فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

پایان نامه بررسی ارتباط ارتفاع قوس طولی داخلی پا با آسیب های ورزشی مچ پا و زانو در دونده ها ی حرفه ای مرد

اختصاصی از فی موو پایان نامه بررسی ارتباط ارتفاع قوس طولی داخلی پا با آسیب های ورزشی مچ پا و زانو در دونده ها ی حرفه ای مرد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه بررسی ارتباط ارتفاع قوس طولی داخلی پا با آسیب های ورزشی مچ پا و زانو در دونده ها ی حرفه ای مرد


پایان نامه بررسی ارتباط ارتفاع قوس طولی داخلی پا با آسیب های ورزشی مچ پا و زانو در دونده ها ی حرفه ای مرد

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 

 


فهرست
مقدمه ۱۳
بخش اول
۱ آناتومی پا
۱-۱-استخوان شناسی پا ۱۵
۲-۱-عضلات پا ۱۶
۲ بیومکانیک پا
۱-۲-قوس های کف پایی ۲۰
۲-۲-قوس طولی داخلی ۲۱
۳-۲-تعادل در ساختار پا ۲۳
۴-۲-کینتیک پا ۲۸
۳ متد های طبقه بندی انواع پا
۱-۳-معاینه دیداری غیر کمی ۳۲
۲-۳-مقادیر انتروپومتریک ۳۳
۳-۳-شاخص های فوت پرینت ۳۷
۴-۳-ارزیابی های رادیوگرافیک ۴۱
بخش دوم
فصل اول
بیان مسأله ۴۵
دلایل انتخاب موضوع ۴۷
فصل دوم
مروری بر مطالعات پیشین ۵۰
فصل سوم
اهداف ۵۷
فرضیات ۵۷
فصل چهارم
متغیر های تحقیق ۵۹
تعریف متغیر ها ۵۹
نوع مطالعه ۵۹
روش جمع آوری اطلاعات ۶۰
جامعه مورد مطالعه ۶۰
تعداد نمونه ۶۰
روش نمونه گیری ۶۰
ملاحظات اخلاقی ۶۰
روش کار ۶۱
فصل پنجم
یافته های تحقیق ۶۸
فصل ششم
بحث ۷۹
نتیجه گیری ۸۶
محدودیت های طرح و پیشنهادات برای مطالعات آتی ۸۶
پیوست
پرسشنامه شماره یک ۸۹
پرسشنامه شماره دو ۹۰
فرم رضایتنامه ۹۱
جداول ضمیمه ۹۲
تعریف واژه ها ۹۶
منابع مورد استفاده ۹۸
۱-آناتومی پا:
۱-۱-استخوان شناسی پا :
استخوان بندی پا از سه قسمت تشکیل شده است: تارس Tarsus(مچ پا)، متاتارس Metatarsus (کف پا) و انگشتان Phalanges. تارس شامل هفت استخوان از نوع کوتاه بنام های تالوس، کالکانئوس، ناویکولار، سه استخوان کانئیفورم داخلی، میانی، خارجی و کوبوئید می باشد. این هفت استخوان علاوه بر آنکه با هم مفصل می شوند در جلو هم با پنج استخوان متاتارس در ارتباط می باشند و در نهایت هر یک از این پنج استخوان با یکی از انگشتان مفصل می شوند. هر انگشت پا دارای سه بند یا فالانکس می باشد. بجز شست که دارای دو بند است[[۱]].
استخوان تالوس بر روی کالکانئوس قرار می گیرد و خود با استخوان های ساق مفصل شده و مفصل مچ پا را می سازد. تالوس از دیستال با کالکانئوس و از قدام با ناویکولا مفصل می شود و در نتیجه میزان وزنی را که دریافت می کند، مستقیماً به این دو استخوان منتقل می نماید. استخوان های تارس، به استثنای تالوس، هر یک با دیگری و با استخوان های متاتارس، توسط لیگامانهای کف پایی و ساختمان های مجاور مفصل می شوند. لیگامان های کف پایی، مسئول حفظ قوس کف پایی می باشند. مفصل مچ پا یکی از مهم ترین مفاصل نیمه خلفی پا می باشد و در عمل مفصلی با ۳ درجه آزادی حرکت است. سه محور مهم این کمپلکس مفصلی عبارتند از: محور عرضی (XX)، محور طولی ساق (Y) و محور طولی پا (Z). محور عرضی (XX) از دو مالئول می گذرد و بر محور مچ پا منطبق می باشد. محور عرضی (XX) جلوی صفحه فرونتال قرار می گیرد و حرکات دورسی و پلنتار فلکشن مچ پا در صفحه ساﮊیتال حول این محور انجام می شود. محور طولی ساق (Y) محوری عمودی است و حرکت ابداکشن و اداکشن پا در صفحه ترنسورس، حول این محور اتفاق می افتد. محور طولی پا (Z) محوری افقی است و در صفحه ساﮊیتال قرار می گیرد. کف پا می تواند حول این محور به سمت داخل، پایین و خارج بچرخد. مشابه این حرکت پا در دست، حرکات سوپینیشن و پرونیشن می باشد[۱].
۲-۱- عضلات پا:
۱-۲-۱- عضلات دورسی فلکسور مچ پا:
تمامی عضلاتی که در جلوی محور عرضی قرار گرفته اند دورسی فلکسورهای مچ پا محسوب می شوند، اما این عضلات را می توان بسته به موقعیت آنها نسبت به محور طولی پا به دو گروه فرعی دیگر تقسیم نمود:
دو عضله ای که داخل این محور قرار می گیرند، یعنی اکستانسور هالوسیس لانگوس و تیبیالیس قدامی، همزمان اداکشن و سوپینیشن را به وجود می آورند. تیبیالیس قدامی که از محور طولی دورتر قرار گرفته اداکتور و سوپیناتور قدرتمند تری است. دو عضله ای که خارج محور طولی قرار دارند یعنی اکستانسور دیژیتوروم لانگوس و پرونئوس ترشیوس همزمان ابداکتور و پروناتور می باشند و پرونئوس ترشیوس در مقایسه با اکستانسور دیژیتوروم پروناتور و ابداکتور توانمندتری است. از این رو برای نیل به دورسی فلکشن خالص مچ پا، بدون هر گونه اداکشن و سوپینیشن یا ابداکشن و پرونیشن، این دو گروه عضله می باید همزمان و به صورت متوازن به انقباض در آیند. لذا این عضلات آنتاگونیست و سینرژیست یکدیگر محسوب می شوند. از چهار عضله مسئول دورسی فلکشن مچ پا، دو عضله مستقیماً به استخوان های تارسال و متاتارسال منتهی می شود؛ تیبیالیس قدامی به کونئیفورم داخلی و متاتارس اول ختم می شود و پرونئوس ترشیوس به دورسوم قاعده متاتارس پنجم اتصال می یابد. بنابراین عملکرد آنها بلاواسطه و مستقیم است و نیازی به کمک عضلات دیگر نیست. این امر در دو دورسی فلکسور دیگر مچ پا صادق نیست و اکستانسور دیژیتوروم لانگوس و اکستانسور هالوسیس لانگوس از طریق انگشتان روی پا عمل می کنند و لذا در صورتی که انگشتان بطور پسیو یا توسط عضلات اینتراسئوس در وضعیت صاف یا فلکشن قرار گیرند، در این صورت این عضلات قادر به دورسی فلکشن مچ پا خواهند بود؛ اما اگر اینتراسئوس ها فلج شوند، فلکشن مچ پا با دفورمیتی چنگالی شدن[۱]انگشتان همراه خواهد بود[۱].
۲-۲-۱- عضلات پلنتار فلکسور مچ پا:
تمامی پلنتار فلکسور های مچ پا در خلف محور عرضی مچ پا قرار دارند. شش پلنتار فلکسور در مچ پا وجود دارند که در عمل تری سپس سورای (گاستروکنیموس) از پلنتار فلکسور های کارآمد است. هرنوع حرکتی که با اکستنشن همزمان مچ پا و زانو مثل صعود از کوه و یا دویدن همراه باشد، فعالیت گاستروکنیموس را تسهیل می کند. وقتی از وضعیت دورسی فلکشن مچ پا و اکستنشن زانو شروع می کنیم، تری سپس سورای به حداکثر کارآیی می رسد و با انقباض خود مچ پا را به پلنتار فلکشن می برد[۱].
علاوه بر تری سپس سورای پنج عضله دیگر نیز به پلنتار فلکشن مچ پا کمک می کنند. پرونئوس برویس و پرونئوس لانگوس در خارج محور طولی پا قرار می گیرند و همزمان در پا ابداکشن و پرونیشن نیز ایجاد می کنند. تیبیالیس خلفی، فلکسور دیژیتوروم لانگوس و فلکسور هالوسیس لانگوس در داخل محور طولی قرار می گیرند و همزمان اداکشن و سوپینیشن تولید می کنند. پلنتار فلکشن خالص تنها نتیجه فعالیت متوازن عضلات خارجی و داخلی می باشد. با این همه عملکرد این عضلات را که می توان پلنتار فلکسور های کمکی نامید، در قیاس با تری سپس سورایی نسبتاً کم است. قدرت تری سپس سورایی معادل ۶۵ کیلوگرم وزن است، در حالیکه توان کل پلنتار فلکسورهای کمکی معادل ۵/۰ کیلوگرم وزن، یعنی یک چهاردهم توان کل می باشد. پس از پارگی تاندون آشیل وقتی پا آزاد و بدون تحمل وزن باشد، پلنتار فلکسورهای کمکی می توانند به صورت فعال مچ پا را به پلنتار فلکشن ببرند. اما تنها تری سپس سورایی قادراست به فرد امکان دهد تا روی نوک انگشتان بایستد. از بین رفتن این حرکت علامت تشخیصی پارگی تاندون مذکوراست[۱].
۳-۲-۱- عضلات پروناتور :
این عضلات در خلف محور عرضی و خارج محور طولی قرار می گیرند و همزمان حرکات پلنتار فلکشن، ابداکشن و پرونیشن را تولید می کنند. پرونئوس برویس به توبرکل خارجی قاعده متاتارس پنجم ختم می شود. عمل ابداکتوری این عضله کاراتر از پرونئوس لانگوس است و با بالا بردن متاتارس های خارجی در نیمه قدامی پا پرونیشن تولید می کند. عضلات پرونئوس ترشیوس و اکستانسور دیژیتوروم لانگوس، عضله مذکور را در این عمل همراهی می کنند و در عین حال مچ پا را نیز به دورسی فلکشن می برند[۱]..
پرونئوس لانگوس هم در حرکات پا و هم در حرکات استاتیک و دینامیک قوس های کف پایی نقش بسزایی را ایفا می کند.
این عضله مثل پرونئوس برویس یک ابداکتور است و کانترکچر آن سبب انحراف پا رو به خارج می شود. در عین حال مالئول داخلی بطور قابل ملاحظه ای به بیرون برآمده می شود.
این عضله به صورت مستقیم و بویژه غیرمستقیم پلنتار فلکشن تولید می کند؛ مستقیم با پایین بردن سرمتاتارس اول و غیرمستقیم با کشیدن متاتارس اول رو به خارج، بطوری که متاتارس های داخلی و خارجی به اصطلاح قطعه واحدی را می سازند. تری سپس سورای به عنوان یک پلنتار فلکسور –بطور مستقیم- تنها روی متاتارس خارجی عمل می کند. لذا با کوپل شدن متاتارسهای خارجی و داخلی، این عضله باعث می شود تا کشش تری سپس در یک آن روی تمامی متاتارس ها عمل کند.
