فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله : تعالی سازمانی، از دیدگاه مولانا

اختصاصی از فی موو مقاله : تعالی سازمانی، از دیدگاه مولانا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله : تعالی سازمانی، از دیدگاه مولانا


مقاله : تعالی سازمانی، از دیدگاه مولانا

این مقاله که بطور عینی در ی سازمان کار شده است مقاله جالب و منحصر بفردی است از دیگاههای و اندرزهای عارف و شاعر نامی کشورمان مولوی. خواندن این مقاله 10 صفحه ای را به همه علاقمندان پیشنهاد می کنیم

قسمتی از مقدمه:

تعالی سازمانی یا (EUROPEAN FOUNDATION OF QUALITY)EFQM که امروز نام آن را در گوشه و کنار سازمانهـــــا می شنویم، مجموعه ای از استانداردهاست که به عنوان مدل بنیاد کیفیت اروپا از 8 اصل بنیادین تشکیل شده است. این مدل که در ایران زیربنای دو جایزه ملی کیفیت و تعالی و بهره وری سازمانی قرار گرفته است، بسیاری از مدیران را بر آن داشته تا سازمان خود را درجهت مطابقت با اصول و استانداردهای آن به پیش رانند....


دانلود با لینک مستقیم


مقاله : تعالی سازمانی، از دیدگاه مولانا

دانلودمقاله بهترین مدیر از دیدگاه برترین مدیر

اختصاصی از فی موو دانلودمقاله بهترین مدیر از دیدگاه برترین مدیر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه
کاملاً روشن است که سرنوشت هر سازمان را مدیران آن سازمان تعیین می‌کنند. درهر سازمان، هر چند امکانات فراوان و کارکنان لایق و کاردانی وجودد داشته باشد، ولی بدون رهبری و مدیریت علاوه بر اینکه از استعدادها و سرمایه‌ها استفاده صحیح نمی‌شود. چه بسا امکانات و استعدادها تبدیل به نیروی مخرب سازمان می‌گردد.
یک مدیر کاردان می‌تواند سرمایه‌های اندک سازمان را افزایش دهد، استعدادهای خفته را بیدار سازد و همه افراد را در یک جهت مشخص هدایت نماید. در چنین سازمانی همه افراد راه و مقصد خود را به خوبی می‌شناسند و برای رسیدن به هدف، به دنبال رهبر و مدیر خود می‌شتابند.
روش گزینش مدیران: گزینش مدیران، مسئولان و سرپرستان از مشکل‌ترین و حساس‌ترین کارهای هر کارفرماست، کوچکترین اشتباه در گزینش مدیران، بزرگترین اشتباه در حق سازمان است که حداقل نتیجه آن، از هم پاشیدگی تدریجی سازمان خواهدبود. لذا در‌مرحله گزینش‌افراد برای احراز پست‌ها، مسئولیت‌ها باید دقت ویژه‌ای داشته، افراد را به روشی صحیح انتخاب کنید. اگر در این مرحله موفق شوید بیشترین وقت خود را به جای اینکه صرف جابجایی مدیران و رفع افسردگی و خیانت برکنارشدگان نمایید، صرف توسعه سازمان و بیرون راندن رقیبان از میدان خواهید نمود.
اصول گزینش مدیر: الف) در امور کارگزاران ژرف بنگرید: برترین مدیر اولین قدم در گزینش را مطالعه و تحقیق کامل درباره منتخبین می‌داند. قبل از انتخاب افراد برای واگذاری مسئولیت‌ها، در مورد منتخبین خود تحقیق کامل نمایید، چرا که وقتی پستی را واگذار می‌کنید، در واقع سرمایه‌ها و اختیارات آن شغل را نیز واگذار نمایید، پس خوب بیندیشید که سرمایه‌ها و اختیارات را به چه کسی می‌سپارد. اگر در مرحله گزینش، زمان بیشتری را صرف تحقیق و مطالعه در مورد منتخبین خود بنمایید، در آینده هرگز وقت و زمانی را برای رفع گرفتاریهای ناشی از گزینش اشتباه صرف نخواهید کرد.
بر مبنای ارزیابی درست به کارشان گمارید:
مدیران را قبل از انتخاب از جهات مختلف ارزیابی کنید چون مقام مدیریت در واقع مقام رهبری نیروها و سرمایه‌های سازمان است.
ملاکهای ارزیابی برای گزینش مدیران
1- امانتداری
امانتداری و درستکاری شخص را همراه با داشتن تخصص اولویت قرار دهد زیرا درستکاری بدون تخصص منجربه شکست می‌شود و تخصص بدون امانتداری خیانت را در‌پی‌دارد که هر کدام از این دو ضربه بر پیکر سازمان است . یک مدیر موفق باید تخصص تنظیم کارها و مهارت لازم را در هدایت نیروها برای رسیدن به هدف داشته باشد و علاوه بر آن در امانتداری و درستکاری نیز برتر از سایری باشد تا دیگران نیز هرگز به فکر خیانت و سوء استفاده شغلی نباشند.
2- شجاعت
شجاعت مدیر را در گفتن حقایق تلخ، در رویارویی با مشکلات و مواجه شدن با افرادی که ممکن است او را تهدید هم بنماید باید آزمود یک مدیر باید شجاعت ریسک در بعضی امور را داشته باشد و از شکست نهراسد. مدیری که از شکست می‌هراسد چگونه می‌تواند کارکنان خود را به نوآوری و خلاقیت تشویق نماید. مگر نه این است که مخترعان بزرگ جهان پس از چندین شکست و ناکامی به پیروزی بزرگ دست یافته‌اند.
3- بردباری و پشتکار
همیشه کارها را کسانی با موفقیت به پایان می‌رسانند و در زندگی به پیروزی می‌رسند که پشتکار دارند افراد مایوس و ناامید را از خود برانید. این افراد همیشه از سختی کار، نبود ابزار و بی‌لیاقتی دیگران سخن می‌گویند. این گروه چون بردبار نیستند و پشتکار ندارند عوامل شکست را در دیگران جستجو می‌کنند و با منفی‌گویی خود را به دیگران نیز ناامیدی منتقل می‌کنند باید این گروه هر چه سریعتر برکنار شوند و به جای آنها افرادی را برگزید که در فرهنگ لغات آنها کار ناممکن وجود ندارد.

