فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله هنر نگار گری ایران

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله هنر نگار گری ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

هر نوع ارزیابی از هنر نگارگری کهن ایران را باید با گزارش دوست محمد شروع کرد که در سال 951/1544 آلبومی برای ابراهیم میرزا شاهزاده صفوی ترتیب داد و مقئمه ای بر آن نگاشت ؛این آلبوم امروزه در موزه کتابخانه توپ قاپی در استانبول (2154.ﻫ) محفوظ است . خود دوست محمد برای مدتی نقاش ثابت دربار شاه طهماسب بود و در تهیه صفحات پایانی شاهنامه هاتن ارشد (روچیلد سابق) دست داشت . بنابراین وی یکی از صاحبان سنن سینه به سینه ای هنر نگار گری بوده که از نسلی به نسل دیگر نقاشان درباری مکتقل می شده است و از اینجاست که گزارش و گفته های وی از اعتماد و اطمینان
ویژه ای برخوردار است . او درباره نقاشانی که از نظر زمانی چندان فاصله با هاگارث( )و سرجاشوا رینولدز ( )نقاشان انگلیسی نداشت و با توجه به تاریخ طولانی هنر مقطع وسیعی را در بر نمی گرفت.
دوست محمد پس از یک مقدمه افسانه گونه که در آن هنر نقاشی را به دانیال نبی نسبت داده و سپس به مانی و شاپور در دوره ساسانی پرداخته ، به بررسی نقاشی سده عشتم / چهاردهم همت گماشته است:
«هنر نقاشی تا سلطنت ابوسعید (34-717/34-1317) در کشور ختا ودر دیار فرنگ شکوفا شد . سپس استاد احمد موسوی صنعت نقتشی را از پدرش آموخت و حجاب از چهره نقاشی بر گرفت و نوعی از آن را که تا به زمان ما ادامه یافته ،بوجود آورد . ابوسعید نامه ،کلیله و دمنه و معراجنامه که به وسیله مولانا عبدالله مثنی برداری شده ، از رشحه قلم این نقاش است؛ و تاریخ چنگیز که در کتابخانه سلطان حسین میرزا (912-872/1506-1468) موجود است نیز از آثار اوست...دز میان شاگردان استاد احمد موسوی ،یکی استاد شمس الدین بود که هنر خود را در زمان سلطان اویس (75-757/74 – 1356) یاد گرفت از آثار او شاهنامه ای بود که خواجه امیر علی آنرا مثنی برداری کرده است . هنگامی که سلطان اویس در گذشت ،شمس الدین برای ارباب دیگری کار نکرد . خواجه عبدالحی شاگرد شمس الدین ،در وضع فلاکت باری می زیست ولی شمس الدین او را از این وضع نجات داد و به تعلیم او پرداخت . عبداحی در زمان سلطنت سلطان احمد بغدادی (812-784 / 1410-1382) بر همه پیشی گرفت . او نقاشی را به سلطان تعلیم داد وسلطان یک موضوع قلم سیاهی از ابوسعید نامه پرداخت . زمانیکه سپاه ظفر نمون تیمور بغداد را فتح کرد (791/1389) تیمور عبدالحی را به خدمت گرفت و وی را همراه خود به سمرقند برد . خواجه عبدالحی در سمرقند در گذشت .پس از مرگ او همه استادان از آثار او تقلید کردند . یکی دیگر از شاگردان شمس الدین ،استاد جنید بغدادی بود »
بعید نیست که دست کم پاره ای از نسخ خطی فوق الذکر باقی مانده باشد . مرحوم اریک شرویدر () همه این مسائل را در مقاله استادانه ای در مجله () بررسی کرده و نتیجه گیریهای او بسیار استوار و محکم و قابل قبول به نظر می رسد . او درباره دوست محمد می گوید :«آنچه از این دوره در دست داریم همانهایی است که گزارش وی با اعتماد کامل موید آنست. لذا دلیلی ندارد که درباره گزارش وی چون چرا بکنیم و یا در مورد داوریهای او تردید روا داریم.» با فلسفه اوخامی ()که شرویدر مقاله خود را با آن آغاز کرده، به هویت های زیر می توان اشاره کرد :
الف : آثار احمد موسوی
1- ابوسعیدنامه . تا کنون به قطع شناخته نشده است ، اما احتمال دارد که بعضی از صحنه های جنگ و سایر نگاره های تاریخی و آلبوم های استانبول و برلین از آن تقلید شده است .
2-کلیله و دمنه . مجموعه استادانه ای از نگاره های آلبوم شماره 1422.ف در کتابخانه دانشگاه استانبول (نگاره شماره یک)
3- معراج نامه . مجموعه از نگاره های آلبوم بهرام میرزا (2154.ﻫ)در کتابخانه توپ قاپی .
4- تاریخ چنگیز. شبیه ابوسعید نامه فوق الذکر است .
تعدادی دیگر از نگاره های آلبوم های توپ قاپی منسوب به احمد موسوی است و بایستی در این زمینه در نظر گرفته شود.
ب: آثار شمس الدین
شاه نامه ای که خواجه امیر علی از روی آن مثنی برداری کرده است . شرویدر نتیجه می گیرد که نگاره ای این شاهنامه شبیه نگاره های شاهنامه دموت() است ،ولی در آلبوم های توپ قاپی تعدادی از نگاره های مستقل شاهنامه وجود دارد که از نظر تاریخ و سبک شبیه هم است .
ج: آثار عید الحی
یک نگاره تراز اول (آلبوم شماره 2154.ﻫ و ب.2. ف توپ قاپی) که جوان خوابیده ای را نشان می دهد و فرشتگان به دیدار او آمده اند . انتساب این نگاره و سایر نگاره های آلبوم بهرام میرزا به عبدالحی از روی گزارش دوست محمد است که خوش نویسی ظیف قرن دهم / شانزدهم در داخل قاببندیهای تذهیب شده ،همراه است . وی این نگاره ها را طوری انتخاب کرده که گزارش تاریخی اش را تصوید سازد و از اینجاست که این انتساب را باید با اطمینان و اعتماد کامل پذیرفت .
د : آل جنید
مجموعه برجسته ای ازنگاره هایی که اشعار و دیوان خواجوی کرمانی را به تصویر کشیده و در نسخ خطی شماره18113اد کتابخانه بریتانیا به تاریخ 798/1396 موجود است (به مطالب زیر رجوع کنید) .
و اما با توجه به گزارش دوست محمد و نقاشیهای باقیمانده مرتبط بدان ، تصویر کلی نگارگری ایران در دوره شکل گیری خود چه بود ؟بدیهی است که آغاز مطلوب و مساعد آن و پیشرفت سریع اش در نتیجه حمایت سلسله آل جلایر بوده و طبق گزارش دوست محمد و همه شاهان این سلسله تعلق خاطری ویژه به نگار گری داشته اند (البته تیمور یک استثنا است ) . در این دوره پایتخت آل جلایر ، بغداد بود . از طرف دیگر علت دیکر پیشرفت سریع نگار گری ایران ، نبوغ هنری احمد موسی بوده است . نگاره ای کلیله و دمنه اودر میان نگاره های دیگر ایران و در تاریخ نگار گری آن از درخشندگی و پیچیدگی خاصی برخوردار است . توجه ویژه نگارگران نسل های بعدی ایران به نگاره های احمد موسی از نقطه ای با شکوه ( در حدود دوره دوست محمد ) معلوم می شود که نگاره های اصلی او را با زیبا ئی و امانت کامل باز نمایی کرده است ؛این نسخه مثنی برداری شده در کتابخانه دولتی رامپور هند محفوظ است. آن حس وحالی که احمد موسی با آن « نقاب از چهره نقاشی به یک سو نهاد و نوعی از نقاشی را بوجود آورد که تا به روز گار ما ( منظور روزگار دخست محمد ) رواج دارد » از نقایسه نگاره های کلیله و دمنه و معراجنامه وی با نگاره های آثار نسل پیشین نظیر نسخ خطی مرگان بستی یری() از سال 695/1295 و رشیدالدین در لندن و ادینبورو(705/1306و714/1314 ، نگاه کنید به کتاب شناسی کامل رشیدالدین) معلوم می شود . در ان نگاره ها عناصر چینی و بیگانه جذب و با دقت تمام هضم شده است ؛ تکنیک آن بسیار گسترش و صیقل یافته است؛ طراحی آن به طرز با شکوهی پر احساس و حس پذیر گردیده و هیچ یک از توانائیهای سابق خود را از دست نداده ؛ رنگ پردازی آن ، غنی و موزون و همساز شده است ؛و ترکیب بندیها ابعاد تازه و وسیع تری پدا کرده است .
سبکی را که احمد موسی به شاگردانش القاء کرد یک چنین شکوه و عظمت داشت و به گفته شرویدر ما باید در لابلای برگهای پراکنده شاهنامه سترگ دموت به دنبال آثار آنها باشیم. دموت دلال کعروف این نسخه از شاهنامه را در سالهای نخستین قرن بیستم از ایران به دست آورد و این دوره ، دوره ای بود که تعدادی از نسخ خطی کتابخانه سلطنتی ایران وارد بازارهای غربی شده بود . مارتین می نوسد (در کتاب نسخه های خطی نظامی در کتابخانه شاه ایران ، وینه، 1927 م . ص8 ) هنگامی که محمد علی شاه در تنگنای مالی قرار گرفت این نسخه های نفیس را به زنان خود بخشید تا با فروختن آنها عطر لباس برای خود تهیه کنند ؛ مارتین گزارش فراموش نشدنی از دیدار صبحگاهی خود با یک نفر تاجر ارمنی نیمه عریان در اتاق زیر شیروانی یکی از هتل های وا رفته پاریس ارائه می دهد که در طی آن یکی از زیباترین نسخ سلطنتی صفوی را از چمدان کهنه و پاره اوره ای بیرون آورده است. دموت شاهنامه خود را به موزه هنری متروپولیتن در نیویورک ارائه اما قیمت بسیار بالا بود و پیشنهاد رد شد ( گو اینکه امروزه حتی برای یکی از نگاره های کوچک باز پرداخته و یا صدمه دیده این مجموعه چیزی پرداخت نشده است ). پس از آن ، نگاره های شاهنامه بالاجبار کنده و بطور جداگانه در جاهای مختلف پراکنده شد . روشن است که برای نگار گری این نسخه از چندین نقاش استفاده کرده اند و تکمیل این نسخه سترگ دست کم ده سال یا بیشتر طول کشیده است . برخی از نگاره ها یادآور سبک متقدم رشیدیه است و احتمالا از آثار هنرمند سالخورده ای است که یک نسل قبل تربیت شده است .اما بیشتر نگاره ها با سبک توسعه یافته ای کار شده که به وسیله احمد موسی به اوج رسیده است . تاثیری که این نگاره ها دارند بسیار شدید ، وسیعغ و جسورانه است ؛ لباسها و نوع پیکره های انسانی آْن دقیقا مغولی است و تاثیرات چینی به خصوص در جزئیات منظره پردازی هنوز به چشم می خورد . شرویدر ، سچوکین() و سایر پژوهشگران ، این نگاره ها را از آثار قلمی تعدادی از هنرمندان بیشتر فرضی دانسته اند؛در اینجا بدون اینکه جزئیات این انتسابها و اسناد را پیگیری کنیم ( که هیچگونه هم خوانی با هم ندارند ) بهترین نگاره های این نسخه را نظیر نگاره بهرام گور و اژدها سوارگان آهنی اسکندر از آن شمس الدین می دانیم . نسخه شاهنامه ای که در اختیار دموت است ، نسخه کامل آن نیست و احتمال آن می رود که تعدادی از نگاره های شاهنامه موجود در آلبوم توپ قاپی با همان سبک و سیاق ، اصلا از آن شاهنامه دموت باشد که احتمالا آنرا کامل می کرده است .

