مابقی آن استخوانی است(در شیر خواران تماماً غضروفی است) قسمت غضروفی(خارجی) آن دارای انحنایی به خلف و بالا و قسمت استخوانی(داخلی) آن انحنایی به قدام و پایین دارد. لذا در بالغین جهت مشاهده کامل کانال شنوایی و پرده سماخ و بوسیله اتوسکوپ لاله گوش به سمت عقب و کمی بالا کشیده می شود. اما در اطفال (کمتر از 3 سال) انحنای آن کمتر و تا حدی بر عکس بالغین است و بایستی در مواقع معاینه لاله گوش به عقب و حتی کمی پایین کشیده شود.
پوست لاله گوش به داخل مجرا نیز امتداد یافته و بتدریج از ضخامت ان کم می شود بطوری که در روی پرده صماخ به نازکترین حد خود می رسد و فقط اپیدرم باقی می ماند. بر خلاف قسمت استخوانی پوست ناحیه غضروفی حاوی واحدهای پیلوسباسه و غدد سرومنو مجموع ترشحات آنها موم یا واکس گوش را تشکیل می دهند.
نکته: مجرای گوش دو تنگه دارد یکی در مرز بین قسمت غضروفی و استخوانی و دیگری در 5 میلیمتری پرده صماخ. اجسام خارجی معمولاً در این دو ناحیه به دام افتاده و گیر می کنند.
موم یا سرومن (Ear cerumen) :
موم یا سرومن گوش مجموع ترشحات غدد سباسه و سرومن بوده. حاوی انواعی از تاسیدهای آمینه و اسیدهای چرب لیزوزیم و ایمونوگلوبولین است و بر اساس فنوتیپ ژنتیکی شخص ممکن است نرم و زرد تیره(فنوتیپ غالب) یا جامد. سفت و شکننده به رنگ زرد مایل به خاکستری باشد(فنوتیپ مغلوب).
غدد سرومن در واقع غدد عرق آپوکرین تغییر شکل یافته پوست بوده و ترشحات ان تحت تأثیر تحریکات آدرنرژیک حالات هیجانی تحریک فیزیکی مجرای گوش و مصرف داروهای آدرنرژیک مختصری افزایش می یابد.
نکته: قسمت غضروفی کانال گوش یکپارچه و مستحکم نبوده و دارای دو شکاف عرضی موسوم به شکافهای سارتورینی است و از این طریق عفونتهای شدید گوش خارجی می توانند به فضای بنا گوش تحت آهیانه ای و قاعده جمجمه انتشار یابد که نمونه مشخص ان اوتیت خارجی برخیم است.
پرده صماخ (Tympanic Membrane) :
پرده صماخ صفحه ای بیضی شکل و کمی مایل با تحدب به گوش قسمت میانی با قطرهای 8.10 میلیمتر و ضخامتی حدود 130 میکرون بوده. از سه لایه(لایه اپیدرم در خارج. لایه فیبروزی در وسط و لایه مخاطی در داخل) تشکیل شده است.(شکل 1-1)
پرده صماخ به دو قسمت به نامهای ناحیه سخت و
ناحیه شل تقسیم می شود. برآمدگی طولی دسته استخوان
چکشی(مهمترین علامت راهنما) است که در وسط از ناحیه
فوقانی قدامی به طرف ناحیه تحتانی خلفی امتداد دارد. به رأس
یا نوک آن ناف یا قوز گفته می شود. علامت راهنمای دیگر
مخلوط یا مثلث نورانی است که به صورت یک ناحیه مثلثی و
درخسان در ربع قدامی تحتانی پرده صماخ دیده می شود و
علت درخشان بودن آن انعکاس نور ثانویه به انحنای خاص این ناحیه است.

 


گوش میانی Middle Ear :
گوش میانی محفظه ای حاوی هوا به ابعاد تقریبی ارتفاع 15 میلیمتر(فوقانی تحتانی) طول 15 میلیمتر (قدامی خلفی) و عمق حدود 2 میلیمتر در قسمت تحتانی و 6 میلیمتر در قسمت فوقانی در داخل استخوان گیجگاهی بوده و شامل حفره یا فضای صماخی استخوانچه های شنوایی شیپوراستاش. حجره ماستوئید. سیستم پنوماتیک استخوان گیجگاهی و عصب کورداتیمپانیک است.
فضای صماخی (Tympanic Cavity):
فضای صماخی خود به ه قسمت به نام های Epitympanic Reccess یا (Attic) Mesotympanum و Hypotympanic Recces تقسیم می شود(شکل 2-1).
بین دو ناحیه اپی و مزوتیمپانوم یک تنگی آناتومیک
وجود دارد و این مسأله می تواند منجر به احتباس
و لوکالیزه شدن ترشحات التهابی در ناحیه آتیک و
در نتیجه صدمات بیشتر عناصر این ناحیه شود.

 


حجره ماستوئید (Mastoid Antrum) :
حجره ای کوچک در قسمت فوقانی خلفی خارجی حفره صماخی بوده و از یک طرف با واسطه یک منفذ کوچک با آتیک و از بقیه جهات با سلولهای هوایی استخوان گیجگاهی در ارتباط است.

 

سیستم پنوماتیک گیجگاهی (Temporal Paneumatic System) :
در داخل تنه استخوان گیجگاهی و زائه ماستوئید حفرات ریز هوایی همانند کندوی عسل وجود دارد. این حفرا با فضای تیمپاتیک در ارتباط بوده و به عنوان یک منبع ذخیره هوایی فضای تیمپاتیک عمل کرده و از تغیرات فشار داخل آن تا حدود زیادی جلوگیری میکند.

 

نکته: زائده ماستوئید پس از تولد به پیدایش و در بین 2تا5 سالگی شروع به تشکیل حفرات هوایی کرده و در سن 6تا12 سالگی کامل می شود. لذا در سن کمتر از یک سالگی ماستوئیت واقعی برزو نمی کند.

 

لوله یا شیپور استاس (Eustachian Tube) :
شیپور استاس چند رابط گوش میانی با نازوفارنکس بوده و مسئول تأمین و تهویه هوای گوش میانی است. یک سوم اول ان استخوانی و مابقی آن غضروفی است. قسمت انتهایی آن به دلیل خاصیت الاستیسیته در حالت عادی روی هم خوابیده و بسته شده است اما در موقع بلع خمیازه کشیدن. مانوروالسالوا و … باز می شود.
چند نکته:
 شیپورذ استاش در کودکان افقی تر است لذا مواد و میکروبهای موجود در نازوفارنکس راحت تر می توانند وارد گوش میانی شوند. این مسأله یکی از علل شیوع بیشتر عفونتهای گوش میانی در کودکان نسبت به بالغین است.
 عضلات کشنده و بالا برنده کام مسئول بازکردن دهانه شیپور استاس در موقع بلع هستند.
استوانچه های شنوایی:
به استخوانهای کوچک به نامهای : چکشی. سندانی
و رکابی به یکدیگر مفصل وبوسیله لیگمانهای متعددی
در موقعیتهای خود پایدار و با ثبات شده و انرژی صوتی
را به گوش داخلی انتقال می دهند. دو عضله در تنظیم این
سیستم هدایتی نقش ایفا می کنند یکی عضله رکابی است
که تاندون آن به گردن استخوان رکابی متصل شده و از
عصب صورتی عصب گیری می کند. این عضله در اثر
صداهای قوی بوسیله یک رفلکس عصبی( موسوم به رفلکس آکوستیک یا رکابی) منقبض شده و از انتقال بیش از حد انرژی صوتی به گوش داخلی جلوگیری می کند. عضله دیگر که به بالای گردن استخوان چکشی متصل شده و شاخه کوچکی از عصب فکی دریافت می کند.
بیماریهای لاله گوش

 


سرما زدگی و یخ زدگی Chilbains & Frostbite:
از آنجا که سرما زدگی و یخ زدگی لاله گوش معمولاً همراه با ضایعات مشابه در انتهای اندامهای دیگر نیز است. لذا لازم است این مبحث بطور کامل شرح داده شود. صدمات ناشی از سرما به عوامل بسیار متعددی همچون شدت و کیفیت سرما طول مدت تماس. شدت وزش باد. وضعیت عروقی. سن. ارتفاع و غیره بستگی دارد. حساسیت بافتها نسبت به صدمنات ناشی از سرما به ترتیب عبارتند از: اعصاب. عضلات. عروق. درم.غضروف و استخوان.

 

یخ زدگیFrostbite :
اولین واکنشی که در کاهش دمای بافت به وجود می آید انقباض عروق است. زمانی که دمای عمقییک عضو(نظیر انگشتان) به 15 درجه سانتیگراد برسد انقباض عروق همراه با حملات منظمی (3تا5بار در ساعت) از اتساع عروقی بروز خواهد کرد که به آن « پدیده مقابله کردن» گفته می شود. این وتکنش تا حدی با انجماد عضو مقابله می کند. زمانی که دمای بافت به 10 درجه برسد صدمات و ضایعات بافتی آغاز می شود که در صورت گرم بودن سریع عضو برگشت پذیر خواهند بود. ولی زمانی که دمای عضو به نقطه انجماد(یخ زدگی) برسد کریستالهای یخ در فضای خارج سلولی تشکیل شده در نتیجه منجر به افزایش فشار اسموتیک و شیفت مایع از داخل سلول به خارج سلول دهیدراتاسیون سلولی و دناتوراسیون پروتئین های غشاء و داخل سلول و بالاخره تخریب سلولی و آزاد شدن مواد وازواکتیو و نکروز بافت می شود. همانند سوختگی شدت یخ زدگی نیز درجه بندی می شود که اساس آن یافته های بالینی پس از گرم شدن عضو است:
یخ زدگی درجه یک: در این حالت عضو مبتلا دچار گزگز و کرختی شده. س از گرم کردن اریتم و ادم و معمولاً سوزش و درد بروز کرده بدون عارضه مهمی بهبود می یابد.
یخ زدگی درجه دو: در این نوع یخ زدگی ضایعات محدود به اپیدرم بوده. با بروز تاول سفت متراکم. شفاف یا صورتی همراه با سوزش نسبتاً شدید پس از گرم کردن مشخص می شود. حس لامسه تقریباً مختل بوده ولی برگشت پذیر می باشد. ادم بتدریج برطرف شده. تاول طی 2تا3 هفته جذب و خشک شده و اسکار تیره رنگی به جا می ماند. اسکار به ظاهر نکروتیک به نظر می رسد اما در واقع لایه بازال دست نخورده باقی مانده طی 4 هفته اپیدرم طبیعی شکل می گیرد.
یخ زدگی درجه سه: در این حالت پوست به طور کامل و بافتهای زیر جلدی عضلات و حتی غضروف و استخوان ناحیه تا حدی دچار صدمه و یا نکروز شده. با سفید و سخت شدن عضو عدم قابلیت تحریک و فقدان حس لامسه و فشار مشخص می شود.
یخ زدگی درجه چهار: تقریباً همانند یخ زدگکی درجه سه بوده با این تفاوت که عضو مبتلا (پوست.بافت زیر جلدی.غضروف و استخوان) به طور کامل نکروزه شده(عدم بروز درد و ادم خفیف پس از گرم کردن) طی 1تا3 ماه خود بخود قطع و کنده می شود.