این عضله یک پروناتور است. وقتی پا از زمین جدا می شود، پرونئوس لانگوس سر متاتارس اول را پایین می برد و پرونیشن همراه با پایین آمدن قوس داخلی اتفاق می افتد[۱].
۴-۲-۱ -عضلات سوپیناتور :
تیبیالیس پوستریور یکی از مهمترین عضلات سوپیناتور می باشد که به توبرکل استخوان ناویکولا متصل می گردد. این عضله از روی مفاصل تارسال عرضی و ساب تالار و مچ پا می گذرد و همزمان روی هر سه مفصل عمل می کند. این عضله با کشش ناویکولا رو به داخل ادکتور قدرتمندی است، از این رو آنتاگونیست بلافاصله پرونئوس برویس محسوب می شود. بواسطه اتصالات آن به استخوان های تارس و متاتارس، سوپینیشن تولید می کند و در حفاظت و ترتیب قرارگیری قوس های پلنتار نقش حیاتی دارد و فقدان مادرزادی این اتصالات پلنتار به عنوان یکی از علل پس پلانوس[۲] قلمداد شده است.در خلال پلنتار فلکشن و اداکشن، عضلات فلکسور هالوسیس لانگوس و فلکسور دیژیتوروم لانگوس به این عضله کمک می کنند[۱].
تیبیالیس قدامی و اکستانسور هالوسیس لانگوس در قدام محور عرضی و داخل محور طولی قرار می گیرند. از این رو همزمان در مچ پا دورسی فلکشن، اداکشن و سوپینیشن بوجود می آورند. تیبیالیس قدامی در نقش یک سوپیناتور کارآمدتر از یک ادکتور است و از طریق بالا کشیدن تمامی ساختارهای قوس طولی داخلی عمل می کند. این عضله قاعده متاتارس اول را روی کونئیفورم داخلی بالا می کشد، بطوریکه سرمتاتارس نیز بالا می آید. قدرت عملکرد آن در نقش ادکتور از تیبیالیس خلفی کمتر است و همراه با تیبیالیس خلفی اداکشن و سوپینیشن خالص ایجاد می کند[۱].
اکستانسور هالوسیس لانگوس نیز اداکشن و سوپینیشن تولید می کند ولی قدرت آن کمتر از تیبیالیس قدامی است[۱].
۲- بیو مکانیک پا :
۱-۲- قوسهای کف پائی :
کف پا شامل قوسهای طولی و عرضی است. قوس طولی دارای دو بخش داخلی و خارجی است که در خلف پا (کالکانئوس) بهم می رسند، ولی در جلوی پا از هم فاصله می گیرند. بخش خارجی قوس طولی از کالکانئوس، کوبوئید و متاتارس پنجم تشکیل شده است و به اندازه کافی تخت است تا اجازه دهد کناره خارجی پا روی زمین قرار گیرد. بخش داخلی قوس طولی پا که مرتفع ترین قسمت قوس است از کالکانئوس، تالوس، ناویکولا، کانئیفورم داخلی و استخوان متاتارس اول می گذرد و توسط تاندون های عضلات تیبیالیس انتریور، تیبیالیس پوستریور و فلکسور هالوسیس لانگوس حمایت می شود[۱].
قوس عرضی از سر استخوانهای متاتارس تشکیل شده است. در بخش خلفی آن استخوان های کوبوئید و کانئیفورم قرار می گیرند و توسط تاندون های قسمت داخلی کف پا بویژه تیبیالیس پوستریور تقویت می شوند. پرونئوس لانگوس هم به حفظ این قوس کمک می کند. در حالت ایستاده پا با ساق زاویه قائم تشکیل می دهد و استخوان های پا طوری قرار می گیرند که قوس های طولی و عرضی یکدیگر را قطع می کنند. در نتیجه انتقال نیروی وزن بدن از طریق استخوان های مچ پا –به تنهایی- صورت نمی گیرد، بلکه این نیرو از طریق استخوان های مچ پا و کف پا به قدام منتقل می گردد[۱].
قوس کف پایی یک سازه معماری است که تمامی اجزای پا یعنی مفاصل، لیگامانها و عضلات را داخل یک سیستم واحد تلفیق می کند. باتوجه به تغییر انحنا و ارتجاعیت آن، قوس کف پایی خود را با ناهمواری های سطح زمین تطبیق می دهد و می تواند نیروهای حاصله از وزن بدن و حرکات آن را به زمین انتقال دهد. این امر در موقعیت های متفاوت و با برخورداری از بهترین مزیت مکانیکی به دست می آید. قوس کف پایی ضربات را می گیرد و برای انعطاف پذیری راه رفتن الزامی است. هرگونه حالات پاتولوژیک، که انحناهای آنرا صاف یا تشدید کند، می تواند بر راه رفتن و حفظ پوسچر کشیده اثر سوء بگذارد[۱].
۲-۲- قوس طولی داخلی :
دو مدل برای توصیف قوس طولی داخلی پا وجود دارد: مدل Beam و مدل Truss. هر دو مدل معتبر می باشند و می توانند بطور کلینیکی نشان داده شوند. مدل Beam بیان می کند که قوس طولی داخلی یک منحنی است که حاصل مفاصل مرتبط با هم و لیگامان های حمایت کننده کف پایی می باشد و در نتیجه اعمال وزن بدن نیرو های Tensile، روی سطح تحتانی منحنی و نیروهای Compressive در سطح فوقانی آن متمرکز شده اند. مدل Truss بیان می کند قوس ساختاری مثلثی دارد که دو پایه آن در قاعده به یکدیگر متصل شده اند. دو پایه تحت فشار های Compressive و قاعده آن در معرض نیروهای Tensile قرار دارد. ساختار قاعده ای در این مدل فاسیای کف پایی می باشد[[۲]].
فاسیای کف پایی از تکمه داخلی کالکانئوس آغاز می شود و از روی مفاصل تارسال عرضی، تارسومتاتارسال و متاتارسوفالانژیال میگذرد و به صفحه پلنتار لیگامان های متاتارسوفالانژیال و کولترال و همچنین سزاموئید ها ی شست می چسبد. دورسی فلکشن مفاصل متاتارسوفالانژیال، فاسیای کف پایی را می کشد و از طریق مکانیسم “چرخ چاه[۳]” باعث افزایش ارتفاع قوس طولی داخلی می گردد. در حین Toe Off در سیکل گیت، وقتی وزن بدن از طریق پا به سمت جلو انتقال می یابد، انگشتان بطور پسیو به دورسی فلکشن می روند، لذا فاسیای کف پایی سفت می شود و فاصله بین پاشنه و سر های متاتارس کاهش می یابد؛ بنابراین ارتفاع قوس افزایش می یابد. اعمال کشش روی فاسیای کف پایی، از طریق اتصالات آن به قسمت داخلی کالکانئوس، به این استخوان انتقال می یابد و می تواند باعث ایجاد اینورژن در کالکانئوس شود[۲].
قوس طولی داخلی هر دو عامل حمایت اکتیو و پسیو را دارد. Huang و همکارانش (۱۹۹۳) مطالعه ای زنده از پای در حال تحمل وزن انجام دادند و دریافتند که برش در فاسیای کف پایی منجر به ۲۵% کاهش در سفتی قوس گردید. از دیدگاه آنها سه عامل در ثبات استاتیک قوس نقش دارند: فاسیای کف پایی، لیگامانهای کوتاه[۴] و بلند کف پایی[۵] و لیگامان Spring. لیگامان Spring نقش یک مهار را برای سر تالوس دارد و مانع از جابجایی آن به سمت پایین و داخل می شود و بدین ترتیب ثبات استاتیک قوس را فراهم می کند[[iii]].Thordarson و همکارانش (۱۹۹۵) مطالعه ای دینامیک با شبیه سازی فاز Stance انجام داد. در این مطالعه مشخص شد که نقش حمایتی فاسیای کف پایی از طریق دورسی فلکشن در مچ پا بود و تیبیالیس خلفی نیز بیشترین نقش را در ثبات دینامیک قوس داشت[[iv]]. در مطالعه ای مشابه که روی جسد انجام شد، Kitaoka (1997) نیز نشان داد هنگامی که تنشن در تیبیالیس خلفی کم می شود، ارتفاع قوس نیز کاهش می یابد[[v]]. مطالعه کلینیکی ۱۴ پا نیز پس از فاسیاتومی خلف پلنتار با پیگیری بیش از چهار سال نشان داد که ارتفاع قوس ۴/۱ میلیمتر کاهش داشت[[vi]]. بنابراین مدل Truss در ثبات قوس حمایت می شود. تغییرات نوروپاتیک مفصلی یا تروما ممکن است حمایت مفصلی و استخوانی قوس را مختل کند و منجر به فرو پاشیدن قوس و ایجاد دفورمیتی Rocker Bottom در پا شود. این تخریب مفصلی مدل Beam را در ثبات قوس حمایت می کند[۲].
تیبیالیس خلفی، از قسمت فوقانی قوس می گذرد و در ثبات آن نقشی حیاتی دارد. در حقیقت این عضله ناویکولا را رو به پایین و خلف زیر سر تالوس، می کشد. پرونئوس لانگوس نیز با خم کردن متاتارس اول روی کونئیفورم داخلی و کونئیفورم داخلی روی ناویکولا انحنای قوس را تشدید می کند. فلکسور هالوسیس لانگوس بخش زیادی از قوس طولی داخلی را تحت پوشش قرار می دهد. لذا اثر قدرتمندی بر انحنای آن دارد. عضله فلکسور دیژیتوروم لانگوس عضله نامبرده را در این عمل یاری می کند. این عضله به صورت متقاطع از سطح زیرین فلکسور هالوسیس لانگوس می گذرد. ابدکتور هالوسیس لانگوس تمامی قوس داخلی را پوشش می دهد و با نزدیک کردن دو انتهای قوس انحنای آن را تشدید می کند. از طرف دیگر دو عضله ای که به قسمت تحدب قوس اتصال می یابند یعنی اکستانسور هالوسیس لانگوس (تحت شرایطی خاص) و تیبیالیس انتریور می توانند انحنای قوس را کاهش دهند [۱].
۳-۲- تعادل در ساختار پا :
پا سازه ای سه گوش است که وجه تحتانی آن را قوس کف پایی می سازد و لیگامانها و عضلات کف پایی وتر آن را تشکیل می دهند. وجه قدامی فوقانی شامل دورسی فلکسورهای مچ پا و اکستانسورهای انگشتان پاست و وجه خلفی مشتمل بر پلنتار فلکسورهای مچ پا و فلکسورهای انگشتان می باشد[۱].
شکل طبیعی قوس کف پایی به پا اجازه می دهد تا خود را بطور صحیح با زمین تطبیق دهد که در نتیجه تعادل بین نیروهایی است که در امتداد این سه وجه عمل می کنند. از این رو پس کاووس[۶] (تشدید قوس کف پایی ) می تواند از کوتاه شدن لیگامان ها و عضلات کف پایی و بی کفایتی فلکسورهای مچ پا بوجود آید و پس پلانوس[۷] (کاهش قوس کف پا) می تواند حاصل بی کفایتی عضلات یا لیگامان های کف پایی و یا هایپر تونیسیته عضلات متصل به تحدب قوس طولی باشد[۱].