2-آل اینجو :شیراز
(54-725/53-1325)

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  29  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هنر نگار گری ایران

دانلود مقاله راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی با نگاهی به اندیشه های امام خمینی

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی با نگاهی به اندیشه های امام خمینی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 خبرگزاری فارس: مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام(ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد.
چکیده: امام خمینی (ره) احیای اسلام ناب محمدی(ص) را به دور از التقاط و تحجر و پیرایه های خرافی و روشنفکری به عنوان راهکار بازیابی عظمت و موتور محرکه جهان اسلام به سمت ترقی و پیشرفت می دانستند.به اعتقاد امام خمینی(ره) اسلام ناب محمدی«ص» قادر است حجاب ها و مرزهای اقلیمی، علایق ملی، منافع فردی و وابستگی های فکری و فرهنگی را به کنار بنهد و بدون تعلق به فرهنگ، نژاد و زبان ویژه ای، «امت» را در کانون واحدی گرد آورد. اسلام ناب دارای قاعده بسیار پایداری در میان لایه های آسیب پذیر و محروم جامعه که تحولات بنیادین را در نظام های اجتماعی - سیاسی مورد حمایت و پشتیبانی قرار می دهند است.
مقدمه
سال 86 را مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. بدون تردید شرایط محیطی اعم از داخلی، منطقه ای و بین المللی در این نام گذاری سهم بسزایی دارند. در این راستا آنچه که برای مسئولین، نخبگان، صاحب نظران، و رسانه ها مهم است تبیین سخنان مقام معظم رهبری است تا سال 86 را با اتحاد ملی قویتر و انسجام اسلامی مستحکمتر سپری نماییم. مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام(ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
براساس دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) ایجاد تحول در جامعه اسلامی و رهاندن آن از واگرایی بدون ترسیم برنامه فراگیر و ریشه دار بر مبنای اصول دینی امکان پذیر نیست. وضعیت فعلی جهان اسلام و نابسامانی های موجود در آن معلول دلایل گوناگون از جمله عوامل زیر است:
1) انحطاط فکری و تزلزل اعتقادی مسلمانان.
2) سلطه قدرت های استکباری و رژیم های استبدادی بر مقدرات ملت ها
که همه در راستای فرآیند تغییر هویت امت اسلامی و نیز چپاول ثروت ها منابع زیرزمینی آنها حرکت می کنند. رهایی از وضعیت اسفبار کنونی جز در سایه قطع ریشه های انحطاط میسر نیست که این امر نیازمند بسیج گسترده ملت ها و حکومت های اسلامی در چهارچوب یک استراتژی روشن و فراگیر است. جهان اسلام به مثابه مجموعه واحد و برخوردار از دیرینه تاریخی، فرهنگی و سیاسی مشترک، ناگزیر از بازگشت به اصالت تاریخی و فرهنگی می باشد. البته دست یابی به این هدف مستلزم شناسایی مؤلفه های برجسته هویت دینی و ملی و اتکاء به درون است. در اندیشه امام خمینی(ره) گسترش انقلاب فکری-فرهنگی باعث شکل گیری باورهای مشترک در سطح عمومی می گردد. این جهش در دو سطح قابل پیش بینی است که در هر دوی آنها نخبگان دینی و ملی نقش راهبردی داشته و مسئولیت
پیشاهنگی و هماهنگی را بر دوش خواهند کشید.
از این رهگذر سنگین ترین وظیفه در راستای ایجاد انسجام اسلامی و اتحاد ملی متوجه اندیشمندان خواهد بود. یعنی نخبگان پیش از دعوت مردم به انسجام خود باید به این راهبرد دست یافته و تعریف روشنی از الزامات و حوزه های آن را تدوین و به جامعه اسلامی عرضه دارند. بدون تردید اختلاف و افتراق نخبگان در حوزه تعاریف انسجام اسلامی و تصلب و اتکای بیش از حد آنان بر عناصر تمایز ، جامعه را در دست یابی به این هدف آرمانی ناکام خواهند ساخت.
سطح اول راهبرد انسجام اسلامی: ایجاد چارچوب فکری و فرهنگی
برای سازماندهی جریان فراگیر رشد و تحول فرهنگی وجود روابط مستحکم ذهنی و معنوی میان سایر اعضای جامعه دینی و هدایت آن به سوی هدف مشخص و واحد، امر بسیار ضروری است.
حرکت به سمت انسجام اسلامی بدون پشتوانه علمی و نظام فکری یکپارچه و خلاق که ارزش ها، باورها و هنجارهای یکسانی را تولید کند، امکان ندارد. این نظام اعتقادی و فکری باید برخوردار از دو ویژگی زیر باشد:
الف) تقویت انگیزه مبارزه جویی با استعمار خارجی و استبداد داخلی متکی به دشمن
ب) حفظ همگرایی و انسجام در درون ملت ها
البته این دو ویژگی وابسته به وجود یک نظام فکری و ارزشی مبتنی بر اصول و مبانی دینی است.
حضرت امام خمینی(ره) بعنوان یکی از نخبگان برجسته جهان اسلام با درک این مهم بدنبال یافتن آلترناتیو مناسب دینی بود که بتواند از رهگذر آن خلأ فکری موجود در جوامع اسلامی را جبران نماید. ایشان در نجف اشرف نخستین شالوده یک نظام فکری- سیاسی را پایه گذاری و ایده حکومت اسلامی را بر مبنای فقه سیاسی در حوزه علمیه مطرح کرد. نظام مورد نظر امام خمینی(ره) بر سه پایه و مفهوم اساسی بنا نهاده شده است:
1)اسلام
2)استقلال
3)آزادی
سه مفهوم فوق از عناصر مؤثر نسخه درمان دردهای مزمن و نابسامانی های جهان اسلام چه در گذشته و چه حال بشمار می آیند. باز تولید و فرآوری این مفاهیم امکان بازسازی هویت غبار گرفته و تخریب شده تمامی ملل اسلامی را فراهم می کند و دریچه ای برای انسجام اسلامی و روابط دوستانه میان کشورهای مسلمان خواهد گشود.
به باور امام خمینی(ره) علت چالش ها و ریشه آشفتگی ها در جهان اسلام، دوری دولت ها و ملت های اسلامی از آموزه های اسلام و واقع شدن مسلمانان از زیر یوغ سلطه قدرت های استکباری همچون آمریکا و نیز استبداد رژیم های وابسته داخلی است.
امام یگانه راه برون رفت و رهایی مسلمانان از مشکلات عصر را بازیابی مفاهیم «اسلام»، «استقلال» و
«آزادی» می داند. به همین جهت امام از نخبگان دینی و اجتماعی که توانایی بیان تفسیر درست و جامع از متن تعالیم غنی اسلام را داشته و ملتزم به استقلال و آزادی بوده و آزمون خوبی از خود نشان داده اند. می خواهد در راستای مفاهیم سه گانه مذکور گام بردارند.
«علمای اسلام وظیفه دارند از احکام مسلم اسلام دفاع کنند و از استقلال ممالک اسلامی پشتیبانی نمایند، از ستم کاری ها و ظلم ها اظهار تنفر کنند»1
اسلام در نظام فکری و اندیشه امام خمینی(ره) فضای بسیار پویا، گسترده و فعال دارد اما اسلام ناب و سرزنده ای که دین، سیاست و علم را مکمل یکدیگر بداند. امام احیای اسلام ناب محمدی(ص) را بدور از التقاط و تحجر و پیرایه های خرافی و روشنفکری بعنوان راهکار بازیابی عظمت و موتور محرکه جهان اسلام به سمت ترقی و پیشرفت می داند. به اعتقاد، امام خمینی(ره) اسلام ناب محمدی«ص» قادر است حجاب ها و مرزهای اقلیمی، علایق ملی، منافع فردی و وابستگی های فکری و فرهنگی را به کنار بنهد و بدون تعلق به فرهنگ، نژاد و زبان ویژه ای، «امت» را در کانون واحدی گرد آورد. اسلام ناب دارای قاعده بسیار پایداری در میان لایه های آسیب پذیر و محروم جامعه که تحولات بنیادین را در نظام های اجتماعی - سیاسی مورد حمایت و پشتیبانی قرار می دهند دارد.
براساس فرموده حضرت امام خمینی (ره):«اسلام ناب محمدی (ص) اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام. نابودکننده اسلام رفاه و تجمل و اسلام التقاط و اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی می باشد»2
از دیدگاه امام (ره) اسلام ناب محمدی که توانایی راهبری فکری دنیای اسلام و بسیج توده ها درعصر مدرنیسم و پست مدرنیسم را داراست. از ویژگیها و شاخص های ذیل برخوردار است.
1) اسلام وارسته از تعلقات و سلایق شخصی که به همه انسانها بطور یکسان می نگرد.
2) دارای وجه سیاسی و حکومتی بوده که اساسی ترین رسالت آن بنای حاکمیت اسلامی و تعهد در خصوص سامان دهی به امور اجتماعی و سیاسی امت اسلامی است.
3) اسلام مبارزه و قیام بر ضد سلطه استکبار و استعمار جهانی در تمامی ابعاد آن اعم از اقتصادی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ...
4) دفاع از کرامت و منزلت انسانی و آزادی های فردی و تلاش درراستای دگرگونی سلطه طاغوت های زمانه.
5) ایجاد کننده همگرایی و انسجام میان همه مسلمانان در چهارچوب تئوری امت واحده.
6) ارزش نهادن به کار و عنصر تلاش در راستای تامین رفاه عمومی و محرومیت زدایی.
اسلام ناب محمدی در فکر امام (ره) مجموعه ای در هم تنیده با ابعاد فکری و عملی است که به شکل گسترده و همه جانبه و برنامه ای منسجم با زندگی انسان ارتباط تنگاتنگ دارد. البته این اسلام اگر به درستی و بر مبنای صحیح برای ملت ها تبیین و عرضه شود می تواند عزت و عظمت را دوباره به جامعه اسلامی بازگرداند. امروز آنچه بر ملت های مسلمان می آید ناشی از دوری آنان از اسلام ناب و تمسک به اسلام آمریکایی است که نمونه های زیادی از پیامد چنین رخداد تلخی را می توان برشمرد:
¤ اعطای پایگاههای نظامی به آمریکا برای تصاحب و چپاول منابع حیاتی جهان اسلام.
¤ ترویج تکفیر و برادرکشی در میان مسلمانان بنام دین و ارائه چهره ای خشن از مذهب.
¤ خلط مسائل قوی و نژادی با دین و ایجاد خط کشی میان مسلمانان بعنوان عرب و غیرعرب.
¤ ترویج خرافات و موهومات در راستای شکستن حرمت ها و قداست ها.
¤ پذیرش حکومتهای استبدادی و فاسد و تن دادن به ظلم و ستم
¤ اختلافات و تنش های قومی و ترویج ناسیونالیسم
¤ رواج جریان روشنفکری و لیبرالیسم سیاسی، دینی، و اقتصادی در درون و متن جهان اسلام با هدایت دولتهای مستبد داخلی.
نکات فوق تنها گوشه ای از نابسامانی های جهان اسلام است که ناشی از دوری ملت ها و دولت ها از اسلام ناب محمدی (ص) می باشد.
استقلال: مفهوم محوری دوم در اندیشه و نظام فکری امام خمینی (ره):
استقلال عنصر اساسی بیداری، خودیابی و آزادی ملت های مسلمان از یوغ سلطه جهانخواران و ابرقدرتها است و در یک کلمه نماد اتحاد ملی و همبستگی جوامع می باشد.
حضرت امام خمینی (ره) بر مبنای آیه شریفه قرآنی «لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»3 اینگونه اندیشه استقلال خواهانه خود را بیان می فرماید:
«خداوند تبارک و تعالی برای هیچ یک از کفار، سلطه بر مسلمین قرار نداده است و نباید مسلمین این سلطه را قبول کنند».4
حضرت امام برای دست یابی ملت های مسلمان به انسجام و اتحاد و رسیدن به عزت واقعی دو حوزه جداگانه اما به هم پیوسته برای «استقلال» ترسیم می کند.
