فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره غدیر از دیدگاه اهل سنت

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله کامل درباره غدیر از دیدگاه اهل سنت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره غدیر از دیدگاه اهل سنت


دانلود مقاله کامل درباره غدیر از دیدگاه اهل سنت

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 34
فهرست و توضیحات:

پیش گفتار

فصل اول : داستان غدیر

عید

غدیر

غدیر خم

گزارشى از حجة الوداع

مراسم تبریک و تهنیت

نصب على به خلافت , در روز غدیر

فصل دوم : خلافت و وصایت

خلیفه بر حق

1ـ حکومت ظاهرى

2ـ حکومت معنوى

دلایل صریح بر خلافت على (ع )

1ـ حدیث یوم الدار

2ـ حدیث منزلت

وصى

وارث

فصل سوم : معیارها

1ـ محبت

2ـ آزار على , آزار رسول (ص )

3ـ سب على , سب رسول (ص )

4ـ جدایى از على , جدایى از رسول

5ـ جنگ با على , جنگ با پیامبر

6ـ پرچم هدایت

7ـ على و حق

8ـ حق و على

9ـ على , حق و قرآن

10ـ على و قرآن

11ـ على (ع ) به منزله کعبه

12ـ على (ع ) باب آمرزش

13ـ میزان ایمان

14ـ جدا کننده حق از باطل

15ـ نشانه ایمان

فصل چهارم : یک آسمان فضیلت

1ـ اشتراک گوهرى با رسول مکرم اسلام (ص )

2ـ تربیت على (ع )

3ـ سابقه در اسلام

4ـ علم و آگاهى

فصل پنجم : آداب و سنن غدیرى

سابقه عید غدیر در میان مسلمانان

آداب و اعمال عید غدیر

آداب عید غدیر در چند محور کلى عمل صالح

عبادت

روزه

جشن و سرور

محور دعاهاى غدیر

عقد اخوت

عقد اخوت در روز غدیر

آثار عقد اخوت

عقد اخوت بین زنان

کتابنامه

منبع وماخذ

 

پیش گفتار

بـدون شـک شخصیت على بن ابى طالب (ع ) پس از رسول گرامى اسلام (ص ) ارزنده ترین وجودى است که پا به عرصه وجود نهاده و عالم امکان را با حضور خویش آراسته است .
شـخـصـیـت تابناک آن حضرت چنان در بلنداى انسانیت مى درخشد, که عقول بشرى را در طول تاریخ , مبهوت وحیران خود کرده است ره یافتن به ساحت قدس آن شخصیت عظیم الهى , هر چند ذائقـه طـبـع را تحریک و واهمه عقل را تشویق مى کند, ولى راهى است که جز به قدم عشق نتوان پیمود.
آنـچـه تا کنون بر قلم و زبان اهل ذوق و فضل , در شرح آن جمال نورانى گذشت , در حقیقت قدر معرفت ماست , نه حد شخصیت او ما با اعتراف و اذعان به بى کرانگى آن روح پاک , برآنیم که از طور حدیث نبوى , قبساتى برگرفته راه تقربى به ساحتش یابیم .
هـر چـنـد هدف اصلى در این نوشتار, اثبات عید بودن غدیر و بیان بخشى از آداب این روز مبارک است , به مناسبت فراتر رفته فصلى در شرح شخصیت آن جناب گشوده ایم و در آینه سخنان رسول مکرم اسلام , به تماشاى جمال پرفروغ على بن ابى طالب (ع ) مى نشینیم امید آنکه ما و خوانندگان را از این سیر معنوى بهره اى وافر باشد.
در پـایـان تـذکـر چند نکته ضرورى است بیشتر مطالب این تحقیق , از کتب معتبر اهل سنت است محل نقل هرحدیث یا واقعه در کتابهاى مورد استناد, با ذکر مجلد هر صفحه تعیین , و در کتابنامه مشخصات هر کتاب از قبیل مؤلف , مترجم , ناشر, و تاریخ و محل نشر آمده است .
در مـواردى انـدک که کتب اهل سنت از ذکر مطلبى غفلت کرده اند, به کتب معتبر شیعه مراجعه شده و آنها نیز همانندکتب اهل سنت به طور دقیق معرفى شدند در مواردى که در ذیل یک حدیث بـه ذکـر یـک یـا چـنـد آدرس بـسنده شده , به این معنا نیست که آن حدیث در مراجع دیگر یافت نمى شود, بلکه تنگى مجال باعث شده است که به همین مقداراکتفا کنیم .
متن احادیث را بدون تغییر آورده ایم و در موارد لازم , توضیح و بیانى در ذیل حدیث افزوده ایم .
از آنـجـا کـه تالیف به زبان فارسى است , بیشتر به ترجمه احادیث اهتمام ورزیدم , و در مواردى که عبارت عربى راضرورى مى دانستم , از ذکر متن اصلى دریغ نشده است .
فصول پنجگانه این نوشتار عبارتند از:.
فصل اول : داستان غدیر.
فصل دوم : خلافت و وصایت .
فصل سوم : معیارها.
فصل چهارم : یک آسمان فضیلت .
فصل پنجم : آداب و سنن غدیرى .
امید داریم این تحقیق کوتاه , قطره اى از فیض اقیانوس غدیر را در خود جاى داده باشد.