 

سرمازدگی Chiblains (prenio) :
این حالت در اثر تماس طولانی مدت با هوای سرد اما خشک و غیر منجمد کننده(مثلاً در کوهنوردان)به وجود امده. موجب بروز ندول جلدی یا زیر جلدی موضعی(احتمالاً به دلیل واسکولیت) و التهاب تاندون و کپسول مفصلی می شود. در افراد سالخورده ممکن است زخمهای سطحی(خصوصاً در ساق پا) نیز دیده شود.
 توجه: اکثر مبتلایان به سرما زدگی دچار درجاتی از هیپوترمی نیز بوده. بایستی از این نظر به طور کامل مورد بررسی و درمان قرار گیرند.
تدابیر درمانی
در درمان یخ زدگی بایستی همیشه چند اصل زیر را به خاطر داشت:
 صدمات ناشی از یخ زدگی برای مدت 24 تا 48 ساعت به مراتب کمتر از حالتی است که یخ زده گرم و مجدداض دچار یخ زدگی شود. لذا هر گاه امکان بروز یخ زدگی مجدد وجود داشته باشد هرگز اقدام به گرم کردن عضو نکنید.
 هرگز اقدام به ماساژ عضو با برف نکنید.
 از مصرف الکل اجتناب شود(هیپوترمی را تشدید می کند)
 به دلیل اثرات هیپوکسیک و انقباض عروقی سیگار حداقل تا چند هفته بعد از حادثه بیمار از استعمال دخانیات منع شود.
بیماریهای التهابی مجرای گوش
External Otitis
اصولاً به هر نوع بیماری التهابی گوش خارجی External Otitis گفته می شود که ممکن است منتشر یا موضعی. حاد یا مزمن.باکتریال یا قارچی یا ویروسی و یا اگزمایی باشد.

 

اوتیت خارجی حاد منتشر (گوش شنا گران)
Acute Diffuse External Otitis (Swimmer s Ear)

 

در این حالت پوست مجرای گوش(خصوصاً قسمت استخوانی) به طور یکپارچه دچار التهاب و عفونت می شود. چهار فاکتور در بروز عفونت گوش دخیل می باشد:
1) افزایش PH مجرا (بیش از 6)
2) رطوبت زیاد
3) گرما
4) صدمه پوست مجرا از آنجایی که اکثر این فاکتورها در شناگران وجود دارد لذا این بیماری در شنا گران شایعتر بوده به همین دلیل به این بیماری گوش شناگران نیز گفته می شود.
به جز در مناطق حاره ای شایعترین جرم مسئول پسودومونا آئروژیناز بوده. پس از آن پروتئوس ولگاریس و بندرت استافیلوکوک طلایی قرار داردند.
وجه مشخصه بیماری درد گوش همراه با تغییرات التهابی مجرای گوش (ادم اریتم و پوسته های کثیف مجرای گوش همراه با ترشحات بد بو و کثیف) است. درد با حرکات فک یا کشیدن پرده گوش یا فشار بر روی تراگوس تشدید می یابد. تغییرات التهابی ممکن است موجب انسداد کامل مجرای گوش شده یا به لاله گوش یا حتی پایین صورت انتشار یابد. در موارد شدید بیماری معمولاً تب و آدنوپاتی اطراف گوش یا گردن وجود دارد.
 نکته:
شروع بیماری معمولاً با خارش خفیف تا متوسط همراه بوده ولی خیلی سریع درد بروز کرده و خارش محو می شود.

 

تدابیر درمانی
اصولاً در درمان هر نوع اوتیت خارجی بایستی کلیه تمهیدات زیر را به کار بست:
1. تسکین درد با استفاده از کمپرس موضعی گرم روزی 3-2 بار . هر بار به مدت 10تا 20 دقیقه و از داروهای ضدالتهابی غیر استروئید در صورت لزوم با ضد دردهای مخدر نظیر استامینوفن کدئین و یا مپریدین.
2. در صورت شدید بودن بیماری( درد بسیار شدید وجود علائم سیستمیک نظیر تب و …) بهتر است بیمار چند روز اول را در بستر استراحت کند.
3. بر طرف کردن علل زمینه ای و مستعد کننده بیماری( نظیر بیماریهای پوستی. اندوکرین. آنمی. هیپوویتامین و …)
4. مهمترین فاکتور در درمان ( و حتی پیشگیری) تمیز و خشک نگهداشتن مجرای گوش است.

 


عفونت قارچی گوش خارجی:
Otomycosis
عفونتهای قارچی مجرای گوش در مناطق حاره ای (گرم و مرطوب) شایع بوده. معمولاً در افراد مسن دیابتیک و یا بیماران با ضعف سیستم ایمنی بروز کرده در یک فرد سالم بندرت به طور خالص دیده مکی شود.
اما در صورت بروز صدمه و ترک پوست(ثانویه و خاراندن شدید) و یا وجود توأم عفونت باکتریایی درد نیز وجود خواهد داشت. تشخیص بیماری براحتی با بررسی مستقیم ترشحات و پوسته ها زیر میکروسکوپ با بزرگنمایی 6 تا10 برابر و دیدن میسیلیوم و هیف ها داده می شود.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 13   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله آناتومی کاربردی

دانلود مقاله طلاق به اختیار زن

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله طلاق به اختیار زن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 24   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

طلاق به اختیار زن

 

چکیده :
در چه صورت زن می تواند ادعای طلاق کند و چه شرایطی دارد ؟ البته هر عقدی ممکن است به راههای دیگری نیز از بین برود همچون فسخ و انفساخ و اقاله در سایرعقود که به جای اقاله در نکاح ایقاع یا به اصطلاح طلاق است.اما چگونه است که میشود یک زن با وجود اینکه نه شرع و نه قانون حقی برای طلاق او در نظر نگرفته دارای این حق به شکل متقابل گردد؟
جواب این سوال خیلی ساده است البته این موضوع امروزه به صورت مشروط در قباله های ازدواج موجود است که اصطلاحا اختیار امر طلاق در صورت حصول شرایط مندرج ضمن عقد مرد به زن وکالت در امر طلاق را می دهد.اما این امر به تنهایی نمیتواند حق طلاق را مستقینا به زن بدهد و زن در زمینه طلاق محدود به شرایط خاص است .
اما آیا حق طلاق را میتوان به صورت مطلق به زن سپرد یا به عبارت بهتر وقتی ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی میگوید مرد با شرایط مقرر میتواند زن خود را طلاق دهد آیا این حق قانونی را میتوان به زن داد یا خیر؟ در جواب این سوال باید گفت چون امر طلاق تنها به اراده مرد صورت میپذیرد مرد میتواند در ضمن عقد به زن وکالت مطلق برای امر طلاق دهد تا خلاء قانونی موجود در این زمینه نتواند در آینده به ضرر زن تمام شود.
و حتی از تاثیرات و وضع بدی که امروزه در جامعه بوجود آمده بکاهد از جمله قرار دادن مهریه های سنگین برای وجود ضمانت اجرای مناسب برای زن در مقابل حق طلاق مرد امری که امروزه باعث گرفتاری و درد سر خیلی از مردها شده در حالیکه اگر در ابتدای امر به این موضوع آگاهی داشتند این حق را به زن داده و خود را از بار مسولیت زیاد مالی رها میکردند موضوعی که امروزه میتواند مرد و زن را در زمینه طلاق در شرایط یکسانی قرار دهد و زنها بدون اینکه بخواهند ارزش وجودی خود را با مهریه های سنگین عوض کنند ارزش انسانی و حق قانونی خود را در این زمینه اعمال نمایند .هر چند بسیاری از حقوق دانان به دلایل خاص خود از این امر چیزی بیان نکرده تا مبادا زمانی حقوق زنها برابر با مردها شود و حاضر هستند مجازاتهایی همچون زندان و حبس و بوجود امدن تبعات مالی فراوان بر عهده مردها قرار گیرد ولی از این موضوع چیزی نگویند. شرایطی که امروزه هم به نفع زن است به دلایلی که ذکر شد و هم به نفع مردان جامعه ایرانی.