 

4- وارستگی از قید مادیات و جاه طلبی
افرادی که عاشق زندگی مرفه و مجلل هستند از هر فرصتی پلی می‌سازند برای رسیدن به اهداف مادی این گونه افراد با رشوه گرفتن، جعل اسناد و بدنام کردن موجب دردسر شما و سایرین می‌شوند برای رهایی از این مشکل افرادی را برگزیدند که به وضع مادی خود قانع بوده و حس جاه طلبی‌شان را به روشی نیکو کنترل کرده باشند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   13 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بهترین مدیر از دیدگاه برترین مدیر

دانلودمقاله ارزیابی گناه از دیدگاه اندیشه و عمل

اختصاصی از فی موو دانلودمقاله ارزیابی گناه از دیدگاه اندیشه و عمل دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


گناه و اندیشه

 

در قرآن آیاتی یافت می شود که اندیشة گناه را گناه می داند مانند: «ان الذین یحبون ان تشیع الفحاشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخره» ؛ کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت می باشد.
قابل توجه اینکه آیه نمی گوید: کسانی که رواج زشتیها دهند، بلکه می گوید: دوست دارند که چنین کاری را انجام دهند، همین دوست داشتن، گناه است که عذاب دردناکی است، پس اندیشة گناه هم، گناه می باشد.
امام صادق (ع) می فرمایند: «اینکه دوزخیان در دوزخ جاودانه اند، بدان جهت است که نیاتشان در دنیا این بوده، که اگر تا ابد در دنیا بمانند نافرمانی خدا را بکنند، و بهشتیان نیز در بهشت جاودانه اند، بدان جهت است که نیاتشان در دنیا این بوده که اگر تا ابد زنده بمانند، اطاعت خدا را بنمایند. هر دو دسته به خاطر نیت های خود در دوزخ و بهشت جاودانند.»
حضرت مسیح به پیروان خود می فرمود: «موسی بن عمران به شما دستور داده که زنا نکنید و من به شما امر می کنم که، فکر زنا را نیز در خاطر نیاورید، تا چه رسد به عمل زنا، هر که فکر زنا کند، مانند کسی است که در عمارت زیبا و رنگ آمیزی شده، آتش بیفروزد که با این عمل دود آتش، رنگ خانه را تباه می کند، اگر چه خانه هم نسوزد.» با این بیان روشن شد که، اندیشة گناه، گناه محسوب می شود. زیرا اندیشه به گناه بستر را برای به فعلیت درآمدن آن می گستراند.
گناه و عمل
آیات متعددی از قرآن تصریح دارد که، گناه فقط با عمل تحقق می یابد؛ از آن نمونه: «فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره» پس هر کس به اندازة سنگینی ذره ای کار خیر انجام داده، آن را می بیند و هر کس به اندازة ذره ای کار بد کرده، آن را می بیند.
این آیه انسان را به تفکری عمیق وا می دارد، و نشان می دهد که حسابرسی در قیامت فوق العاده دقیق و حساس است، که حتی کوچکترین اعمال انسانی را وزن می کنند، و به حساب می آورند.
«ابوسعید خدری نقل می کند که وقتی آیة فوق نازل شد، عرض کردم یا رسول الله: آیا من همة اعمالم را می بینم؟ فرمود: آری، گفتم: آن کارهای بزرگ را؟ فرمود: بله، گفتم: کارهای کوچک کوچک را؟ فرمود: بله، عرض کردم: ای وای بر من! مادرم به عزای من بنشیند . فرمود: بشارت باد تو را ای ابوسعید! چرا که اعمال نیک ده برابر حساب می شود تا هفت صد برابر و خدا برای هر کس بخواهد آن را هم دو چندان می کند. اما عمل گناه به اندازة یک گناه مجازات دارد، یا خداوند آنرا عفو می کند، بدان هیچ فردی به عملش نجات نمی یابد (جز اینکه کرم خدا شامل او گردد)، عرض کردم: حتی شما هم ای رسول خدا؟! فرمود: حتی من، مگر اینکه خداوند مرا مشمول رحمتش سازد.»
با این بیان روشن شد، میزان محاسبه در قیامت، اعمال بندگان است و نیت گناه، گناه محسوب نمی شود، با توجه به مدارک قبل که اندیشة گناه را گناه معرفی می کرد، می توان نتیجه گرفت که ، اندیشة گناه نزدیک شدن به قرقگاه و مرزهای الهی است، با یک غفلت ممکن است انسان قدم در آن طرف منطقة ممنوعه بگذارد، و دچار هلاکت شود؛ لذا حضرت علی (ع) می فرماید: «کسی که در مورد گناهان زیاد فکر کند، گناهان او را به سوی خود می کشانند» بنابراین اندیشة گناه، خلاف ادب نسبت به خداوند رحمن، و جرات نمودن بر نافرمانی اوست؛ لذا باید مواظب بود آیینة پاک دل انسان، بافکر گناه هم، آلوده نشود.
در پایان این بحث می توان نتیجه گرفت: گاهی اندیشة گناه به شکل تصورات ذهنی است و استقراری هم ندارد، این قسم یقیناً گناه نمی باشد. حضرت رسول (ع) در این مورد می فرمایند: «خداوند بر امت من چیزهائی را که در نیاتشان بگذرد، اگر به گفتار یا عمل منجر نشود، بخشیده است.»
ولی گاهی اندیشة گناه به معنی عزم و تصمیم جدی بر گناه است، و دنبال آن رنگ احتیاط می زند. حرص و طمع به دنیا را تحت عنوان تامین زندگی معرفی می کند، اگر حادثة ناگواری پیش آید، عدم احتیاط در امور را به قضا و قدر نسبت می دهد، زیر پوشش اینکه شخص فاسق است، غیبت می کند ، و گناه کبیره غیبت را توجیه می کند، پوشاندن حق را با تقیه تفسیر می کند. خلاصه اینکه با تحریف مفاهیم، گناهان خود را تحت پوشش شرعی و درست، پنهان می کند. اکنون به چند نمونه از ابعاد مختلف توجیه اشاره می کنیم:
1. گناه و توجیه اعتقادی
انسان مومن باید معتقد به اصول دین اسلام، و کلیة معارف و قوانینی که خداوند توسط حضرت رسول (ص) برای هدایت بشر آورده، باشد و به این اعتقادات در عمل هم پایبند باشد. ولی گاهی بعضی افراد دست به توجیهاتی در مسائل اعتقادی، می زننند که برای ارتکاب گناه خود دلیل داشته باشند؛ به نمونه هائی از آن اشاره می کنیم: (تقدم اعتقادات شخصی بر اعتقادات اسلامی و شرعی)
خداوند متعال، هیچ انسانی را به کفر و شرکت وادار نکرده، و او را در پذیرش راه، آزاد قرار داده. خداوند در قرآن می فرماید: «ما راه را به انسان نشان دادیم، خواه شاکر و پذیرا باشد، یا کفران کننده و ناپذیرا».
تردید انسان در بعضی کارها، و اینکه انسان می تواند اعمال نیک یا بد را به اختیار خود انتخاب کند، دلیل بر آزادی اوست، ولی این آزادی در تحت قاعده «جبر و اختیار» می باشد؛ نه جبر کامل درست است که بگوئیم: ما هیچ اراده ای نداریم، و نه اختیار کامل صحیح است که بگوئیم: همه چیز در اختیار ما می باشد، بلکه با قدرت و قوه ای که خدا به ما داده، می توانیم با اراده آزاد خود، عمل خوب یا، بد را انجام می دهیم. اگر در کارها مجبور بودیم، خلقت بهشت و دوزخ لغو و بی فائده بود. با این مقدمه می توان گفت: بسیاری از افرادی که کافر یا مشرک می شوند، عمل خود را این گونه توجیه می کنند: ما پدران خود را بر این راه یافتیم، چون پدران ما کافر یا مشرک بودند، ما هم همان گونه شدیم، گرگ زاده به جرم گرگ بودن مواخذه نمی شود، خواست خدا این بود، اگر خدا می خواست، ما را هم هدایت می کرد.
این افراد با چنین فریب، گناه خود را توجیه می کنند، در حالیکه خداوند هیچ انسانی را به عمل منحرف و کفر و شرک وادار نکرده و او در انتخاب آزاد است و مجبور نیست. با انتخاب خود می تواند اهل بهشت یا دوزخ گردد.
از دیگر توجیهات اعتقادی: بسیار دیده شده پسر و دختر به عنوان اینکه در آینده می خواهند ازدواج کنند، مدتها با هم رفت و آمد و آمیزش دارند و اینگونه توجیه می کنند که می خواهیم به اخلاق و رفتار یکدیگر آشنا شویم؛ در حالیکه این ارتباط به هیچ وجه با اعتقادات مذهبی ما سازگار نیست و شرع مقدس آنرا امضاء نکرده.
مورد دیگر اینکه: تحت پوشش جهیزیه و مهریه در ازدواج، جهیزیه ها و مهریه های سنگینی را به طرفین تحمیل می کنند و این موارد را جزء معتقدات مذهبی عنوان می کنند: لذا برای دوری از این توجیهات، قرآن و سنت را در همة موارد زندگی ملاک و میزان قرار دهیم.
2.گناه و توجیه روانی
افراد اجتماع برای تسکین و آرامش روح و روان خود، اعمالی را در طول زندگی بصورت عادت انجام می دهند و با آن اعمال خو گرفته اند و بسیاری از عملکردهای زشت خود را توجیه می کنند. بعنوان نمونه: جهل و عدم اهمیت به مسائل تربیتی در میان خانواده ها، پیامدهای ویران کننده ای دارد. اگر از بعضی افراد سئوال شود: چرا فرزندانت را به روش صحیح تربیت نمی کنی؟ می گوید: باید آنها را آزاد گذاشت، چون اعمال فشار موجب بروز عقدة روانی می شود. با این توجیه ناپسند فرزندان خود را به انحراف و تباهی می کشاند.
نمونة دیگر: افراد زیادی در اجتماع، عادت ناپسند به سیگار، مصرف مواد مخدر، میگساری و … را اینگونه توجیه می کنند: اراده خود را از دست دادیم، یا برای تسکین و آرامش این اعمال را انجام می دهیم. در حالیکه تجربه نشان داده که افراد با تصمیم و ارادة قوی قله های بزرگی را فتح کردند، و آرامش فقط با یاد خدا حاصل می شود.
نمونه دیگر: عدم پرداختن به اعمال صالحه و خدمت به همنوع اینگونه توجیه می شود: دیگران هم کار خوب انجام نمی دهند، هر که به فکر خویش است. با این توجیه شر و بدیها جای خوبیها را می گیرد. در جواب باید گفت: هر کس در گرو اعمال خویش است.
3.گناه و توجیه فرهنگی
فرهنگ غنی اسلامی فرهنگی است که با قوانین سعادت آفرین الهی آزین بسته شده است و قانونگذار خود کم و کیف وضعی قوانین را بیان فرموده، افراط و تفریط و تاثیرپذیری از هر فرهنگی مغایر با فرهنگ اصیل اسلامی مذموم و مردود و غیر قابل توجیه است.
مجموعه اموری مانند: عقائد، تاریخ، آداب و رسوم و … که به روح انسان شکل می دهد و انگیزة اصلی او را به سوی مسائل مختلف فراهم می سازد، فرهنگ هر جامعه و شناسنامه هویت یک جامعه است. بسیاری از امور فرهنگی که با موازین شرعی تطبیق نمی کند و ناپسند است بین افراد توجیه می شود. بعنوان نمونه:
تکبر به مال، اصل و نسب، منصب، قوم و قبیله و … انسان را به غرور وا می دارد و هرگز با افرادی که فاقد این صفات هستند رفت و آمد و همنشینی نمی کند. باید دانست که تکبر از صفات شیطان است، و اسلام با این پدیدة شوم به مبارزه برخاسته، و تنها ملاک تقوی را حاکم و میزان قرار داده.