فصل اول : داستان غدیر

عید

اهل لغت ((عید)) را از مشتقات ماده ((عود)) مى دانند, و عود به معناى بازگشت است بنابراین هر عید به پاس رجعتى برگزار مى شود.
 مـاه مـبـارک رمـضـان مـوقـعـیـتـى اسـت که سالک روزه دار توفیق مى یابد با مقاومت در مقابل بادهاى سرکش تعلقات , آتش عشق الهى را که در یخبندان مادیت , خموده شده دوباره روشن کند و مـراقـبـت نماید تا زبانه کشیده تمام هستى اش را گرم , و ناخالصى هاى وجودش را ذوب کند, تا عبودیت ناب تجلى کند و غایت آفرینش محقق شود آنگاه عید ((فطر)) است .
حـج نـیـز فـرصـتى دیگر است که حاجى پس از طى مراحل متعددى توفیق مى یابد غیر دوست را درمـسـلـخ منى به تیغ کشد, و جان در بند کشیده خویش را آزاد کرده پا به قوس صعودى حرکت انسانى گذارد, و به

درجه بلند عبودیت بار یابد, آنگاه عید ((قربان )) است .
از هـمـین جا فرق عید با جشن باز شناخته مى شود: جشن بهانه اى است براى شادمانى , و عیدپاس داشـتـن حـیـات دوبـاره انسان است و هم به این دلیل است که برخلاف جشن , عید تشریعى است واعیاد اسلامى در اصل دین تشریع شده اند.
بنابراین , حقیقت عید اسلامى باز یافتن حیات دوباره است و تعیین آن به عهده شرع اقدس است .
مـا بـر ایـن بـاوریـم کـه روز غـدیـر, هم از ویژگى حقیقى یک عید اسلامى برخوردار است , و هم قانونگذاربزرگ اسلام , پیامبر عظیم الشان (ص ) آن را به عنوان عید به امت اسلامى شناسانده است .
نـوشـتـه اى کـه پـیـش رو داریـد به انگیزه اثبات این دو دعوى و بیان مختصرى از آداب این عید سعیدسامان یافته است .
مـطـالـعـه بـخـشـهـاى مـخـتلف این نوشتار, این باور را مى پرورد که روز عیدغدیر یکى از اعیاد بـزرگ اسلامى , بلکه بزرگترین عید مسلمانان است و اگر به دیده تحقیق بنگریم , پى خواهیم برد که بزرگترین عید انسان است .

غدیر

غـدیـر در لـغـت بـه معناى برکه , آبگیر و تالاب است چاله هایى که در بیابان به انتظار نشسته تا از ریزش باران یا گذر سیل دامنى از آب برگیرند و زلال کنند تا مگر مسافر تشنه صحرا بر این سفره همیشه گشاده باکفى از این نعمت ارزنده رمقى گیرد و مشک خشکیده خویش را از آن پر سازد, غدیر نامیده مى شوند.

غدیر خم

مـسافرى که از مدینه به سوى مکه حرکت مى کند, بیش از پانصد کیلومتر راه پیش رو دارد بعد از پیمودن270 کیلومتر از این مسافت , به منطقه اى مى رسد که ((رابغ )) نام دارد رابغ ((2)) شهرکى اسـت در نـزدیـکـى جـحفه , و جحفه یکى از میقاتهاى پنج گانه حج است , جایى که حاجیان شام و کسانى که مى خواهند ازجده به جانب مکه روند, در آن محرم مى شوند.
فـاصـلـه جـحـفه تا مکه تقریبا 250 و تا رابغ 26 کیلومتر است ((3)) و در آن غدیرى بوده است که آب گـنـدیـده و مـسموم آن قابل استفاده مسافران نبوده و قافله ها در آن وادى توقف نمى کردند ((4)) گـویا به همین دلیل خم نامیده شده است چرا که خم به هر چیز فاسدى گفته مى شود که بدبو باشد قفس مرغ رانیز به همین دلیل خم مى گویند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره غدیر از دیدگاه اهل سنت

دانلود پروژه قرآن ‏شناسی از دیدگاه امام خمینی (ره)

اختصاصی از فی موو دانلود پروژه قرآن ‏شناسی از دیدگاه امام خمینی (ره) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پروژه قرآن ‏شناسی از دیدگاه امام خمینی (ره)


دانلود پروژه قرآن ‏شناسی از دیدگاه امام خمینی (ره)

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 12
بخشی از توضیحات:

قرآن ‏شناسی از دیدگاه امام خمینی(ره)

قرآن شناسان تاکنون قرآن را از زاویه‏ های مختلف نگاه کرده‏اند. همچنین افکار و اندیشه‏ های امام خمینی (ره) به عنوان یک قرآن شناس برجسته و تأثیرگذار بر مسلمانان از جهات گوناگون بررسی و تحقیق شده است. نویسنده مقاله حاضر کوشیده است تا قرآن‏ شناسی امام را از نظر راه و رسم برخورداری از قرآن طرح و شرح کند. ما امیدواریم که این مقاله از یک سو فتح بابی باشد برای قرآن‏شناسی دیگران و از سی دیگر، گامی هرچند کوچک در فراخوانی از همه آنان که مایلند در ویژه ‏نامه قرآن‏ شناسی امام خمینی ما را یاری رسانند.

این کتاب بزرگ الهی که از عالم غیب الهی و قرب ربوبی نازل شده... از بزرگترین مظاهر رحمت مُطلقه الهیه است. این مطلبی است که امام خمینی در کتاب آداب الصلواة عنوان کرده‏ اند.