1) استقلال درونی
2) استقلال خارجی
«استقلال درونی» بازگشت ملت ها به هویت راستین خود در سایه ارزش های دینی و ملی است، فرآیند بازگشت به عقبه های فرهنگی اعم از مفاخر و برتری های تمدن دیرینه خویشتن همراه با نوعی بیداری، گرایش و عشق به مام میهن و باز تولید فرهنگ های اصیل در ملل اسلامی خواهد بود. هر چقدر نگاه ملت ها به گذشته عمیق تر و پایدارتر باشد به همان اندازه انگیزه زدودن فرهنگ مهاجم بیگانه و تحقیرگر نیز در میان ملت ها افزایش می یابد. این حرکت باعث برداشتن گام های عملی برای استقلال خواهی در حوزه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... خواهد شد. همانگونه که امروز به برکت انقلاب اسلامی در پرتو شعار راستین استقلال خواهی نظام اسلامی جامعه ما در بسیاری از عرصه ها به خودباوری و خوداتکایی رسیده و بهترین مصداق آن نیز دست یابی به انرژی صلح آمیز هسته ای می باشد که سبب پریشانی و ناآرامی قدرتهای استکباری شده است. اما استقلال درحوزه بیرونی یا خارجی به این معنا است وقتی ملت ها در پرتو ارزش های اصیل دینی و ملی به استقلال درونی برسند همزمان نیز به استعمار زدایی و نفی سلطه اجنبی ها از مصالح خود و سایر کشورهای اسلامی خواهند پرداخت و از هر ابزاری برای تحقق این هدف و مرحله اساسی از استقلال بهره می جویند. لذا حضرت امام خمینی (ره) در ترسیم چنین رویکردی به مقوله استقلال می فرماید:«بزرگترین وابستگی ملت های مستضعف به ابرقدرتها و مستکبرین، وابستگی فکری و درونی است که سایر وابستگی ها از آن سرچشمه می گیرد و تا استقلال فکری برای ملتی حاصل نشود استقلال در ابعاد دیگر حاصل نخواهد شد و برای بدست آوردن استقلال فکری و بیرون رفتن از زندان وابستگی، خود و مفاخر و آثار ملی و فرهنگی خود را دریابند.».5
آزادی - مفهوم سوم در راهبرد انسجام اسلامی و اتحاد ملی
آزادی از اصول پایدار تحقق نظام دموکراسی و همچنین از عناصر تشکیل اتحاد ملی است، آزادی معمولاً در درون دولت های سرزمینی قابل طرح و اجراست و مربوط به حوزه امور خارجی و روابط بین الملل نیست.
نظر به اینکه دولت های اسلامی از جمله پایه های تحقق امت واحد اسلامی هستند باید منبعث از رأی مردم و با مشارکت اراده آنها شکل گیرند تا بتوان با تعمیق و تثبیت ارکان دولت های اسلامی به امت واحد دست یافت، بدین جهت آزادی مفهوم واقعی و محوری خود را در تحقق انسجام اسلامی از رهگذر اتحاد ملی بروز می دهد.
در بسیاری از کشورها به دلیل فقدان فضای مناسب برای آزادی تعاطی افکار و تنوع اندیشه و عدم احترام به آراء دیگران شاهد شکل گیری استبداد داخلی و سپس استعمار خارجی بوده ایم هر چه فضای تنفس فکری در جوامع اسلامی تنگ باشد آهنگ حرکت آنها به سمت دیکتاتوری و استبداد تندتر خواهدشد. وجود آزادی به معنا و شکل واقعی آن نه به مفهوم تباهی و بی بندوباری بویژه در عرصه اندیشه و بیان دردهای مردم از رهگذر رسانه های عمومی شنیداری و دیداری از جمله مؤلفه های پایداری اتحاد ملی و همبستگی خواهدبود.
وجود آزادی و یا مطالبه آن از امور مسلم برانداختن حکومتهای طاغوتی و شکست هیمنه پوشالی قدرت های جهانی است. حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه می فرماید:
«برانداختن طاغوت یعنی قدرت های ناروایی که در سراسر وطن اسلامی برقرار است وظیفه همه ماست، دستگاههای دولتی جابر و ضدمردم باید جای خود را به مؤسسات خدمات عمومی بدهد و طبق قانون اسلام اداره شود و به تدریج حکومت اسلامی مستقر گردد»6.
سطح دوم راهبرد انسجام اسلامی: پایدارسازی و تعمیم نظام فکری و طراحی باورها و قواعد فراملی
ما زمانی می توانیم به انسجام اسلامی دست یابیم. که بتوانیم اندیشه اسلام ناب محمدی(ص) را با تمام ویژگی هایش به شکل صحیح و فراگیر در جوامع اسلامی تعمیق و تعمیم ببخشیم.
نظام فکری- فرهنگی اسلامی بعد از یافتن جایگاه مناسب در میان توده ها و در عرصه افکار عمومی آنها اعم از لایه های نخبگان، رسانه ها، و مراکز تولید تفکر می تواند منجر به تولید باورها و ارزش های مشترک و فرآوری آنها در قالب همگرایی و انسجام گردد. این مسئله نیازمند تحقق سه پیش زمینه است: ) جهت گیری واحد فکری و ذهنی در میان عموم جوامع اسلامی (پذیرش اسلام ناب محمدی(ص) به دور از گرایش شخصی و گروهی، موهومات، خرافات و زاییده های روشنفکری و تحجر)
2) شکل گیری روابط اجتماعی مستحکم (ذیلا به این مورد توجه داده شده است) «رفع فتنه و تفرقه ها»
3) منافع اسلامی فراگیر باید بطور روشن تعریف و مرزبندی شود. «تأکید بر نقاط وحدت و یکپارچگی»
(در توضیح بند دوم) در راستای استحکام روابط میان کشورها و ملت ها جهت نیل به اتحاد ملی و انسجام اسلامی باید در سطوح ذیل بتوانیم به انسجام و همگرایی برسیم.
الف) انسجام رابطه ای: به معنای بالا بودن تراکم روابط دوستی، محبت و حمایت در شبکه های اجتماعی جامعه اسلامی در سطح ملی و فراملی و سازگاری ویژگی ها.
ب) انسجام هنجاری: به مفهوم توافق جمعی بر هنجارها و منافع ملی در سطح دولت ها- ملت ها، در حوزه های گوناگون اجتماعی برای رسیدن به تعریف همسان از اتحاد ملی
ج) انسجام انگیزشی: وجود سازگاری میان منابع و فراهم سازی زمینه تعامل افراد جوامع اسلامی در سطح ملی و فراملی مانند پذیرش قرآن قانون اساسی و احساس تعلق به کشور یا امت واحد
د) انسجام عاطفی: به معنای بالا بودن وابستگی های عاطفی و نیز سازگاری بین عواطف مانند: هم نوعان، همسایگان، هم کیشان، هویت واحد و غیره در این راستا می توان عناصر فراوانی را برای انسجام میان مسلمانان و هم وطنان یافت. در هر حال برای رسیدن به این مهم و تعمیق و تعلیم باورهای دینی و رسیدن به انسجام پایدار نیازمند تکاپو و فعالیت در دو کانون ذیل می باشیم.
1) گسترش فعالیت و همگرایی عالمان و روشنفکران دینی در میدان عملی
2) گسترش و پایدارسازی کانون های تبلیغاتی و رسانه ای جهان اسلام. (در چهارچوب تعریف واحد از منافع جهان اسلام)
فرآیند گسترش و بسترسازی برای نظام فکری و فرهنگی بعنوان پیش نیاز انسجام اسلامی مستلزم حضور فعال نخبگان دینی و ملی در میدان کارکرد فکری و تبلیغاتی می باشد. نخبگان دینی در عرصه تعمیق فرهنگ و باورهای دینی و نخبگان ملی (روشنفکران دین مدار) در حوزه تعمیق باورهای ملی نقش راهبردی را برعهده دارند. و با توجه به همین جایگاه است که حضرت امام(ره) نخبگان را متوجه مسئولیتهای اجتماعی و تاریخی نموده و آنان را به ایجاد نهضت فرهنگی دعوت می کند و می گوید:«امروز حوزه قم، حوزه مشهد و حوزه های دیگر موظفند که اسلام را ارائه بدهند و این مکتب را عرضه کنند. مردم اسلام را نمی شناختند شما باید خودتان را، اسلامتان را، نمونه های رهبری و حکومت اسلام را به مردم دنیا معرفی کنید و مخصوصاً به گروه دانشگاهی و طبقه تحصیل کرده»7.
البته نخبگان و عالمان دینی به شرطی می توانند رسالت بزرگ تاریخی خود را ایفا کنند که:
اولا: ضمن بازگشت به هویت واقعی و اصیل، خود را به منابع فکری و فرهنگی غنی و قابل اعتماد مسلح سازند تا بتوانند با پشتوانه سرمایه های عظیم تمدنی و فرهنگی درونی به تبیین و ترویج اندیشه اسلامی و تعمیق باورهای دینی بپردازند.
ثانیاً: روشنفکران و عالمان دینی باید از حالت رخوت و سستی، بی تفاوتی و بی اعتمادی به خود خارج شوند تا به عنصری تحول ساز و تاریخ آفرین در راستای ایجاد انسجام اسلامی و اتحاد ملی تبدیل گردند در این باره حضرت امام خمینی(ره) می فرماید:«وظیفه ما همه مسلمین است، وظیفه علماء اسلام است، وظیفه دانشمندان مسلمین است وظیفه نویسندگان و گویندگان و طبقات مسلمین است... که هشدار بدهند به ممالک اسلامی که ما خودمان فرهنگ غنی داریم، مسلمانان هم باید خودشان را پیدا کنند، یعنی بفهمند که خودشان دارای یک فرهنگ و کشوری هستند»8.
در حوزه کانون های تبلیغی و فرهنگی حضرت امام خمینی(ره) با تأکید بر استفاده از روش ها و نهادهای فرامدرن برای بیان و تبلیغ و باورهای اسلامی در مقابل از میان همه شیوه های سنتی در عرصه باورسازی و تولید اندیشه تریبون هایی را برمی گزینند که علاوه بر داشتن حوزه تأثیر فراگیر و عمیق از سویی کم هزینه نیز می باشند اما آنچه که در این انتخاب مهم بوده. این نهادهای دینی و مذهبی در ذات خود بیانگر و نماد انسجام اسلامی است یعنی در عین کارکرد محتوایی در ظاهر نیز تبلیغ کننده همبستگی و اتحاد می باشد. مانند آیین های نمازجمعه و جماعات و در سطح بین المللی مناسک حج، ایشان پیرامون برجستگی کانون های مذکور در زمینه ترسیم انسجام اسلامی و تبلیغ باورهای دینی می فرماید:«اسلام این گونه اجتماعات را فراهم کرده تا از آن استفاده دینی بشود، عواطف برادری و همکاری افراد تقویت شود، رشد فکری بیشتری پیدا کنند، برای مشکلات سیاسی و اجتماعی خود راه حل هایی بیابند و به دنبال آن به جهاد و کوشش دسته جمعی بپردازند.»9
حضرت امام(ره) در ادامه می گوید:«اگر هر روز جمعه مجتمع می شدند و مشکلات عمومی مسلمانان را به یاد می آوردند و رفع می کردند و یا تصمیم به رفع آن می گرفتند کار به اینجا نمی کشید. امروز باید با جدیت این اجتماعات را ترتیب دهیم و از آن برای تبلیغات و تعلیمات استفاده کنیم به این ترتیب نهضت اعتقادی و سیاسی اسلام وسعت پیدا می کند و اوج می گیرد.»10
حضرت امام(ره) با تاکید بر بهره گیری از اجتماعات موصوف در واقع بر کارکرد دوگانه آنها اصرار دارد:
1) کارکرد آموزشی در زمینه باورسازی. تعمیق و تعلیم بینش فکری و فرهنگی
2) نقش اساسی در اجتماع سازی و تمرکز اراده و نیروی انسانی امت اسلامی برای رسیدن به انسجام و همبستگی ملی
جنبش سیاسی و عملی برای انسجام اسلامی
استراتژی و طراحی حضرت امام خمینی(ره) برای رسیدن به انسجام اسلامی متشکل از دو لایه است: لایه اول: همان کارکرد فرهنگی و فکری است که در بخش نخست مقاله به آن پرداخته شد و دومین عنصر، جنبش سیاسی و عملی است.
یقینا دست یابی به انسجام اسلامی بدون وجود یک قاعده سیاسی و شکل گیری زیرساخت های نظام سیاسی سرزمینی یا فرااقلیمی امکان پذیر نیست. و امکان عینیت یافتن را ندارد.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   20 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی با نگاهی به اندیشه های امام خمینی