تحریف مفاهیم و برداشت های نادرست از دین نمونه دیگری از این موضوع است. اختلاط زن و مرد در مجالس یا جشنهای عروسی اینگونه توجیه می شود: که همه با هم برادر و خواهریم، یا پاکی دل ملاک است، رعایت حجاب برای زن ضرورتی ندارد، یا دلت پاک باشد، نماز هم نخواندی عیبی ندارد، یا برخی مرتکب گناهان می شوند به بهانه اینکه حکم خدا را نمی دانیم، از ما بیشتر از این نمی خواهند. در حالیکه باید شرع و عمل معصومین برای ما حجت باشد. حضرت زهرا (ع) باید الگوی زنان ما باشد. اهتمام شدید حضرت رسول (ص) به نماز که پاکترین قلبها را داشت، مدنظر همه باشد، و اهتمام شرع به تعلیم و تعلم برای ما حجت است.
4. گناه و توجیه سیاسی
حاکمان و سیاست مداران در طول تاریخ برای تثبیت حکومت خود و تسلط بر تودة مردم به اصول و روشها و عملکردهائی توسل می جستند. اعمال ننگین حاکمان ظالم و ستمگر، و توجیه نمودن اعمال خود با مفاهیم شرعی و دینی، صفحات تاریخ را در گذشته و حال، سیاه نموده، و مومنان راستین را به بهانة مخالفت با قانون حکومت، به زندان، شکنجه، تبعید ، ترور و قتل محکوم می کردند. یزید و آل ابی سفیان برای توجیه قتل امام حسین به مردم چنین القا می کردند: حسین بن علی با تخلف از یزید: از دین جدش خارج شده؛ لذا اریختن خونش مباح است! در روز عاشورا عمربن سعد به لشکر خود برای حمله به اردوگاه امام (ع) این توجیهات و الفاظ فریبنده ، متوسل می شود! که نهادینه نمودن دموکراسی، برقراری عدالت اجتماعی و رفاه عام از آن جمله اند.
گناه و تشخیص حق و باطل
مرزبندی بین عملکرد حق و باطل برای بسیاری افراد نامشخص است، و همین عدم شناخت موجب بروز گناه می شود. شخص گمان می کند نیکوکار است، در حالیکه گناه را با تصور ثواب مرتکب می گردد، و این عملکرد او را از بهشت دور، و به دوزخ نزدیک می کند. در بحث توجیه گناه، گناهکار با شناخت گناه، عمداً دست به نیرنگ می زند و حق را با باطل آمیخته می کند، و سرپوش روی گناه خود می گذارد، ولی در این بحث مسئله عدم آگاهی و علم به حدود گناهان است که فرد را به اشتباه می اندازد. بنابراین عدم شناخت مرز میان نیکی و بدی، حلال و حرام، حق و باطل، دنیا و آخرت انسان را به گمراهی می کشاند؛ لذا زیر پوشش مدح به چاپلوسی، زیر پوشش صبر به ناتوانی، زیر پوشش فروتنی به خواری، زیر پوشش عزت به تکبر، زیر پوشش سیاست به دنیاپرستی، زیر پوشش قناعت به بخل، زیر پوشش داد و ستد حلال به حرام خوری و رباخواری، زیر پوشش روشن کردن نارسائی به غیبت، زیر پوشش دروغ مصلحت آمیز به دروغ حرام، زیر پوشش استضعاف به ستم، زیر پوشش عدالت به طرفداری از این و آن، زیر پوش تقیه به پوشاندن حق، زیر پوشش حفظ زبان به سکوت از بیان حق، زیر پوشش پاکدامنی به سرکوب غرائز، زیر پوشش سخاوت به اسراف، زیر پوشش استقامت به لجاجت، زیر پوشش تلاش به حرص، و زیر پوشش زهد به ترک دنیا رو می آورد؛ لذا برای اجتناب از این گناهان باید این مرزها شناخته شود. برای روشن شدن بحث، چند واژه را توضیح می دهیم:
سخاوت به هر گونه بذل و بخشش گفته می شود و از فضائل اخلاقی و نشانة ایمان است. «تجاوز و زیاده روی از حد اعتدال در هر کاری» می باشد. افراد ثروتمند با نام زیبای سخاوت در تهیة وسائل زندگی، تشریفات، هزینه ها، ریخت و پاش ها، میهمانی ها، عروسی ها و مسافرتها، مبتلا به حرامها و اسرافهای زیادی می شوند و به خاطر عدم شناخت حدود و مرز شرعی، سخاوت تبدیل به اسراف می شود.
پاکدامنی به معنی حفظ نفس از تمایلات و شهوات نفسانی است. امیال و خواسته های جنسی درونی که از آن به شهوات تعبیر می شود، شهوت جنسی یک امر طبیعی و خدادادی است و از عوامل حرکت انسان برای پیشرفت زندگی بشمار می آید، گرچه نمی توان شهوات را از بین برد، اما هرگز نباید برای سرکوبی آن نیز تلاش کرد. اما متاسفانه عده ای به عنوان پاکدامنیی و خویشتن داری، با وجود تمام امکانات ازدواج، به خاطر ترس از فقر در آینده به سرکوب غرائز می پردازند، و این عمل منجر به عقده های روانی و ناراحتی های عصبی می شود؛ بنابراین بر اثر عدم شناخت حدود شرع، با نام پاکدامنی به سرکوب غرائز می پردازند.
زهد یعنی بی اعتنائی و عدم دلدادگی به دنیا، زاهد کسی است که در دنیا کار و تلاش می کند، و تسلیم رضای پروردگار است فعالیت اقتصادی شرعی صحیح و معقول، هیچ منافاتی با زهد ندارد، بلکه برای سعادت دنیا و آخرت تلاش لازم است. عده ای زیر پوشش زهد، به ترک دنیا کشیده می شوند و دنیای معقول خود و اطرافیان خود را ضایع می سازند.
استقامت یعنی ایستادگی انسان در طریق خیر و مسیر حق، این همان فضیلت صبر و استقامت در برابر مشکلات است ولی لجاجت یعنی بعد از ظهور حق، باز هم بر سخن باطل یا عمل نادرست خود، انسان پافشاری کند؛ لذا ممکن است فردی با نام استقامت بخاطر عدم شناخت حدود شرع به صفت لجاجت کشیده شود.
در پایان این مبحث با فرمولی ساده مطلب را به پایان می بریم.