قرآن شریف به قدری جامع لطایف و حقایق و سرایر و دقایق توحید است که عقول اهل معرفت در آن حیران می‏ماند. این، اعجاز بزرگ این صحیفه نورانیه آسمانی است، نه فقط حسن ترکیب و لطف بیان و غایت فصاحت و نهایت بلاغت و کیفیت دعوت و اخبار از مغیبات و اِحکام اَحکام و اتقان تنظیم عایله و امثال آن، که هر یک مستقلاً اعجازی فوق طاقت و خارق عادت است. بلکه می‏توان گفت این که قرآن شریف معروف به فصاحت شد و این اعجاز در بین سایر معجزات مشهور آفاق شد، برای این بود که در صدر اول اعراب را این تخصص بود و فقط این جهت از اعجاز را درک می‏کردند و جهات مهم‏تری که در آن موجود بود و جهت اعجازش بالاتر و پایه ادراکش عالی‏تر بود اعراب آن زمان درک نکردند. الآن نیز آنهایی که هم افق آنها هستند، جز ترکیبات لفظیه و محسنات بدیعیه و بیانیه چیزی از این لطیفه الهیه ادراک نکنند.1
قرآن یک سفره گسترده‏ای است که همه از آن استفاده می‏کنند، منتها هر کس به وضعی استفاده می‏کند.2 آن برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلکه عایله بشری از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی (ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند، برساند. این صحیفه الهیه، کتاب احیای قلوب به حیات ابدی علم و معارف الهیه است. این کتاب خداست و به شؤون الهیه جل و علا دعوت می‏کند.4

اهداف و مقاصد نزول قرآن

ما باید مقصود از تنزیل این کتاب را قطع نظر از جهات برهانی، که خود به ما مقصد را می‏فهماند، از خود کتاب خدا اخذ کنیم. صاحب کتاب مقصد خود را بهتر می‏داند. اکنون به فرموده‏های این مصنف راجع به شؤون قرآن نظر می‏کنیم، می‏بینیم خود می‏فرماید: "ذالک الکتاب لاریب فیه هدی" للمتقین". این کتاب را کتاب هدایت خوانده است. می‏بینیم در یک سوره کوچک چندین مرتبه می‏فرماید: "ولقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مذکر" می‏بینیم می‏فرماید "وانزلنا الیک الذکر تبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون". می‏فرماید: "کتاب انزلناه مبارک لیدبروا آیاته و لیتذکر اولوالالباب". (سوره ص آیه29)
بدان که این کتاب شریف، چنانچه خود بدان تصریح فرموده، کتاب هدایت و راهنمای سلوک انسانیت و مربی نفوس و شفای امراض قلبیه و نوربخش سیر الی الله است. بالجمله، خدای تبارک و تعالی به واسطه سعه رحمت بر بندگان، این کتاب شریف را از مقام قرب و قدسی خود نازل فرموده و بر حسب تناسب عوالم تنزل داده تا به این عالم ظلمانی و سجن طبیعت رسیده و به کسوه الفاظ و صورت حروف درآمده، برای استخلاص مسجونین در این زندان تاریک دنیا رهایی مغلولین در زنجیرهای آمال و امانی و رساندن آنها از حضیض نقص و ضعف و حیوانیت به اوج کمال و قوت و انسانیت.5،
مقصد قرآن، چنانچه خود آن صحیفه نورانیه می‏فرماید: هدایت به سبل سلامت است و اخراج از همه مراتب ظلمات است به عالم نور و هدایت به طریق مستقیم است. باید انسان به تفکر در آیات شریفه مراتب سلامت را از مرتبه دانیه آن، که راجع به قوای ملکیه است تا منتهی النهایه آن که حقیقت قلب سلیم است... به‏دست آورد. و سلامت قوای ملکیه و ملکوتیه گم شده قاری قرآن باشد، که در این کتاب آسمانی این گم شده موجود است و باید با تفکر آنرا استخراج کند.6 هیچ جا بهتر از قرآن نیست. هیچ مکتبی بالاتر از قرآن نیست. این قرآن است که ما را هدایت می کند به مقاصد عالیه که در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمی‏دانیم. 7
اتصال معنویت به مادیات و انعکاس معنویت در همه جهات مادیت از خصوصیات قرآن است که افاضه فرموده است. قرآن در عین حالی که یک کتاب معنوی، عرفانی و آنطوری است که به دست ماها، به خیال ماها، به خیال جبرییل امین هم نمی‏رسد، در عین حال یک کتابی است که تهذیب اخلاق می‏کند، استدلال هم می‏کند، حکومت هم می‏کند، و وحدت را هم سفارش می‏کند و قتال را هم سفارش می‏کند
[ آرمان اصلی وحی این بوده است که برای بشر معرفت ایجاد کند، معرفت به حق تعالی در راس همه امور این معناست. اگر تزکیه گفته شده و دنبالش تعلیم گفته شده است، برای این است که نفوس تا تزکیه نشوند نمی‏توانند برسند.9] از مقاصد و مطالب آن، دعوت به تهذیب نفوس و تطهیر بواطن از ارجاس طبیعت و تحصیل سعادت و بالجمله، کیفیت سیر و سلوک الی الله است10
قرآن و کتاب‏های حدیث، که منابع احکام و دستورات اسلام است با رساله‏های عملیه که توسط مجتهدین عصر و مراجع نوشته می‏شود، از لحاظ جامعیت و اثری که در زندگی اجتماعی می‏تواند داشته باشد به کلی تفاوت دارد نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادی آن، از نسبت صد به یک هم بیشتر است.11 کتابی است که آدمی باید از اینجا تا آخر دنیا و تا آخر مراتب حرکت بکند، یک همچو کتابی است که هم معنویات انسان را درست می‏کند و هم حکومت را درست می‏کند، همه چیز توی قرآن هست.12 قرآن کتاب تعمیر مادیات نیست. همه چیز است. انسان را به تمام ابعاد تربیت می‏کند، مادیات را در پناه معنویات قبول دارد ، و مادیات را تبع معنویات قرار می‏دهد.13 ما یک همچو کتابی داریم که مصالح شخصی، مصالح اجتماعی، مصالح سیاسی، کشورداری و همه چیزها در آن هست. قرآن مشتمل بر تمام معارف است و تمام مایحتاج بشر است.15
انگیزة بعثت بسط این سفره در بین بشر از زمان نزول تا آخر است این یکی از انگیزه‏های کتاب است و انگیزه بعثت است. "بعث الیکم" رسولی را که تلاوت می‏کند بر شما قرآن را، آیات الهی را، ویزکیهم و یعلمهم الکتاب الحکمه" این شاید غاین این تلاوت باشد، تلاوت می‏کند برای تزکیه و برای تعلیم و برای تعلیم همگانی، تعلیم همین کتاب و تعلیم حکمت که آن هم از همین کتاب است. پس انگیزه بعثت نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا کنند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتی که در آنها موجود است تا اینکه بعد از اینکه نفوس مصفا شدند، ارواح و اذهان آنها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند.16 انگیزه نزول این کتاب مقدس این است که این کتاب در دسترس همه قرار بگیرد و همه از او به اندازة سعه وجودی و فکری خودشان استفاده کنند. 17