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه بررسی ارتباط ارتفاع قوس طولی داخلی پا با آسیب های ورزشی مچ پا و زانو در دونده ها ی حرفه ای مرد

دانلود مقاله ایوان کرخه

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله ایوان کرخه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 نگاهی مقدماتی به خوزستان

استان خوزستان با مساحت 64236 کیلومتر مربع، در جنوب غربی ایران قرار دارد. این استان از شمال به استان لرستان، از شمال شرقی به استان اصفهان، از شمال غربی به استان ایلام، از شرق و جنوب شرقی به استان های چهار محال و بختیاری و کهکیلویه و بویر احمد، از جنوب به خلیج فارس و از غرب به کشور عراق محدود می شود. استان خوزستان دارای 16 شهرستان و 29 شهر می باشد.
استان خوزستان که یکی از مهم ترین و با ارزش ترین مناطق ایران است; در جنوب غربی ایران واقع شده و از جاذبه های کم نظیر گردشگری در زمینه های طبیعی، تاریخی، معماری، اجتماعی و فرهنگی برخوردار است. خوزستان یکی از باستانی ترین و تمدن خیزترین ناحیه های جهان بوده و جزو کهن ترین سرزمین های متمدن بشری به شمار می رود. آفتاب دل نشین، آب فراوان، خاک مرغوب و مردمانی سخت کوش سبب شده; این منطقه یکی از پرحاصل ترین نقاط ایران شده و لقب "زرخیز" را از آن خود نماید.
درباره واژه "خوزستان"، معانی و تعابیر فراوانی وجود دارد که قدمت و دیرینگی این خطه را آشکار می سازد. برخی کلمه "خوز" را نام قبیله ای می دانند که در این منطقه ساکن بوده است. "ابن منظور" به سال 711 ه. ق. در "لسان العرب" اشاره دارد: " خوز قوم یا قبیله ای از مردم عجمند". از سوی دیگر "خوز" را به معنی "شکر" و "نیشکر" نیز معنا می کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه ای برای رشد این گیاه، داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می داده است.
"خوزستان" در دوران باستان، به خصوص در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم می شد: بخش های شمال و شمال شرقی که انشان (انزان) نام داشت و سرزمین های با صفا، کوهستان ها و جنگل های فراوانی را شامل بود، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشت های حاصلخیز و جلگه ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه بوده است. بخشهای جنوبی که "عیلام" نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و به شدت تحت تاثیر فرهنگ "میان رودان" بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است.
"استرابون" جغرافی دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه های جهان می داند; زیرا رودخانه های زیادی این دشت را مشروب می کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می ساخته است . شاید بر همین اساس بوده که عده ای بر این اعتقادند که نام این سرزمین "هند" یا "اند" بوده که به معنای جایی با آبهای فراوان می باشد. در کتاب "مجمع التواریخ و القصص" خوزستان به نام "حجوستان" و "حبوجستان" آمده که به نظر می آید ماخوذ از زبان پهلوی با عناوین "حبوجستان" و "حوجستان" است.
وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون دانشگاه جندی شاپور در این استان، دال بر اهمیت و رونق این خطه ارزشمند می باشد که استادان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده است. پزشکان برجسته و ناماوری که به مداوای بیماران و تدریس دانشجویان رشته پزشکی در این دانشگاه مشغول بوده اند. این دانشگاه که به دستور شاپور اول (271-241 م) بنیان نهاده شد. توسط شاپور دوم (ذوالاکتاف) مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت. علما، دانشمندان و شاعران بزرگی همچون "ابونواس حسن بن هانی خوزستانی"، که از ارکان شعر عرب است، "عبدالله بن میمون اهوازی"، "نوبخت اهوازی منجم" و فرزندانش، جورجیس پسر بختشوع گندیشاپوری و شاعران عرب زبان شیعی، مانند "ابن سکیت" و "دعبل خزائی" که با اشعار خود ولایت و امامت را پاس داشته اند و زبان به مقاومت گشوده اند از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی می کرده اند. نفت و گاز مهمترین منابع طبیعی کشور; برای اولین بار در این استان و در شهر مسجد سلیمان، قریب به 80 سال پیش کشف و استخراج شد. از آن موقع تا کنون حوزه های نفتی فراوانی در این استان کشف و مورد بهره برداری قرار گرفته که ازمهمترین آنها حوزه های نفتی اهواز می باشد. پالایشگاه آبادان و پتروشیمی بندر امام و ماهشهر و... از جمله صنایع وابسته به نفت در این استان می باشند. رودخانه کارون پر آب ترین رودخانه شرقمیانه، به همراه رودخانه های دز، کرخه، اروند و گتوند; این استان را به یکی از مساعدترین استان ها برای اجرای طرح های کشاورزی تبدیل نموده و هم اکنون بزرگترین طرح تولید نیشکر و صنایع جانبی آن، در این استان در حال انجام است. ارتباط این استان به آب های آزاد از طریق بنادر آبادان و خرمشهر، امکان دیگری از این استان برای تجارت آزاد می باشد.
برد نشانده
آثار باستانی برد نشانده بین راه مسجد سلیمان و سد شهید عباسپور قبل از گدارلنده واقع است. در بالای تپه ای صفه مانند ، صفه سلیمان سر مسجد وجود دارد . این صفه 28 پله و هر پله8/5 متر طول دارد.صفه مزبور از چهار طرف پلکان دارد و در سمت شرق و غرب این پلکانها 5 دهانه است که هر دهانه آن 7/20 متر پهنا داشته. بردنشانده یا میل نشانده در درون یک ساختمان ویرانه در ابتدای قسمت سفلای این مجموعه به چشم می خورد.
در قسمت غربی و شمال غربی برد نشانده آثار خرابه های سنگی گورهای اسلامی و مقابر قدیمی وجود دارند. قدیمی ترین تاریخ ثبت شده برلوحه سنگ گور اسلامی ،1216ه.-ق است. آثار زیادی از ساختمانهای کهن و جای یورتهای شبانی و بندهای آبرسانی و جویها و خانه ها دیده می شود. اشیای به دست آمده از بردنشانده بیشتر مسکوکات و سفال اند. مسکوکات بیشترمسین و سفالها از جنس سفال های ضخیم نخودی رنگ دوران عیلامی کهن بوده اند . یکی از میلهای بردنشانده ،سرستون های بنای آن، و ... به موزه شوش انتقال داده شده اند.
بقعه امام زاده عبد الله
بعقه امام زاده عبدالله بربالای تلی در جنوب شهر شوشتر قرار دارد و دارای چشم اندازبسیار زیبایی است . ساختمان اصلی آن را به المستنصر بالله خلیفه عباسی نسبت می دهند. دربالای سردرحرم امام زاده عبدالله ، کتیبه ای به خط کوفی باقی مانده که تاریخ 625ه.-ق. را دارد .این بقعه در گذشته دارای ساختمانهای جنبی چون مدرسه ، کتابخانه ، و مهمانسرا بوده است که به مرور زمان از بین رفته اند.امام زاده عبدالله محل دفن یکی از فرزندان امام زین العابدین (ع) است.ضریح آن در زمان ناصر الدین شاه قاجار به سال 1270ه.-ق. به سبک ضریح سازی اواخر صفوی ساخته شده است . این بنا گچ بریهای دوران قاجاریه را دارد و نقش سروها و شیشه کاری مرکز دایره گنبد و حاشیه بندی آن جالب است.در تاریخ 28دی 1369ه.- ش. به اتفاق آقایان محمد ابریشم کار و محمود کریمی از امامزاده عبد الله درشوشتربازدید شد.سقف بقعه ترک برداشته است ودر وضع بدی قرار دارد وایوانهای بقعه نیزدرحال نابودی اند. متولی بقعه درحال حاضرآقای سید حسین کلیدداراست
ایوان کرخه
شاپور دوم ساسانی(309-379) در 25 کیلومتری غرب شوش بر ساحل راست رودخانه کرخه یک شهر جدید شاهی بنا کرده که در متن پهلوی شهرستان های ایران از این شهر به نام (ایران کردشاپور)نام برده شده یعنی شهری که شاپور ساخته است و امروزه ان را ایوان کرخه گویند. طرح شهر به روش غربی است. شهر به شکل مستطیلی است که چهار کیلومتر طول و یک کیلومتر عرض آن است. شهر را باروی مستحکمی در بر گرفته که این بارو با خشت ساخته شده. ایوان کرخه دارای انواع تاسیسات شهری از جمله کارگاه های بافندگی ابریشم بوده است، که در پرتوی آن پارچه های ابریشمی این شهر به نقاط دور و نزدیک صادر می شده است. آثار معماری و شهرسازی ایوان کرخه تاثیر زیادی بر معماری ایران و خارج از ایران داشته است.
ایوان کرخه آثار شهری از دوره ساسانیان است و زمانی یکی از مهم ترین شهرهای دوران شاپور ساسانی بوده است و در گویش محلی به ایوان کرخه کوت گپون یعنی محل بزرگان هم می گویند. این بنا در سال ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[نیازمند منبع] این بنا در ۲۰ کیلومتری شمال‌غربی ویرانه‌های شوش و ۲۰ کیلومتری جنوب غربی دزفول ، در سمت راست رود کرخه در جاده دهلران قرار داردقرار دارد و کامل ترین و بزرگ ترین شهر مدفون شده ساسانی است.
این شهر به علت آنچه تعرض های پی در پی، خوانده شده، در معرض نابودی کامل قرار گرفته است. وزارت راه و ترابری، از سال ۸۲ ۱۳ طرح احداث جاده ای را شروع کرده که از وسط این شهر تاریخی می گذرد.
تخریب و حفاری غیرمجاز در ایوان کرخه شوش
جام جم آنلاین: سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان از جدیدترین تخریب در محوطه باستانی ایوان کرخه خبر داد و گفت: این تخریب مانع جدی برای ثبت جهانی این اثر است.