مسلمانی + عمل به شرایع و قوانین الهی + تقبید و التزام عملی = اسلام واقعی
استثناء در نواهی بدون شک اسلام برای برخی اعمال ناشایست و حرام استثنائاتی ذکر کرده و نخواسته انسانها در ماقع خاص، دچار سختی و عسر و حرج شوند. در این قسمت به چند مورد استثناء اشاره می کنیم:
غیبت به عنوان اولیه حرام و از گناهان کبیره است، ولی اگر عنوان ثانوی و مصلحت مهمتری در میان بیاید آن مصلحت بر عنوان اولی و مفسده غیبت غلبه کند، اسلام غیبت را جایز یا واجب می داند. بعنوان مثال، در مورد مشورت، یعنی آنجا که شخصی می خواهد با دیگری ازدواج کند یا شرکتی تشکیل دهد، یا به مسافرت رود، و از انسان دربارة شخص مورد نظرش سوال می کند، در اینجا افشای عیب طرف، گناه و غیبت نیست، بلکه امانت در مشورت ایجاب می کند آنچه انسان می داند، بگوید. مثال دیگر، در مورد نهی از منکر است، که اگر انسان افشاگری نکند، فرد یا افراد گناهکار ، دست از عمل زشت خود بر نمی دارند، در اینجا مصلحت نهی از منکر بر مفسده غیبت غلبه می کند و غیبت مجاز، بلکه واجب می شود.
از نمونه های دیگر این استثناء می توان به دروغ برای صلح و آشتی بین دو نفر، دروغ برای دفع شر ظالمان، دروغ در جائی که جان یا مال یا ناموس انسان در خطر باشد، دروغ در مقام تقیه، اشاره کرد. در تمام این مثالها، دروغ جایز، بلکه واجب می شود؛ چون مصلحت مهمتر و آن آشتی دو مومن، دفع شر ظالمان، نجات جان و مال و ناموس و دفع خطر، بر مفسدة دروغ غلبه پیدا می کند. لازم به تذکر است که فقط در چهارچوبی که شرع اجازه داده، می توان از این قاعده استثناء‌در نواهی استفاده کرد، و نمی توان به موارد دیگر تعدی کرد. سخن را با حدیثی از امام صادق (ع) در این زمینه به پایان می بریم. امام (ع) می فرمایند: «هیچ حرام الهی نیست، مگر این که خداوند آن را برای کسی که مضطر شده است، حلال فرموده.»
تغذیة حرام، تربیت نادرست، محیط آلوده، دوست بد، زمینه ارتکاب گناه را در انسان ایجاد می کند. با شناخت این موارد انسان می تواند خود و دیگران را از آنها دور نگه دارد. اکنون به ذکر هر یک از این زمینه ها می پردازیم.
1.گناه وراثت
فرزندان بسیاری از صفات ظاهری نظیر شکل، رنگ پوست، و صفات باطنی مانند سخاوت و حسادت را از پدر و مادر خود به ارث می برند، و این موضوع از نظر علمی و دینی مورد اتفاق است. این انتقال صفات از طریق عامل وراثت (ژنها) صورت می گیرد. بسیار دیده ایم که فرزندان افراد پاک و صالح و شجاع و مهربان، افرادی مانند خودشان بوده اند. و به عکس آلوده زادگان را در موارد بسیاری آلوده دیده ایم. اسلام این قانون را امضاء‌کرده، شاید این آیه اشاره به همین موضوع داشته باشد: «والبلد الطبیب یخرج نباته باذن ربه والذی خبث لایخرج الا نکدا» ؛ سرزمین شیرین و پاک گیاهان پر برکت و مفید خود را به اذن پروردگار بیرون می فرستد، اما سرزمین شوره زار و خبیث، چیزی جز گیاهان ناچیز و کم ارزش نمی رویاند.
آیه تشبیه معقول به محسوس را بیان می کند و می خواهد یک مطلب معقول را برای شما نزدیک به فهم قرار دهد؛ لذا در قالب امر محسوس ذکر می کند، و به این نکته اشاره دارد که برای ایجاد فرزندان پاک، صالح، مفید، احتیاج به پدر و مادر با تقوی و با عفت می باشد؛ لذا مرد متقی که قصد ازدواج دارد باید به دنبال زن متقی برود، و همچنین زن با تقوی با مرد با تقوی ازدواج کند.
احادیث زیادی در رابطه با مشخصات مرد و زن صالح و دوری از ناپاکان برای ازدواج، همه به قانون وراثت اشاره دارد. حضرت علی (ع) ام النبیین را از میان شجاعترین قبایل عرب برای ازدواج انتخاب می کند و حضرت عباس (ع) ایمان، اخلاص، شجاعت و وفاداری را از چنین پدرو مادری به ارث می برد. بنابراین قانون وراثت از نظر علمی و دینی اثبات شده است، ولی عملکرد آن به نحو اقتضاء می باشد. یعنی فرزند صالح از پدر و مادر صالح اقتضاء دارد و انتظار می رود و بالعکس. این قانون علت تام برای سعادت و شقاوت اولاد نیست، بلکه ارادة افراد، تربیت صحیح، معلم خوب، محیط پاک، در بسیاری از موارد این قانون را خنثی کرده، و نمی شود گفت: بچه ای که گوشت و پوست او از حرام روئیده، دیگر سعادتمند نمی شود . به این گونه اطفال در علم روانشناسی اطفال دشوار و فلج روحی می گویند و این بیماری قابل علاج است؛ لذا می توان گفت: اگر پدر و مادر بد شدند، بچه را در سنگلاخ می اندازند، سعادت او دشوار، ولی قابل علاج است. نمونه هائی از این اطفال داریم مثلاً «پسر یزیدبن معاویه، از صالحان و نیکان شد. بعد از پدر خود یزید، خلافت را رها کرد، و گفت: خلیفه علی بن الحسین (ع) است. بعد از ریشه یابی مشخص شد تربیت صحیح و معلم خوب، قانون وراثت را به کلی از بین برد و فرزندی که منتسب به کثیف ترین نسل روزگار بود، و در محیط آلوده، با تغذیه بسیار حرام رشد کرده بود، تربیت صحیح همه را از بین برد». عکس این موضوع هم دیده شده، از پیامبر پاک مانند نوح، پسر نوح بوجود می آید. این مورد، دوستان بد قانون وراثت را خنثی کردند. بنابراین این قانون امر مسلمی است ولی وراثت جبری نیست و اراده ما می تواند به کلی آنرا خنثی کند. در مورد قانون وراثت،‌داستانی آمده: «یکی از وزرا پسری کودن داشت، پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مر این را تربیتی کن مگر عاقل شود. روزگاری تعلیمش کرد موثر نبود پیش پدرش کسی فرستاد که این عاقل نمی شود و مرا دیوانه کرد.