مهجوریت قرآن و راه‏های رهایی از آن

اکنون ببیینم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترک پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم. مسایل اسف انگیزی که باید برای آنها خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت علی شروع شده است. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله‏ای کردند برای حکومتهای ضد قرآنی و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را با بهانه‏های مختلف و توطیه‏های از پیش تهیه شده آنان را عقب زده و با قرآن در حقیقت، قرآن را، که برای بشر تا ورود به حوض، بزرگترین دستور زندگانی مادی و معنوی بوده و هست از صحنه خارج کردند و هر چه این بنیان کج به جلو آمد، کجی‏ها و انحراف‏ها افزون شد. تا آنجا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان، بلکه عایله بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی تنزل کرد، که بشریت را به آنچه باید برسند، برساند و این ولیده "علم الاسماء" را از شر شیاطین و طاغوت‏ها رها سازد، و جهان را به قسط و عدل برساند و حکومت را به دست اولیاء الله معصومین، علیهم صلوات الاولین و الاخرین بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد... و مع‏الاسف به دست دشمنان توطیه‏گر و دوستان جاهل، قرآن، این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستان‏ها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آن که باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به کلی از صحنه خارج شد.18
ای قرآن، ای تحفه آسمانی و ای هدیه رحمانی! تو را خدای جهان برای زنده کردن دل‏های ما و باز کردن گوش و چشم توده مردم فرستاد، تو نور هدایت و رهنمای سعادت ما هستی تو ما را از منزل حیوانی می‏خواهی به اوج انسانی وجود رحمانی برسانی، فسوسا که آدمیزادگان قدر تو را ندانسته و پیروی تو را فرض خود نشمردند، اسفا که قانون های تو در جهان عمل نشد تا همین ظلمتخانه و جایگاه مشتی وحشیان و درندگان که خود رامتمدنین جهان می‏دانند، رشک بهشت برین شود و عروس سعادت در همین جهان در آغوش همه درآید. 19
اسلام همه چیز برای مسلمین آورده است، همه چیز، قرآن در آن همه چیز است لکن مع‏الاسف ما استفاده از آن نکرده‏ایم و مسلمین مهجورش کردند یعنی استفاده‏ای که باید از آن بکنند نکردند. 20
قرآن و اسلام مهجور و مظلوم‏اند، برای اینکه مهجوریت قرآن و مهجوریت اسلام به این است که مسایل مهم قرآنی و مسایل مهم اسلامی یا به کلی مهجور است یا برخلاف آنها بسیاری از دولت‏های اسلامی قیام کرده‏اند. 21
بر قرآن آموز و آنکه از قرآن بهره می بردلازم است که یکی دیگر از آداب مهمه را به کار بندد تا استفاده حاصل شود و آن رفع موانع است که ما از آنها تعبیر می‏کنیم به حجب بین مستفید قرآن. این حجابها بسیار است که ما به بعض از آنها اشاره می‏نماییم.
از حجاب‏های بزرگ، حجاب خودبینی است که شخص متعلم، خود را به واسطه این حجاب مستغنی بیند و نیازمند استفاده نداند. و این از شاهکارهای مهم شیطان است که همیشه کمالات مرهومه را بر انسان جلوه دهد و انسان را به آنچه که دارد راضی و قانع کند و ماورای آنچه پیش اوست، هر چیز را از چشم او ساقط کند. مثلاً اهل تجوید را به همان علم جزیی قانع کند و آن را در نظر آنها جلوه‏های فراوان دهد و دیگر علوم را از نظر آنها بیفکند و حَمَله قرآن را پیش آنها به خود آنها تطبیق دهد و آنها را از فهم کتاب نورانی الهی و استفاده از آن محروم کند و اصحاب ادبیت را به همان صورت بی‏مغز راضی کند و تمام شؤون قرآن را در همان که پیش آنهاست نمایش دهد. و اهل تفاسیر به طور معمول را سرگرم کند به وجوه قرایات و آرای مختلف از باب لغت و وقت نزول و شأن نزول و مدنی و مکی بودن و تعداد آیات و حروف و امثال این امور... شخص مستفید باید تمام این حجب را خرق کند و از ماورای این حجب به قرآن نظر کند و در هیچیک از این حجاب‏ها توقف نکند که از قافله سالکان الی الله باز ماند و از دعوت‏های شیرین الهی محروم شود.22
یکی دیگر از حجاب‏هایی که مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است، اعتقاد به آن است که جز آن که مفسرین نوشته یا فهمیده‏اند، کسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست. و تفکر و تدبر را به تفسیر به رای که ممنوع است، اشتباه نمودند و به واسطه این رأی فاسد و عقیدة باطله، قرآن شریف را از جمیع فنون استفاده عاری و قرآن را به کلی مهجور نموده‏اند در صورتی که استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد. 23
یکی دیگر از حجب که مانع از فهم قرآن شریف و استفاده از معارف و مواعظ این کتاب آسمانی است، حجاب معاصی و کدورات حاصله از طغیان و سرکشی نسبت به ساحت پروردگار عالمیان است که قلب را حاجب شود از ادراک حقایق. 24
از حجب غلیظه، که پرده ضخیم است بین ما و معارف و مواعظ قرآن، حجاب حب دنیاست که به واسطه آن قلب تمام هم خود را صرف آن کند و وجهه قلب یکسره دنیوی شود و قلب به واسطه این محبت از ذکر خدا غافل شود و از ذکر و مذکور اعراض کند. و هرچه علاقه‏مندی به دنیا و اوضاع آن زیادت شود، پرده و حجاب قلب ضخیم‏تر گردد. 25