 

کلید واژه : طلاق - وکالت زوجه در طلاق - قانون مدنی

 


مقدمه:
یکی از موضوعات مهم ومورد ابتلا که در فقه اسلامی و حقوق مدنی مورد بحث و بررسی واقع شده وکالت زوجه در طلاق است. ممکن است ضمن عقد نکاح یا عقد لازم دیگر یا به صورت قراردادی مستقل شوهر به زن وکالت دهد که از طرف او خود را مطلقه سازد . زوجه برای اینکه به آسانی بتواند خود را از قید یک ازدواج نامناسب رهایی بخشد، می تواند از طریق شرط ضمن عقد نکاح چنین اختیاری را برای خود تحصیل کند. در این صورت وکالت زن، مادام که ازدواج منحل نشده باقی خواهد ماند. واز انجا که عقد وکالت در اینجا تابع عقد لازم (ازدواج) شده موکل حق عزل وکیل را نخواهد داشت . این راه حل که در حقوق اسلام و ایران به سود زن پذیرفته شده در واقع، اختیار مطلق مرد در امر طلاق را تا حدودی تعدیل می کند.
قبل از بحث تفصیلی از این موضوع بجاست مقدمتا از وکالت در طلاق به طور مطلق به اختصار سخن می گوییم. قول مشهور فقهای امامیه این است که وکالت در طلاق جایز است، اعم از اینکه موکل در مجلس طلاق(یا در بلد) حاضر یا غایب باشد. در تائید این نظر به اطلاق پاره ای روایات واخبار از جمله صحیحه سعیدالاعراج استناد شده و نیز استدلال شده است به اینکه طلاق یک فعل نیابت است و به اصطلاح امروز یک امر کاملا شخصی نیست که مباشرت در آن لازم باشد و به همین دلیل به اجماع می تواند برای طلاق وکیل بگیرد و تفاوتی بین حاضر وغایب از این لحاظ نیست.
شیخ طوسی و پیروانش برانند که توکیل حاضر حاضر در طلاق جایز نیست و در این باره به رواین زراره از حضرت صادق (ع) استناد کرده اند که فرمود: لا یجوز الوکاله فی الطلاق (وکالت در طلاق جایز نیست). شیخ برای جمع بین این روایت و روایات دیگری که بر صحت وکالت در طلاق دلالت دارند روایت مزبور را حمل بر حاضر کرده است.
در رد این استدلال گفته اند: سند این روایت ضعیف است و از این رو نمی تواند معارض صحیحه سعیدالاعراج باشد و آن را تخصیص دهد.
بنابر قول شیخ طوسی غیبت با دوری زوج از بلد تحقق می یابد معهذا صاحب مسالک گفته است : بنابر قول شیخ غیبت با مفارقت از مجلس طلاق تحقق می یابد اگر چه زوج در بلد باشد. لیکن آنچه از عبارت شیخ بر می آید این است که غیبت از بلد مجوز وکالت در طلاق است نه دوری از مجلس عقد.
قانون مدنی از قول مشهور فقهای امامیه پیروی کرده می گوید: ممکن است صیغه طلاق را به توسط وکیل اجرا نمود(ماده1138) . مزیت این راه حل آن است که اگر شوهر غایب باشد یا حاضر بوده وعربی نداند و بکار بردن صیغه عربی را در طلاق چنامچه اکثر فقهای امامیه گفته اند، لازم بدانیم یا در این باره از نظر شرعی احتیاط کنیم می توان برای اجرای صیغه طلاق چنانکه معمول است ، از وکیل استفاده کرد.
پس از مقدمه فوق، اینک وکالت زوجه در طلاق را مورد بررسی قرار می دهیم. در این باب نخست از فقه اسلامی (خاصه وعامه) و سپس از قانون مدنی که مبتنی بر فقه است سخن می گوییم (بخش اول). چون در فقه اسلامی علاوه بر توکیل زن در طلاق تفویض طلاق به او یا تخبیر نیز مطرح است، بخش دوم مقاله را به تفویض طلاق به زوجه اختصاص می دهیم.

 