روانشناسان علل کجروی جوانان و نوجوانان را به سه علت وابسته می دانند:
بیولوژیکی، که انعقاد نطفه از والدین معلوم الحال است.
پسیکلوژیک: که عدم امنیت روانی و التهاب جو خانوادگی است.
سوسیوکوژیک، که استقرار در محیط ناپاک و بستر ساز گناه اعم از خانواده و جامعه.
چون بود اصل گوهری قابل تربیت را در او اثر باشد
هیچ صیقل نکو نداند کرد آهنی را که بد گهر باشد
سگ به دریای هفتگانه مشوی که چو تر شد پلیدتر باشد
خر عیسی گرش به مکه برند چون بیاید هنوز خر باشد.»
2. گناه و تربیت خانوادگی
اولین مدرسه برای تعلیم و تربیت کودک، محیط خانواده است، و بسیاری از زمینه های نیکی و بدی در محیط سالم یا ناسالم خانواده رشد می کند. در واقع سنگ زیربنای اخلاق فرزند در خانواده نهاده می شود. حضرت رسول (ص) می فرماید: «هر نوزادی بر فطرت پاک توحید (و اسلام) متولد می شود مگر اینکه پدر و مادر، او را به آیین یهود یا نصرانیت وارد کنند.» جائی که تربیت ، ایمان و عقیده را دگرگون سازد، چگونه ممکن است در پرورش خوبیها و بدیها اثر نگذارد.
کودک بسیاری از صفات مانند صداقت، امانت، دروغ و خیانت را از پدر و مادر و برادران و خواهران بزرگتر خویش فرا می گیرد؛ لذا می توان ادعا کرد؛ در خانواده های پاک و صالح فرزندانی صالح پرورش می یابند و برعکس، افراد شرور غالباً در خانواده های آلوده رشد نموده اند.
بی ادبی، پرخاشگری و کلمات زشت در مشاجرات خانوادگی تاثیر مستقیم در روحیة فرزندان می گذارد. محیط ناسالم خانواده از نظر اعتیاد به مشروبات الکلی، مواد مخدر، بی بند و باری، نوارها و فیلمهای مبتذل، مهمترین اثر تخریبی بر فکر و روح فرزندان باقی می گذارد، و بستر مناسبی را برای فساد بزهکاری، جرم، اعتیاد و شقاوت فرزندان تهیه می کند، و برعکس محیط سالم خانواده از نظر اقامه نماز اول وقت، قرآن، دعا و نیایش، بیان دوستی اهل بیت (ع) حتی نماز شب، بستر مناسبی برای پاکی، فضیلت و سعادت فرزندان می باشد. ناگفته نماند اجرا و اعمال شاخصه های تربیتی و اختیارات انسانی در امر تربیت چون عامل وراثت غیر قابل اکتساب نمی باشد. ممکن است در خانواده های بسیار فاسد، افراد با فضیلت رشد و نمو کنند که در این گونه موارد، عوامل دیگر تربیتی مثل دوست خوب، یا معلم خوب، اثر تخریبی تربیت خانواده را خنثی نموده. بعنوان مثال: «متوکل خلیفة عباسی بسیار ظالم و شقی است ولی یک پسر شیعه بنام «منتصر» دارد که مرید امام هادی (ع) است. این پسر از نظر قانون وراثت پدرش متوکل است، از نظر تربیت خانوادگی در محیط شراب و قمار و فساد و عایشی پرورش یافته، اما شیعة خوبی شد، فقط اشتباهش غصب خلافت است. ریشه یابی کردند که چطور از این پدر این پسر بوجود آمده؛ معلوم شد، ابن سکیت معلمش بوده و او از موالیان و شیعیان ائمه (ع) بوده، و تمام قوانین بد تربیتی را خنثی کرده.» بنابراین تربیت خانوادگی هم مانند وراثت نقش تعیین کننده در سعادت یا شقاوت فرزند دارد؛ ولی این قانون هم چیزی نیست و قابل تغییر می باشد.
3.گناه و تغذیه
یکی از عواملی که در سعادت یا شقاوت انسان اثر می گذارد، تغذیه حلال یا حرام می باشد، چون رابطة بسیار نزدیک بین جسم و روح آدمی وجود دارد. از روزگاران قدیم تاثیر غذاها بر روحیات انسانها مورد توجه دانشمندان بوده، و حتی این مطلب جزء فرهنگ مردم شده است که مثلاً خونخواری را مایة قساوت قلب و سنگ دلی می شمردند. و معتقد بودند که عقل سالم در بدن سالم است. از نظر دینی هم این مطلب ثابت است. قرآن دربارة گروهی از یهود که مرتکب کارهای خلاف شده بودند می فرماید: «آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند،» بلافاصله در آیة بعد می فرماید: «آنها بسیار به سخنان تو گوش فرا می دهند تا آن را تکذیب کنند و بسیار مال حرام می خورند». این تعبیر نشان می دهد که آلودگی دلهای آنها بر اثر اعمالی همچون تکذیب آیات الهی و خوردن مال حرام بطور مداوم بوده است؛ زیرا از عدالت الهی دور است که او صافی را برای آنها بشمرد که هیچ ارتباطی با آلودگی دلهای آنها نداشته باشد. و از این جا روشن می شود که خوردن مال حرام سبب تیرگی آیینة دل و نفوذ اخلاق رذیله می شود روایات متعددی در زمینة تغذیه و اثر آن در روح آدمی آمده، مثلاً «شخصی نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: دوست دارم دعای من مستجاب شود. پیامبر فرمود: غذای خود را پاک کن و از غذای حرام پرهیز نما».