مجتبی گهستونی در گفتگو با مهر در اهواز با اشاره به اینکه تخریب در ایوان کرخه در کنار کشت اراضی و حفاری های غیر مجاز، این بار شکل دیگری به خود گرفته است، گفت: شرکت توزیع نیروی برق شوش از اسفندماه 1378 تا نیمه اول فروردین 1388 اقدام به نصب 60 پایه برق در عرصه محوطه باستانی ایوان کرخه کرده است.
وی اظهار داشت: این اقدام اداره برق به خاطر تعرض به ایوان کرخه، حفاری غیر مجاز و تخریب، تخلف آشکار از قوانین حمایتی از محوطه های باستانی محسوب می شود.
نائب رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان افزود: کاشت پایه های برق که منجر به حفاری برای پی کنی شده است با اطلاع اداره میراث فرهنگی شوش در بخش فتح المبین این شهرستان صورت گرفته است و سکوت این ادره برای نصب دکل های برق که می توانست با انجام کار کارشناسی در خارج از عرصه باشد جای تامل دارد.
وی اظهار داشت: ایوان کرخه محوطه ای تاریخی مربوط به دوره ساسانی است که در سال 1310 به شماره 47 ثبت شد و در صورتی که بحث ثبت جهانی شوش مطرح شود یکی از موانع این ثبت جهانی وجود پایه های برق خواهد بود.
این فعال حوزه میراث فرهنگی تصریح کرد: تخریب و حفاری غیر مجاز در محوطه ایوان کرخه به قدری زیاد است که پیش تر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان و دیگر فعالان با نامه نگاری، نسبت به تخریب ایوان کرخه به اطلاع رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور رسیده بود.
گهستونی با اشاره به نامه استانداری خوزستان برای جلوگیری از تعرض به اماکن باستانی این استان، تصریح کرد: با پیگیری هایی که از سوی شرکت توزیع نیروی برق خوزستان به عمل آوردیم متوجه شدیم که نامه ای از سوی معاون فنی استانداری خوزستان به دستگاه های دولتی ارسال شده است که انجام هرگونه ساخت و ساز در اماکن باستانی بدون استعلام از سازمان میراث فرهنگی ممنوع شده است که البته در پیوست این نامه به نام آثار و اماکن ثبت شده اشاره ای نشده است.
وی تاکید کرد: اگرچه شرکت توزیع نیروی برق خوزستان برای جلوگیری هدررفت سرمایه های استانی از اجرای هرگونه پروژه ای که معارض داشته باشد خودداری می کند اما این اقدام شرکت برق که با سکوت چند باره میراث فرهنگی برای جلوگیری از تخریب در محوطه های باستانی ایوان کرخه صورت گرفته ضربه مهلکی است که در صورت بی توجهی غیر قابل جبران خواهد بود.
در این گفتار باهم در مورد یکی از محوطه های باستانی ایران صحبت خواهیم کرد و راجع به آسیب های وارده بر آن و همچنین از آخرین تصمیماتی که برای حفاظت از این اثر گرفته شده، بحث خواهیم کرد. می خواهیم به طور خلاصه به "ایوان کرخه" بپردازیم و در مورد این محوطه کمتر شناخته شده دوران ساسانی با هم صحبت کنیم.
ایوان کرخه در 20 کیلومتری شمال غربی شهر باستانی شوش و در نزدیکی شهر دزفول در استان خوزستان قرار دارد. در حال حاضر ایوان کرخه به محوطه ای شامل 400 هکتار اطلاق می شود که یکی از شهرهای بسیار مهم دوران ساسانی بوده است. در این محل بقایای کاخ یا ساختمان بسیار بزرگی وجود که بسیاری از باستان شناسان معتقدند فرم معماری آن الگوی بسیاری از بناهای ایران از جمله مسجد جامع دزفول در دوران اسلامی بوده است. در مورد این کاخ گفته می شود که دارای نقاشی های دیواری زیبایی بر روی لایه ای از ساروج بوده است.
همچنین در این محوطه بقایای برج و باروهایی همراه با دروازه هایی به فواصل منظم نیز وجود دارد. شهر و محوطه ساسانی ایوان کرخه متاسفانه تاکنون مورد کاوش و حفریات علمی باستان شناسی قرار نگرفته و اطلاعات جامعی از آن در دست نیست اما به دلیل وسعت و همچنین بکر بودن این منطقه، چنان چه حفاری های باستان شناسی در آنجا صورت بگیرد اطلاعات مهمی از دوران ساسانی را آشکار خواهد کرد. اولین کسی که این شهر باستانی را معرفی کرد، رومن گیرشمن باستان شناسی بود که از طرف موزه لوور پاریس سرپرست هیئت باستان شناسی در ایران شد. با این حال گیرشمن نیز تنها به معرفی برخی مشخصات و خصوصیات این محوطه اکتفا کرده است و کار باستان شناسی جامعی روی این منطقه انجام نداده است. اکثر باستان شناسان بر این اعتقادند که این شهر یکی از بزرگترین و کامل ترین شهرهای مدفون ساسانی است.
تا چند سال پیش به جز بخش هایی که در دل خاک مدفون شده بودند، بقایای بسیاری از ساختمان ها قابل رویت بود، اما اکنون سیمای این محوطه به کلی دگرگون شده است و لحظه به لحظه به نابودی کامل نزدیک تر می شود. در ایوان کرخه چه اتفاقی روی داده است؟
ایوان کرخه در دوران معاصر شاهد دو سری آسیب بسیار جدی اما متفاوت بوده است. یکی آسیب های دوران جنگ و دیگری آسیب هایی است که ظرف این چند سال اخیر و تا همین لحظه از سوی دانشگاه آزاد به دلیل کشاورزی در این اراضی اتفاق می افتد.
در دوران جنگ به دلیل این که ایوان کرخه در نزدیکی مرز واقع بود طبیعتا آسیب هایی دید. آخرین بقایای این کاخ به ارتفاع 10 متر در دوران جنگ بر اثر حمله عراق از بین رفت. اما آسیب های جنگ عراق تنها محدود به گلوله باران این محوطه هزار و هفتصد ساله نیست. مین گذاری های فراوانی که در اطراف و حتا داخل این شهر باستانی صورت گرفته در حال حاضر نیز تهدیدی است برای باستان شناسانی که قصد کاوش در این محوطه را دارند. به عنوان مثال "مهدی رهبر" یکی از باستان شناسانی که چند سال پیش در این منطقه مشغول کاوش بود فعالیت هایش را به دلیل وجود مین های خنثی نشده ناتمام گذاشته است. او در مصاحبه با "بی بی سی" گفته که با شنیدن صدای انفجار مین ها، فعالیت باستان شناسی در آن منطقه که از اهمیت خاصی برخوردار بود، ناتمام رها شد.
اما بر می گردیم به دوران پس از جنگ و آسیب هایی بسیار جدی تر:
ماجرا این است که چند سال پیش دانشگاه آزاد واحد دزفول صد هکتار از اراضی ایوان کرخه را به تملک خود درآورد و آن را در اختیار دانشجویان رشته کشاورزی این دانشگاه قرار داد. دانشجویان هم زمین های باستانی را به محل کشت و زرع خود تبدیل کردند تا هر آن چه زیر خاک نهفته بود به سرعت ویران شود. دانشجویان کشاورزی در این محوطه ارزشمند دو چاه عمیق حفر کرده اند و کنال آبیاری و تلمبه خانه ساخته اند. در سال 1383 دانشگاه با استفاده از ماشین الات سنگین مانند بولدوزر و لودر بعضی قسمت های این محوطه باستانی را صاف کرد تا برای کشاورزی مناسب باشد. در حین تخریب بخشی هایی از معماری شهر مدفون ساسانی از زیر خاک بیرون آمد که در نهایت آنها نیز تخریب شدند تا دانشجویان کشاورزی بتوانند به راحتی روی محصولات جدید کار کنند. ذکر این نکته ضروری است که ایوان کرخه از سال 1310 خورسیدی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و به هیچ وجه محوطه ای نیست که کسی از ارزش یا وجود آن خبر نداشته باشد.
سازمان میراث فرهنگی ایران معتقد است که این زمین ها به صورت غیر قانونی از طرف اداره منابع طبیعی به دانشگاه آزاد فروخته شده است. ماجرای کشمکش بین این دو نهاد یعنی میراث فرهنگی و دانشگاه آزاد تاکنون به جایی نرسیده و لحظه به لحظه حجم تخریب ها در ایوان کرخه بیشتر می شود به طوری که دیگر امید چندانی به نجات آن نیست. تنها روزنه امید در این میان خبری است که هفته گذشته منتشر شد: سازمان میراث فرهنگی قصد دارد این محوطه را تعیین حریم و حصار کشی کند تا از تعدی بیشتر به این شهر باستانی جلوگیری به عمل آورد. البته این اقدام سازمان میراث فرهنگی به آن معنی است که ظاهرا از آزاد کردن اراضی تحت کنترل دانشگاه نا امید شده و به حفظ باقی مانده این محوطه می اندیشند.
البته به جز دانشگاه آزاد، نیروهای نظامی نیز با انجام مانور در این محوطه تاکنون آسیب های زیادی به آثار وارد کرده اند. همچنین عبور جاده در سال 82 از میان این محوطف باستانی باعث تخریبات گسترده دیگری شد.
به نظر می رسد باید برای همیشه رویای شناخت شهری که احداثش را به شاپور دوم پادشاه ساسانی نسبت می دهند از سر بیرون کرد. جنوب ایران زمین های بایر فراوانی دارد که می شد از آنها برای کشاورزی یا انجام مانورهای نظامی استفاده کرد. اما بی توجهی نهادهای مختلف و همچنین تعلل سازمان میراث و دادگستری باعث شده تا امروز کاخ و شهر باستانی کرخه جز بر روی کاغذ وجود نداشته باشد.
ایوان کرخه، در معرض نابودی کامل قرار دارد
رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور با ارسال نامه‌ای به استاندار خوزستان، اعتراض خود را نسبت به انجام کشت و زرع غیر قانونی دانشجویان کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی در شهر ساسانی ایوان کرخه اعلام و درخواست کرد تا هر چه زودتر دانشجویان این دانشگاه به مکانی دیگر منتقل شوند.
به گزارش میراث خبر، شهر دفن شده ایوان کرخه، 421 هکتار مساحت دارد و تنها شهر ساسانی کامل و دست نخورده در ایران محسوب می‌شود.
دانشگاه آزاد دزفول از 2 سال پیش، 100 هکتار از زمین‌های ایوان کرخه را از اداره منابع طبیعی خریداری کرده و زمین‌های مذکور را برای انجام آزمایشات کشاورزی در اختیار دانشجویان قرار داده است.
ناصر محمدپور، کارشناس امور حقوقی اداره میراث فرهنگی استان خوزستان در خصوص نامه‌نگاری رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با استانداری خوزستان گفت: مدیریت جدید اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان سعی دارد هر چه زودتر به ادامه تخرییب شهر مدفون شده ایوان کرخه پایان دهد.
نامه رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به استانداری خوزستان به عنوان یکی از راه‌های جلوگیری از تخریب ایوان کرخه از سوی این اداره کل به استانداری ارسال شده است. در حال حاضر منتظر پاسخگویی این نهاد دولتی هستیم. تاکنون تعرضات گوناگونی از سوی نهادهای دولتی مستقر در خوزستان به محوطه باستانی اعمال شده است.
همچنین احمد کامیاران، کارشناس آثار تاریخی استان خوزستان در این باره گفت: «‌پیش از هر چیز باید برای نجات ایوان کرخه دست به کار شد و در خصوص مذاکرات میان دانشگاه آزاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تا وقتی که این دو نهاد وارد عمل نشوند، کمکی به وضعیت ایوان کرخه نخواهد کرد.»
گفتنی است معاونت عمرانی دانشگاه آزاد اسلامی دزفول در این زمینه حاضر به گفت و گو با میراث خبر نشد و معتقد بود که دانشگاه آزاد همیشه شفاف و بدون اشکال رفتار کرده است.
کارشناسان بر این عقیده‌اند که در صورت ادامه روند تخریب‌ها در ایوان کرخه، تا یک سال دیگر، این شهر ساسانی مدفون در زیر زمین ایوان کرخه، برای همیشه نابود خواهند شد.
شهر ساسانی ایوان کرخه در سال 1310 خورشیدی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  29  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ایوان کرخه

پایان نامه بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار

اختصاصی از فی موو پایان نامه بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار


پایان نامه بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 65 صفحه می باشد.

 


فهرست
چکیده
مقدمه
فصل اول ـ موضوع تحقیق
بیان مسئله
ضرورت و اهمیت تحقیق
اهداف تحقیق
فرضیه‌های تحقیق
متغیر تحقیق
- تعریف نظری متغیر
- تعریف عملیاتی متغیر
فصل دوم ـ چارچوب نظری تحقیق
- سازگاری
- اهمیت مادر در روابط متقابل مادر و کودک
- ناسازگاری
- عوامل موثر در پیدایش ناسازگاری
- طبقه‌بندی کودکان و نوجوانان ناسازگار
- ناسازگاری از دیدگاه مکاتب
- ناسازگاری در اثر نوروزها
- اختلالات خواب
- اختلالات گوارشی
ناسازگاری در اثر سایکوپاتهای زودرس
ناسازگاریهای کودکان و نوجوانان در اثر سایکوزها
- تفاوتهای مربوط به جنسیت در اختلالات رفتاری
- اختلالات رفتاری کودکان بر حسب سن آنها
پیشینه تحقیق
فصل سوم ـ روش تحقیق
جامعه پژوهشی
نمونه و روش نمونه‌گیری
ابزار پژوهش
روش اجرا
روش تحلیل داده‌ها
فصل چهارم ـ نتایج تحقیق
فصل پنجم ـ بحث و نتیجه‌گیری
کودکان دارای مادران شاغل و خانه‌دار
ناسازگاری در کودکان دختر و پسر
محدودیت‌ها
پیشنهادات
منابع
پیوستها

 