الف-فقه اسلامی
در این باب نخست فقه امامیه و سپس فقه عامه را مورد بحث قرار می دهیم.
فقه امامیه-در فقه امامیه در خصوص وکالت زوجه در طلاق سه قول دیده می شود: جواز، عدم جوازو توقف.
اول -جواز-قول مشهور فقهای امامیه این است که وکالت زوجه در طلاق جایز است زیرا:
-اولا طلاق فعلی قابل نیابت است واز اعمالی نیست که مباشرت شخص در آن لازم باشد.
-ثانیا زن از لحاظ حقوقی کانل است و می تواند وکیل باشد(چه از جانب شوهر وچه از جانب شخص دیگر) همانطور که می تواند سایر اعمال حقوقی را انجام دهد و تفاوتی بین زن و اشخاص دیگر در مورد وکالت نیست.
-ثالثا ادله ای که بر جواز وکالت در طلاق به طور اطلاق دلالت دارند شامل زوجه هم می شوند.
-رابعا بعضی از فقها برای جواز توکیل زن در طلاق به تخبیر پیامبر زنان خود را در مورد طلاق استدلال کرده اند: از حضرت باقر (ع) روایت شده است که بعضی از زنان پیامبر هم می گفتند : محمد تصور می کند که اگر ما را طلاق دهد شوهری مناسب از قوم ما برای ما پیدا نمی شود . این سخن خدای عزوجل را ناخوش آ,د و آیه تخیی را نازل فرمود: یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیوه الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراجا جمیلا و ان کنتن تردن الله و رسوله والدار الاخره فان الله اعد للمحسنات منکن اجرا عظیما(احزاب 29-28) یعنی ای پیامبر به زنانت بگو که اگر زندگی دنیا و زینت آن را می خواهید پس بیائید که شما را بهره مند سازم (مهرتان را بپردازم)و به خوبی طلاقتان دهم.و اگر خدا ورسول او وزندگی آخرت را طالبید پس خدا برای نیکوکاران شما اجری عظیم آماده کرده است. پس از نزول آیه زنان پیامبر (ص ) او را اختیار کردند و به زندگی با پیامبر (ص ) ادامه دادند.
از تخییر نبی (ص ) که در این دو آیه آمده است برخی به جواز توکیل زوجه در طلاق استدلال کرده اند لیکن خالی از اشکال نیست زیرا:
اولا ممکن است مقصود این باشد که هر یک از زنان پیامبر (ص ) که طلاق را اختیار کنند پیامبر (ص ) او را طلاق دهد نه اینکه آن زن اختیار در اجرای صیغه طلاق داشته باشد.
ثانیا بر فرض اینکه مراد دادن اختیار طلاق به زن باشد این امر چنانکه در پاره ای روایات آمده است از خصائص نبی (ص ) بوده است و نمی توان آن را به اشخاص دیگر تعمیم داد.
دوم- عدم جواز- قول دیگر از شیخ طوسی است که عدم جواز را به دلائل زیر پذیرفته است:
زن که قابل است نمی تواند فاعل باشد . رد این استدلال بدین گونه است که مغایرت اعتباری بین فاعل و قابل کافی است. در اینجا زن به اعتبار و حیثیت وکالت از شوهر فاعل طلاق است وبه اعتبار و حیثیتی دیگر قابل . مغایرت اعتباری در عقود که مرکب از ایجاب و قبول است کافی است چه رسد به ایقاعات مانند طلاق که یک عمل حقوقی یک جانبه است.
- ظاهر قول پیامبر (ص ) . الطلاق بید من اخذ بالساق (طلاق به دست شوهر است) اقتضا می کند که توکیل در طلاق مطلقا صحیح نباشد . لیکن وکالت غیر زوجه به دلیلی بیرون از این نص از آن خارج شده است. پس وکالت زن بر اصل منع باقی است.
ضعف این استدلال آشکار است زیرا حدیث بر فرض صحت مفید حصر نیست و بودن اختیار طلاق در دست مرد با تعیین وکیل از جانب او منافات ندارد زیرا وکیل از جانب موکل طلاق می دهد و عمل وکیل به منزله عمل موکل است . وبر فرض اینکه حدیث مفید حصر باشد ادله ای که وکلای غیر زن را از آن خارج می کند (و صحت وکالت آنان را اقتضا می نماید)
شامل وکالت زن نیز می گردد.
سوم-توقف – برخی از فقها که نتوانسته اند یکی از دو قول مذکور را بر دیگری ترجیح دهند قائل به توقف شده اند . صاحب حدائق از این دسته است.
2- فقه عامه- آنچه تاکنون گفتیم مربوط به فقه امامیه بود. اما در فقه عامه جمهور فقها توکیل در طلاق را اعم از اینکه وکیل زوجه یا شخص دیگری باشد صحیح دانسته اند . در عین حال فقهای حنفی برآنند که اگر شوهر به زن در طلاق وکالت دهد این توکیل در واقع تفویض است. تفاوت اساسی بین توکیل و تفویض چنانکه در بخش دوم خواهیم دید آن است که در توکیل نایب (وکیل) اراده موکل را اعلام می کند و تابع نظر موکل است در حالی که در تفویض شخصی که طلاق به او تفویض شده مطابق اراده خود عمل و تابع اراده و خواست شوهر نیست.
ظاهریه بر خلاف اکثر فقهای عامه بر آنند که توکیل در طلاق جائز نیست زیرا طلاق عملی شخصی است که اختیار آن به دست شوهر است و نیابت شخصی از دیگری در انجام دادن عملی منوط به حکم شرع است و در کتاب و سنت جواز توکیل غیر (اعم از زوجه و شخص دیگر ) در طلاق نیامده است به همین دلائل ظاهریه بر خلاف سایر فقهای عامه تفویض طلاق را نیز مجاز نمی دانند.
رد این استدلال با توجه به عدم مخالفت توکیل با کتاب و سنت و روایاتی که بر جواز وکالت در طلاق عموما و جواز وکالت زوجه در آن خصوصا دلالت دارند آسان است.
در قوانین کشورهای عربی به تبعیت از جمهورفقهای اسلامی توکیل زوجه در طلاق معتبر شناخته شده است.
ب قانون مدنی
قانون مدنی ایران در مورد وکالت زن در طلاق از قول مشهور فقهای امامیه پیروی کرده است. در قانون مدنی دو ماده راجع به وکالت در طلاق دیده می شود یکی ماده 1138 ک هوکالت در طلاق را به طور اطلاق تجویز می کند وبه وکالت زوجه اختصاص ندارد و دیگر ماده 1119 که مربوط به توکیل زن در طلاق از طریق شرط ضمن عقد است . این ماده که مصوب سال 1313 می باشد چنین مقرر می دارد طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود و یا ترک انفاق نماید یا برعلیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهائی خود را مطلقه سازد قبل از قانون مدنی نیز ماده 4 قانون ازدواج مصوب 1310 که صریحا نسخ نشده و تا حدی که با قانون مدنی و دیگر قوانین جدید متعارض نباشد به قوت و اعتبار خود باقی است به این مساءله توجه کرده و چنین مقرر داشتهاست:
طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی را که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر در مدت معینی غایب شده یا ترک انفاق نموده یا برعلیه حیات زن سوء قصد کرده یا سوء رفتاری نماید که زنگانی زناشوئی غیر قابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم قطعی خود را به طلاق بائن مطلقه سازد.
تبصره – در مورد این ماده محاکمه بین زن وشوهر در محکمه ابتدائی مطابق اصول محاکمات حقوقی بعمل خواهد آمد . حکم بدایت قابل استیناف و تمیز است. مدت مرور زمان 6 ماه از وقوع امری است که حق استفاده از شر را می دهد.
چنانکه ملاحظه می شود عبارات ماده 1119 قانون مدنی در واقع تکرار ماده 4 قانون ازدواج با پاره ای اصلاحات است. در مقایسه بین این دو ماده و برای روشن شدن مطلب ذکر نکاتی به شرح زیر لازم بنظر می رسد:
1 - در ماده 1119 قانون مدنی جمله شوهر زن دیگر بگیرد اضافه شده و بدین طریق تصریح گردیده است که زن می تواند ضمن عقدنکاح یا عقد لازم دیگر که با شوهر منعقد می کند شرط نماید که اگر شوهر زن دیگری بگیرد، زن وکالت در طلاق داشته باشد این مثال در ماده 4 قانون ازدواج دیده نمی شود هر چند که قبول آن با توجه به عموم ماده و اینکه مواردی که ذکر شده تمثیلی است، نه حصری و براساس فقه اسلامی قبل از قانون مدنی هم اشکالی نداشته است.
2 - در ماده 1119 قانون مدنی به جای حکم قطعی مذکور در ماده 4قانون ازدواج اصطلاح حکم نهایی بکاررفته است، تا روشن شود که زن فقط پس از طی همه مراحل قانونی و تایید حکم به وسیله دیوان عالی کشور یا عدم استفاده از حق فرجام خواهی در مدت مقرر می تواند خود را به وکالت از شوهر مطلقه نماید. حکم قطعی در اصطلاح حقوقی به حکمی گفته می شود که مراحل رسیدگی ماهوی آن پایان یافته، هر چند که تقاضای رسیدگی فرجامی نسبت به آن شده باشد. بنابراین فرجام خواهی مانع قطعی بودن حکم نیست و پس از طی مرحله فرجامی حکم به صورت نهایی در می آید. در قانون ازدواج بر خلاف قانون مدنی ، اصطلاح حکم قطعی بکاررفته است. معهذا با توجه به تبصره ماده4 قانون ازدواج که حکم را قابل استیناف و تمیز دانسته و اینکه در صورت وقوع طلاق قبل از حکم فرجامی نقض حکم نمی تواند موجب بطلان طلاق باشد و وضع را به صورت اولیه باز گرداند و در این شرایط درست نیست که زن بتواند به محض قطعیت حکم وقبل از رسیدگی و صدور حکم فرجامی خود را مطلقه سازد، لذا می توان گفت مقصود از حکم قطعی در ماده 4 قانون ازدواج همان حکم نهایی بوده است و از این لحاظ تفاوتی بین دو قانون نیست.
3 - تبصره ماده 4قانون ازدواج در قانون مدنی آورده نشده شاید از آنرو که بنای قانون مدنی بر ذکر قواعد ماهوی بوده نه قواعد شکلی ، نظیر آنچه در تبصره مذکور آمده است. حال ببینیم آیا حکمی که دادگاه در زمان ما به استناد ماده 1119 قانون مدنی صادر می کند قابل استیناف و تمیز است یا نه و آیا قاعده راجع به مرور زمان که در جمله آخر تبصره ماده 4 قانون ازدواج ذکر شده امروز به قوت و اعتبار خود باقی است یا نه.
در مورد سوال اول می توان گفت: برابر لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص مصوب مهر ماه 1358 این قبیل احکام که صدور آنها امروزه در صلاحیت دادگاه مزبور است اصولا قابل تجدید نظر است ولی قابل فرجام نمی باشد . ماده12 قانون مذکور چنین مقرر می دارد: احکام دادگاه در موارد زیر قطعی و در سایر موارد قابل تجدید نظر است.
1 - در صورتی که حکم مستند به اقرار باشد. اقرار شفاهی در صورت مجلسید و به امضا مقر می رسد.
2 - در صورتی که طرفین دعوی قبل از صدئر حکم از حق در خواست تجدید نظر صرفنظر کرده باشند.
3 - حکم مستند به رای یک یا چند داور یا کارشناس که طرفین کتبا رای آنها را قاطع دعوی قرار داده باشند.
4 - دعاوی مالی که خواسته دعوی بیش از دویست هزار ریال نباشدو
بند چهارم ماده که مربوط به دعاوی مالی است در مورد دعاوی مستند به ماده 1119 قانون مدنی مصداق پیدا نمی کند. اما اینگونه دعاوی ممکن است مشمول یکی از بندهای 1-2و3 ماده 12 باشد. در این صورت حکم دادکاه برابر قانون قطعی و غیر قابل تجدید نظر است. اما اگر حکم نه مستند به اقرار باشد نه مستند به رای یک یا چند داور یا کارشناس که طرفین رای آنها را قاطع دعوی قرار داده باشند و طرفین هم از حق در خواست تجدید نظر صرفنظر نکرده باشند، برابر قاعده کلی مندرج در صدر ماده 12، قابل تجدید نظر وبه دیگر سخن قابل استیناف است. پس قاعده کلی این است که حکم دادگاه در دعاوی مستند به ماده 1119 قانون مدنی قابل استیناف است جز در موارد سه گانه ای که ماده 12 لایحه قانونی دادگاههای مدنی خاص استثنا کرده است.
باید اضافه کرد که اگر در محلی دادگاه مدنی خاص تشکیل نشده و دعوی مستند به ماده 1119، طبق ماده4 لایحه قانونی مذکور در دادگاه عمومی اقامه شده باشد، رسیدگی یک درجه ای و حکم صادر از این دادگاه غیر قابل پژوهش است(ماده2قانون تشکیل دادگاههای عمومی مصوب مهر ماه 1358)
اما چرا اینگونه احکام غیر قابل فرجامند؟ از آنجا که لایحه قانونی مذکور فقط از تجدید نظر سخن گفته و می توان گفت به طور ضمنی فرجام را نفی کرده است و با توجه به اینکه احکام راجع به دعاوی خانوادگی به موجب قانون حمایت خانواده غیر قابل فرجام بوده و این قاعده تا کنون نسخ نشده است لذا می توان گفت احکامی که به استناد ماده 1119قانون مدنی صادر می شوند، که مربوط به دسته ای از دعاوی خانوادگی هستند غیرقابل فرجامند. بنابراین نظر ، تبصره ماده4 قانون ازدواج در قسمتی که مربوط به قابل تمیز بودن احکام یادشده می باشد منسوخ است.
در مورد سوال دوم که مربوط به مرور زمان است ممکن است گفته شود که قاعده مندرج در جمله اخیر تبصره به قوت و اعتبار خود باقی است زیرا قاعده مزبور با هیچ یک از قوانین بعدی صریحا یا ضمنا نسخ نشده است، این یک قاعده استثنایی است که اصل غیرقابل مرور زمان بودن دعاوی خانوادگی را تخصیص می دهد. پس اگر زن ظرف 6ماه از تاریخ وقوع امری که حق استفاده از شرط وکالت را به او می دهد در دادگاه اقامه دعوی نکند، دیگر دعوای او در دادگاه مسموع نخواهد بود.
لیکن این نظر قابل ایراد است، زیرا دادگاه مدنی خاص نوعی دادگاه شرع است که از مجتهد جامع الشرایط یا منصوب از طرف وی تشکیل شده (ماده1 لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص) و ترتیب رسیدگی آن تابع مقررات شرع است و در شرع مرور زمان در این گونه دعاوی مقررنشده است. بنابراین این حمله اخیر تبصره ماده4 قانون ازدواج را باید منسوخ تلقی کرد.
4 - در ماده قانون ازدواج گفته شده است که زن به موجب شرط ضمن عقد می تواند خود را به طلاق بائن مطلقه کند ولی در قانون مدنی دو کلمه طلاق بائن حذف شده است شاید بدین جهت که بائن یا رجعی بودن طلاق یک حکم یا قاعده امری است که توافق طرفین در آن موثر نیست. قانون نوع طلاق را از نظر بائن یا رجعی بودن معین می کند، نه اراده طرفین. در باره اینکه چنین طلاقی بائن یا رجعی است بعدا سخن خواهیم گفت.
5 - ماده4 قانون ازدواج و ماده 1119 قانون مدنی هر دو از شرط وکالت ضمن عقد نکاح یا عقد لازم دیگر سخن گفته اند . مزیت اینگونه شرط آن است که وکالت را که خود عقدی جایز است تابع غقد لازم قرار می دهد و مادام که عقد لازمی که شرط وکالت ضمن آن شده است باقی است هیچیک از طرفین نمی تواند وکالت را بهم زند و مخصوصا موکل(شوهر) حق عزل وکیل(زن ) را نخواهد داشت. واضح است که طریق توکیل زوجه در طلاق منحصر به مورد مذکور نیست بلکه شوهر می تواند، طبق قواعد عمومی وکالت، به موجب قرارداد مستقلی زن را وکیل خود در طلاق کند، همانطور که می تواند به شخص دیگری در این خصوص وکالت دهد. بدیهی است که در این صورت وکالت عقدی جایز است که هر یک از طرفین حق فسخ آن را دارد. پس شوهر می تواند هر وقت بخواهد وکیل خود را عزل کند مگر اینکه حق عزل وکیل را ضمن عقد لازمی از خود سلب کرده باشد(ماده679 قانون مدنی)
6 - در هر دو ماده یاد شده از وکالت زن با حق توکیل سخن به میان آمده است. دادن حق توکیل به زن به موجب شرط ضمن عقد دارای این فایده است که زن می تواند چنانکه معمول است برای اجرای صیغه طلاق به شخصدیگری وکالت دهد. هر گاه زن حق توکیل نداشته باشد و به تعبیر قانون ، وکیل در توکیل نباشد، نمی تواند به دیگری برای این کار وکالت دهد. برابر ماده 672قانون مدنی وکیل در امری نمی تواند برای آن امر به دیگری وکالت دهد مگر اینکه صریحا یا به دلالت قرائن وکیل در توکیل باشد. بنابراین در صورتی که طرفین درباره حق توکیل، فوت کرده باشند، با توجه به اینکه در عرف امروز زنی از شوهر برای طلاق وکالت دارد خود صیغه طلاق را اجرا نمی کند، بلکه برای این امر به شخص دیگری وکالت می دهد می توان گفت قرائن دلالت بر آن دارد که حق توکیل به زن داده شده است. در این خصوص علاوه بر ماده 673قانون مدنی می توان به ماده 225قانون مزبور استناد کرد.
ج- چند مساءله
هر گاه ضمن عقد نکاح یا عقد لازم دیگر برای طلاق به طور مطلق به زن وکالت داده شود یعنی وکالت مقید به امری از قبیل ترک انفاق یا غیبت یا سوء قصد به حیات زن نباشد آیا این شرط درست است؟
اگر وکالت عام باشد چنانکه ضمن عقد شرط شود که زن از طرف شوهر وکیل و وکیل در توکیل است که هر وقت خواست خود را مطلقه کند آیا می توان شرط را درست دانست؟
در فقه اسلامی اشکالی در این گونه وکالت نیست زیرا چنانکه گفته شد بنابر اطلاق ادله فرقی بین توکیل زن و غیر او نیست و همانطور که شوهر می تواند به شخص دیگری وکالت مطلق یا عام برای طلاق زوجه خود دهد می تواند زن را وکیل مطلق یا عام در طلاق کند . اینگونه شرط نه خلاف مقتضای ذات عقد است نه نامشروع . پس اشکالی در صحت آن وجود ندارد.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 24   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله طلاق به اختیار زن