دانلودمقاله ولادت رسول خدا(ص)و شرح زندگانى آن حضرت

اختصاصی از فی موو دانلودمقاله ولادت رسول خدا(ص)و شرح زندگانى آن حضرت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
ولادت رسول خدا(ص)و شرح زندگانى آن حضرت تا ازدواج با خدیجه قبل از آنکه مبادرت به شرح داستان ولادت رسول خدا(ص)بنماییم،مناسب است به پاره‏اى از بشارتهاى انبیا و پیشگوییهاى منجمان و کاهنان و غیر ایشان درباره تولد و ظهور آن حضرت اشاره شود زیرا در فصلهاى آینده مورد نیاز واقع خواهد شد.
و ما وقتى روى دلیلهاى عقلى و نقلى دانستیم که پیغمبر اسلام خاتم پیغمبران و دین اسلام کاملترین ادیان الهى است ـچنانکه در جاى خود ثابت شده و ما بدان معتقدیمـمى‏دانیم که به طور قطع در ضمن تعلیمات پیغمبران گذشته سخنانى در مورد آخرین پیامبر بوده است و نوید و بشارتهایى از آنها درباره ظهور رسول خدا(ص)رسیده است اگر چه شاید بسیارى از آنها به دست مغرضان و تحریف کنندگان تعلیمات انبیا و کتابهاى آسمانى از بین رفته و یا تحریف شده باشد.
اما از آنجا که بشارت و نوید معمولا در لفافه و به صورت رمز و اشاره القا مى‏شود،باز هم سخنان زیادى از پیمبران گذشته در این باره به ما رسیده و از نابودى و تحریف مغرضین جان سالم به در برده است.
و به گفته یکى از دانشمندان:
«مصلحت خداوندى ایجاب مى‏کرد که این بشارات مانند زیبایى‏هاى طبیعت که محفوظ مى‏ماند یا مانند صندوقچه جواهر فروشان که به دقت حفظ مى‏شود در لفافه‏اى از اشارات محفوظ بماند تا مورد استفاده نسلهاى بعد که بیشتر با عقل و دانش‏سر و کار دارند قرار گیرد» (1) .
بشارتهاى انبیاى الهى درباره آمدن رسول خدا از جمله این بشارتها آیه 14 و 15 از کتاب یهودا است که مى‏گوید:
«لکن خنوخ«ادریس»که هفتم از آدم بود درباره همین اشخاص خبر داده گفت اینک خداوند با ده هزار از مقدسین خود آمد تا بر همه داورى نماید و جمیع بى دینان را ملزم سازد و بر همه کارهاى بى دینى که ایشان کردند و بر تمامى سخنان زشت که گناهکاران بى دین به خلاف او گفتند...»
که ده هزار مقدس فقط با رسول خدا(ص)تطبیق مى‏کند که در داستان فتح مکه با او بودند.بخصوص با توجه به این مطلب که این آیه از کتاب یهودا مدتها پس از حضرت عیسى(ع)نوشته شده. (2)
و از آن جمله در سفر تثنیه،باب 33،آیه 2 چنین آمده:
«و گفت خدا از کوه سینا آمد و برخاست از سعیر به سوى آنها و درخشید از کوه پاران و آمد با ده هزار مقدس از راستش با یک قانون آتشین...»
که طبق تحقیق جغرافى دانان منظور از«پاران»ـیا فارانـمکه است،و ده هزار مقدس نیز چنانکه قبلا گفته شد فقط قابل تطبیق با همراهان و یاران رسول خدا(ص)است.
و در فصل چهاردهم انجیل یوحنا:16،17،25،26 چنین است:
«اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید،و من از پدر خواهم خواست و او دیگرى را که فارقلیط است به شما خواهد داد که همیشه با شما خواهد بود،خلاصه حقیقتى که جهان آن را نتواند پذیرفت زیرا که آن را نمى‏بیند و نمى‏شناسد،اما شماآن را مى‏شناسید زیرا که با شما مى‏ماند و در شما خواهد بودـاینها را به شما گفتم مادام که با شما بودم اما فارقلیط روح مقدس که او را پدر به اسم من مى‏فرستد او همه چیز را به شما تعلیم دهد و هر آنچه گفتم به یاد آورد».
که بر طبق تحقیق کلمه«فارقلیط»که ترجمه عربى«پریکلیتوس»است به معناى«احمد»است و مترجمین اناجیل از روى عمد یا اشتباه آن را به«تسلى دهنده»ترجمه کرده‏اند.
و در فصل پانزدهم:26 چنین است:
«لیکن وقتى فارقلیط که من او را از جانب پدر مى‏فرستم و او روح راستى است که از جانب پدر عمل مى‏کند و نسبت به من گواهى خواهد داد».
و در فصل شانزدهم:7،12،13،14 چنین است:
«و من به شما راست مى‏گویم که رفتن من براى شما مفید است،زیرا اگر نروم فارقلیط نزد شما نخواهد آمد،اما اگر بروم او را نزد شما مى‏فرستم اکنون بسى چیزها دارم که به شما بگویم لیکن طاقت تحمل ندارید،اما چون آن خلاصه حقیقت بیاید او شما را به هر حقیقتى هدایت خواهد کرد،زیرا او از پیش خود تکلم نمى‏کند بلکه آنچه مى‏شنود خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد...»
و سخنان دیگرى که از پیغمبران گذشته به ما رسیده و در کتابها ضبط است و چون نقل تمامى آنها از وضع نگارش تاریخ خارج است از این رو تحقیق بیشتر را در این باره به عهده خواننده محترم مى‏گذاریم و به همین مقدار در اینجا اکتفا نموده و قسمتهایى از سخنان دانشمندان و کاهنان و پیشگوییهاى آنان که قبل از تولد رسول خدا(ص)کرده‏اند نقل کرده به دنبال گفتار قبل خود باز مى‏گردیم.
پیشگویى‏ها و سخنان کاهنان ابن هشام مورخ مشهور در تاریخ خود مى‏نویسد (3) :ربیعة بن نصر که یکى ازپادشاهان یمن بود خواب وحشتناکى دید و براى دانستن تعبیر آن تمامى کاهنان و منجمان را به دربار خویش احضار کرد و تعبیر خواب خود را از آنها خواستار شد .
آنها گفتند:خواب خود را بیان کن تا ما تعبیر کنیم؟
ربیعه در جواب گفت:من اگر خواب خود را بگویم و شما تعبیر کنید به تعبیر شما اطمینان ندارم ولى اگر یکى از شما تعبیر آن خواب را پیش از نقل آن بگوید تعبیر او صحیح است.
یکى از آنها گفت:چنین شخصى را که پادشاه مى‏خواهد فقط دو نفر هستند یکى سطیح و دیگرى شق که این دو کاهن مى‏توانند خواب را نقل کرده و تعبیر کنند.
ربیعه به دنبال آن دو فرستاد و آنها را احضار کرد،سطیح قبل از شق به دربار ربیعه آمد و چون پادشاه جریان خواب خود را بدو گفت،سطیح گفت:آرى در خواب گلوله آتشى را دیدى که از تاریکى بیرون آمد و در سرزمین تهامه در افتاد و هر جاندارى را در کام خود فروبرد !
ربیعه گفت:درست است اکنون بگو تعبیر آن چیست؟
سطیح اظهار داشت:سوگند به هر جاندارى که در این سرزمین زندگى مى‏کند که مردم حبشه به سرزمین شما فرود آیند و آن را بگیرند.
پادشاه با وحشت پرسید:این داستان در زمان سلطنت من صورت خواهد گرفت یاپس از آن؟
سطیح گفت:نه،پس از سلطنت تو خواهد بود.
ربیعه پرسید:آیا سلطنت آنها دوام خواهد یافت یا منقطع مى‏شود!
گفت:نه پس از هفتاد و چند سال سلطنتشان منقطع مى‏شود!
پرسید:سلطنت آنها به دست چه کسى از بین مى‏رود؟
گفت:به دست مردى به نام ارم بن ذى یزن که از مملکت عدن بیرون خواهد آمد.
پرسید:آیا سلطنت ارم بن ذى یزن دوام خواهد یافت؟
گفت:نه آن هم منقرض خواهد شد.
پرسید:به دست چه کسى؟گفت:به دست پیغمبرى پاکیزه که از جانب خدا بدو وحى مى‏شود.
پرسید:آن پیغمبر از چه قبیله‏اى خواهد بود؟
گفت:مردى است از فرزندان غالب بن فهر بن مالک بن نضر که پادشاهى این سرزمین تا پایان این جهان در میان پیروان او خواهد بود.
ربیعه پرسید:مگر این جهان پایانى دارد؟
گفت:آرى پایان این جهان آن روزى است که اولین و آخرین در آن روز گرد آیند و نیکوکاران به سعادت رسند و بدکاران بدبخت گردند.
ربیعه گفت:آیا آنچه گفتى خواهد شد؟
سطیح پاسخ داد:آرى سوگند به صبح و شام که آنچه گفتم خواهد شد.
پس از این سخنان شق نیز به دربار ربیعه آمد و او نیز سخنانى نظیر گفتار«سطیح»گفت و همین جریان موجب شد تا ربیعه در صدد کوچ کردن به سرزمین عراق برآید و به شاپورـپادشاه فارسـنامه‏اى نوشت و از وى خواست تا او و فرزندانش را در جاى مناسبى در سرزمین عراق سکونت دهد و شاپور نیز سرزمین«حیره»راـکه در نزدیکى کوفه بودهـبراى سکونت آنها در نظر گرفت و ایشان را بدانجا منتقل کرد،و نعمان بن منذرـفرمانرواى مشهور حیرهـاز فرزندان ربیعه بن نصر است .
و نیز داستان دیگرى از تبع نقل مى‏کند و خلاصه‏اش این است که مى‏گوید:تبع پادشاه دیگر یمن به مردم شهر یثرب خشم کرد و در صدد ویرانى آن شهر و قتل مردم آن برآمد و به همین منظور لشکرى گران فراهم کرد و به یثرب آمد.
مردم یثرب آماده جنگ با تبع شدند و چنانکه نزد انصار مدینه معروف است،مردم روزها با تبع و لشکریانش جنگ مى‏کردند و چون شب مى‏شد براى تبع و لشکریانش به خاطر اینکه میهمان و وارد بر ایشان بودند خرما و آذوقه مى‏فرستادند و بدین وسیله از آنها پذیرایى مى‏کردند .
مدتى بر این منوال گذشت تا روزى دو تن از احبار و دانشمندان یهود از بنى قریظه به نزد تبع رفته و بدو گفتند:فکر ویرانى این شهر را از سر دور کن و از این تصمیم‏انصراف حاصل نما،و اگر در این کار اصرار ورزى و پافشارى کنى نیروى غیبى جلوى این کار تو را خواهد گرفت و ما ترس آن را داریم که به عقوبت این عمل گرفتار شوى.
تبع پرسید:چرا؟
گفتند:براى آنکه این شهر هجرتگاه پیغمبرى است که از حرم قریش(یعنى مکه معظمه)بیرون آید،و این شهر هجرتگاه و خانه او خواهد بود.
تبع که این سخن را شنید دانست که آن دو بیهوده نمى‏گویند و از روى علم و اطلاع و خبرهایى که از کتابها دارند این سخن را مى‏گویند و به همین سبب از ویرانى شهر یثرب منصرف شد و سخن آن دو نفر در او تأثیر کرد.و در کتاب اکمال صدوق(ره)است که تبع در این باره اشعارى نیز سرود که از آن جمله است:
حتى أتانى من قریظة عالم‏
حبر لعمرک فى الیهود مسدد
قال ازدجر عن قریة محجوبة
لنبى مکة من قریش مهتد
فعفوت عنهم عفو غیر مثرب‏
و ترکتهم لعقاب یوم سرمد
و ترکتها لله أرجو عفوه‏
یوم الحساب من الحمیم الموقد
و در پاره‏اى از روایات نیز آمده است که رسول خدا(ص)فرمود:تبع را دشنام نگویید زیرا او مسلمان شد و ایمان آورد

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  24  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ولادت رسول خدا(ص)و شرح زندگانى آن حضرت

دانلود مقاله افزایش سطح کویرها و کاهش کیفیت آب و خاک

اختصاصی از فی موو دانلود مقاله افزایش سطح کویرها و کاهش کیفیت آب و خاک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه :
افزایش سطح کویرها و کاهش کیفیت آب و خاک یکی از مهمترین معضلات چند دهه ی اخیر است. افزایش جمعیت دنیا و به تبع آن افزایش احتیاج به مواد غذایی باعث رویکرد انسان به کشاورزی شده و در این راستا ، تبدیل اراضی به زمین های کشاورزی بدون در نظر گرفتن مسائل مربوط به آن در بسیاری از مناطق دنیا باعث بروز بحران شده است که یکی از آنها همین پیشروی کویرهاست (9) کویر به جائی گفته می شود که در اثر افزایش محلولهای نمک در سطح خاک ، قابلیت تولید خاک کاهش می یابد و در نهایت به کلی از بین می رود. به بیان دیگر محل تولید غذای انسان تخریب می شود حفظ کیفیت آب و خاک بدلایل ذکر شده یکی از اصلی ترین وظایف انسان در حال حاضر است. زیرا نه تنها نسل حاضر در معرض خطر قرار می گیرند ، بلکه نسلهای آینده نیز از خطر ایجاد شده مصون نخواهند ماند.
در کشور ایران با توجه به قرار گرفتن در موقعیت جغرافیائی خاص ( وقوع در عرض جغرافیایی30 درجه که کمربندی از مناطق بیابانی در روی زمین را شامل می شود ) اهمیت این مسأله دو چندان می شود. کشور ما دارای میانگین بارندگی سالیانه ای بسیار پائین تر از میانگین بارندگی دنیاست ( حدود 3/1 ) و همین مقدار بارندگی نیز پراکنش منظومی چه از نظر مکانی و چه در زمانهای مختلف سال ندارد. لذا باید برای استفاده ی بهینه از منابع آبی موجود حداکثر توجه ( علمی – کاربردی ) اعمال شود. منطقه ی گرمسار نیز که به عنوان محلّ مورد بررسی انتخاب شد دارای خصوصیات جغرافیایی خاصی است. از یک طرف در قسمت شمالی چسبیده به البرز مرکزی و ارتفاعات آن است و از طرفی در طرف جنوب متصل به بزرگترین کویر ایران ( کویر مرکزی ) است (17) که هرگونه استفاده ی نادرست از منابع آبی زیر زمینی این منطقه ، امکان گسترش کویر را بطرف مناطق شمالی ، بیشتر می کند.
در این منطقه در بسیاری از مناطق جنوبی دشت ، به علت کاهش عملکرد محصول در اثر کاهش کیفیت خاک ، زمین ها رها شده و با حفر چاه در دیگر مکانها ، اراضی جدیدی تحت شخم قرار گرفتند یعنی با در نظر نگرفتن توان اکولوژیکی منطقه ، باعث تشدید عمل بیابان زایی در منطقه شده است لذا با تعیین هدفهای تحت بررسی ، امکان جلوگیری از پیشرفت کویر در دیگر مناطق مورد بحث قرار خواهد گرفت تا راه حل هایی مناسب برای این مسأله تشخیص داده شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرابق تحقیق :
1-1- مطالعات موردی :
در سال 1370 سمیناری تحت عنوان بررسی علل شوری آبهای تحت الارضی و راه های جلوگیری آن در منطقه ی شرق دریاچه ی ارومیه تشکیل و مقالاتی در این مورد ارائه شد. پایان نامه ای توسط اصغر طهماسبی در سال 1377 در مورد نقش سازنده های شور جهت گسترش بیابان در حوضه ی رودخانه ی اشتهارد انجام شد.
زمین شناسی منطقه ی گرمسار: گسترش وسیع سازند قم در حوزه ی ایران مرکزی و ذخائر محدود نفتی در آن ، سبب گشته که این سازنده از دیرباز مورد توجه باشد. در مورد زمین شناسی دشت گرمسار افراد چون Huber, et al (1960), Kalhor, Huber (1966) (3) مطالعاتی داشته اند.
مطالعه ای تحت عنوان بیابان زائی ناشی از ویژگیهای زمین شناسی ایران ، مطالعه ی موردی ( گنبدهای نمکی ) در حوزه ی آبخیز حبله رود انجام شد و نقش این گنبدها در کاهش کیفیت آب حبله رود مورد بررسی قرار گرفت.
نیز مطالعاتی توسط سازمان جهانی FAO با همکاری سازمان های ذیربط در مورد آمایش سرزمین حوضه ی دشت گرمسار در حال اجراست و این طرح در حال سپری کردن مطالعات مقدماتی است.
در مورد شکل و حالت جبهه های آب شور و شیرین در مناطق ساحلی و نحوه ی تغییرات آنها مطالعاتی توسط دو دانشمند به نام های گیبن و هرزبرگ انجام شد این مطالعات در واقع نشان دهنده ی پمپاژ و مسائل مربوط به آن و تأثیرش در تغییرات تعادل دو جبهه ی آب و تغییر کیفیت آبهاست. این مطالعات بصورت تفصیلی در ادامه می آید. در واقع به کمک فرمولهای ارائه شده می شود بهترین میزان پمپاژ چاه ها را بدست آورد.
1-2- تداخل آب شور و شیرین در سفره های ساحلی :
در محل خروجی آبهای زیر زمینی منتهی به اقیانوسها ، دریاها و دریاچه ها که میزان املاح آنها بالاست و دو سیال با جرم مخصوص متفاوت باعث ایجاد فصل مشترک بین آبهای شور و شیرین شده که آب شور بعلت جرم مخصوص بیشتر در پائین قرار گرفته و آب شیرین در قسمت بالا قرار می گیرد و از بالای این سطح مشترک ، آب زیر زمینی تخیله میگردد. شکل و حرکت این سطح مشترک ، بستگی به تعادل هیدرودینامیک آبهای شور و شیرین دارد. عوامل مؤثر در ضخامت و جابه جائی فصل مشترک عبارتند از : مقدار و غلظت شوری سفره ی شور ، بهربرداری از سفره ( پمپاژ ) و جزر و مد.
اگر بدلایلی مثل پمپاژ ، بارهیدرولیکی فصل مشترک کاهش یابد ( کاهش ضخامت آّب شیرین )، هجوم پیشروی آب شور به لایه ی آبدار شیرین بوجود خواهد آمد ، در نتیجه بهربرداری از آبهای زیر زمینی در نواحی ساحلی از اهمیت و حساسیت ویژه ای بر خوردار است. اگر آب شور از دریا به حوضه ی چاه ها برسد ، منابع آب زیر زمینی غیر قابل استفاده می گردند. بعلاوه ، چون لایه ی آبدار بوسیله ی نمک آلوده میشود ، شاید سالها وقت لازم باشد که بتوان با آب زیر زمینی شیرین کافی موجود ، اثرات آب شور را شستشو داد و بیرون راند.
بین دو مایع مخلوط نشدنی که در مجاور هم می باشند ، اصطلاح سطح مشترک به کار می رود. اما با توجه به اینکه آب شور و شیرین دو مایع مخلوط شدنی و قابل امتزاج در هم می باشند ، به جای سطح مشترک بین آنها ، اصطلاح Tranoataon یعنی منطقه ای که دارای ضخامت محدود بوده و از لحاظ و سایر مشخصات حد واسط منطقه زیرین ( آب شور ) و منطقه ی فوقانی ( آب شیرین ) می باشد ، به کار می رود شکل شماره ی 1 جهت جریان آب در سه منطقه را نشان می دهد :