پاورقیها:

1- آداب الصلوة، ص 264-263
13- همان، ج 5، ص 16
11- ولایت فقیه، ص50
11- ولایت فقیه، ص50
14- همان، ج 18، ص 275
12- صحیفه نور، ج 2، ص 34
17- همان ، ج 14، ص 252
19- کشف الاسرار، ص 220
15- همان، ج 20، ص 82
18- همان، ج 21، ص 169
10- آداب الصلوه، ص 186
16- همان، ج 14، ص 252
22- آداب الصلوه، ص 197-195
27 - چهل حدیث، ص 499-497
29 - همان، ص 505-504
2- صحیفه نور، ج 19، ص 84
23- همان. ص 199
26 - صحیفه نور، ج 12، ص 253
21- همان، ج 15، ص 184
24-همان، ص 201
20- صحیفه نور، ج 1، ص 88
25- همان، ص 202
28 - همان، ص 3 و 5-500
35 - آداب الصلوه، ص 217-216
34 - چهل حدیث، ص 499
32 - شرح حدیث عقل و جهل، ص 61
33 - آداب الصلوه، ص 301-299
30 - همان، ص 500-499
38 - همان، ص 500
37 - چهل حدیث، ص 208
31 - آداب الصلوه، ص 181-180
3- همان، ج 21، ص170
36 - جلوه‏های رحمانی، ص 26
4- آداب الصلوه، ص 194-193
5 - همان، ص 185-184
6- همان، ص 203
7- صحیفه نور، ج 12، ص 225
8- همان، ج 17، ص 252
9- همان، ج 19، ص 143

منابع:
1.امام خمینی، آداب الصلوه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1370ش.
2.امام خمینی، جلوه‏های رحمانی، معاونت فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1371 ش.
3.امام خمینی، ولایت فقیه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1373 ش.
4.امام خمینی، شرح حدیث عقل و جهل، نسخه خطی موجود در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
5.امام خمینی، کشف الاسرار، انتشارات مصطفوی، قم.
6.امام خمینی، چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1371 ش.
7.امام خمینی، صحیفه نور، (مجموعه 22 جلدی) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول

این فقط قسمتی از متن پروژه است . جهت دریافت کل متن پروژه ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پروژه قرآن ‏شناسی از دیدگاه امام خمینی (ره)

دانلود مقاله کامل درباره انسان از دیدگاه اسلام

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله کامل درباره انسان از دیدگاه اسلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره انسان از دیدگاه اسلام


دانلود مقاله کامل درباره انسان از دیدگاه اسلام

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 33
فهرست و توضیحات:

مقدمه

موقعیت انسان در جهان قبل از رنسانس

ظهور اومانسیم جدید

انسان از دیدگاه اسلام

انسان از دیدگاه اگزیستانسیالیزم

اما در اسلام

1ـ ماهیت انسان

2ـ آزادی انسان و تقدیر الهی

3ـ حوزه انتخاب و نقش هدایت

4ـ هدفداری انسانی

5ـ انسان مسئول

6ـ مراقبت و اضطراب

7ـ انسان بی‌پناه نیست

8ـ اتکا به نفس و بیم و امید

انسان از دیدگاه متریالسیم دیالکتیک

دید اسلام در این مسایل

نتیجه‌گیری

منابع و مأخذ

 

مقدمه

در عصر ما انسان از نظر دستیابی به ساز و برگ زندگی به مرحله پرشکوهی رسیده است. اکتشافات و اعترافات بی‌شمار برایش امکاناتی فراهم کرده تا پیش از این در نظرش افسانه‌ای بیش نبود.

دستگاههای برقی خودکار و ابراز الکترونیک، بسیاری از ناشدنیهای جهان را برای انسان عصر ناشدنی کرده است.

با فشار بر یک دکمه، آب و هوا، گرما و سرما، خوراک و پوشاک و هر چه بخواهد برایش آماده است.

اما همین انسانی که دارای دانسته‌های زیادی است، در مورد خویشتن خیلی چیزها را نمی‌داند، در مورد آن نظرهای متفاوتی است، هر کسی تعریفی از آن دارد، بر این اساس فرقه‌ها و گروههای مختلفی تشکیل شده‌اند، در واقع، انسان خود را به صورت کاملاً جزئی می‌شناسدو نتوانسته است به طور کامل ماهیت خویش را بشناسد!!

در این تحقیق دربارة وجود انسان، اینکه انسان از کجا آمده و چه مسیری را طی خواهد کرد و به کجا خواهید رسید بحث خواهم کرد.

موقعیت انسان در جهان غرب قبل از رنسانس

در آن زمان فلسفة اسکولاستیک این‌گونه بیان می‌شد که، خدای پرداخته کلیسای قرون وسطی را با آمیزه‌ای از اساطیر مذهبی به جای «انسان» نشاند. همان خدایانی که با انسان رابطة خصمانه داشتند و از دست یافتن انسان به آتش مقدس و معرفت و قدرت هراس داشتند. انسان راند زمان رقیب خود می‌دانستند که باید به هر ترتیب او را مهارش کنند.