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  44  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ارزیابی گناه از دیدگاه اندیشه و عمل

تحقیق در مورد تعامل علم و دین از دیدگاه اقبال لاهوری

اختصاصی از فی موو تحقیق در مورد تعامل علم و دین از دیدگاه اقبال لاهوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد تعامل علم و دین از دیدگاه اقبال لاهوری


تحقیق در مورد تعامل علم و دین از دیدگاه اقبال لاهوری

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:10

 

 

 

 

 

اشاره

مقاله حاضر با پرداختن به نگرش اقبال لاهوری دربارة علم جدید، ‌دین، ‌خدا و جهان طبیعت، ‌نشان می‌دهد که در نظر او علم و دین نه در تعارض و نه در تمایز و جدایی بلکه در تعامل با یکدیگرند. آن هم از آن‌رو که وی معتقد است قرآن برخلاف تصور رایج عمده تکیه‌اش نه بر نظرورزی و توجه به امور انتزاعی و ذهنی بلکه بر تجربه و مشاهده و عمل است. بنابراین علوم جدید ـ که با تکیه بر خرد استقرایی شکل گرفته‌اند ـ هیچ تعارضی با روح تعالیم قرآنی و اسلامی ندارند و حتی جالب توجه اینکه از تعالیم قرآن بهره برده‌اند. از جانب دیگر اقبال لاهوری،‌ واقعیت را یک کل تصور می‌نماید که دارای سطوح و ابعاد مختلف و متعددی است که هر یک از علم و دین با روش‌های خاص خویش می‌توانند ابعادی از این واقعیت کل را معلوم و آشکار سازند. بنابراین لازمه ارائه تفسیری جامع از واقعیت،‌ تعامل علم و دین با یکدیگر است.

 

* * *

 مقدمه‌

هنگامی که به تاریخ اندیشه‌ها می‌نگریم،‌ گاه با پرسش‌هایی روبه رو هستیم که می‌توان آنها را پرسش‌هایی دغدغه‌برانگیز نامید. چرا که پاسخ‌های این پرسش‌ها بسی مناقشات و منازعات را برانگیخته است. یکی از این پرسش‌ها،‌ پرسش از نسبت علم و دین است. این پرسش اگر چه در طی قرون اخیر و ابتدا هم در غرب مطرح شد ولیکن دامنه آن به جهان اسلام نیز گسترش یافت و اذهان اندیشمندان مسلمان را به خود مشغول نمود.

درواقع از هنگامی که علوم جدید توانست در سایه نگرش ریاضی‌وار،‌ پرده از رازهای طبیعت برداشته و حتی دست تصرف در آن بگشاید،‌ این تصور در اذهان برخی از متفکران پیدا شد که گویی یگانه تکیه‌گاه معرفتی بشر فقط علم است. این تصور که با تحولاتی ژرف در حوزه‌های مختلف حیات بشر تقویت می‌شد ناگزیر به اصلاح و تعدیل تصورات دینداران نسبت به خدا،‌ انسان و جهان طبیعت انجامید. بدین‌سان صحنه‌ای در طی قرن هفدهم میلادی به وقوع پیوست که اولین میدان رویارویی جدی علم و دین گشت. به‌طوری که شاید بتوان رابطه میان علم و دین را در قالب سه رویکرد مطرح کرد :1 1- تعارض :‌ باور به اینکه علم و دین از حیث موضوع، روش و غایت در مخالفت و تضاد با یکدیگر قرار داشته و آشتی‌ناپذیرند. 2- تمایز: قول به اینکه علم و دین به قلمروهای جداگانه‌ای تعلق داشته و از این‌رو دارای مدعیاتی با شیوه‌هایی کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند. هر یک از عالم دینی و دانشمند علمی باید از ورود و اظهار نظر در قلمرو دیگری خودداری نمایند. 3- تعامل: رویکردی که بنابر آن،‌ میان علم و دین نه تضاد و نه تمایز بلکه هماهنگی و تعامل وجود دارد که می‌تواند به گفتگو و همکاری میان علم و دین بینجامد. مطابق چنین رویکردی،‌اگرچه علم و دین از حیث موضوع،‌ روش و غایت، تفاوت‌هایی با یکدیگر داشته،‌ ولی علم و دین با هماهنگی و تکمیل یکدیگر می‌توانند از جهان به منزلة یک کل تفسیر و تبیینی جامع ارائه دهند. به سخن دیگر در این رویکرد علم می‌تواند افق ایمان دینی را وسعت بخشد و دیدگاه ایمان دینی می‌تواند شناخت ما را از جهان عمیق‌تر سازد.2

اما داستان نسبت علم و دین در جهان اسلام به گونه‌ای دیگر است. به واقع از حدود قرن هجدهم و نوزدهم میلادی است که جهان اسلام با علوم جدید و دستاوردهای عملی و نظری آن مواجهه پیدا می‌کند. این مواجهه البته تا حدود زیادی حاصل جنگ‌هایی بود که دامنگیر جهان اسلام شده بود؛ جنگ‌هایی که عموماً با شکست جوامع مسلمان همراه بود. بدین‌ترتیب تلاش برای برخورداری از توانمندی‌های نظامی و غلبه بر عقب‌ماندگی در عرصه فنّاوری عمده‌ترین عاملی بود که جهان اسلام را به سمت بهره‌گیری از علوم جدید و دستاوردهای آن سوق داد. گویی در چنین فضایی،‌علم جدید به منزله ابزار قدرت تصور می‌گشت و همین تصور بود که تأثیر عمیقی بر رابطه میان جهان اسلام و جهان مدرن و به ویژه علوم جدید نهاد.