آمادگی جسمانی نیروهای مسلح

اختصاصی از فی موو آمادگی جسمانی نیروهای مسلح دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   14 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 

آمادگی جسمانی نیروهای مسلح

 

 

 

اهمیت تربیت جسمی و روحی نیروها به رغم پیشرفت تکنولوژی جنگ و سلاح‏های فوق مدرن، اهمیت توانایی روحی وجسمی نیروهای مسلّح به عنوان یک ضرورت پایدار برای نیروهای مسلّح همچنان دررأس برنامه‏های نظامیان می‏باشد. به همین دلیل در کشورهای دنیا جایگاه ویژه‏ای برای‏تربیت بدنی جهت نیروهای مسلّح در نظر گرفته شده است به عنوان مثال: در ارتش‏آمریکا، برای دانشجویان کادر افسری، دو ترم دوره‏های تربیت بدنی در چهار سال‏برنامه ریزی شده است. که در طی این مدت، می‏بایست با «اصول آمادگی جسمانی»،«ورزش‏های رزمی»، «ورزش‏های تخصّصی»، «دفاع شخصی» و کسب «مهارت‏های‏مربی‏گری» آشنا شوند. گروه آموزشی تربیت بدنی نیز مسؤول اجرای برنامه‏های فوق‏می‏باشد[ - ر.ک. آشنایی با نظام آموزشی ارتش‏های جهان، شماره یک، دانشکده افسری وست پونیت، ص ۱۴۰، ستاد مشترک سپاه، اداره آموزش تربیت جسمی و روحی در اسلام تربیت بدنی در قانون اساسی و قوانین نیروهای مسلح در نظام جمهوری اسلامی ایران به این مهمّ توجه شده است. در قانونی اساسی دراصل سوّم، مادّه ۳ بر تعمیم و گسترش امر تربیت بدنی تصریح و تأکید شده است. نیز درمادّه ۵۵ قوانین نیروهای مسلّح، سپاه‏پاسداران موظّف شده در کلیه آموزش‏ها و در حین‏خدمت برنامه‏های لازم را به منظور کسب آمادگی جسمانی پرسنل، متناسب بامأموریت‏ها، پیش بینی و اجرا نماید - مجموعه قوانین نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی ایران، فرمانده کلّ قوا، حضرت آیة الله العظمی خامنه‏ای با تأکید بر ورزش و فوائد آن‏می‏فرماید: «ورزش نوعی قدر دانستن از توانایی‏های جسمی است و الان است که شما با ورزش‏می‏توانید قدر جسم را بدانید و چقدر خوب می‏توانید از ورزش برای جسم و سلامتی‏بهره‏برداری نمایید.[ - دژهای استوار، ص ۳۵۹، (خرداد ۱۳۷۱) ]. «آن جوان‏های نظامی، انقلابی باید ورزش کنند. امکانات‏ورزشی برایشان فراهم کنید؛ بنده این‏ها را اسراف نمی‏دانم.[ - همان، ص ۳۶۰، (۱۷/۸/۷۴) ]فرآیند و آثار تربیت جسمانی بوعلی‏سینا تربیت بدنی را به عنوان یک عنصر اصلی در سلامت فکری و جسمی‏معرفی می‏کند. تندرستی، تقویت قوای بدنی و آمادگی برای جهاد و مبارزه، دفع بیماری‏های روحی‏و جسمانی، هماهنگی سلول‏های عصبی و عضلانی، تسهیل بخشیدن به دستگاه گوارش‏و ... از آثار ورزش است که بوعلی‏سینا و دیگر اندیشمندان اسلامی به آن اشاره‏کرده‏اند[ - ر.ک. تربیت بدنی از دیدگاه اندیشمندان اسلامی، عباس قنبری نیاکی، ج ۱، ص ۶۳ ][ - همان، ص ۳۶۰، (۱۷/۸/۷۴) ] شیوه‏های تربیتی شیوه‏های راهبردی تربیت جسمانی که لازمهء نیروهای مسلح و متناسب بامأموریت‏های آنان است، به عنوان پاسداران و حافظان انقلاب اسلامی و ارزش‏های آن ومدافعان اسلام ناب محمّدی صلی الله علیه و آله عبارت است از: الف - آموزش‏های عقیدتی - سیاسی جهت تربیت عقلانی و اخلاقی (تربیت روحی)که این موضوع در درس پیشین تبیین شد. ب - آموزش‏های تربیت بدنی، شامل ورزش‏های رزمی، شنا، اسب‏دوانی، تیراندازی،اصول آمادگی جسمانی، دفاع شخصی و مبارزه تن به تن، ورزش‏های قهرمانی تخصّصی که‏نیروها در یک یا چند رشته از آن ورزش‏ها فعالیت مستمر داشته باشند. آشنایی با فنون‏مربی‏گری و اداره تیم‏های ورزشی، کسب مهارتِ سرمربی امور تربیت بدنی. در نهایت وضعیت پیشرفت تربیت جسمانی توسط مشاوران یا اساتید راهنما ومسؤولان در آموزش‏ها و ورزش‏های عملی مطابق با وضعیت جسمانی و ارائه راه‏حل‏کسب تجربیات و آمادگی توانائی‏های جسمی می‏بایست بررسی شود. خلاصه درس تربیت یعنی به فعلیّت درآوردن استعدادهای درونی یک شی‏ء. تقویت هر دو بعد جسمانی وروحانی انسان آموزش و تربیت می‏طلبد. به رغم پیشرفت تکنولوژی، اهمیت توانایی جسمی و روحی‏نیروهای رزمی به عنوان یک ضرورت همچنان در ارتش‏های دنیا مطرح است و برای این منظوربرنامه‏ها و دانشکده‏هایی در نظر گرفته شده است. از دیدگاه اسلام نیز موضوع از اهمیت بالایی‏برخوردار است. اسلام سه جنبهء تربیتی برای انسان‏ها در نظر گرفته که از لحاظ عمل تفکیک ناپذیرند:تربیت عقلانی، تربیت اخلاقی و تربیت جسمانی. موضوع در منظر قرآن کریم و روایات و سخنان امام‏خمینی رحمه الله مورد بررسی قرار گرفته است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی و قوانین نیروهای مسلح به‏موضوع تربیت بدنی اشاره و به انجام آن تأکید شده است. سپاه پاسداران نیز متناسب با مأموریت‏های‏خود مأمور اجرای آن گشته است. تربیت جسمی یک عنصر اصلی در سلامت فکری و جسمی شناخته‏شده که در رفتار و اخلاق و توانمندی‏ها آدمی نقش بسزایی دارد. همچنان که گفته‏اند: عقل سالم دربدن سالم است. پرسش ۱ - تربیت را در سازمان‏های رزم معین نمایید. ۲ - گروه‏هایی از انسان‏ها که فقط به تربیت جسم یا روح پرداخته‏اند را نام ببرید و بنویسیدچرا اسلام به تربیت همزمان جسم و روح (اخلاق و عقل) سفارش دارد؟ ۳ - قرآن در کدام داستان، جسم قوی و سالم را یک ارزش برشمرده است؟ ۴ - مقام معظم رهبری در مورد تربیت جسمی چه فرموده‏اند؟ ۵ - تربیت جسمانی چگونه در پرورش روح و تعالی عبادات کمک می‏کند؟ - از منظر قرآن کریم در قرآن کریم به تربیت جسمانی و روحانی (عقلانی و اخلاقی) اشاره شده که به دوآیه بسنده می‏کنیم. نکته قابل ذکر این که در یک آیه به تربیت جسمی و عقلی و در آیه‏دیگر به تربیت جسمی و اخلاقی اشاره شده است. ۱- «إِنَّ اللََّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ[ - بقره (۲)، آیهء ۲۴۷ ] همانا خداوند او (طالوت) را بر شما برگزید و در علم و توانایی جسمی وسعت وفزونی بخشید از آیه شریفه چنین استفاده می‏شود که از شرایط رهبر و فرمانده، یکی «توانایی‏های‏علمی و اندیشه» است و دوّم «سلامت و قدرت جسمانی». «قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ[ - قصص (۲۸)، آیهء ۲۶ ]۲ - از منظر روایات در روایات آمده، قدرت جسمی و روحی یکی از خصوصیات بارز یاران و اصحاب‏حضرت مهدی(عج) در هنگام ظهور حضرتش می‏باشد. امام صادق علیه السلام می‏فرماید: «فَاِذََا هَزَّهََا لَمْ یَبْقِ مُؤمِنٌ اِلاََّ صََارَ قَلْبُهُ اَشَّدُ مِنْ زُبُرِ الْحَدیِِدِ وَاَعْطََی قُوَّة اَرْبَعیِِنَ‏رَجُلاً[ - غیبت النعمانی محمد بن ابراهیم نعمانی، باب ماجاء ذکر روایة رسول الله، ص ۱۶۷ ]۳- از منظر امام خمینی رحمه الله امام خمینی رحمه الله در این زمینه می‏فرماید: یک، ورزش جسمانی برای قوه پیدا کردن و قدرت پیدا کردن، وقتی قدرت جسمانی‏پیدا شد دفاع از مملکت می‏توانند بکنند، دفاع در برابر مخالفین که می‏خواهند به آنهاحمله بکنند، می‏توانند بکنند. یکی هم پرورش روحانی، که اگر پرورش روحانی در انسان پیدا بشود آن وقت‏قدرت جسمانی‏اش مضاعف می‏شود. شما کوشش کنید که آن قدرت را هم که قدرت الهی است... در شما پیدا شود... که هم جانب روحتان قوی باشد و هم جانب‏جسمتان قوی باشد[ - صحیفه نور، ج ۷، ص ۴۸ ] عقل سالم در بدن سالم است. شما اگر دقت کنید در حال جوان‏ها و طبقات جامعه‏می‏بینید که آنهایی که در عیش و عشرت می‏گذرانند حقیقتاً عیش و عشرت نیست،بدن‏ها (ی آنها) افسرده و روح‏اشان پژمرده و کسالت سرتاپای آنها را گرفته است.اگر دو ساعت عشرت می‏کنند بیست و دو ساعت در ناراحتی آن هستند. [امّا] آنهایی‏که اهل خدا هستند، توجه به خدا دارند ورزش جسمی می‏کنند و ورزش روحی، آنهادر تمام مدت اشخاصی هستند که پژمردگی در آنها نیست، افسردگی در آنها نیست[ - همان ، ج ۹، ص ۷۴ ] از مطالب این بخش نکات ذیل استنباط می‏شود: ۱- اهمیت و تأکید اسلام بر تربیت جسمانی و روحانی. ۲- مطرود بودن تربیت تک‏بعدی در اسلام، آن گونه که در نظام‏های غیر اسلامی‏مطرح است. ۳- رابطه تنگاتنگ تربیت جسمانی و تربیت روحانی. این دو، چون دو بال در رشد وارتقاء کیفیت و توانمندی نیروها تأثیربخشند. وجود یکی بدون دیگری، ارزش و کارآیی‏چندانی ندارد. زیرا اگر روح قوی باشد امّا جسم ضعیف و بیمار، این فرد قدرت تحرکات‏لازم را ندارد و در نتیجه غیر مفید خواهد بود. و برعکس اگر فردی از لحاظ جسمانی،قوی و نیرومند و ورزیده باشد، اما از روحیه‏ای ضعیف و بیمار و افسرده برخوردار وفاقد هدف و انگیزه، ضرر و خسارتش بیش از کارآیی مفیدبودنش خواهد بود. ۴- تأثیرگذاری هر یک از تربیت جسمانی و روحانی بر یکدیگر. در سخنان امام‏خمینی علیه السلام به هر دو مورد اشاره شده بود. «اگر پرورش روحانی در انسان پیدا شود آن‏وقت قدرت جسمانی‏اش مضاعف می‏شود...» «عقل سالم در بدن سالم است.».