رب‌ النوع‌ها که سوئ‌مداران قوای طبیعت تصور می‌شدند. از اینکه انسان بتواند بر این نیروها فائق آید و طبیعت را تسخیر کند بیم داشتند. داستان بهشت آدم هم تلاشی از طرف خدا معرفی شد برای نادان نگه داشتن انسان و شجرة مصنوعه که آدم نبایستی از آن بخورد، درخت معرفت وانمود شد که انسان از دست یافتن به آن مصنوع شد که مبادا با خدا به رقابت برخیزد!

و بالاخره، عصیان آدم را موجب طرد و گناه ابدی انسان دانستند، که سرانجام خدا برای نجات انسان توسط روح‌القدس در کالبد عیسی می‌رود و این روحانیت، مخصوص جانشینان عسی و ارباب کلیسا می‌شود. و از این دید، انسان ذاتاً گناهکار و منفور و مطرود به حساب می‌آید و این فقط کارگردانان مذهبی هستند که با روج و ریحان الهی سر و کار دارند و کلیه خزانه‌های غیب در دستشان است. انسان باید برای نجات خویش به دامان آنان متوسل شود. [1]

علم و آگاهی در اسارت جزمیات کلام مسیحی، و اندیشه‌ها در خدمت بحث و تفسیر متون راه کمال در وابستگی به سازمان‌های کلیسایی قرار گرفت.

بدین ترتیب، انسان رانده شده، دو در روی خدای پشیمان و برآشفته! در اسارت متولیان حریم این خدا، همه‌چیز خود را از دست داد و دست بسته وادار به تسلیم شد و از آنچه در این بین اثری نماند «خودی انسان» بود.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره انسان از دیدگاه اسلام

دانلود مقاله اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات


دانلود مقاله اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات

 

مشخصات این فایل
عنوان: اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات
فرمت فایل: word( قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 17

این مقاله درمورد اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات می باشد.

خلاصه آنچه در مقاله اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات می خوانید .

اخلاق در روایات
از جمله موضوعاتى که قرآن مجید آن را به عظمت یاد نموده: خوش اخلاقى پیغمبر اکرم اسلام می‌باشد، چنان که در: (سوره قلم)، آیه 4 راجع به اخلاق آن حضرت می‌فرماید: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ؛ و حتما تو داراى یک خلق بزرگى می‌باشى»
اخلاق پیامبر مطابق و هماهنگ با قرآن بود. خداوند او را به مثل این سخنان تربیت کرد که:
1.خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ؛ با آن‌ها مدارا کن و به نیکى‏ها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان». (سوره اعراف/199)
2. إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسانِ وَإِیتاءِ ذِی‌الْقُرْبى‏ وَیَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ؛ خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان مى‏دهد، و از زشتی‌ها و منکرات‏ و ظلم و ستم نهى مى‏کند». (سوره نحل/90)
3.وَاصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَکَ؛ در برابر مصائبى که به تو مى‏رسد شکیبا باش». (سوره لقمان/17)
4.فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ؛ از آن‌ها درگذر و صرف‌نظر کن». (سوره مائده/13)
5.ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛ بدى را با نیکى دفع کن». (سوره فصلت/34)
و آیات دیگر، سپس خداوند سیماى ظاهر و نهان آن‌ حضرت را کامل نمود، و او را چنین ستود: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ؛ و تو قطعا اخلاق عظیم و برجسته‏اى دارى». (سوره قلم/4)
آرى فضل بیکران خداوند را بنگر که چگونه عطا کرد و سپس ستود. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به انسان‌ها آموخت که خداوند ارزش‌هاى اخلاقى را دوست دارد، و انحرافات و لغزش‌هاى اخلاقى را دشمن دارد، و فرمود: «بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق؛ من براى آن به رسالت مبعوث شدم که ارزش‌هاى اخلاقى انسان‌ها را تکمیل کنم.» سپس همه انسان‌ها را با تأکید و ترغیب فراوان به رعایت ارزش‌هاى اخلاقى فراخواند.
سعید بن هشام مى‏گوید: به عایشه گفتم: اى ام‌المؤمنین، لطفا درباره اخلاق پیامبر برایم صحبت بدار، گفت: مگر قرآن نخوانده‏اى؟ گفتم: چرا. گفت: اخلاق پیامبر همانست یعنى تمام اخلاق پسندیده قرآنى را عمل می‌فرمود، این حدیث را مسلم در صحیح خود آورده است.
یزید بن بابنوس مى‏گوید:‌به عایشه گفتیم: اخلاق رسول خدا چگونه بود؟ گفت: اخلاق پیامبر همان اخلاق قرآن بود سپس ده آیه اول سوره مومنون را خواند و گفت اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله این چنین بود.
ابودرداء هم مى‏گوید: از عایشه درباره اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم. گفت: اخلاق او همان اخلاق قرآن بود. از آن چه قرآن را خشنود سازد راضى بود و از آن چه قرآن را خشمگین سازد خشمگین مى‏شد.
عطیه عوفى در تفسیر آیه «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ» آیه 4 سوره 68 مى‏گوید: منظور ادب قرآنى است، یعنى پیامبر صلی الله علیه و آله مودب به آداب قرآنست.
از انس روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله خوش خلق‏ترین مردم بود من برادر کوچکى داشتم که تازه او را از شیر گرفته بودند و او را مواظبت می‌کردم کنیه‏اش ابوعمیر بود، پیامبر چون او را مى‏دیدند مى‏گفتند از شیر گرفتن چه بر سرت آورده است؟ و با او بازى می‌فرمود. این روایت را هم مسلم در صحیح خود آورده است.
از ثابت، از انس روایت است که مى‏گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله زیباتر و بخشنده‏تر و شجاع‏تر مردم بود. مسلم و بخارى هر دو نفر این حدیث را نقل کرده‏اند. على بن احمد بن عبدان از انس روایت مى‏کند که مى‏گفت پیامبر صلی الله علیه و آله هرگز دشنام نمیداد، ناسزا نمى‏گفت و لعن و نفرین نمى‏فرمود، به هنگام بازخواست حداکثر به طور شوخى مى‏گفت فلانى را چه می‌شود چرا کوتاهى مى‏کند. این حدیث را هم بخارى در صحیح خود آورده است.