همین نیاز به ابزارها و توانمندی‌های تکنولوژیک که مایة استقبال مسلمانان از علوم جدید گشت در سطحی دیگر سبب گردید تا مواجهه میان جوامع مسلمان و علوم جدید در قالب پرسش از چگونگی رابطه میان باورهای دینی و علوم جدید،‌ شکل گیرد. در پاسخ به این پرسش بود که:‌   1-  عده‌ای با معرفی باورهای دینی به عنوان مهم‌ترین عامل عقب‌ماندگی جوامع اسلامی‌،‌ عمده دغدغه شان چگونه غربی‌شدن بود 2- برخی دیگر با پشت کردن به علم جدید و دستاوردهای آن عمده دغدغه‌شان این بود که چگونه می‌توان غرب‌زدایی کرد 3- اما در این میان جریانی دیگر هم شکل گرفت که به اخذ گزینشی علوم جدید و دستاوردهای آن باور داشتند و بر آن بودند که علوم جدید نه تنها سر ناسازگاری با دین اسلام ندارد، بلکه برعکس علوم جدید ریشه در فرهنگ و تمدنی اسلامی دارد. مهم‌ترین دغدغه این جریان را می‌توان چگونه مسلمان بودن در دنیای مدرن دانست. این جریان سوم که در آغاز بیش از همه مدیون تلاش‌های سید جمال‌الدین اسد‌آبادی بود به جریانی توانمند و گسترده در جهان اسلام تبدیل گشت و از سوی متفکران و اندیشمندان بعدی دنبال گردید که یکی از برجسته‌ترین ایشان محمد اقبال لاهوری است. نوشتار حاضر به تبیین رابطه میان علم و دین از دیدگاه این متفکر بزرگ مسلمان می‌پردازد


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد تعامل علم و دین از دیدگاه اقبال لاهوری

تحقیق در مورد بررسی محتوای کتابهای هنر از دیدگاه معلمین هنر

اختصاصی از فی موو تحقیق در مورد بررسی محتوای کتابهای هنر از دیدگاه معلمین هنر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد بررسی محتوای کتابهای هنر از دیدگاه معلمین هنر


تحقیق در مورد  بررسی محتوای کتابهای هنر از دیدگاه معلمین هنر

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه55

 

فهرست مطالب

 

فهرست جداول

شماره جدول             عنوان جدول                                                               صفحه

- مشخصات دبیران هنر ............................................................................ 32

  • - میزان فعالیت های خارج از مدرسه دبیران هنر......................................33
  • - اهمیت ضرورت داشتن کتاب هنر برای دانش آموزان .........................33
  • - میزان اختصاص ساعت تدریس هنر در مدارس ....................................34
  • - آموزش بخشهای مختلف کتاب هنر توسط معلمین هنر ......................35
  • - روشهای تدریس کتاب هنر .....................................................................36
  • - میزان علاقمندی دانش آموزان به فعالیت های هنری ..........................37
  • - میزان تأثیر کتاب روش تدریس دربهبودجریان‌تدریس هنر ...............38
  • - میزان دسترسی دانش آموزان به ابزار و وسایل مورد نظر ..............38
  • - موجودی کتابهای هنری درکتابخانه ها .................................................39
  • - مشکلات موجود درامر تدریس درس هنر ............................................40
  • - تقدّم آموزش خط نستعلیق با قلم ریز قبل از آموزش با قلم ..............41
  • - تألیف کتب هنر بر اساس جنسیت ..........................................................41
  • - گنجانیدن مسائل اقلیمی و هنرهای بومی درتألیف کتب هنر ...............43
  • - ضرورت تشکیل کلاسهای ضمن خدمت ................................................44
  • - نظرات و پیشنهادات راجع به کتب هنر ..................................................45

فهرست مطالب

عنوان                                صفحه

فصل اول ـ کلیات

مقدمه......................................................................................................................... 1

بیان مسئله ................................................................................................................4

اهداف تحقیق ............................................................................................................6

اهمیت و ضرورت تحقیق ........................................................................................7

سوالات تحقیق  ......................................................................................................10

متغیرها و تعریف عملیاتی آنها ............................................................................11

فصل دوم ـ مبانی نظری تحقیق

ادبیات تحقیق  ........................................................................................................16

 پیشینه تحقیق  ......................................................................................................25

فصل سوم روش تحقیق

نوع تحقیق  .............................................................................................................29

جامعه آماری . حجم نمونه و روش نمونه گیری ..............................................29

ابزار تحقیق ............................................................................................................29

روش تجزیه و تحلیل داده ها  .............................................................................30

فصل چهارم ـ تجزیه و تحلیل داده ها

تجزیه و تحلیل داده ها  ........................................................................................32

فصل پنجم ـ بررسی یافته های تحقیق

نتیجه گیری  ...........................................................................................................48

محدودیت ها ..........................................................................................................50

پیشنهادات ..............................................................................................................51

فصل ششم ـ خلاصه تحقیق

خلاصه تحقیق  ......................................................................................................53

منابع و مآخذ

فهرست منابع .........................................................................................................57

ضمائم

پرسشنامه ..............................................................................................................59


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد بررسی محتوای کتابهای هنر از دیدگاه معلمین هنر