 

پلیس‌ها باید در ورزش‌های رزمی کمربند بگیرند
تربیت بدنی نیروی انتظامی تلاش زیادی می‌کند که تمام کارکنان ناجا را درگیر ورزش کند. البته آنها به هدف خود هم رسیده‌اند. سردار‌هاشمی، مدیرکل تربیت بدنی ناجا و مجموعه زیر نظر او به جایی رسیده‌اند که توانسته‌اند تمام کارکنان نیروی انتظامی را حداقل هر چند سال یک بار درگیر ورزش کنند.
در نیروی انتظامی قانونی تصویب شده که طبق آن هر کسی می‌خواهد ترفیع درجه بگیرد، باید ابتدا از تربیت بدنی یک کمربند ورزش‌های رزمی بگیرد و سپس می‌تواند برای گرفتن درجه خود اقدام کند.
سردار‌هاشمی در مورد این موضوع می‌گوید: «هر کسی که می‌خواهد ترفیع درجه بگیرد، باید یک کمربند ورزش‌های رزمی را بگیرد. حالا می‌تواند به کلاس‌های آموزشی بیرون برود و در رشته‌یی که آن را دوست دارد، شرکت کند و یا می‌تواند به ما مراجعه کند و دفاع شخصی که ورزش رسمی نیروهای انتظامی است را یاد بگیرد. ما برای ترفیع درجه فقط دفاع شخصی را آموزش می‌دهیم. آموزش‌های ما هم استاندارد و طبق قوانین بین‌المللی است. می‌توانند از مدرکی که ما به آنها می‌دهیم، بیرون از ناجا هم استفاده کنند. این جزو آموزش‌های اجباری کارکنان ناجا است و تا زمانی که در ورزش‌های رزمی یک درجه ترفیع نگیرند، نمی‌توانند به درجه‌های نظامی بالاتر برسند.» همین موضوع باعث بالا رفتن آمادگی جسمانی کارکنان ناجا می‌شود. اجباری بودن آن هم مزیتی است که باعث می‌شود همه کارکنان درگیر ورزش شوند. نتیجه تحقیقات انجام شده، نشان می‌دهد افرادی که ورزش می‌کنند، اعصاب راحت‌تری دارند و خوش‌اخلاق‌تر هستند. همچنین بازده کاری این افراد بیشتر از کسانی است که ورزش نمی‌کنند. برای همین است که وزارتخانه‌ها و مراکز بزرگ دولتی در چند سال اخیر هزینه زیادی روی ورزش همگانی خود کرده‌اند. اما ورزش همگانی برای نیروی انتظامی جنبه‌های دیگری هم دارد. اینکه کارکنان بازده کاری بیشتری داشته باشند یا اینکه اعصاب آنها راحت‌تر باشد، تنها دلیل ناجا برای اهمیت دادن به ورزش نیست. بلکه نیروی انتظامی که همیشه در درگیری‌ها و ماموریت‌های سخت و طاقت‌فرسا حضور دارد، باید آمادگی حضور در چنین ماموریت‌هایی را داشته باشد. کارکنان ناجا که همیشه درگیر صحنه‌های پرتحرک هستند، باید آمادگی جسمانی بالایی داشته باشند تا بتوانند از این صحنه‌ها موفق بیرون بیایند.
سردار‌هاشمی این موضوع را تایید می‌کند و توضیحی در مورد سایر برنامه‌های اجباری تربیت بدنی ناجا می‌دهد: «کار مهم دیگری که تربیت بدنی انجام داده، آموزش غوطه‌وری است. طبق این برنامه مراکز موظفند نسبت به آزمایش شنای کارکنان خود اقدام کنند. اگر کارمندی شنا بلد نبود، شامل این طرح می‌شود و باید در کلاس‌های آموزشی شرکت کند. بعد از پایان دوره هم مدرکی به او داده می‌شود که نشان می‌دهد آن فرد شنا را یاد گرفته است. طرح ورزشی دیگری که برای همه کارکنان ناجا اجباری است، ورزش صبحگاهی است. ورزش صبحگاهی ناجا از مسایلی است که اهمیت زیادی دارد. در حال حاضر ورزش صبحگاهی مثل صبحگاه مشترک برای تمام پادگان‌ها اجباری است. یعنی همانطور که موظفند هفته‌یی یک بار صبحگاه مشترک را برگزار کنند، باید هفته‌یی سه بار هم ورزش صبحگاهی را انجام دهند

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  14  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


آمادگی جسمانی نیروهای مسلح

خانواده ومشکلات فرهنگی اجتماعی آن

اختصاصی از فی موو خانواده ومشکلات فرهنگی اجتماعی آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   17 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

خانواده ومشکلات فرهنگی اجتماعی آن

 

چکیده:
خانواده ایرانی با چالش های بسیار روبروست.تغییر تنش و جایگاه زنان،افز ایش میزان طلاق،کاهش میزان ازدواج،تغییر نگاه به نقش همسر،مرکز یت تصمیم گیری خانواده در جامعه،و...که به مجموعه ای از نقش های متعارض انجامیده است،سرمایه اجتماعی خانواده ها را تحت الشعاع خود قرار داده است وو ضعیت تعارضی حوزه مطا لعات در ایران را به طر ح فرو پاشی خانواده،مضیقه از دواج و طلاق کشانیده است.
توجه به دوام یا فرو پا شی خانواده به دلیل نفوذ مدرنیته در جامعه ایران ،دل نگرانی هایی را برای کار شنا سان در حو ضه خانواده در ایران بو جود آورده است ومهم تر ین دلیل این دل نگرانی ،تحولات ودگرگو نیهای فراوانی تکه به مرورتقر یبادر تمامی ابعاد و زوایای سا ختی-کارکردی خانواده وبالاخص در سر مایه اجتماعی خانواده ایرانی به و جود آمده است. این مقاله ، در حقیقت در پی د ستیا بی به این مسئله می با شدکه مدرنیته و تجدد گرایی چه تاثیری بر سرمایه اجتماعی خانواده ایرانی به جای گذاشته است ؟وآیا خانواده ایرانی در معرض کاهش سر مایه اجتماعی است یا در حال گذار؟کدامیک در خانواده های ایرانی مصداق دارد ؟برای پاسخگویی به این سوال به روش فراتحلیل)به بر رسی این مو ضوع در تحقیقات و پژو هش های موجود پر داختیم .همچنین قابل ذکر است که از رویکرد نظری تکا مل دیالکتیکی در این مقاله استفاده شدو فر ض های اصلی این پژوهش که به نظر می رسد1- خانواده های ایرانی در معر ض فرو پاشی می باشند ،رد شدو2-فرض دیگر این مقاله که در تقابل سنت ومدرنیته سر مایه اجتماعی ایران دچار فر سایش گردیده است ،با توجه به نتایج تحقیقات پیشین اثبات گردید وهمچنین نتایج مطالعات نشان داد که سر مایه اجتماعی خانواده های ایرانی در معر ض فر سایش می باشد. همچنین قابل ذکر است که در پا یان به ارائه راهکارها و راهبردهایی پرداختیم.