سازگاری
انسان وقتی از نظر رشد اجتماعی رشد یافته محسوب می‌شود که در زمینه مهارتهای اجتماعی به رشد و شکوفایی رسیده باشد یعنی به سطحی از مهارت در روابط اجتماعی دست یافته باشد که بتواند با مردم راحت زندگی کند و سازگاری داشته باشد، شاید بتوان گفت که مهمترین جنبه رشد وجود هر شخص، رشد اجتماعی اوست. معیار اندازه‌گیری رشد اجتماعی هر کس میزان سازگاری [۱] او با دیگران است یعنی با دوستان ، معلمان ، افراد خانواده ، بستگان ، همسایگان و حتی افرادیکه برای نخستین بار با آنها برخورد می‌کند. رشد اجتماعی نه تنها در میزان موفقیت کنونی و سازگاری با اطرافیانی که هم با انسان سرو کار دارند، بلکه در موقعیاتهای شغلی و پیشرفتهای آینده نیز مؤثر است.
رشد اجتماعی هم مانند رشد جسمی و ذهنی یک کمیت پیوسته است و بتدریج به کمال می‌رسد. یک نوجوان در هر سال به میزان قابل توجهی از هر نظر رشد می‌کند. اما این به آن معنا نیست که همه جنبه‌های رشد او دقیقاً هماهنگ پیش روند. بسیارند افرادی که رشد جسمی آنها چشمگیر است اما رشد ذهنیشان کند است. یا بالعکس ، یا کسانی که از نظر جسمی و ذهنی سرآمد هستند اما هرگز به بلوغ اجتماعی نمی‌رسند.
رفتار اجتماعی مناسب و درست بطور طبیعی حاصل نمی‌شود بلکه مثل هر مهارت دیگری باید آموخته شود و مرتباً تکرار و تمرین گردد و بوسیله افراد با تجربه تصحیح شود. موفقیت در این زمینه بیشتر ازهمه به کوشش و خواست انسان بستگی دارد. عواملی که بطور قطع در آن تأثیر دارند عبارتند از : پدر و مادر و خانواده و دوستان او و ….
سازگاری اجتماعی به عنوان مهمترین نشانه سلامت روان از مباحث مهمی است که توجه جامعه‌شناسان ، روان‌شناسان و روان‌کاوان و بویژه مربیان را در دهه‌های اخیر جلب کرده است. پیش از آنکه روان‌شناسی و روان‌کاوری ، دنیای ناشناخته درون انسان به کاوش بپردازند و پیش از آنکه بهداشت روانی و نقش آن در حفظ سلامت ارتباطهای اجتماعی شناخته شود، اغلب ناسازگاریها و رفتارهای غیراجتماعی و ضداجتماعی به علتهای نامعلوم نسبت داده می‌شد و به جای هر نوع درمان و کمکی به فرد، صرفاً از راه مجازاتهای غیرعادلانه ظلمی مضاعف بر او روا می‌داشتند. تردیدی نیست که انواع بزهکاریها و جرایم اجتماعی ریشه در نابسامانیهای روانی دارد که آن نیز اگر علل بیولوژیک نداشته باشد معلول محیط ناسالم اجتماعی است.
مطالعه نهاد خانواده و بررسی تغییر و تحولات آن از جمله مسائلی است که طی قرون و اعصار مورد توجه محققان و عالمان بوده و در دهه‌های اخیر نیز از دید دو مکتب کارکرد گرای‌ساختی و کنش متقابل گرای نمادی برکنار نبوده است.
مکتب گارکردگرای ساختی [۲] معتقد است که اجزاء متشکل یک نظام اجتماعی مرتبط با هم و وابسته به یکدیگرند و عملکرد هر یک از اجزاء دوام و بقای جامعه را موجب می‌شود. در این دیدگاه خانواده سازمانی است اجتماعی و متشکل از افرادی که در رابطه با یکدیگرند. این سازمان کارکردهایی دارد که به بقای نظام اجتماعی کمک می‌کند ( ادیبی ، ۱۳۵۸).
بارسنز که یکی از طرفداران این مکتب است اعتقاد دارد که جوامع انسانی به سمت و سویی حرکت می‌کنند که در آن خانواده دارای ۲ کارکرد اساسی است. که یکی اجتماعی کردن کودکان بدانسان که بتوانند به عضویت جامعه‌ای که در آن به دنیا آمده‌اند، درآیند. و دیگری تثبیت شخصیت افرادی که بتوانند به صورت افراد بزرگسال در جامعه ایفای نقش کنند( میشل ، ۱۳۵۴).
نظریه کنش متقابل گرای‌نمادی [۳] نیز خانواده را با توجه به نقش و اهمیت آن در جریان اجتماعی‌ شدن مورد مطالعه قرار داده است. اگر اجتماعی شدن را با جریانی که طی آن انسان با الگوهای فرهنگی جامعه یا گروه خود می‌آموزد و آنها را بعنوان جزئی از نظام رفتاری خویش قرار می‌دهد تقویت کنیم، در این صورت فرد برای آنکه بتواند با افراد دیگر جامعه رابطه ارگانیک برقرار کند، لازم است تا نقشهای اجتماعی گوناگون را فراگیرد، این فراگیری از طریق کنش متقابل با دیگران صورت می‌گیرد.
در اجتماعی شدن کودک چند عامل مؤثرند که اولین و مهمترین آن خانواده می‌باشد.
صاحبنظران بر این باورند که از بین اعضای خانواده در تربیت و ایجاد ساختار شخصیت طفل، مادر از نقش حساس و ظریفتری برخوردار است، علت این امر شاید این باشد که از همان ابتدای تولد طفل بیشترین کنش و واکنشهای عاطفی خود را با مادر برقرار می‌کند. در واقع هسته اصلی احساس امنیت و اعتماد و عدم امنیت و بی‌اعتمادی در کودک از رابطه اولیه وی و مادرش سرچشمه می‌گیرد. در صورتی که این رابطه ناسالم و نادرست باشد احساس ناامنی و عدم اعتماد بر زندگی او سایه می‌افکند. بی‌توجهی طولانی، بدرفتاری و محرومیت از محبت در ابتدای زندگی منجر به ناسازگاریهای موقت و گاهاً طولانی در کودک می‌شود. (ماسن ، مترجم یاسائی و همکاران ، ۱۳۶۷) سازگاری مسئله‌ای است که مخصوص انسان نمی‌باشد. هر موجود زنده‌ای به فراخور حال خود و به اقتضای طبیعت و مرحله تکاملی که بدان دست یافته است ، ناچار است به طریقی که متضمن حفظ حیات و بقای اوست ، خود را با محیط پیرامونش ساگار کند. به دلیل اینکه در فرایند سازگاری وجوه اشتراک زیادی بین انسان و حیوان وجود دارد، بخش عمده‌ای از دانش‌ها درباره فرایند سازگاری در انسان به تحقیقاتی که درباره حیوانات به عمل آمده است ، مبتنی می‌باشد.
هر چه از نردبان تکامل بالاتر می‌رویم قابلیت انعطاف و یادگیری در موجودات زنده بارزتر می‌شود. حیوانات پست عمدتاً به اتکال غرایز و مکانیزمهای رفتاری ذاتی با محیط خود سازگاری پیدا می‌کنند. ولی در انسان انعطاف‌پذیری، قدرت تفکر و یادگیری ، واکنش‌های غریزی او را کاملاً تحت‌الشعاع قرار داده است. انسان باید به استثنای وانشهای بازتابی اولیه همه چیز را بیاموزد. بویژه اعمال و رفتاری که وی را در سازگاری با محیط اجتماعی به کار خواهد آمد ( والی‌پور ، ۱۳۶۷) انسان در بسیاری از شئون زندگی اجتماعی خود با سایر افراد جامعه در رابطه و فعل و انفعال مداوم قرار دارد. او باید برای ادامه حیات و تأمین حوائج خود به زندگی گروهی تن دردهد و با دیگران برای رسیدن به هدفهای مشترک تشریک مساعی کند. در چنین شرایط و در رابطه با سایر افراد جامعه است که هر کس ناگزیر باید به نوعی سازگاری رضایت‌بخش دست یابد و به همین دلیل است که مشکلات و موانع سازگاری آدمی از حیات اجتماعی او مایه می‌گیرد. بدینسان مفهوم سازگاری از نظر آدمی یعنی سازگری اجتماعی ، حتی برای ارضاء نیازهای زیستی، انسان خود را با وضع اجتماعی و شرایطی که ساخته ، دست انسان است روبه‌رو می‌بیند. مقررات، توقعات ، معتقدات ، ارزشها ، رقابتها ، همکاریها ، کارشکنی‌ها ، موانع و عوامل و واقعیاتی از این نوع که او را در راه تأمین خواسته‌هایش هیچگاه تنها نخواهد گذاشت.
گرچه بدرستی بین سازگاری و ناسازگاری حد و مرز مشخص و معینی نمی‌توان یافت و حالات بینابین این دو حالت بسیار زیاد است . فرایند سازگاری و ناسازگاری را باید خط پیوسته طولانی و مدرج تجسم نمود که هر نقطه‌ آن در جدایی از سازگاری را بیان می‌کندو در این خط مفروض از ناسازگاری مطلق شروع نمود. و درجات میانه‌ای از آن و سپس در پایان خط به سازگاری کامل با محیط می‌رسیم که مقصود و غایت زندگی همه افراد بشر است. با توسعه شهرنشینی و ازدیاد جمعیت و پیچیدگی شرایط زندگی، مسئله ناسازگاری ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته است ( والی ‌پور ، ۱۳۶۳) .
مان [۴] ( ساعتچی ، ۱۳۶۴) سازگاری را تطبیق یا وفق دادن شخص نسبت به محیط می‌گوید آن دسته از پاسخهای موجود زنده که باعث سازگاری مؤثر و هماهنگ او با موقعیتی که با آن قرار گرفته است ، می‌شود . ( ساعتچی ، ۱۳۵۶)
شعاری نژاد ،( ۱۳۶۴) می‌گوید : سازگاری عبارت است از :
۱- عمل برقراری یک رابطه روان‌شناختی رضایت‌بخش میان خود و محیط،
۲- عمل پذیرش رفتار و کردار مناسب و موافق محیط و تغییرات محیطی ،
۳- سازگاری موجود زنده با تحریکات درونی و بیرونی .
راجرز سازگاری را اینگونه تعریف می‌کند : منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط با نحوی است که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی ضمن رعایت حقوق خارجی امکان‌پذیر می‌سازد. به این ترتیب سازگاری به معنی همرنگ شدن با جماعت نیست، سازگاری به معنی شناخت این حقیقت است که هر فرد باید هدفهای خود را با توجه به چارچوبهای اجتماعی و فرهنگی تعقیب نماید (سروری ، ۱۳۵۷).
روان‌شناسان بطور سنتی سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده‌اند و ویژگیهایی از شخصیت را بهنجار کرده‌اند که به فرد کمک می‌کند که خود ار با جهان پیرامون خویش سازگار نماید. روان‌شناسان بسیاری معتقدند که اگر اصلاح سازگاری در معنی همنوایی با اعمال و اندیشه‌های دیگران تلقی شود ، در اینصورت چنان باری از تلویحات منفی را خواهد دشات که دیگران نمی‌توانند توصیفی از شخصیت سالم به دست دهند. آنان بیشتر به ویژگیهای مثبتی مانند فردیت ، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند.
در تعریف شخصیت بهنجار نیز اتفاق نظر وجود دارد اما اکثر روان‌شناسان ویژگیهای زیر را نمودار بهزیستی عاطفی می‌دانند:
کارآمدی و ادراک ، خودشناسی ، توانایی در کنترل اختیاری رفتار، عزت نفس ، پذیرش ، توانایی در برقراری روابط محبت‌آمیز و باروری ( اتکینسون و دیگران ، مترجم براهنی و همکاران ، جلد اول ، ۱۳۶۸).
سازگاری اهرمی نسبی است . انسانها به درجات مختلف در سازگاری دست می‌یابند. اگر می‌توانستیم بر پایه ضوابط معتبر علمی درجه سازگاری افراد جامعه را اندازه‌گیری و سپس در یک منحنی توزیع پیاده کنیم به احتمال قوی منحنی طبیعی بدست می‌آوریم. به این ترتیب که در یک طرف منحنی اقلیت کوچکی خیلی ناسازگار و در طرف دیگر منحنی اقلیت خیلی سازگار وجود خواهد داشت و در میان آن دو گروه اکثریت کم و بیش سازگار، بنابراین می‌توان گفت که حد و مرز مشخصی به طور مطلق ناسازگاری را از سازگاری جدا نمی‌کند (والی‌پور ، ۱۳۶۳).
لااقل دو مفهوم را می‌توان با عبارت ناسازگاری مرتبط ساخت. یک معنا اساساً یک مفهوم اجتماعی است. فردی سازگار نیست که نتواند بطور مناسبی در محیط معلومی تعامل کند. در معنای دیگر یک فرد را هنگامی ناسازگار تعریف می‌کنند که نتواند ارضای احتیاج کند حتی اگر رفتار او برای جامعه‌اش مناسب باشد ( مکدانلد[۵] ، مترجم سروری ، ۱۳۵۵).
اهمیت مادر در روابط متقابل مادر و کودک
نخستین تماسهای جسمی و روحی کودک با فردی است که در دوران شیرخوارگی مراقبت از او را بعهده می‌گیرد و این فرد معمولاً مادر است، روشی که مادران در پاسخگویی به نیازهای نوزادان اتخاذ می‌کنند متفاوت است، و ممکن است صبورانه و گرم ، تند و خشن و عاری از حساسیت و بی‌تفاوتی باشد. از دیدگاه علم تربیت، برخوردهای اولیه مادر و کودک به هر کیفیتی که باشد نقطه‌ای است که تولد روانی کودک از آنجا آغاز می‌شود ( کارامل [۶] ، ۱۹۸۴). اگر مادر، فردی خونسرد و بی‌قید و بند یا بی‌ترحم باشد ممکن است کودک را به واکنشهای شدید وادارد و او را موجودی خودخواه و سنگدل و غیرقابل اعتماد به شمار آورد.
شواهد ثابت کرده است که ارتباط میان مادر و فرزند نه تنها از زمان تولد بلکه حتی پیش از آن نیز اثر مهمی در رشد روانی کودک دارد. شخصیت مادر و نگرش او نسبت به کودک نیز اهمیت خاصی دارد. بعضی از روان‌شناسان معتقدند که میان مادرانی که از پستان خود به فرزندانشان شیر می‌دهند مهر مادر و فرزندی بیشتر وجود دارد تا مادرانی که چنین نمی‌کنند. برخی دیگر معتقدند که نگرش گرم و سرد مادر نسبت به کودک موجب سازگاری و ناسازگاری کودک در آینده می‌شود. بررسیها نشان می‌دهد که مادرانی که برای مدت طولانی با گرمی و محبت به پسرانشان از پستان خود شیر داده‌اند بیش از همه فرزندان سازگار داشته‌اند اما دختران در همین شرایط سازگار نسبی داشته‌اند و پسران و دخترانی که از پستان مادر سرد و کم محبت شیر خورده‌اند اغلب دارای مشکلات رفتاری بوده‌اند( پارسا ، ۱۳۷۱). به اعتقاد بالبی [۷] کنش متقابل بین مادر و فرزند نوعی بستگی عاطفی بوجود می‌آورد که این ارتباط عاطفی باعث می‌شود که طفل به دنبال آسایش حاصل از وجود مادر باشد. این تعاملهای بین مادر و کودک سرمایه‌ای از امنیت عاطفی را برای کودک فراهم می‌کند که بنیان روابط آینده او با دیگران و با والدیناشان را پایه‌ریزی می‌کند ( مشفقیان ، ۱۳۵۹).