 


1-2-1- مخروط بالا آمده آب شور و نحوه ی کنترل آن :
در بهره برداری آبهای زیر زمینی وقتی طبقات آبدار شامل یک لایه ی زیرین از آب شور و آب شیرین بخش بالائی توسط چاه پمپاژ شود ، یک بالا آمدگی محلی و موضعی در سطح مشترک به وجود می آید که به این پدیده مخروط بالا آمده ی آب شور گویند با توجه به شکل شماره ی 2 در شروع پمپاژ (t=t.) سطح مشترک افقی بوده ( بالا آمدگی آب شور وجود ندارد ) و با ادامه پمپاژ به علت کاهش بار هیدرولیکی فصل مشترک بصورت متوالی بالا آمده و سرانجام می تواند به چاه برسد:

این امر بسیار خطرناک بوده و ممکن است منجر به غیر قابل استفاده شدن چاه گردد. با قطع پمپاژ مخروط بالا آمده فروکش کرده و به حالت اولیه بر می گردد. مخروط بالا آمده پدیده ی پیچیده ای است که در سالهای اخیر تحقیقات مربوط به آن ادامه یافته تا در طرح چاه ها و بهر برداری از آب شیرین بالای آب شور معیار و رابطه ای پیدا کند.
پارامترهای مهم در این رابطه عبارتند از :
1- تعیین محل مناسب چاه
2- عمق چاه
3- فاصله ی چاه ها از هم
4- میزان پمپاژ و دبی لحظه ای چاه
5- ضخامت آب شیرین و عمق فصل مشترک
6- اختلاف وزن مخصوص آب شور و شیرین
7- تداوم پمپاژ
8- فاصله ی کف چاه از سطح مشترک در شرایط هیدرواستاتیک
یعنی با رعایت پارامترهای ذکر شده در طراحی و بهره برداری از چاه ، اختلاط آب شور و شیرین به حداقل خود می رسد. با روش تحلیلی و بر اساس فرضیات دو پوئی و رابطه ی گیبن هرزبرگ مقدار بالا آمدگی مخروط آب شور در زیر چاه از رابطه ی زیر بدست می آید :
P :: : اختلاف وزن مخصوص آب شور و شیرین
PF : وزن مخصوص آب شیرین
Q : دبی پمپاژ
K : ضریب نفوذپذیری
d : فاصله ی کف چاه از سطح مشترک در حالت هیدرواستاتیکی
تجربه استفاده از مدلهای هیدرولیکی نشان داده که :
1- از این رابطه تا زمانی که مقدار بالا آمدگی مخروط آب شور از حالت بحرانی تجاوز نکرده می توان استفاده کرد.
2- وقوع حالت بحرانی مخروط بالا آمده آب شور مستقیماً بادبی پمپاژ مناسب است.
3- اگر بالا آمدگی مخروط آب شور از مقدار بحرانی تجاوز کند موجب تسریع در رسیدن مخروط آب شور غلیظ به چاه خواهد شد.
4- اگر مقدار z/d تا 3/0 الی 5/0 باشد ، بالا آمدگی بحرانی صورت خواهد گرفت. بنابراین قبول حد بالائی z/d یعنی 5/0 = z/d یا z< d/2 میزان دی ماکزیمم مجاز بدون ورود نمک به چاه طبق رابطه ی زیر خواهد بود:
Qmax= d2k ( P/PF )
اما چون در منطقه ی Transitanzone تغییرات سالنته ی شوری تدریجی است ، بطوریکه در قسمت بالائی زون مقدار P به سمت صفر میل می کند 0) P ( در نتیجه حد محدودی برای مقدار بالا آمدگی زون (T-Z) نمی توان قائل شد. این امر باعث خواهد شد که حتی با رعایت دبی ماکزیمم مجاز لحظه ای با افزایش طول زمان پمپاژ مقدار کمی آب شور ( آب شور با شوری پائین ) به چاه وارد شود ، به عبارت دیگر چون تغییرات میزان شوری در این منطقه تدریجی است ، لذا این تغییرات در مخروط بالا آمده زون نیز تدریجی خواهد بود پس مخروط بالا آمده را می توان شامل تعداد زیادی مخروط جزئی تصور کرد که از داخل به خارج میزان بالا آمدگی آنها افزایش و از درجه ی شوری آنها کاسته می شود. در نتیجه با رعایت دقیق پارامترهای مؤثر در طرح و بهره برداری چنین چاه هائی درصد نمکی که به چاه وارد می شود ، به حداقل رسیده ، یعنی از رسیدن مخروطهای جزئی با درصد نمک بالا به چاه جلوگیری خواهد شد.
شکل شماره سه اثر پمپاژ را در تشکیل مخروط بالا آمده نشان میدهد :
شکل شماره ی چهار رابطه ی بین شوری آب چاه و میزان پمپاژ را نشان می دهد:

 

 

 

1-2-2- رابطه ی گیبن – هرزبرگ بین آبهای شور و شیرین :
تقریباً 50 سال پیش ، دو محقق که بطور جداگانه در سواحل اروپا کار می کردند ، متوجه شدند که در هر نقطه از یک لایه ی آبدار ساحلی ، چنانچه از شکل شماره ی 5 بر می آید ، عمیق مرز بین آب شور و شیرین ، در صورتیکه از سطح دریا اندازه گرفته شود 40 برابر اختلاف سطح آب شیرین و سطح آب دریا از آن نقطه خواهد بود. علت این پدیده را تعادل ایستابی ( هیدرواستاتیک ) موجود بین دو مایع با دو چگالی متفاوت داشته اند ، معادله ای که این پدیده را نشان میدهد به معادله ی گیبن – هرز برگ معروف است. (شکل 5 )

 

AP = ps.g.hs
Ps چگالی آب شور ، g شتاب ثقل زمین و hs نیز در شکل مشخص است. در نقطه ی B :
PB = pf.g.hf + pf.g.hs
Pf : چگالی آب شیرین است. اکنون اگر دو معادله ی فوق را مساوی قرار دهیم ، معادله ی گیبن – هرز برگ بدست می آید:

 


چنانچه pf = 1/025 گرم در سانتی متر مکعب باشد ، خواهیم داشت: hs = 4.hf .

 

1-2-3- طول گاوه آب نافذ دریا:
همانطوریکه از رابطه ی گیبن – هرز برگ بر می آید ، در محل تقاطع یک لایه ی آبدار با دریا ، یک گاوه آب شور حتماً وجود خواهد داشت. اگر فرض شود که جریان آب شیرین از لایه ی آبدار بطرف دریا باشد و مقدارش نیز در یک فوت ساحل دریا برابر q باشد. به کمک قانون دارسی برای یک لایه ی آبدار بسته ( سفره ی محبوس ) رابطه ی تقریبی زیر به دست می آید : K : ضریب نفوذ پذیری است.

 

که در آن pf و ps به ترتیب چگالی آبهای شیرین و شور می باشند. ابعاد b و L نیز در شکل شماره ی 6 مشخص است.

 

از معادله ی فوق چنین بر می آید که برای یک لایه ی آبدار یکنواخت با شرایط یکنواخت مایع ، در طول گاوه آب نافذ به طور معکوس با جریان آب شیرین متناسب است. معادله ی فوق را نیز می توان برای لایه های آبدار باز به کار برد ، منتهی به جای b باید ضخامت منطقه ی اشباع را قرار داد ، و در نظر داشت که جریان از جهت افقی زیاد منحرف نگردد.

 

 

 

 

 

 

 


بخش دوم: ویژگیهای آبخیز گرمسار
2-1- ویژگیهای دشت :
دشت گرمسار با وسعتی بالغ بر 50000 هکتار بر روی آبرفت رودخانه ی حبله رود مخروط افکنه ی آن در طول /10 520 تا /45 520 شرقی و عرض /00/35 تا /20 350 شمالی در فاصله ی 110 کیلومتری جنوب شرقی تهران واقع شده است متوسط ارتفاع دشت از سطح دریا 875 متر است.این دشت شامل 119 روستا و مزرعه با مساحت مفید اراضی کشاورزی بالغ بر 30000 هکتار می باشد. شعاع این مخروط افکنه حدد 15 تا 20 کیلومتر و شیب دشت بین 1/4 درصد در قسمت شمالی و 5/0 درصد در بخشهای جنوبی متغیر می باشد.

 

2-2- اقلیم دشت :
میانگین بارندگی سالیانه ی دشت بر اساس اطلاعات اداره ی کل آب استان سمنان 5 11 میلی متر و میزان تبخیر از تشتک کلاس A حدود 3200 میلی متر در سال و حداکثر دمای سالانهc 450+ و حداقل آن
c 150- است. با توجه به ارقام موجود این ناحیه دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک تا نیمه بیابانی بوده به طوری که تابستان های گرم و زمستان های سرد و خشک دارد.
آبرفتی آن تشکیل شده است. رأس مخروط در مدخل ورودی رودخانه دارای ارتفاعی معادل 980 متر و در قسمت قاعده آن به رقم 805 متر می رسد. شعاع مخروط در حدود 5 تا 12 کیلومتر است و شیب زمین در امتداد محور اصلی مخروط از 4/1 درصد در بخش فوقانی تا 5/0 درصد در قسمت تحتانی متغیر می باشد. قبل از احداث بند انحرافی بنکوه ، رودخانه در ابتدای مخروط به پنج شاخه منشعب می شده است که در نقطه ی انشعاب به فاصله ی کمی از آن روسوبگذاری نسبتاً مهمی از مواد دانه درشت صورت می گرفته است. فعلاً بقایای پنج آبروی اصلی که منطقه ی پایاب مخروط عبور میکرده اند ، بر روی تشکیلات تخریبی بصورت پنجه دستی مشاهده می شود که در گذشته رشد متقارن مخروط را سبب شده اند. در جنوب شرقی دشت گرمسار رودخانه ی شط رود وجود دارد که دشت گرمسار و ارتفاعات حاشیه ی آن حوزه ی آبخیز آن بوده و پس از گذشتن از دامنه های شمالی ارتفاعات سیاه کوه و زهکش نمودن دشت مذکور به کویر شمال جندق می رسد. دشت گرمسار را می توان از نقطه نظر ژئومورفولوژی با توجه به عوامل توپوگرافی – خاکشناسی و رسوب شناسی به سه قسمت اصلی تقسیم نمود:
الف- قسمتهای فوقانی که از بستر سنگلاخی رودخانه و انشعابات آن را تشکیل شده و تا حدود یک کیلومتری جنوب جاده تهران – مشهد ادامه دارد ، این نواحی دارای شیب نسبتاً زیاد بوده و حاوی مقادیر زیادی قلوه سنگ و سنگریزه است.
ب – بخش میانی که غالب اراضی زراعی دشت گرمسار در بر می گیرد ، دارای شیب ملایم و حاوی مقدار کمی سنگریزه بوده و رسوبات دانه ریز دشت سیلابی شامل رس و سیلت است.
ج – بخش تحتانی که دارای اراضی با شوری زیاد تا خیلی زیاد بوده و در امتداد جنوب بر مقدار املاح آن افزوده می شود. این بخش شامل اراضی پست با تلاقی و کفه های گلی و نمکی می باشد. در این قسمت عموماً میزان املاح بر مقدار ذرات رس و سیلت خاک برتری دارد.