 


مقدمه
سرمایه اجتماعی، موضوعی بین‌رشته‌ای است که نقشش تسهیل ارتباطات انسانی است. سرمایه اجتماعی از قدیم‌الایام در روابط اجتماعی و کنش‌های مردم وجود داشته است ولی تنها تفاوتش با مفهوم امروز آن، در حقیقت داشتن یک رویکرد و یک قالب علمی است. نقش سرمایه اجتماعی در ارتباطات انسان‌ها به مثابه‌ی چسب اجتماعی است که حلقه‌ی وصل این‌گونه ارتباطات را محکم‌تر نگه می‌دارد.
سرمایه اجتماعی «ویژگی‌هایی از سازمان‌های اجتماعی از قبیل شبکه‌ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی است که هماهنگی و همکاری برای نفع متقابل را تسهیل می‌کند و همکاری و هماهنگی در اجتماعی که مردم به هم اعتماد دارند بسی آسانتر است.» پاتنام نتیجه می‌گیرد که «اعتماد جزء اساسی سرمایه اجتماعی است.» ، 1384: 636).
هم‌چنین به گفته جیمز کلمن که از پیشگامان نظریه سرمایه اجتماعی است، سرمایه اجتماعی چیزی نیست جز «قابلیت مردم برای همکاری، چه به عنوان یک گروه، یا بخشی از یک سازمان، برای اجرای پروژه‌هایی که نفعی مشترک را در بردارند.» او همچنین توضیح می‌دهد که «سرمایه اجتماعی مانند سایر اشکال سرمایه، مولد است و تحقق اهدافی را ممکن می‌کند که در غیاب سرمایه اجتماعی نمی‌توان به آنها دست یافت.» (همان منبع)
لذا بر اساس مفاهیم بالا، بستر شکل‌گیری سرمایه اجتماعی در اعتماد و همبستگی و انسجام شکل می‌گیرد و اعتماد است که می‌تواند مولد نقش و تغییردهنده شکل‌های مختلف سرمایه (مالی، فرهنگی، اجتماعی) باشد. همان‌طور که از واژه سرمایه اجتماعی برمی‌آید ترکیب‌شده از دو واژه‌ی سرمایه (اقتصادی) و اجتماعی (به مفهوم فرهنگی و نهادها و هنجارها و شبکه‌های ارتباطی و حمایت‌های اجتماعی) می‌باشد. لذا سرمایه اجتماعی دارای کارکردی وسیع در حوزه‌های مختلف و نهادهای دولتی و غیردولتی می‌باشد.
بوردیو و کلمن بر اهمیت روابط اجتماعی و هنجارهای مشترک در رفاه و کارآمدی اقتصادی تأکید نموده‌اند. اقتصاددانان اغلب از چسبی که جامعه را به هم بسته نگه می‌دارد با عنوان سرمایه اجتماعی یاد می‌کنند. خشونت اتفاقی و سرمایه‌داری مافیایی را غالباً بازتاب سست‌شدن سرمایه اجتماعی می‌دانند. (استیگلتیز، 1382: 200).بررسی نظرات مختلف صاحب‌نظران حوزه سرمایه اجتماعی گویای آن است که این ایده: سرمایه اجتماعی اکسیر و درمان‌بخش همه دردهای جامعه است، ایده مقبولی است. سرمایه اجتماعی جامعه را سالم‌تر، داراتر و شاید با تدبیرتر و شکیباتر می‌سازد و به نظر اونیکس و بالن سرمایه اجتماعی برای سلامتی افراد، خانواده‌ها و اجتماعات حیاتی است.
در مجموع بررسی ابعاد کارکردی سرمایه اجتماعی مشخص شد که وجود سرمایه اجتماعی به عنوان ساز و کاری برای ارتقای توسعه است و فقدان و فرسایش آن مانعی برای توسعه اجتماعی است و مهم‌تر این‌که سرمایه اجتماعی از ویژگی خودزایی و خودمولدی برخوردار است. به این معنا که با استفاده مناسب از آن، زمینه برای تولید و تقویت آن فراهم می‌شود و عدم استفاده از آن موجب تقلیل و نابودی آن می‌شود و این موجب تفاوت بین سرمایه اجتماعی و دیگر اشکال سرمایه شده است. «ایجاد سرمایه اجتماعی ممکن است برای اولین بار مانند سرمایه فیزیکی هزینه داشته باشد. اما پس از ایجاد، تقویت آن از طریق مصرف امکان‌پذیر است. بر خلاف سرمایه فیزیکی که وقتی مصرف می‌شود، فرسوده و کهنه می‌شود، در این باره سرمایه اجنماعی مانند سرمایه انسانی عمل می‌کند. وقتی مهارتی از طریق انجام کاری کسب می‌شود ، چنان‌چه بعداً مورد تمرین و ممارست قرار نگیرد، به فراموشی سپرده می‌شود. همین طور است حس هم‌دلی و هم‌دردی و ملاحظات نسبت به دیگران که از طریق ممارست و تمرین حفظ و تقویت می‌شود.
نکته دیگری که در ارتباط با فرسایش سرمایه اجتماعی قابل بررسی است، گذار جوامع از سنتی به مدرن نیز به‌خصوص وقتی که خصلت درون‌زا ومناسب خود را ندارد، سرمایه اجتماعی جامعه را دچار فرسایش می‌کند. به نظر استیگلتیز جوامع سنتی اغلب دارای سطح بالایی از سرمایه اجتماعی و سرمایه سازمانی هستند. هر چند این سرمایه ممکن است به گونه‌ای نباشد که برای تسهیل تغییر لازم است. اما در فرآیند تجددگرایی، این سرمایه اجتماعی و سازمانی اغلب تضعیف می‌شود یا از میان می‌رود. به‌گونه‌ای ممکن است این فرآیند تخریب، پیش از ایجاد سرمایه جدید اجتماعی و سازمانی روی دهد و جامعه را از ساختارهای ضروری و فضای اخلاقی که لازمه کارکرد بهینه آن است محروم کند نکته‌ای که استیگلتیز اشاره می‌کند، دقیقاً در جامعه ما رخ داده است. یعنی جامعه و نهادهای اجتماعی با موجی از تجددگرایی و نوگرایی مواجه شده است و به‌نظر می‌رسد که میزان تجددگرایی در میان مردم و بالاخص نهادهای اجتماعی خانواده باعث تغییر در سرمایه اجتماعی این نهاد دیرپا و فرهنگی گردیده است و در حقیقت امواج نوگرایی در هر جا که وارد شده‌اند ، تغییرات و تحولات و تخریب و بی‌اعتمادی و آسیب‌های اجتماعی را با خود به همراه آورده‌اند و جریان تجددگرایی هم از صدوپنجاه سال پیش تاکنون در جامعه ایران دگرگونی‌هایی را با خود به همراه آورده است که تغییرات سرمایه اقتصادی فرهنگی، انسانی و اجتماعی را در نهان خود پرورانده است و در این میان، دگرگونی خانواده ایرانی در نیم قرن اخیر آرام و کند اما مستمر و قاطع بوده است. به‌گونه‌ای‌که کارشناسان در ایران به دلیل فرسایش سرمایه اجتماعی خانواده، بحث فروپاشی و زوال خانواده ایرانی را مطرح کردند. درحالی‌که باید صریحاً به این مطلب اشاره کنم که خانواده تغییر شکل می‌دهد اما هیچ‌گاه از بین نمی‌رود. چرا که پناهگاهی عاطفی و حمایتی و... برای اعضایش می‌باشد. دگرگونی سرمایه اجتماعی در خانواده ایرانی متأثر از جریان تجددگرایی بیش از همه در روابط زن و مرد، حیات عاطفی و روابط پدران و فرزندان به چشم می‌خورد و همین‌طور نتایج پژوهش‌های صورت‌گرفته در مورد خانواده نشان از بحرانی فراگیر در ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی از جمله: اعتمادی، مشارکتی، همیاری و حمایتی خانواده ایرانی می‌باشد. همچنین ازهم‌گسیختگی گروه بزرگ خویشاوندی و پیدایی انواع خانواده‌های کوچکی است که در عین جستجوی استقلال هنوز عملاً تحت تسلط شبکه‌های خویشاوندی هستند و به نوعی حمایت‌هایی را از شبکه خویشاوندی دریافت می‌کنند.
بحران‌ها و تغییرات ناشی از جریان تجددگرایی در جامعه و نهادهای اجتماعی ایرانی آن‌گاه صورت جدی به خود می‌گیرد که بدانیم دو شرایط تورمی و فقدان مردم‌سالاری واقعی ویژگی‌هایی هستند که در بیشتر کشورهای فاقد نظم پویا دیده می‌شود. این شرایط نیز نقش مهمی در فرسایش سرمایه اجتماعی جامعه و خانواده‌ها در این کشورها دارد. فقدان مردم‌سالاری واقعی و عدم شکل‌گیری نهادهای مدنی که خود حاصل فقدان سرمایه اجتماعی اولیه است هم‌چنان مانع شکل‌گیری این سرمایه می‌شود که در مقیاس‌های ملی و فرا ملی فرآیند توسعه را با مشکل مواجه می‌کند. به نظر بیکر انجام امور تجاری در کشورهای دیگر به یک دولت باثبات، شریف، مسئول و قابل اعتماد نیاز دارد. کیفیت و چگونگی دولت با توجه به غنی‌بودن سرمایه اجتماعی مانند شبکه‌های همکاری و تعاون معیارهای مشارکت مدنی و روحیه اعتماد تغییر می‌کند.
در فضای غیرمردم‌سالارانه اعتماد عمومی و سرمایه بین‌گروهی جای خود را به اعتماد عشیره‌ای و سرمایه درون‌گروهی می‌دهد که خود مانع توسعه است. پانتام در مطالعه‌اش بر روی جنوب ایتالیا به این نتیجه دست پیدا می‌کند که در مناطقی که مسیر اجتماعی خوبی وجود دارد، شاهد توسعه اقتصادی بیشتر و دولت‌های محلی کارآ و مسؤول و خانواده هایی باثبات هستیم. به عکس در جاهایی که سرمایه اجتماعی به‌خصوص در شکل بین‌گروهی آن وجود ندارد و به تعبیر بنفیلد نوعی خانواده‌گرایی ضداخلاق وجود دارد، توسعه اقتصادی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی و نهادی در سطح پایین قرار دارد.