بالبی نیز معتقد است که نبودن کنشهای متقابل مادر و کودک در اثر جدائیهای طولانی مخصوصاً در سه سال اول زندگی اثر خاص روی شخصیت طفل می‌گذارد. اینگونه اطفال از نظر عاطفی گوشه‌گیر و درخودفرورفته هستند و نمی‌توانند پیوندهای دوستی با بچه‌های دیگر یا با افراد بالغ بوجود آورند در نتیجه از لذت دوستی واقعی محروم می‌باشند، تصور می‌رود که این امر بیش از هر چیز دیگر علت سخت‌جوشی اینگونه کودکان باشد. (مشفقیان ۱۳۵۹) ” به اعتقاد اریکسون اولین کنشهای متقابل مادر و کودک رشد اعتماد یا بی‌اعتمادی کودک را در جهان بنیان می‌نهد، تجارب مثبت و ارضاءکننده کودک با مادرش او را به اعتماد به مادر و سپس از طریق تعمیم به اعماد به دیگران منتهی می‌سازد.
در گذشته روان‌شناسان تصور می‌کردند که وابستگی طفل به مادرش از آن روست که مادر به عنوان منبع تغذیه یکی از اساسی‌ترین نیازهای کودک را تامین می‌کند. اما این نظریه پاسخگوی برخی از واقعیات نبود، برای مثال جوجه‌ها و اردکها اگر چه از بدو تولد خودشان غذای خود را تأمین می‌کنند اما به دنبال مار خود راه می‌روند و وقت زیادی را کنار او صرف می‌کنند. آرامشی را که آنها از بودن در کنار مادرشان حس می‌کنند نمی‌توانند صرفاً از نقش مادر در تغذیه آنها سرچشمه بگیرد. آزمایشات مارگارت هارلون نشان داد که بچه میمون اگر چه از مادر سیمی تغذیه می‌کرد اما در هنگام ترس و احساس ناامنی به سوی مارد پارچه‌ای پناه می‌برد و این نشا‌دهنده آن است که دروابستگی کودک به مادر چیزی بیش از نیاز به غذا درکار است (یاسائی ، ۱۳۶۷).
تعامل میان مادر و کودک بر رشد زبان و پاسخگویی کودک نیز تأثیر دارد . در تحقیقی که بر روی کودکان پرورشگاهی قبل از آغاز سخن گفتن بیش از کودکان عادی گریه می‌کنند ولی از بوجود آوردن صداهایی که سایر کودکان درمی‌آورند ، عاجز و ناتوانند. این ناتوانی انها حتی در مقایسه با کودکان متعلق به فقیرترین خانواده‌ها نیز مشهود است.
محققان مهمترین علت این پس‌ماندگی را عدم رابطه نزدیک بین مادر و کودک دانسته‌اند به همان اندازه که ارتباط صحیح بین مادر و کودک اثر سازنده در رشد و سخنگویی کودک دارد. رابطه غلط و رفتار نادرست مادر نیز اثرات نامطلوبی بر فرزند دارد. مادری که کودک خود را لوس می‌کند و در هنگام صحبت کردن با او کلمات و جملات را مانند او کودکانه و با لحنی غلط به کار می‌برد، نه تنها باعث می‌شود که فرزندش در رشد تکلم عقب بماند بلگه امکان پیدایش نارسائی‌های زبانی از جمله لکنت زبان را در کودک فراهم می‌کند ( روحانی ، ۱۳۴۳). فقر اقتصادی مهمترین عامل در برقراری روابط غلط میان والدین و کودک است. فشارهای زندگی روزانه در خانواده‌های فقیر روابط مادر و کودک را تحت تاثیر قرار می‌دهد. فقر و شلوغی خانه موجب می‌شود که هیچ کودکی کانون توجه قرار نگیرد. عده کودکان بیش از آن است که پدر و مادر وقت رسیدگی به همه آنها را داشته باشد. حتی می‌توان ادعا کرد که شکست در مدرسه هم در روابط مادر و فرزندی نهفته است ( هارلوک [۸] ، ۱۹۸۳) .
تحقیقات نشان می‌دهد که ترس کودکان از رفتن به مدرسه نیز بیشتر از کنش و واکنشهای مادر ـ کودک ناشی می‌شود. برای بسیاری از کودکان ورود به مدرسه همراه با جدایی از مادر در محیط گرم خانواده ، ناراحت کننده و اضطراب‌آور است. این امر در بین دختران شیوع بیشتری دارد. واکنش مادران در قبال چنین رفتاری حائز اهمیت است مادرانی که کودکانشان حکایت افراطی داشتند و مدرسه رفتن را مترادف افزایش خطرات می‌دانستند، ترس کودک از مدرسه رفتن را تشدید می‌کردند. علت این امر که دختران در مقایسه با پسران بیشتر واکنشهای ترس از مدرسه را نشان می‌دهند، شاید این باشد که در دختران تمایلات اتکایی بیشتر توسط مادران ایجاد شده باشد ( عظیمی ، ۱۳۶۳).
ناسازگاری
کودکان ناسازگار[۹] به افرادی اطلاق می‌شود که معمولاً از هوش عادی یا حتی از ضریب هوشی بالاتر برخوردارند ولی دارای رفتار غیرعادی و نابهنجار و یا به اصطلاح مبتلا به اختلالات رفتاری می‌باشند. بعضی از این کودکان را کودکان دشوار می‌گویند که بنظر می‌رسد اصطلاح مناسبی باشد زیرا :
۱- تماس، برخورد و معاشرت با این قبیل افراد و تحمل رفتارشان برای اطرافیان دشوار است.
۲- پیروی از مقررات و احترام به قوانین متداول اجتماعی برای خود این افراد دشوار است.
۳- تربیت و آموزش و پرورش آنان برای والدین آموزگاران ، مربیان مسئله دشواری را با مقایسه با دیگران ایجاد می‌کند.
۴- از لحاظ روان‌شناسی و روانپزشکی تشخیص ماهیت و علت این ناسازگاریها دشوار است و بالنتیجه درمان این کودکان دشواریهای زیادی را پیش ‌می‌آورد.
پس کودکان دشوار افرادی از اجتماع هستند که دچار اختلالات رفتاری هستند و رفتارشان برای خود و اطرافیان مشکلات زیادی ایجاد می‌کند. این افراد کسانی هستند که مشکل تربیتی برای پدر و مادر و اولیاء مدرسه و مسئلهی برای پلیس و دستگاههای قضایی ایجاد می‌کنند. دشواری این کودکان از شیطنت‌های ساده شروع شده و به انواع بزهکاریها منتهی می‌گردد ( میلانی فر ، ۱۳۷۲).
عوامل موثر در پیدایش ناسازگاری در کودکان:
۱- عوامل پزشکی : اختلالات روانی ممکن است بعلت احساس محرومیت و وازدگی متاثر از عوامل جسمی مانند نقس یکی از حواس پنجگانه باشد. مثلاً اختلالات بینایی و شنوایی تا موقعی که پی بوجود آنها نبرده‌اند ممکن است م.جب مسائل ناراحت‌کننده‌ای شود بخصوص که اولیا نسبت به اشتباهات ناشی از نقص سخت‌گیر باشند، کم‌هوشی و اختلالات مغزی موجب می‌شود که کودک نتواند آنچه که پدر و مادری ازوی انتظار دارند یاد بگیرد. ناتواناییهای جسمی بعلت محدود کردن دامنه فعالیت کودک در رسیدن به هدف باعث سوق دادن او بطرف ناسازگاری می‌شود. مثلاً پسری که نمی‌تواند مانند سایرین در بازیها شرکت کند و یا دختر بزرگی که قادر به جلب توجه مردان و یا احیاناً رقابت با سایر دختران نیست به علت شکست و ناکامیهای پی‌درپی خواهی‌نخواهی ناسازگاری پیشه می‌کند.
۲- عوامل تربیتی و اختلالات عاطفی هیجانی : این دسته شامل شایع‌ترین علل اختلالات کودکان است با توجه به نظریات روانکاوان ، مکتب اصالت رفتار و سایر فرضیه‌ها در رشد و تکامل شخصیت، چگونگی روابط اولیه کودک با اعضای خانواده و بخصوص مادر از اساسی‌ترین عوامل رشد شخصیت شناخته شده است. هرگاه دراین روابط عاطفی اختلال حاصل شود باعث بهم خوردن امنیت عاطفی کودک می‌شود که آثار آن در رفتار کودکان منعکس می‌گردد. وقایع ترسناک و دردناک حوادث ناگوار خانوادگی اکثراً موجب اختلالات عاطفی و هیجانی کودک می‌شوند . کودکان در میزان آسیب‌پذیری نسبت به حوادث ناگوار متفاوت هستند و این تفاوت بعلت اختلاف در سرشت، خلق و خوی ، رشد عاطفی و میزان پختگی آنها می‌باشد. عوامل مختلف ممکن است در میزان احساسات امنیت طفل تاثیر کند. برخورداری پدر و مادر با کودک، وضع بهداشت روانی و جسمی پدر و مادر شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده همه اهمیت اساسی دارند. مثلاً اگر مادری بعلت یک زایمان دچار افسردگی زایمان شود کودک نیز ممکن است به نوبه خود دچار افسردگی شده و از خوردن غذا خودداری کند و خواب ناراحت داشته باشد. مادری که تعداد زیادی فرزند دارد و در عین حال کار هم می‌کند ممکن است نتواند برای ایمنی کامل کودک عواطف لازم را نشان بدهد. خانه درهم و مشوش بخصوص برای کودک زیان‌آور است. اگر خانه بعلت درگیری و جدال، خشونت ، کنش و مشاجره بین پدر و مادر و یا طلاق و غیاب آنان ناامن باشد قطعی است که کودک حق دارد فکر کند دنیای خارج ناامن و پرخطر است در کشور ما ازدواج‌های پی‌درپی و پیش‌رس ، کمی یا فقدان تجربه و آمادگی برای قبول مسئولیت زندگی، تعدد فرزندان ، فقر و نادانی والدین ، فقدان وسایل بهداشتی و مضیقه‌های مالی ، از علل عمده بشمار می‌روند.
متاسفانه وضع کودکان ما در ایران مخصوصاً در بحبوحه بلوغ طوری است که بقول بعضی از نویسندگان باید آنها را کودکان از یاد رفته نام نهاد. غالب پدران و مادران وظیفه خود را نسبت به اطفال خویش فقط محدود به تأمین وسایل اولیه زندگی آنها مانند خوراک و پوشاک می‌دانند و کمتر پدری یافت می‌شود که با روحیه فرزند خود آشنایی داشته باشد. نوع فیلم یا کتاب خوشایند طفل خود را بداند ، که کودکش اوقات بیکاریش را چگونه می‌گذراند . در راه مدرسه چه کار می‌کند و چه نگرانیها و سرگرمیهایی دارد. برت [۱۰] ، میلانی فر ، (۱۳۷۲) در مطالعه و تحقیقات خود در دویست جوان بزهکار و مقایسه آن با چهار صد جوان سالم و درستکار که در یک خیابان زندگی می‌کردند و به یک مدرسه می‌رفتند متوجه شد که انضباط ناقص در خانواده ، نااستواری عمومی عاطفی ، سابقه تبهکاری و جنایت در خانواده و بالاخره کودنی و نارسایی رشد هوشی کودکان با بزهکاری ارتباط بیشتری دارند و تقریباً همیشه چندین عامل در مستور نمودن کودک به ارتکاب تبهکاری مؤثرند اگر چه اغلب اثر یک عامل شدیدتر و نمایان‌تر است.
بالبی تحقیقات و مطالعات خود را در زندانیان و بزهکاران جوان انجام داده و عقیده دارد که مجرم واقعی در طول پنج سال اول زندگیش مورد پذیرش مهر و محبت والدین قرار نگرفته ، مدتی طولانی از آنها جدا بوده و یا در دامن نامادری پرورش یافته است. از این‌رو بالبی به این مادران اصطلاح، مادران بی‌عاطفه، که افراد مجرم و بزهکار می‌پرورانند ، داده است. قطع ارتباط مادر بسیار مهم است بخصوص اگر بصورتی درآید که عواطف شخصی دیگری جانشین آن نشود ( میلانی‌فر ، ۱۳۷۲).
فقدان مادر را در مرحله اول کودکی و فقدان پدر را در مرحله دوم کودکی مهمتر باید شمرد. زیرا همبستگی و احتیاج کودک در دوره اول به مادر و وجود پدر بعنوان مظهر قدرت که نمونه و الگو قرار می‌گیرد در دوره دوم کودکی مهم می‌باشد.
۳- عوامل ارثی : مسلماً همانطوری که گفته شد ارث در میزان آسیب‌پذیری کودک تأثیر دارد و در این زمینه احتیاج بمطالعات بیشتری داریم. کودک پاره‌ای از خصایص والدین را بارث می‌برد و مسلماً استعداد این را خواهد داشت که روزی مانند والدین خود به اختلالات رفتاری مبتلا شود. از نظر روانشناسی افراد مجرم حتی تا ۵۰% موارد خصایص اجداد خود را دارا می‌گردند.
مسلم است که ما رفتار و اعمال بزهکارانه را به ارث نمی‌بریم و آنچه به ارث می‌بریم ساختمان بدنی، مزاج و گرایش به انجام عمل در راهی خاص و آمادگی شخصی برای رفتار بزهکارانه است. این آمادگی سرشتی در اثر برخورد با عوامل محیطی نامناسب بارز و ظاهر می‌گردند و از اینجاست که اثرات متقابل و مکمل عواملی مانند نیروهای بیولوژیکی و اجتماعی در ناسازگاری معلوم می‌گردد.
۴- عوامل محیطی و اجتماعی : علت روز‌افزون ناسازگاریهای کودکان و نوجوانان را در سالهای اخیر کاهش انحطاط ارزشهای اخلاقی ، تغییرات سریع اجتماعی و پیچیدگیهای بسیار شدید زندگی که برای کودک قابل فهم نیست می‌دانند.
صرف نظر از محیط خانواده ، مدرسه و اجتماع یکی از عوامل اجتماعی که ذکرش بنظر لازم می‌رسد اثر عوامل ارتباط جمعی است. سینما ، تلویزیون ، رادیو ، تئاتر و مطبوعات هر کدام سهم بسزایی در ناسازگاری و رفتارهای غیراجتماعی و حتی ارتکاب جرم دارند. همانطور که از طرق ارتباط جمعی می‌توان به بهبود وضع اخلاقی و اجتماعی و بالا بردن سطح فکر و دید مردم کمک قابل توجهی نمود همانطور هم می‌توان در خراب کردن وضع اخلاقی توده مردم و کودکان قدم برداشت (میلانی‌فر ، ۱۳۷۲).