 

2-3- زمین شناسی دشت گرمسار :
برخی از زمین شناسان این ناحیه را بخشی از زون زمین شناسی البرز مرکزی می دانند ، در حالیکه بعضی دیگر آنرا لبه ی شمالی زون ایران مرکزی به شمار می آورند. این ناحیه در حاشیه ی جنوبی البرز مرکزی قرار دارد و از نظر خواص کوه شناسی مشابه البرز بوده اما از نظر روندهای ساختمانی ، چینه شناسی و رسوب شناسی مشابه به ایران مرکزی است. سازندهای ائوسن و الگوسن ، الیگومیوسن ، میوسن و پلئیستوسن که با نام های کرج ، قرمز زیرین ، قم ، قرمز فوقانی ، هزار دره و آبرفتهای قدیمی و عهد حاضر شناخته می شوند ، در این منطقه گسترش دارند. گسل آبیک – فیروز کوه که مرز شمالی ایران مرکزی را مشخص می نماید ، به همراه گسل گرمسار ، کلرز ، دامه و سیاه کوه از گسل های مهم ناحیه می باشند. روند چین خوردگی همان روند کلی حاکم بر البرز است ، بطوریکه ساختمان تا قدیسی و ناودیسی موجود دارای شیب ملایم رو به جنوب بوده و امتداد عمومی شرقی – غربی دارند. سازندهای ذکر شده تحت تأثیر فازهای کوه زایی آلپی قرار گرفته اند و به شدت تکتونیزه شده اند ، آخرین فاز کوه زایی که ریخت کنونی ناحیه را کم و بیش بوجود آورده است فاز پاسادنین است که در زمان پلئیو – پلئیستوسن به وقوع پیوسته است و چین خوردگی سراسری ایران زمین را در پی داشته است. پیامد این چین خوردگی یک فاز فرسایش بوده که هنوز ادامه دارد. رسوب گذاری کواترنر نیز از همان و با شرایط متفاوت نسبت به گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد. آبرفتهای جدید که قسمت عمده ی دشتها را شامل می گردد به علت هتروژن بودن و مختلف الابعاد بودن قطعات تشکیل دهنده ی آنها ، سفره های آب زیر زمینی را تشکیل می دهنده. با توجه به شیب و امتداد لایه های سازندهای موجود در شمال و جنوب گرمسار به نظر می رسد سنگ کف دشت گرمسار از سازندهای تبخیری و مارنی دوران ترسیر می باشد.
2-4- زمین شناسی بالادست حوزه :
حوزه ی آبخیز حبله رود در قسمت البرز مرکزی جنوبی قرار داردو مشخصات اصلی زون زمین ساختی و تکتونیکی البرز در آن مشاهده می شود. در شاخه ی گورسفید ، نمرود و دلیچای در این اراضی جاری می باشند. به طور خلاصه وضع زمین شناسی حوزه ی ابخیز حبله رود به شرح زیر است :
شاخه ی گورسفید از سازندهای متعلق به میوسن ، پلیستوسن ، دوگر ( ژوراسک میانی )، ژوراسک فوقانی ، پرمین ، تریاس و کربونیفر تشکیل شده است که لیتولوژی آن شامل کنگلومرا ، ماسه سنگ مارن ، آهک ، دولومیت ، سیلتستون و شیل می باشد. این واحدها از قدیم به جدید عبارتند از آهک مبارک که زیر واحد پرمین از نظر سنی قرار می گیرد و متعلق یه کربونیفر زیرین است ، سازندهای درود و روته مربوط به دوره ی پرمین می باشند که بوسیله ی آهکهای خاکستری رنگ الیکاباسن تریاس پوشیده می شود ، آهک آمونیت دار دلیچای و آهک متراکم و ریز دانه ی سازند لار که عموماً ارتفاعات را تشکیل می دهند ، شیل و ماسه سنگ لیاس، کنگلومرای هزار دره و سازند قرمز فوقانی ( U.R.F) .
شاخه ی واشی از واحدهای متعلق به پلئیستوسن ، ائوسن میانی ، ژوراسیک میانی و فوقانی منشاء می گیرد و لیتولوژی عمومی آنها شامل آهک و رسوبات آبرفتی است که طبقات آهکی آن دارای درزهای بسیار بوده و به همین علّت چشمه سارهائی در نواحی آهکی آن مشاهده می شود که مجموعاً بخشی از آب رودخانه را تأمین می نماید. حد فاصل فیروز کوه و سیمین دشت در ساحل چپ رودخانه رسوبات آبرفتی مربوط به پلئیستوسن و توف و مارنهای توف دار گچ و آهک ائوسن میانی و فوقانی وجود دارد. ماسه سنگهای قرمز فجن را نیز باید به این مجموعه افزود بطوریکه در بخشهائی از مسیر رودخانه در مجاورت توفهای سبز رنگ کرج این سازند مشاهده می شود. در همین محدوده و در ساحل راست رودخانه سازندهای ائوسن میانی و فوقانی و ژوراسیک میانی و فوقانی مه غالباً آهکی است قرار دارند. این آهکها دارای درز و شکستگیهای فراوان بوده و به همین دلیل تعداد زیادی چشمه ، دو شاخه ی نمرود و دلیچای را تغذیه می کنند. در سمت راست رودخانه در نواحی سیمین دشت کنگلومرای جوان هزار دره رخنمون وسیعی دارد. این گراند کانیون ( Grand Canion ) بزرگ همانند یک زهکش عظیم عمل می کند و مناظر زیبائی از دودکش جن که به علت تفاوت در میزان فرسایش ایجاد می شوند ، در آن دیده می شوند. در ناحیه ی مذکور ، یک گسل قوی دار تراستی ، سازنده های قم و قرمز زیرین را بالا آورده و در کنار یا روی سازند هزار دره قرار داده است. در همین ناحیه زمین لغزه های بزرگی مشاهده می شود که پلاستیسیته زیاد نمک در ایجاد آنها بی تأثیر نبوده است. از این نواحی به سمت گرمسار ، بخش تحتانی حوزه آبخیز حبله رود در نظر گرفته می شود. سازندهای قرمز فوقانی با سنگهائی نظیر مارنهای قرمز ، کنگلومرا ، ماسه سنگ قرمز ، مارن نمک توأم با گچ وجود دارند. در این نواحی سازنده قرمز فوقانی ( U.R.F) با ضخامتی حدود 700 متر گسترش وسیعی دارد که ضخامت زیاد آن احتمالاً مربوط به حاشیه ی حوزه بودن این ناحیه هنگام عقب نشینی دریای گرم قم به سمت ایران مرکزی است. در بخشهایی از این سازند ، گنبدهای نمکی با کنتاکت گسله خود نمایی می کنند. به جزء شاخه ی فرعی شاهبلاغی که شیرین است ، تمامی شاخه های شور حوزه ی آبخیز حبله رود از این ناحیه سرچشمه میگیرد.
سازندهای تحتانی حوزه بر خلاف سازندهای شمالی آن ، غالباً فاقد پوشش گیاهی مناسب می باشند. با وقوع بارندگی ، هرز آب و سیلابهای زیادی بوجود می آید که علاوه بر دارا بودن مواد معلّق فراوان ، حاوی املاح زیادی نیز می باشند.

 

2-5- نگرشی کلّی بر رودخانه ی حبله رود :
حبله رود ، پر آب ترین رودخانه ی جنوب البرز بوده که میزان آب آن در ردیف رودخانه های بزرگ کشور می باشد دبی متوسط سالیانه ی آن بر اساس آمار 46 ساله ی ایستگاه بنکوه برابر 275 میلیون متر مکعب می باشد. اردیبهشت ماه به عنوان پر آب ترین ماه سال و ماه های مرداد – شهریور و مهر کم آبترین ماه های سال می باشند. سطح حوزه ی آبخیز حبله رود معادل 3209 کیلومتر مربع در عرضی حدود 90 کیلومتر ( شرقی – غربی ) و طولی حدود 80 کیلومتر ( شمالی – جنوبی ) می باشد. ارتفاع متوسط حوزه تقریباً 2300 متر است که حداکثر آن 4075 متر حداقل آن 980 متر می باشد. شیب متوسط دره در طول مسیر 1/ 21 % است که در قسمتهای شمالی ناحیه ی آبخیز ، بطور متوسط به 5/ 6 % نیز می رسد ولی در قسمت های انتهایی ( جنوبی ) از نسبت آن کاسته شده و به متوسط 35/ 1 % می رسد.
سرشاخه های شمالی این رودخانه در مناطقی قرار دارند که میزان ریزش جوی آنها بیشتر از 500 میلی متر بوده و به علت کمی تبخیر و یکنواخت بودن درجه ی حرارت از پوشش گیاهی نسبتاً خوبی برخوردار است. قسمتهای فوقانی حوضه به قسمتهای انتهائی آن بدلیل تغییرات شرایط اقلیمی و افزایش درجه ی حرارت و دوری از دریا و کاهش ارتفاع با کمبود بارندگی و رطوبت مواجه می شویم به طوری که میزان میانگین بارش از 740 میلی متر در گدوک به 500 میل متر در فیروز کوه و 350 میلی متر در سیمین شدت و 115 میلی متر در گرمسار می رسد. همچنین میانگین دما از c180+ در گدوک به c0 45+ در گرمسار می رسد که افزایش چشمگیری است. میانگین تبخیر در نواحی شمالی حدود 247 میلی متر است در حالیکه در گرمسار به 2170 میلی متر می رسد.

 

2-6- دبی مواد محلول و جامد رود خانه :
با توجه به ارتباط خطی بین میزان نمک محلول و دبی آب رود خانه ، به آسانی می توان به میزان تخلیه ی روزانه ی نمک محلول در آب حبله رود در محل بنکوه پی برد. به طور خلاصه میزان متوسط املاحی که توسط رود خانه و شعبات فرعی آن روزانه به دشت گرمسار وارد می شود ، 500 تن و سالانه معادل 182500 تن می باشد. به عبارت دیگر 6 تن در هکتار در سال نمک وارد دشت گرمسار می شود. علاوه بر این آب حبله رود حاوی مواد جامدی است که بصورت معلق و بار کف حمل می شوند. مقدار بار کف بین 10 تا 20 % و در برخی موارد خاص بین 50 % کل رسوبات را شامل می شود. دبی مواد جامد در سالهای خشک و متوسط و پر آب که حجم آب سالیانه به ترتیب کمتر از 200 و بین 200 تا 300 و بیش از 300 میلیون متر مکعب است ، کمتر از 5/0 ، بین 5/0 تا 5/1 و بیش از 5/1 میلیون تن در سال است. متوسط دبی مواد جامد در سال 3/4 میلیون تن در سال می باشد. وزن مواد غلطان و بارکف به نسبت 30 % کل رسوبات ، معادل 16 میلیون تن و حجم آن برابر 5/9 میلیون متر مکعب در سال است جدول شماره ی دو میزان نمک را در دو ماه پر آب و کم آب در چند محل نشان می دهد.
فرسایش ویژه ی حوزه ی آبخیز 4850 تن در کیلومتر مربع و جریان ویژه 67 هزار متر مکعب در کیلومتر مربع می باشد.

 

جدول شماره 1- میزان نمک آب حبله رود در دو ماه کم و پر آب
واحد میکرو موس بر سانتیمتر
محل آزمایش شوری در بهمن ماه شوری در مرداد ماه

 