در هرصورت با توجه به مسیر حرکت امواج مدرن از جوامع مرکزی به جوامع پیرامون بی‌تردید مسائل و مشکلاتی را با خود به همراه می‌آورد که مهمترین نمونه‌اش بحران به‌وجود آمده در جامعه ایران و بالاخص در خانواده ایرانی و سطوح سرمایه اجتماعی این نهاد «دیرین و حمایتگر» می‌باشد و تأثیرپذیری سرمایه اجتماعی خانواده ایرانی از جریان تجددگرایی در حد ظواهر نیست و بلکه باید گفت ساخت خانواده ایرانی در حال تغییر است و نه فروپاشی و زوال و در این میان گونه‌های مختلف خانواده ایرانی است که پا به عرصه وجود گذاشته‌اند .
طرح مسئله:
1. جامعه ایران در مسیر تغییراتی قرار دارد که چشم انداز و دامنه آن چندان که باید روشن نیست، هر کس که درجامعه ایران زندگی می کند ، کم و بیش حسی از دگرگونی دارد و این تجربه را خواه خوشایند بیابد یا ناخوشایند به صورت‌های گوناگون بیان می کند. قضاوت‌هایی که درباره جوانان یا زندگی اخلاقی و مانند آن در محاورات عادی یا در گزارش‌های پژوهشی ابراز می شود، عمدتا ناظر به چنین تغییراتی که ناشی از گرایش به نوگرایی و تجددگرایی است می باشد، به عبارتی تغییرات و تحولاتی که در غرب تحت عنوان مدرنیته و جهانی شدن اتفاق افتاده است پیامدهایی را از طریق دنیای اطلاعات و ارتباطات برسایر نقاط دیگر جهان بجای گذاشته است و چون همه این تحول از جهت درون نیست ودر جو امعی که وارد می شو د ، فرهنگ سازی نشده است، لذا بحران‌هایی را در زندگی مردم جهان بوجود خانواده های سنتی در اثر مدرنیزاسیون و بالطبع کاهش سرمایه اجتماعی در خانواده ، مدرنیزاسیون جنبه های متعدد زندگی را در زمینه های ارتباطات و تجارت ، در خانواده های سنتی تخریب کرده است.در زیر به مواردی از این تاثیرات می پردازیم:
تضعیف اخلاق در خانواده و جامعه بر اثر مدرنیزم و کاهش سرمایه اجتماعی : مطالعات مردم شناسان و جامعه شناسان بیانگر اثرات منفی مدرنیزم به توسعه اقتصادی خانواده می باشد.ودر مورد تاثیر آن در تضعیف سرمایه اجتماعی و قوانین اخلاقی و سطح بالای مسئولیت های اجتماعی در خانواده سنتی بحث کرده اند .
2- افزایش محصولات مصرفی خانواده و یا به اصطلاح مصرف گرایی خانواده به دلیل تغییر سرمایه اجتماعی در خانواده:
به منظور دست یابی به سوددهی بیشتر در بخش اقتصادی لازم است تادامنه نیازهای حاصل از تبادلات افزایش یابد. گسترش بازارها با عرضه هر چه بیشتر نتایج فعالیت های انسانی یعنی اشکال مختلف کالاها و مصنوعات و ایجاد فرصت های مناسب سوددهی میسر می گردد. این روند شامل گسترش تولیدات سنتی ، تبادل اقتصادی ، تفریحات ، ساختارهای حمایت اجتماعی ، ایجاد شبکه های اجتماعی ، روابط شخصی و .... نیز می شود.
3- ارتقای حمایت از مصرف کننده خودمدار برای زنده نگهداشتن سیستم سرمایه داری ، ایجاد مصرف کننده بیشتر برای بازار حایز اهمیت است و این روند از ایجاد خانواده هسته ای جلوگیری می کند و بیشتر به فردگرایی غیر مسئولانه ، آزاد و معنی دار منجر می شود. در طبقه بالای جامعه فردگرایی به معنی رقابت به سوی پیشرفت و در طبقات پایین به معنی ایجاد انگیزش و هیجان خرید می باشد. هر دو نوع فردگرایی باعث ایجاد نقص در روابط انسانی و کاهش و فرسایش سرمایه اجتماعی می گردد. روابط انسان ها به عنوان ابزار محسوب می شود نه هدف. خانواده هسته ای مناسب این روند نیست ، زیرا باعث از بین رفتن عشق میان والدین می گردد و تنها کودکان موظف می شوند که انتظارات والدین را ارضا کنند. دیزارد و گاولین (1990) اظهار می نمایند که آماده ساختن کودکان برای استقلال ، نیازهای آنها را جلو می اندازد ، آنان را نافرمان می کند و دلیلی برای ترس آنها از تحمیل قوانین غیر معمول می گردد. آرزوی دست یافتن به استقلال هر روز به طور خودآگاه یا ناخودآگاه تقویت می گردد.
در نتیجه این روند اقتصادی باعث کاهش سرمایه اجتماعی و نقصان خانواده سنتی می گردد.قابل ذکر است در امریکا بیشترین بودجه تبلیغاتی صرف جذب مصرف کننده جدید می گردد و بر دو نوع مصرف کننده متمرکز گردیده است. خانواده هسته ای و خانواده منفرد . هدف فقط جلب مصرف کننده بیشتر است.جوانان تصور می کنند که توسط پدران خود فریب خورده اند ، آنان ماده گرا هستند ، لذا جوانیشان طولانی شده بسیار دیر مسئولیت پذیر می شوند. آنان منبع قدرت و اقتدار را زیر سوال برده و به سلسله مراتب قدرت پایبند نیستند.در متون نیجریه ای ، باباتوند به سال 1992 از تضادی عمیق در سخنان دختران مدرسه ای نیجریه که درباره همسر ایده آلشان صحبت می کنند ، می گوید ، عده ای از آنان همسر ایده آل را در استطاعت مالی می دانستند (قابل ذکر است این ایده در بین اکثریت دختران ایرانی بازیافت می شود.) و دسته دیگر در پذیرش مسئولیت و داشتن شخصیت خوب.
4. کاهش دگرخواهی در زمینه پیشرفت کودکان در میان فرهنگ ها ، اثرات منفی ناشی از مدرنیته و فرسایش سرمایه اجتماعی ثبت شده است و تحقیقاتی نیز در فرهنگ انجام گرفته است. تحقیقات نشان می دهد که فرزندان نوع دوست و فداکار از خانواده های سنتی و اکثر فرزندان خودخواه از خانواده های جوامع کاملا مدرن بوده و دیگر کودکان نسبت به درجه مدرنیزه بودنشان میان این دو دسته قرار دارند. ساکنان منطقه لاگرس از اصول و اخلاقیات همراه با آموزش مدرن برخوردار هستند ، زندگی روستایی داشته و پدربزرگ و مادربزرگ های آنان به نوه های خود تاثیرگذار هستند.
5- تاثیر منفی مدرنیزم به خانواده های فقیر: ایجاد بخش های سنتی و صنعتی برای سرتعداد و انواع شغل های در دسترس و بر طبق درخواست ها تاثیرات متفاوتی بر ساختارهای خانواده سنتی داشته است. قابل ذکر است خانواده کشاورزی قادر است اعضای غیر ماهر اختصاصی و یا بی اهمتی انجام می شود. در جامعه مدرن ، خانواده های حقوق بگیر نمی توانند فامیل فقیر خود را که نمی توانند کار ثابتی پیدا کنند ، حمایت کنند. اکثر خانواده های فقیر غیر کشاورز به طرف خدمات و بخش های جزئی ، غیر رسمی و غیر مشخص رانده می شدند
6- بررسی تاثیر رسانه های ارتباطی نوین (ماهواره ، اینترنت و تلویزیون و ....) بر نهاد خانواده و کاهش یا فرسایش سرمایه اجتماعی در خانواده ، که بعضا از در بسیاری از موارد ، به تفرد گرایی می انجامد.
7. -تاثیر مدرنیته بر گفتمان جنسیتی در نهاد خانواده در جهان و بالطبع در ایران:مدرنیته و پست مدرن به سان امواجی نامرئی در عمیق ترین لایه های نهاد اجتماعی رخنه و نفوذ کرده اند ، و در این راستا گفتمان جنسیتی و ارتباطات جنسیتی از این خیزش مصون نمانده است ، و تغییرات و تحولاتی را در همه کشورهای در حال توسعه ، توسعه نیافته ، و توسعه یافته بوجود آورده است ، مباحثی از قبیل هم سکنایی ، خانواده های دورزی ، روابط ازاد دختران و پسران بالاخص در کشورهای جهان سوم ، شیوع ارتباطات نامشروع بین متأهلین ، آگاهی و آموزش با یک مسلک زناشویی از طریق رسانه ها و بالطبع پیامدهای آن در خانواده ، تاخیر در ازدواج ، هم جنس بازی ، تغییر جنسیت ، فرهنگ بدون بچه و ... همه و همه ناشی از پایمدهای مدرنیته ، این امواج سیل اسای بنیان برافکن می باشند که در این پژوهش قابل بررسی می باشد.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 17   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


خانواده ومشکلات فرهنگی اجتماعی آن