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار

سیاستهای آموزشی فرانسه

اختصاصی از فی موو سیاستهای آموزشی فرانسه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

سیاستهای آموزشی فرانسه


سیاستهای آموزشی فرانسه

سیاستهای آموزشی فرانسه

نوع فایل:ورد قابل ویرایش

تعداد صفحه:188

قیمت:1000 تومان

دانلود و خرید به صورت آنلاین

  سیاستهای آموزشی

از جمله مهمترین سیاستهای آموزشی دولت فرانسه طی سالهای اخیر می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1. احداث مراکز پژوهشی در مراکز آموزشی سراسرکشور

درحال حاضر، پرداختن به7حوزه پژوهشی اعم از صنایع الکترونیک و فن‌آوری اطلاعاتی و آموزشی، حمل و نقل زمینی و هوایی، صنایع شیمیایی، صنایع غذایی- کشاورزی، علوم مربوط به نوآوری محصولات، پژوهش پزشکی وفن‌آوریهای محیط زیست ، از جمله مهمترین اولویتهای دولت فرانسه درحوزه پژوهش محسوب می‌گردد.به‌منظور نیل به تحقق سیاست مذکور،وزارت پژوهش فرانسه به استخدام پژوهشگران جوان و گسترش تحرک همگانی جوانان فرانسوی طی سالهای اخیرمبادرت نموده است.

مأموریت آژانس ملی پژوهش(Anvar)، ارتقاء فرهنگ پژوهش، برقراری ارتباط میان پژوهشگران و موسسات پژوهشی و نیز اجرای پژوهشهای کاربردی است.شایان ذکر است که دراین راستا، تشکلهایی تحت عنوان(GIP) درجهت تحقق برنامه‌ها و طرحهای پژوهشی مصوب، ایجاد شده که به سازماندهی مراکز پژوهشی و دانشگاه‌ها می‌پردازند.ازجمله مهمترین این تشکلها میتوان به سازمان Sophia Antipolis درمونپلیه، سازمانSaint-Quentin-en-yvelines و سازمان Cergy-Pontois درپاریس اشاره نمود.هدف دولت از ایجاد چنین تشکلهایی برقراری مشارکت واقعی میان مؤسسات بزرگ علمی‌و دانشگاه‌ها به‌منظور برنامه‌ریزیهای کلان درجهت تطابق با دانش مدرن میباشد.کشورفرانسه پس از ایالات متحده امریکا، ژاپن و آلمان درردیف چهارم کشورهای پیشرفته جهان قرار داشته و 4/2% تولید ناخالص داخلی(PIB) را به مقوله پژوهش و توسعه اختصاص داده است.کشورفرانسه همچنین به تولید 7/4% انتشارات علمی‌جهان و 8/16% انتشارات اتحادیه اروپا مبادرت مینماید.با وجودیکه اغلب موسسات پژوهشی به تامین اعتبار بالغ بر50 درصد فعالیت‌های پژوهشی و توسعه‌ ملی مبادرت می‌نمایند، با این حال ، این رقم درکشور فرانسه بر53%، در آمریکای شمالی بر 57% و در ژاپن بر 68% بالغ می‌گردد.مرکز ملی پژوهشهای علمی‌فرانسه(CNRS) با تعداد 18 هزار محقق و پژوهشگر، بزرگترین مرکز پژوهشی اروپا محسوب میگردد.گفتنی است که  مرکزمذکور به تولید، مدیریت و ارتقاء راندمان فعالیتهای پژوهشی مبادرت می‌نماید.مرکز فوق ازتعداد 300 گروه تخصصی ـ پژوهشی و 1000 گروه پژوهشی عمومی‌ مستقر در دانشگاه‌های سراسر کشور برخوردار می‌باشد. مرکز ملی پژوهشهای علمی‌فرانسه(CNRS) ، علاوه براجرای پژوهشهای تخصصی خود به  اجرای برنامه‌های مشترکی با برخی موسسات پژوهشی دیگر نیز مبادرت می‌نماید.

2. ترویج‌ زبان‌ فرانسه‌ به عنوان زبان ملی و آموزشی

ترویج‌ زبان‌ فرانسه‌ به عنوان زبان ملی و آموزشی اصلی ترین سیاست آموزشی دولت فرانسه محسوب می‌گردد.باوجودیکه زبان‌ فرانسه‌ هیچ‌گاه‌ از رواج حال حاضر خود برخوردار نبوده است، با اینحال‌ هیچ‌گاه‌ تا به‌  امروز‌ درمقابل‌ اوج‌گیری‌ توقف ‌ناپذیر زبان‌ انگلیسی‌ که‌ می‌رود تا ‌به عنوان‌ زبان‌ ارتباطات‌ جهانی مطرح گردد،مورد تهدید واقع‌ نشده‌ است‌. هدف از اجرای چنین سیاستی مبارزه‌ با زبان‌ انگلیسی‌ نبوده‌، بلکه‌ مقصود اصلی، حفظ‌ سیستم‌ چندزبانی‌ و چندفرهنگی‌ جهانی‌ درکشور فرانسه میباشد.از جمله مهمترین اقدامات دولت فرانسه در جهت نیل به چنین هدفی میتوان به گسترش همکاریهای‌ میان‌ مدارس‌فرانسوی مستقر درخارج از کشور‌ و مدارس تحت نظارت سیستم‌‌ آموزشی‌ ملی‌، افزایش برنامه‌های آموزشی به زبان فرانسه در رسانه‌های سمعی و بصری و حمایت از ابتکارات جامع در این خصوص (راه اندازی رادیوی‌ فرانسوی‌ در صوفیه‌، رادیو بین‌المللی‌ فرانسه‌ (RFI)،احداث  انستیتوهای بین المللی فرهنگی‌،‌ آموزش‌  زبان فرانسه به‌روزنامه‌نگاران‌ بلغاری‌ و تشویق و ترغیب جوانان فرانسوی به فراگیری‌ زبانهای‌ خارجی‌ در داخل‌کشوردر جهت استقبال ازآموزش زبان فرانسه‌ در خارج‌ اشاره نمود.