عبدالله بن عمر هم مى‏گفت: پیامبر هرگز ناسزا نمى‏گفت و دشنام نمی‌داد، همواره مى‏گفت گزیده‏ترین شما آن‌هایى هستند که خوش خلق‏ترند.
ابوعبدالله جدلى مى‏گوید: از عایشه درباره اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم، گفت: هرگز دشنام و ناسزا نمى‏گفت. در کوچه و بازار بلند صحبت نمی‌کرد، بدى ‏را با بدى پاداش نمى‏داد بلکه همواره عفو و گذشت مى‏فرمود.
یزید بن هارون و اسحاق بن یوسف ازرق هر دو از زکریاء، از ابواسحاق، از ابوعبدالله جدلى نقل مى‏کند که مى‏گفته است از عایشه پرسیدم اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه چگونه بود؟ گفت: از همه مردم نیک خلق‏تر بود نه دشنام مى‏داد و نه یاوه‏گو بود و نه در کوچه و بازار اهل هیاهو، بدى را با بدى پاداش نمى‏داد بلکه عفو مى‏فرمود و گذشت مى‏کرد.
امام على علیه السلام در بیان احوال و اخلاق پیامبر خدا می‌فرماید: ...هیچ گاه دو کار براى او (پیامبر صلى الله علیه و آله) پیش نیامد، مگر این که دشوارترینِ آن دو را برگزید.
الطبقات الکبرى به نقل از عایشه، در پاسخ این سؤال که: اخلاق پیامبر صلى الله علیه و آله در محیط خانه چگونه بود؟ فرمود: خوش‏خوترینِ مردمان بود. نه دشنام مى‏داد و نه بدزبانى مى‏کرد و نه در کوچه و بازار، هیاهو به راه مى‏انداخت و نه بدى را به بدى جبران مى‏کرد؛ بلکه مى‏بخشید و گذشت مى‏کرد.
اشعار زیبا در وصف اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله
فاق النّبیین فى خلق و فى خلق × ولم یدا نوه فى علم ولاکرم‏
و کلّهم من رسول اللّه ملتمس × غرفا من البحر او رشفا من الدیم‏
فهو الّذى تمّ معناه و صورته × ثمّ اصطفاه حبیبا بارئ النّسم
منزّه عن شریک فى محاسنه × فجوهر الحسن فیه غیر منقسم‏
پیامبر در سیماى ظاهر، و اوصاف اخلاقى بر همه پیامبران برترى یافت، و هیچ کس از آن‌ها در علم و کمال، به پایه او نمى‏رسند و همه آن‌ها در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله تقاضاى اندکى از دریا و قطره‏اى از باران کمال را دارند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همان انسان کاملى است که در ظاهر و باطن در حد اعلاى کمال قرار دارد، و خداوند خالق انسان‌ها او را به عنوان حبیب خود برگزیده است و به راستى آن حضرت در شئون نیک اخلاقى، همتائى ندارد و جوهر حسن و زیبائى او، منحصر به او است.
رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏فرمود: من به اخلاق نیک و پسندیده برانگیخته شده‏ام.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند رسول خویش را به اخلاق نیک و پسندیده مخصوص گردانید، شما هم خود را بیازمایید، اگر آن اخلاق نیک در شما بود خداى را سپاس گفته و از او بخواهید تا آن را در شما بیفزاید. سپس امام علیه السلام آن‌ها را بدین ترتیب ده خصلت شمرد: یقین، قناعت، صبر، شکر، بردبارى، خوش‏خلقى، سخاوت، غیرت، شجاعت و جوانمردى.

بدها و خوب ها در کلاس قرآن
قرآن مجید آدم های خوب و آدم های بد را چگونه توصیف کرده است؟ در این توصیفات بین زن و مرد تفاوتی هست ؟
نیکی: به طور کلى از دیدگاه قرآن مجید، خوبى و بدى، درستى و نادرستى و مکر و حقیقت، به قوّت ایمان و ضعف آن بستگى دارد و در این باره تفاوتى میان زن و مرد نیست؛ بنابراین، فرد فاسد و مکّار (چه زن باشد و چه مرد) فردى است که پیرو هوى و هوس بوده، به دستورات الهى بى اعتنا است و به جاى بندگى خدا، بنده شیطان و غرایز نفسانى خویش است.
قرآن اوصاف انسان هاى مۆمن و صالح و فاسق و منافق را در آیاتى بیان کرده است؛ از جمله:
«وَالْمُۆْمِنُونَ وَالْمُۆْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُۆْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»؛(1)
و مردان و زنان باایمان دوست و یاور و سرپرست یکدیگرند، به هر کار نیک (از نظر عقل و شرع) فرمان مى‏دهند و از هر کار زشت (از دیدگاه عقل و شرع) بازمى‏دارند و نماز را برپا مى‏کنند و زکات مى‏دهند و از خدا و فرستاده او فرمان مى‏برند آنهایند که خداوند به زودى مورد رحمتشان قرار مى‏ دهد، که همانا خداوند غالب مقتدر و با حکمت (در مرحله تکوین و تشریع و جزا) است.
در این آیه به پنج صفت براى انسان هاى پاک و صالح اشاره شده که هر یک از این صفات، دلیل قوّت ایمان و منشأ صفات نیک دیگرى است و در آیه اى دیگر، پنج صفت براى انسان هاى فاسد و مکّار بیان مى کند: «الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَیَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛(2)
مردان و زنان منافق برخى از برخى دیگرند (با هم پیوند اعتقادى و عملى دارند) به کار ناپسند فرمان مى‏دهند و از کار پسندیده بازمى‏دارند و دستان خود را (از انفاق در راه حق) مى‏بندند خدا را فراموش کردند خدا هم آنها را فراموش نمود (پس از اتمام حجت به حال خودشان واگذاشت) مسلّما منافقان همان نافرمانانند.