نمرود 280 520
دلیچای دشت 460 700
سیمین دشت 750 1600

2-7- سرشاخه های حبله رود :
ابهای ناشی از ذوب برف در بخشهای شمالی حوضه به همراه آب چشمه های تغذیه کننده ی رود خانه از کوه های شمال شرق و ارتفاعات گدوک در شمال فیروز کوه با شاخه ی اصلی گور سفید آغاز می شود. این شاخه اصلی و دائمی خود از چهار شاخه ی ترود ، گور سفید ، گدوک و واشی به وجود آمده است که تقریباً دارای آبهای شیرین حبله رود می باشند. شاخه های اصلی دیگر عبارتند از : الف – نمرود که بزرگترین شاخه ی حبله رود بوده و در حدود 56 % آب آنرا تأمین می نماید و حدود 578 کیلومتر مربع از رشته کوه های البرز را زهکشی می کند و خود از سه شاخه بوجود آمده است که همگی آنها از اراضی شیرین مزوزوئیک و اوائل سنوزوئیک عبور می نماید. آب نمرود از نظر کیفیت بهترین آب شاخه های حبله رود است. حجم متوسط سالیانه در ایستگاه نمرود ، 160 میلیون متر مکعب است و اکثریت نزولات جوی در حوضه آبخیز آن غالباً بصورت برف است. شاخه های نمرود عبارتند از فرح رود ، امرگ و قرقانچای. این شاخه ها در کنار روستای خمده به دره ی اصلی رودخانه ی حبله رود می پیوندند. ب- رودخانه ی دلیچای : حوضه ی آبخیز آن حدود 344 کیلومتر مربع می باشد ، ولی سهم آبدهی آن با توجه به اینکه از مساحت زیادی برخوردار است ، کم می باشد. این رودخانه از دو شاخه ی هویر و سید آباد تشکیل می شود. شاخه ی هویر از ارتفاعات شاه نشین با ارتفاعی حدود 4076 متر سرچشمه می گیرد و به سمت شرق جریان می یابد ولی پس از گذشتن از روستای دلیچای مشهود می گردد. شاخه ی سید آباد از ارتفاعات آرو به طول /24 0 52 و ارتفاعات شمال سید آباد منشاء می گیرد و پس از گذشتن از روستای کلاک در شمال روستای مشهد به شاخه ی هویر می پیوندد و در جنوب غربی ایستگاه سیمین دشت وارد حبله رود میگردد. شاخه های دلیچای دارای آّب نسبتاً شیرین هستند و تنها شاخه ای از حبله رود است که با زمینهای شور اصلاً بر خورد ندارد. حدود 90 % از آب این رود خانه در تابستان توسط کشاورزان ناحیه به مصرف می رسد. علاوه بر شاخه های اصلی و دائمی فوق الذّکر ، شاخه های فصلی شیرین نظیر شاخه ی سقز دره یا شاهبلاغی و شاخابه های شور نظیر شور آب یا شور دره و رشید سلطان که از گنبدهای نمکی حوالی شمال نیم ایستگاه عروس پران به فاصله ی 5/7 کیلومتری آن سرچشمه می گیرد و حداکثر دبی آن 35 لیتر بر ثانیه است و شاخه ی تلخ آب که آب بسیار تلخ است ، کبوتر دره که دارای دو شاخه ی فرعی شرقی و غربی است و بستر آن بر روی گنبد نمکی و سایر سازندهای شور قرار دارد و میزان آبدهی آن حدود 25 لیتر بر ثانیه در فصل بارندگی می باشد و شاخه غلام آب که بسیار شور بوده و دارای آب نسبتاً فراوان است و از کوه گرماچ سرچشمه می گیرد و پس از اضافه شدن آب چشمه های شور جنوب کوه نردبان به سمت مغرب جریان می یابد و به چند شاخه ی فرعی دیگر اتصال یافته و سرانجام از طرف شرق وارد حبله رود می گردد. کلیه ی چشمه های تأمین کننده ی آب شاخه ی غلام آب از داخل سازندهای و تخریبی و گنبدهای نمکی اواخر دوره ی ترسیر زمین شناسی می گذرند. حوضه ی آبگیر این شاخابه حدود 226 کیلومتر مربع است که به تنهایی برای شور کردن آب حبله رود و تغییر شدید کیفیت آن کافی است. شاخه ی خرس درّه که در طول تابستان خشک و بی آب است و در فصول بارانی ، آبدار می شود و آب آن بدلیل شوری زیاد ، بلافاصله پس از ورود به حبله رود ، بر روی شوری آب آن تأثیر می گذارد. علاوه بر شاخه های شور مذکور ، باید از شاخه ی پل ارزاق که در تابستان کاملاً خشک است و شاخه ی سنگ دروازه یا ساری درّه نام برد که آب شاخه ی اخیر از گنبدهای نمکی سنگ دروازه و کوه های نمکی شمال شاهزاده حسین منشاء می گیرد و آخرین شاخه ی شوری است که در بخش انتهایی حوزه یعنی در نزدیکی محلی که حبله رود وارد دشت گرمسار می گردد قرار دارد.

 

2-8- منشاء نمکهای منطقه :
توده های نمکی حوزه به صورت دیاپیرهایی به سطح زمین می رسند. سه الگوی کلی در علت تشکیل گنبدهای نمکی و لایه های نمکی وجود دارد :
الف – الگوی تبخیری محیطی با آب و هوای گرم و تبخیر زیاد و فرو نشینی نمک در دریاهای با عمق زیاد و حوزه ی باز.
ب – الگوی تبخیری محیطی با آب و هوای گرم و تبخیر زیاد و فرو نشینی در اعماق کم و حوزه ی بسته.
ج – الگوی تکتونیکی.
با توجه به شواهد صحرائی موجود در منطقه ی مورد مطالعه و اصولاً ویژگیهای لایه های منشاء نمک ( سازند قرمز تحتانی ) می تواند به دلایل ذیل نحوه ی تشکیل لایه های نمک در منطقه مورد مطالعه را طبق الگوی تبخیری با آب و هوای گرم و تبخیر زیاد فرونشینی در اعماق کم در نظرگرفت :
1- وجود رسوبات آواری دانه درشت از قبیل کنگلومرا ، ماسه سنگ و نیز آگلومرا در سازند قرمز تحتانی ، عمق کم حوزه ی رسوبی را اثبات می کند.
2- تناوب لایه های نازک تبخیری گچ و نمک با لایه های مارنی ، شیل ، ماسه سنگ ، حکایت از حوزه ای بسته و کم عمق ، تقریباً مشابه با شرایط فعلی حوض سلطان دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش سوم: فصل مواد و روشها
پس از انجام مطالعات کتابخانه ای،وتعیین پارامترهای مورد بحث،اقدام به تهیه ی آمارمورد استفاده مربوط
به هربخش گردید که ذیلاً بصورت مشروح می آید:
3-1-آما ر اطلاعات مربوط به آبهای زیر زمینی :
برای تعیین روند تغییرات حجم وکیفیت آبهای زیرزمینی لازم بود که اطلاعاتی از روندهای چاه های تحت بهره برداری جمع آوری نمائیم. برای این کار ابتدا به اداره ی آب گرمسار مراجعه کرده و بعد از نحوه ی جمع آوری اطلاعات و آمار ، نحوه ی طراحی و اجرای شبکه چاه های پیزومتری ، و درنهایت بازدید از برخی چاه های بهره برداری ( چاه های فروان ، ده پیران وکویرآباد ) ، براساس اطلاعات وآمار موجود به بررسی مسائل مربوط به آن پرداخته شد :
برای تعیین میزان افت ایجاد شده در اثر بهره برداری بی رویه ، بدلیل پیوسته بودن وکامل بودن آمار مربوط به سالهای 79-82 و نیز بدلیل تغییرات قابل توجه میزان بارندگی در طی این سالها که ارتباط بسیار نزدیکی با میزان بهره برداری از آب چاه ها دارد ، برای بررسی روند افت انتخاب شد. تعداد کل پیزومترهای مورد استفاده 32 حلقه می باشد. برای تعیین سطح مؤثر هرپیزومترازپلی گون بندی تیسن استفاده شد که در واقع هرپیزومتر به عنوان معیاری برای کل سطح مربوط به خودش در نظرگرفته می شود. برای تعیین روند تغییرات سطح و حجم سفره ی یک دشت ازهیدروگرف معرف استفاده می شود. این هیدروگراف نشان دهنده ی میزان افت سطح سفره ( DH ) و نیز میزان کاهش حجم سفره ( DV ) می باشد.
برای رسم این هیدروگرافها از نرم افزار تحت ویندوز Surfer استفاده گردید. به بدین صورت که برای دقّت بیشتر ، ابتدا برای هر سال آبی و در نهایت برای دوره ی انتخاب شده رسم گردید و سپس نموگراف ستونی افت و کسری مخزن برای هر سال رسم شد. در واقع ضمن نشان داد افت ایجاد شده تا قبل از این دوره ( تا سال 79 ) ، روند تغییرات سطح در طول این دوره و نیز ارتباطش با مسأله بارندگی و میزان آن مشخص شد ( کاهش بارندگی در سال آبی 81-80 افزایش میزان افت ).
سپس برای تعیین ارتباط افزایش بهره برداری از منابع آب زیر زمینی و پیشروی از جبهه ی آب شور ، اقدام به جمع آوری مربوط به کیفیت شمیایی آب چاه ها گردید. برای این کار ابتدا سه محور در جهت طول جغرافیائی در قسمتهای غربی ، مرکزی و جنوبی دشت انختاب و در هر محور به فواصل تقریباً مساوی چاه هایی مشخص گردید. با توجه به آمار موجود در اداره ی آب گرمسار و نیز جهت همخوانی بررسی این روند با روند تغییرات حجم سفره ی آب شیرین ، آمارهای سال 79-82 مربوط به کیفیت شمیایی آب این چاه ها انتخاب و برای تجزیه و تحلیل مورد بررسی قرار گرفت. تداخل جبهه های شور و شیرین با توجه به افزایش شوری آب چاه ها در جنوب دشت ، نتیجه ی این بررسی خواهد بود.

 

3-2- آمار و اطلاعات مربوط به زمینه شناسی حوزه ی بالا دست :
پس از مطالعه ی زمین شناسی و مورفولوژی منطقه و به خصوص علت تشکیل گنبدهای نمکی ، ابتدا اقدام به تهیه ی نقشه ی زمین شناسی و سپس نقشه ی شبکه ی آبراهه های حوزه گردید. سپس با همکاری اداره ی منابع طبیعی گرمسار از سازندهای موجود در منطقه بازدید صحرایی به عمل آمد. در این بازدید ضمن معرفی کلّی سازندها ، حد سازندهای شور و تأثیر گذار در کیفیت شمیایی آب رودخانه ی حبله رود مورد بازدید قرار گرفت و مورد مطابقت با نقشه ی زمین شناسی نیز قرار گرفت. سپس برای تعیین میزان واقعی این تغییرات شوری به اطلاعات و آمار موجود مراجعه شد. در این مورد نیز بررسی روند تغییرات کیفیت شیمیایی مد نظر بود. زیرا رابطه ی مثبت بین دبی آب رود خانه در سالهای مختلف ( نقش بارندگی ) و کیفیت آب وجود خواهد داشت. ابتدا خصوصیات کلی رود خانه ( متوسط املاح ، بار کف ، دبی مواد جامد و ..... ) تعیین و سپس برای تعیین تأثیر سازندها روی تغییر کیفیت به شرح زیر اقدام شد :
آمار مربوط به ایستگاه های هیدرومتری انتخاب و میزان EC در هر یک از ایستگاه ها تعیین گردید. سپس اقدام به تهیه ی نقشه ی موقعیت چشمه ها و شاخه های شور از روی نقشه ی شبکه ی آبراهه ای گردید. سپس بر اساس آمار موجود تهیه ی جد اول مربوط به کیفیت شمیایی آب رود خانه و نقشه های مربوط به آن اقدام شد ( از حمل اطلاعات مربوط به اداره ی منابع طبیعی گرمسار ) در نهایت از همپوشانی نقشه ی تغییرات EC و نقشه ی شاخه های شور ، تأثیر آنها در کیفیت آب رود خانه مشخص گردید.

 

3-3- اطلاعات مربوط به سیستم زهکشی دشت گرمسار :
بدین منظور با استفاده از گزارشهای شرکتهای رانداپ و آب ورزان و نیز با همکاری سازمان آبیاری و زهکشی و نیز اداره ی کشاورزی گرمسار ( بخش ترویج ) ، ابتدا موقعیت زهکشهای ایجاد شده در قبل مورد بررسی قرار گرفت. سپس برای مشاهده و بازدید صحرایی از نحوه ی اجرای زهکشها ، بازدیدی از منطقه ی کویر آباد انجام شد. تأثیر عمال زهکشی بدون مطالعه در تغییر عملکرد محصولات کشاورزی کاملاً مشهود بود.
در نهایت با بررسی هر یک از اجزای تحقیق اقدام به جمع بندی و بحث و نتیجه گیری شد. در این قسمت تأثیر گذاری عوامل انتخاب شده مورد بحث قرار گرفت. سپس با توجه به نتیجه های بدست آمده ، راه حل هایی جهت بهبود شرایط پیشنهاد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بخش چهارم: بررسی علل شور شدن خاکهای دشت گرمسار
ذیلاً به شرح چگونگی بررسی عللها می پردازیم.