دانلود با لینک مستقیم


سیاستهای آموزشی فرانسه

دانلود مقاله روان کننده در بتن

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله روان کننده در بتن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

امروزه استفاده از انواع مختلف روان کننده ها در بتن به یک ضرورت تبدیل شده است. این مواد با اهداف گوناگون از جمله بتن ریزى در محل هاى پرآرماتور و یا توسط پمپ که به بتن با اسلامپ بالا نیاز است، مورد استفاده قرار مى گیرند.
علاوه بر موارد فوق ،مصرف روان کننده ها جهت ارتقاء کیفیت بتن از جمله کاهش نفوذپذیرى، افزایش مقاومت و دوام آن توسط متخصصین بتن توصیه مى گردد.
به لحاظ تئوریک هر چه نسبت آب به سیمان کمتر و توزیع سیمان در بین اجزاء سازنده بتن بیشتر باشد، بتن از کیفیت بالاترى برخوردار خواهد شد زیرا فضاهاى خالى داخل آن به حداقل رسیده و در نتیجه وزن مخصوص و مقاومت بتن افزایش یافته و میزان نفوذپذیرى آن کاهش مى یابد.
سـوپـر روان کـنندهSCO - 4 تولیدی این شرکت بر پایه پلی کربوکسیلیکها تولید می گردد که طبـق استـانـدارد ASTM C - 494 Type G مقـدار آب مصـرفى را حـداقل تا 12 درصـد کاهـش و مقاومت بتن را 30 – 20 درصد افزایش مى دهد.
موارد مصرف:
بتن ریزى هاى با پمپ، سازه هاى فوق العاده مسلح، فونداسیون ماشین آلات، سقف، ستون ، قطعات پیش ساخته بتنى، کف سالنهاى صنعتى، بتن ریزى هاى حجیم و چند لایه. و اصولا در کلیه مواردى که کیفیت بهتر بتن مورد نظر باشد .
مــــــزایا:
با استفاده از سوپر روان کننده SCO - 4 می توانید به خصوصیات فنى و اجرائى برترى دست یابید.خصوصیاتى مانند: پلاستیستیه بالا بدون آب افتادگى، صرفه جوئى در زمان و هزینه هاى ریختن بتن، ویبراسیون کمتر، بتن مقاوم و بدون خلل و فرج ،کاهش میزان مصرف سیمان .
روش و میزان مصرف:
به مقدار 2 الى 3 درصد وزن سیمان مصرفى به آب بتن اضافه نموده و به مدت 1 الى 2 دقیقه تا بدست آمدن مخلوط همگن و یکنواخت مخلوط شود. با استفاده از سوپر روان کننده SCO - 4 مى توانید حداقل تا 12% از میزان آب مصرفى را بدون کاهش کارائى بتن کم نمایید.
در مواردى که سوپر روان کننده SCO - 4 به بتن آماده اضافه میگردد توصیه مى شود هنگام ساخت بتن 12% از آب مصرفى بتن کاسته و در محل کارگاه مقدار لازم سوپر روان کننده به بتن اضافه و به مدت چند دقیقه مخلوط شود .
این سوپر روان کننده همخوانى مناسبى با میکروسیلیس دارد و براى ساخت بتنهاى حاوى میکروسیلیس توصیه میگردد.
تـوجه: سوپر روان کننده SCO - 4 با سیمان تیپ 5 ( ضد سولفات ) سازگارى نداشته و مصـرف بیش از 5/. در صد آن با این نوع سیمان باعث افزایش شدید زمان گیرش و در مواردى عدم گیرش خواهد شد.
مشخصات فنى :
حالت فیزیکى : مایع
رنگ : سبز
وزن مخصوص : حدود 1gr/cm³
یون کلر : ندارد
PH:ة 5/8-5/9
زمان مصرف و نحوه نگهدارى : حداقل یک سال، بدور از تابش مستقیم خورشید و یخزدگى
استاندارد : ASTM C- 494 Type G
بسته بندى : در گالنهاى پلاستیکى 20 لیترى یا بشکه هاى 220 لیترى

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در زیر به برخی روان کننده ها که موراد استفاده زیادی دارند اشاره می شود :

 

 

 

دارای گواهینامه فنی از مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن ایران به شماره 3910 - 1
این ماده جهت بهبود و ارتفاءکیفیت بتن با خاصیت دیر گیری در مناطق گرم استفاده میگردد.
این فوق روان کننده ضمن ایجاد روانی و افزایش مقاومت در بتن با تاخیر در گیرش برای بتن های حجیم و همچنین بتن ریزی در مناطق گرم بسیار مناسب میباشد . استفاده از این نوع روان کننده در بتن ریزیهای با سطح زیاد و ضخامت کم از ایجادترکهای سطحی جلوگیری می کند .
فوق روان کننده تولیدی این شرکت مطابق با استاندارد ASTM C494 در مراکز معتبر تحقیقاتی مورد آزمایش قرار گرفته که نتایج آزمایشات مبین کیفیت مطلوب این ماده است .
این ماده به صورت مایع و پودر تولید می گردد.

 


مشخصات مایع پودر
حالت فیزیکی مایع 1 + 28 بصورت پودری شکل
رنگ شفاف تا کمی مایل به زرد سفید رنگ
یون کلر فاقد یون کلر فاقد یون کلر
PH 9.5 تا 8.5 9.5 - 8.5 (30 در صد مایع)
وزن مخصوص 1.175-1.165 g/cm3 6/. - 5/. g/cm3
زمان نگهداری حداقل یکسال در ظروف بسته و دور از تابش خورشید بیش از یکسال در کیسه اصلی
میزان مصرف 5/. الی 5/1 در صد ورن سیمان 2/. الی 5/. در صد سیمان
خصوصیات :
این مواد جهت مناطق گرم و بتن ریزیهای حجیم مانند سدها ، سایتهای پتروشیمی ، مخازن آب ، و بتن ریزی با پمپ در سازه های قوق العاده مسلح و بتن های سقف ، ستون و قطعات بتنی و …. مورد مصرف دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فوق روان کننده زودگیر BEH240 A

 


این محصول علاوه برافزایش اسلامپ وکاهش نفوذپذیری بتن نقش بسیار مؤثری در تسریع زمان گیرش و حصول مقاومت فشاری بالاتر در زمان کوتاه‌تر دارد. ضمن آنکه از اثرات منفی ناشی از تغییرات سریع دما روی بتن جلوگیری می‌نماید.
با آیین نامه‌ های C 494، ASTM C1017مطابقت دارد.

خواص واثرات ، موارد کاربرد :
* بتن ریزی در سازه های فوق مسلح
* کاهش ترک خوردگی وجمع شدگی بتن
* کاهش زمان لازم برای محافظت ونگهداری بتن
* تولید بتن با اسلامپ بالا
* جلوگیری ازیخ زدن درفصل سرما
* بتن ریزی با سرعت زیاد
* سهولت پمپاژ وبا حداقل استحلاک تجهیزات
* عدم نیاز به ویبره
*کاهش زمان باز کردن قالب ها و امکان بارگذاری سریع

مشخصات فیزیکی وشیمیائی :
حالت فیزیکی : مایع
رنگ : زردکم رنگ
وزن مخصوص : 3/1
PH : حدود5/7
یون کلر : ندارد

نحوه ومیزان مصرف :
فوق روان کننده زودگیر می‌بایست پس از اختلاط کامل دیگر مواد به بتن اضافه شود.
مدت زمان لازم جهت میکس با سرعت حداکثر به مدت2 الی3 دقیقه می باشدو بلافاصله بتن ریزی
انجام شود.
میزان مصرف درحدود 5/0 الی 1درصد وزن سیمان می باشد وبرای حصول مقاومت فشاری بالاترمی توان تا 10 درصد از آب مصرفی را کاهش داد.

آزمایشات مربوط به فوق روان کنندة زودگیر :
نمودار ذیل میزان اسلامپ فوق روان کننده را نشان می دهد.
منحنی شماره (1) : بتن شاهد
منحنی شماره (2) : بتن با فوق روان کننده زودگیر
منحنی شماره 2 میزان اسلامپ بتن ساخته شده با فوق روان کننده زودگیر می باشد که باعث افزایش اسلامپ درحدود m m170 گردیده است. البته یک چنین افزایشی بیش از چند دقیقه طول نمی کشد ویک کاهش بزرگی در کارایی بتن به وجود می آید و باعث گیرش سریع بتن می‌گرددکه عمل زودگیری بتن را انجام می‌دهد.
جدول فوق نشانگر مقاومت بالای بتن دراثر کاهش نسبت آب به سیمان حاصل از مصرف فوق روان کننده زودگیر را نشان می‌دهد.



نمونه
درصد فوق روان کننده به سیمان مصرفی
درصد کاهش آب
اسلامپ مقاومت فشاری(برحسب مگاپاسکال)

1روزه 7روزه 27روزه درصد افزایش مقاومت بتن نسبت به بتن شاهد27روزه
شاهد
نوع 1
نوع 2 ـ
5/0
1 ـ
7%
10% 60
100
170 9 27 35
14 30 38
23 33 41 ـ
9
17

نگهداری: به مدت یک سال در ظروف دربسته اولیه

 

فوق روان کننده نوترال BEH240B

 

 

 

این محصول علاوه برافزایش اسلامپ وکاهش نفوذپذیری بتن نقش بسیارمؤثری درافزایش مقاومت فشاری بتن نیز دارد و از نظر استاندارد با نوع FوASTMC494 و نوع I و ASTM C1017 مطابقت دارد.

خواص ،اثرات و موارد کاربرد :
ـ تولید بتن با اسلامپ بالا
ـ کاهش ترک خوردگی درسطح بتن
ـ سهولت پمپاژ با حداقل استحلاک تجهیزات
ـ عدم نیاز به ویبره
ـ بتن ریزی با سرعت زیاد
ـ اجرای سازه های فوق مسلح
ـ افزایش چسبندگی بتن و فولاد
ـ اجرای سازه های پیش ساخته و درجا
ـ امکان پمپ بتن تا ارتفاعات بالا و تراکم سنگدانه ها (شن وماسه)

نحوه ومیزان مصرف :
این محصول را هم می توان زمان ساخت بتن به داخل بچینگ اضافه نمود و هم می توان درمحل اجرا به داخل میکسر اضافه کرد.
برای حصول مقاومت بالا وروانی مطلوب باید حدود 5/0 الی 1 درصد وزن سیمان مصرفیBEH240B به مخلوط اضافه نمود وحدود 10 درصد از آب مصرفی کاهش داد.

مشخصات فیزیکی وشیمیائی :
حالت فیزیکی : مایع
رنگ : قهوه‌ای
وزن مخصوص : g/cm3 2/1-1/1
PH : حدود 8
قابلیت انحلال : درآب
یون کلر : ندارد

نحوه نگهداری :
درظروف دربسته و در دمای 35-5درجه سانتیگراد یکسال دربسته بندی اولیه
آزمایشات مربوطه :
طبق نمودار جدول شماره ! ، میزان اسلامپ فوق روان کنندة نوترال نسبت به بتن شاهد را نشان می دهد. منحنی 1 میزان اسلامپ بتن شاهد (بدون فوق روان کننده) بر اساس استاندارد ASTM را نشان می دهد که در حدود mm 60 می باشد.
منحنی 2، میزان اسلامپ بتن ساخته شده با این فوق روان کننده را نشان می دهد که اسلامپ به بیش از mm200 رسیده و در زمان گیرش بتن تقریباً معادل زمان گیرش بتن شاهد می باشد.
منحنی (1) : بتن شاهد
منحنی (2) : بتن با فوق روان کننده نوترال


جدول شماره 2 نشانگر حصول مقاومت فشاری بالای بتن در اثر اضافه نمودن فوق روان کنندة نوترال به بتن کاهش آب (ردیف1) وبا کاهش آب (ردیف 2) می باشد که این آزمایشات بر اساس استاندارد ASTM بوده وبرای بتن Kg/m3 350 در دمای 35 درجه سانتیگراد انجام گرفته است.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 14   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله روان کننده در بتن