در این آیات به صفاتى که در برابر یکدیگرند اشاره شده است. بدیهى است که هر چیزى را باید با ضدّ آن شناخت؛ انسان هاى خوب و صالح، با یکدیگر دوست و انسان هاى فاسق و مکّار، با یکدیگر دشمن هستند.
افراد صالح، امر به معروف و ناصالحان، نهى از معروف مى کنند. نیکوکاران دست بخشنده دارند و بدکاران هرگز چنین نیستند. آنها مطیع خدایند و اینها به کلى خدا را فراموش کرده و بنده هوى و هوس خویش شده اند.
ایمان به خدا و تسلیم طغیان گرى هاى فرعونیان نشدن، صلابت در ایمان، پاکدامنى و عفاف و تسلیم شدن در برابر دستورهاى الهى و بالاخره عبادت و بندگى مدام داشتن از ویژگى هایى است که خداوند براى آسیه و مریم برشمرده است
در سوره فرقان اوصاف دیگرى براى بندگان خوب و صالح بیان شده است: « وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا »؛(3)
و بندگان (واقعى خداى) رحمان کسانى‏اند که بر (روى) زمین با آرامش و فروتنى راه مى‏روند، و چون نادانان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آنها سلام (سخنى مسالمت‏آمیز و دور از خشونت) گویند.
سپس در ادامه، اوصاف فراوانى براى آنان بیان مى کند؛ از جمله:
آنها کسانى هستند که براى خدا سجده مى کنند و براى غیر خدا کُرنش و تعظیم نمى کنند؛ از هرگونه افراط و تفریط در امور زندگى، از جمله انفاق پرهیز مى کنند؛ هرگز معبود دیگرى غیر از خدا را نمى پرستند و مرتکب فحشا و کار زشت نمى شوند.(4)
بدیهى است که در مقابل این صفات پسندیده اى که براى بندگان خوب و صالح بیان شده، صفات مذمومى براى انسان هاى فاسد و ناصالح وجود دارد.
از نشانه های زنان خوب
حفظ حجاب و عفت یکى از نشانه هاى زنان خوب است. قرآن کریم هنگام معرفى زنان کافر به زنان نوح و لوط پیامبر علیهماالسلام اشاره مى کند(5) و هنگام معرفى یک مۆمن نمونه مى فرماید: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ».(6)

بخشی از فهرست مطالب مقاله اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات

مقدمه
معیار های اخلاق قرآنی
اخلاق در روایات
بدها و خوب ها در کلاس قرآن
نتیجه گیری و برداشت:
پی نوشت ها :
منابع :

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اخلاق قرآنی در جامعه قرآنی از دیدگاه آیات و روایات

تحقیق بررسی انواع سازماندهی از دیدگاه مدیریت و جایگاه آموزش عالی در آن 14 ص - ورد

اختصاصی از فی موو تحقیق بررسی انواع سازماندهی از دیدگاه مدیریت و جایگاه آموزش عالی در آن 14 ص - ورد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق بررسی انواع سازماندهی از دیدگاه مدیریت و جایگاه آموزش عالی در آن 14 ص - ورد


تحقیق بررسی انواع سازماندهی از دیدگاه مدیریت و جایگاه آموزش عالی در آن 14 ص - ورد

بررسی انواع سازماندهی از دیدگاه مدیریت و جایگاه آموزش عالی در آن

الف- مبانی طبقه بندی وظایف

گروه بندی فعالیت ها و افراد در ادارات، توسعه و گسترش سازمانها را به طور نامحدود امکان‌پذیر کرده است. اما ادارات با توجه به الگوی اساسی که برای گروه بندی فعالیت های آنها به کار می رود با هم تفاوت دارند که در این جا ماهیت الگوها را بررسی می‌کنیم:

قبل از هر چیز، باید تأکید کرد که در سازماندهی هیچ طریقی به عنوان بهترین راه وجود ندارد که در تمام سازمانها یا موقعیت های عملی باشد. الگویی که برای سازماندهی به کار می رود به موقعیت ها و هم چنین به اعتقادات مدیران بستگی دارد که تصور می‌کنند الگوی خاصی در وضعیت یا موقعیت معینی، آنها را یاری خواهد داد.

طرح کلاسیک سازماندهی از زمانی که مدیریت به عنوان یک رشته در دانشگاه ها مورد توجه واقع داشته وجود داشته است و دانشمندان چون «هانری فایول» «فردریک تیلور»، «لیندال ارویک» و «ماکس وبر» از آن هواداری کرده اند. طرح کلاسیک عبارت است از یک ساخت سازمانی دارای نظام سلسله مراتب رئیس و مرئوسی به شکل هرم که در واقع سیستم پیچیده ای از مکانیزمهای مختلف،‌ قوانین، مقررات و روشها است. این سیستم ماهیتاً دارای نظم و انضباط است و مسئولیت‌های افراد بر حسب مقامشان در سلسله مراتب سازمانی معین شده است.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق بررسی انواع سازماندهی از دیدگاه مدیریت و جایگاه آموزش عالی در آن 14 ص - ورد