 

4-1- آبهای زیر زمینی
4-1-1- بیلان آبی دشت :
سفره ی آب زیر زمینی دشت گرمسار به جزء در حاشیه ی جنوبی و بخش انتهائی مخروط افکنه که گاهی بصورت آرتزین نمایان می شود در سایر قسمتها از نوع شعاعی آزاد واگرا می باشد و در محدوده ی بیلان تهیه شده ی اداره ی کل آب استان سمنان در سال 1382 دارای وسعتی برابر 375 کیلومتر مربع است. ضخامت آبرفت در شمار دشت حدود 300 متر ، در قسمتهای میانی آن حدود 100-90 متر و در قسمتهای انتهائی ( جنوبی ) آن حدود 90 متر می باشد که مواد متشکلّه ی آنها را از تخریب و فرسایش ارتفاعات مشرف به دشت که غالباً متعلق به دوره ی ترسیر زمین شناسی می باشند ، حاصل گردیده است. آورد متوسط سالیانه ی رود خانه ی حبله رود بر اساس آمار 46 ساله ی ایستگاه هیدرومتری بنکوه معادل 275 میلیون متر مکعب است. متوسط نیاز آبیاری دشت 1410 میلی متر در سال است. این مقدار با توجه به حداقل سطح کشت دشت که عددی حدود 30000 هکتار است. حجم آبی حدود 423 میلیون متر مکعب را در سال مصرف می کند. گفتنی است که بدلیل افزایش تقاضا برای تصاحب زمین و در نتیجه شخم اراضی خارج از محدوده ی کشاورزی ( طبق نهرهای تقسیم آب قدیمی ) ، سطح زیر کشت به حدود 45000 هکتار نیز رسیده است که قاعدتاً نیاز آب دشت نیز افزایش یافته است. از آنجا که آب رود خانه ی حبله رود کفایت لازم برای تأمین اب ندارد ، استفاده ار قنات و حفره چاه عمیق و نیمه عمیق مورد توجه قرار گرفت. بر اساس بیلان آب زیر زمینی ، میزان تخلیه آبخوان دشت گرمسار در سال 1382 توسط 383 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق و 20 رشته قنات موجود به ترتیب برابر 9/179 و 5/7 میلیون متر مکعب و مجموع برداشت از این آبخوان حدود 187 میلین متر مکعب در سال بوده است. در سال 1383 جمع کل چاه های موجود دشت 439 حلقه بوده ( که حدود 15 % افزایش در تعداد چاه در عرض یکسال دیده می شود ) که مجموعاً میزان تخلیه ی این چاه ها 145930284 متر مکعب در سال ، تعداد قنوت دایر 20 رشته و تخلیه ی آنها 6/8509499 متر مکعب در سال و کل تخلیه ی چاه ها و قنوات معادل 6/154439983 متر مکعب در سال بود. (5 و 6 ) میزان استفاده از آب چاه ها بخصوص مکان هایی که از سیستم توزیع آب رود خانه ی حبله رود بهره می برند ، بستگی تام به دبی این رود خانه دارد. آورد متوسط سالیانه ی حبله رود 270 میلیون متر مکعب است که در طول سالهای متمادی دارای نوسانات شدید بوده است بطوریکه در سیکل تخلیه رود خانه ، عموماً هر 5 ، 10 و 20 سال یکبار ، یک پریود خشکسالی و کم آبی مشاهده می شود که مقدار آبدهی به ترتیب به 6/1 ، 2/1 و 1/1 متر مکعب در ثانیه می رسد. حداقل دبی متوسط سالیانه حدود 13/5 و حداکثر آن برابر 63/14 متر مکعب در ثانیه می باشد.
اعداد بالا نشان می دهند که افزایش هر ساله ی سطح زیر کشت و نیز شرایط غیر قابل پیش بینی وضعیت بارندگی که یکی از خصوصیات بارز مناطق خشک می باشد ، و نیز افزایش هزینه ی کشت ، تعداد چاه های حفر شده و نیز ساعات پمپاژ چاه ها را افزایش داده است. این افزایش بهره برداری باعث افت سطح آب زیر زمینی برابر 50 متر در شمال دشت و افزایش شوری آب چاه ها در جنوب دشت شده است. در حال حاضر عمق سطح آب در شمال حدود 90 متر ، در وسط دشت نزدیک به 50 متر و در جنوب دشت به 20 متر و حتی گاهی به صفر می رسد. جدول شماره سه نشان دهنده ی افزایش تعداد چاه ها در سالهای مختلف است همانطور که قبلاً توضیح داده شد ، در نواحی ساحلی پمپاژ چاه ها باید بادقت انجام شود. در جنوب دشت گرمسار دریاچه ی نمک کویر مرکزی وجود دارد که در واقع زهکشی طبیعی منطقه است. آبهای اطراف در آن جمع شده و تشکیل دریاچه ای را می دهد که از جنوب به شمال کاشان ، از شرق به ارتفاعات سیاه کوه ، از غرب به جنوب ورامین و از شمال منتهی به دشت گرمسار است. به دلیل شرایط خاص جغرافیائی آبهای جاری به این دریاچه دارای املاح زیادی می باشند ، افزون بر اینکه خود دریاچه روی سازندهای شور قرار گرفته است ، لذا به کمک تبخیر ، غلظت املاح آب باقیمانده در دریاچه بسیار بالاست ( 10000 < EC میکروموس بر سانتی متر ). حال چنانچه آبرفت دشت که حاوی آب شیرین می باشد ، در اثر پمپاژ بیش از حد ، شیب هیدرولیکی سفره ی آب شیرینی که در حالت نرمال بر شیب جغرافیایی و بطرف جنوب است ، کم و یا عکس شور ، آب به داخل سفره نفوذ پیدا می کند.
برای تعیین این مسأله وضعیت افت و کسری مخزن سفره ی آبی دشت گرمسار از سال 79 تا 82 را بررسی کرده و تغییرات سفره به کمک هیدروگرافهای معروف و جداول معین مورد بررسی قرار گرفت :

 

 

 

 

 

جدول شماره 2 آمار و منابع آبی زیر زمینی دشت گرمسار
سال 79 تا 84
واحد میلیون متر مکعب در سال

 

سال تعداد چاهها تخلیه تعداد قنوات تخلیه جمع تخلیه
79 338 260/114 20 300/15 560/129
80 338 260/114 20 30/11 560/125
81 345 370/121 20 60/12 970/133
82 350 123 20 80/12 80/134
83 373 680/177 20 020/9 70/168
84 383 90/179 20 50/7 40/184

 


4-1-2- بررسی میزان افت و کسری آبخانه ی دشت گرمسار از سال 79 تا 82 :
سال آبی 82-81 : در این سال آبی سطح سفره ی آب دشت گرمسار توسط 32 حلقه پیزومتر ( از دو حلقه چاه اکتشافی نیز در حال حاضر بعنوان پیزومتر استفاده می شود ) اندازه گیری که پس از کنترل ماهیانه ی کم و کیف داده ها و تهیه ی هیدروگراف هر پیزومتر با استفاده از روش درون یابی مقادیر سطح آب از سطح مبنا در اول هر ماه استخراج شده و در نهایت با موجود بودن شبکه ی تین و مساحت پلیگونهای موجود ، سطح آب متوسط ماهیانه از اول مهر 81 تا اول مهر 82 محاسبه شده و سپس میزان افت و کسری مخزن سفره ی دشت گرمسار بدست آمده است. بر اساس این نتایج سفره ی آبی دشت گرمسار در سال آبی 82-81 مقدار 508/1 متر بالا آمدگی و 094/40 میلیون متر مکعب جبران کسری مخزن داشته است که به علت این بالا آمدگی سطح آب افزایش نزولات جوّی نسبت به سالهای قبل در پی آن افزایش حجم آورد رود خانه ی حبله رود که منابع اصلی تغذیه ی دشت است ، ایجاد حوضچه های تغذیه ی مصنوعی و نیز استحصال کمتر از منابع آب زیر زمینی به دلیل کفایت آبهای سطحی شبکه آّبیاری جهت زراعت می باشد. البته نوسانات سطح آب در دشت همگن نبوده و در برخی از پیزومترها خصوصاً در نیمه ی جنوب غربی دشت افت مشاهده شده است که در این میان پیزومتر قلعه اکبر آباد ( به مشخصات 14 - D ) ، 7/1 متر بالا آمدگی ( حداکثر بالا آمدگی ) و پیزومتر کیلومتر 20 سمنان ( به مشخصات 14 – C ) ، 5/1 متر افت ( حداکثر افت ) را نشان میدهد. بالا آمدگی سطح پیزومتر اکبر آباد بعلت تأثیر پذیری از حوضچه های تغذیه ی مصنوعی بوده است. نکته ی قابل ذکر این است که در محاسبات شبکه ی تین سال آبی 82-81 نسبت به سالهای گذشته تغییر ارتفاع متوسط آب دشت دیده می شود. علت این امر اصلاح توزیع وزنی
(a = ) a = برای چند پیزومتر است ، که پس از تصحیح این ضرایب با اعماق تقریب 0001/0 مجموع ضرایب a که قبلاً 994/0 بود برابر 000/1 گردید که در نهایت برای محاسبه ی ارتفاع متوسط ماهیانه ی سفره ی آب دشت از ضرایب اصلاح شده ی جدید استفاده گردید که موجب افزایش متوسط 4 متر در رقوم ارتفاعی سطح آب سفره ی دشت گردید.
با دقّت در منحنی افت کسری مخزن ، همبستگی مثبت بین میزان بارندگی و میزان بهره برداری از چاه ها مشخص می شود. در سال 79 ، میزان بارندگی خوب ( در بالا دست حوزه ) و در نتیجه ساعات پمپاژ چاه ها ، کاهش یافته بود. در سال 81-80 با کاهش میزان بارندگی و کم شدن دبی رود خانه ی حبله رود میزان ساعات پمپاژ چاه ها ، افزایش یافته و در نتیجه افتی برابر 55/39 میلیون متر مکعب را نسبت به سال پیش داشته است در حالیکه در سال 82-81 با افزایش بارش این میزان جبران شده است.

 

4-1-3- تأثیر شیمیایی پمپاژ بیش از حدّ مجاز روی کیفیت آبهای زیر زمینی گرمسار :
همانطور که در صفحات قبل گفته شد ، واقع شدن دریا چه ی نمک حوض سلطان در جنوب دشت گرمسار ، می تواند خطری در کاهش کیفیت شیمیایی آبهای شیرین دشت گرمسار شود و نیز گفته شد که در اثر پمپاژ بیش از حد مجاز ، زبانه های آب شور دریاچه در داخل آبخانه نفوذ کرده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جدول شماره 6- تغییرات سالیانه پیزومترهای دشت گرمسار
سال آبی ( 80 – 79 )

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله افزایش سطح کویرها و کاهش کیفیت آب و خاک

دانلودمقاله حضرت خدیجه

اختصاصی از فی موو دانلودمقاله حضرت خدیجه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

خدیجه (س) 68 سال قبل از هجرت بدنیا آمد . خانواده‏اى که‏خدیجه را پرورش داد ، از نظر شرافت‏خانوادگى و نسبت‏هاى‏خویشاوندى ، در شمار بزرگترین قبیله‏هاى عرب جاى داشت . این‏خاندان در همه حجاز نفوذ داشت . آثار بزرگى و نجابت و شرافت ازکردار و گفتار خدیجه پدیدار بود .
خدیجه از قبیله هاشم بود و پدر و اقوامش از ثروتمندان قریش‏بودند . پدرش خویلدبن اسد قریشى نام داشت . مادرش فاطمه دخترزائد بن اصم بود .
اخلاق خدیجه (س) :
خدیجه در بین اقوام خود یگانه و ممتاز و میان اقران کم نظیربود . او به فضیلت اخلاقى و پذیرایى‏هاى شایان بسیار معروف بود وبدین جهت زنان مکه به وى حسد مى‏ورزیدند .
دخترت خویلد در سجایا و کمالات اخلاقى زبانزد و نمونه بود و به‏حق ایشان کفو خوبى براى پیامبر (ص) بود . بى‏تردید مى‏توان گفت‏که این سجایا و فضایل اخلاقى سبب شد تا خدیجه براى همسرى پیامبراکرم (ص) شایسته شمرده شود . طبق روایات ، او براى پیامبراکرم (ص) یاورى صادق بود .
آیا خدیجه (س) قبل از پیامبر (ص) ازدواج کرده بود ؟
معروف است اولین کسى که به خواستگارى خدیجه آمد یکى ازبزرگان عرب به نام «عتیق بن عائذ مخزومى‏» بود . او پس ازازدواج با خدیجه ، در جوانى در گذشت و اموال بسیارى براى خدیجه‏ارث گذاشت . پس از او «ابى‏هاله بن المنذر الاسدى‏» که یکى ازبزرگان قبیله خود او بود ، با وى ازدواج کرد . ثمره این پیوندفرزندى به نام «هند» بود که در کودکى در گذشت . ابى‏هاله‏نیز پس از چندى ، وفات یافت و ثروت بسیار از خویش بر جاى نهاد.
هرچند این مطلب که پیامبر اکرم (ص) سومین همسر خدیجه بود وجز عایشه با دوشیزه‏اى ازدواج نکرد ، نزد عامه و خاصه معروف است; ولى مورد تایید همگان نیست . جمعى از مورخان و بزرگان ، نظرمخالف دارند ; براى مثال «ابوالقاسم کوفى‏» ، «احمد بلاذرى‏» ، «علم الهدى‏» ، (سیدمرتضى) در کتاب «شافى‏» و «شیخ طوسى‏» در «تلخیص شافى‏» آشکارا مى‏گویند که خدیجه ،هنگام ازدواج با پیامبر ، «عذرا» بود . این معنا را علامه‏مجلسى نیز تایید کرده است . او مى‏نویسد : «صاحب کتاب انوارو البدء» گفته است که زینب و رقیه دختران هاله ، خواهر خدیجه‏بودند .
برخى از معاصران نیز چنین ادعا کرده‏اند و براى اثبات ادعاى‏خود کتابهایى نوشته‏اند .
آشنایى با حضرت محمد (ص) :
فضایل اخلاقى خدیجه ، بسیارى از بزرگان و صاحب منصبان عرب رابه فکر ازدواج با وى مى‏انداخت . ولى خاطرات همسر پیشین به وى‏اجازه نمى‏داد شوهرى دیگر انتخاب کند . تا اینکه با مقامات‏معنوى حضرت محمد (ص) آشنا شد و آن دو غلامى که براى تجارت‏همراه پیامبر (ص) فرستاده بود ، مطالب و معجزاتى که از وى‏دیده بودند ، براى خدیجه نقل کردند . خدیجه فریفته اخلاق و کمال‏و مقامات معنوى پیامبر (ص) شد . البته او از یکى ازدانشمندان یهود و نیز ورقه بن نوفل ، که از علماى بزرگ عرب وخویشان نزدیک خدیجه به شمار مى‏رفت ، در باره ظهور پیغمبرآخرالزمان و خاتم الانبیا (ص) مطالبى شنیده بود . همه این‏عوامل موجب شد تا خدیجه حضرت محمد (ص) را به همسرى خودانتخاب کند

 

 

 

ازدواج خدیجه :
زفاف خدیجه با حضرت محمد (ص) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت‏از سفر تجارت شام تحقق یافت . در آن زمان ، حضرت‏محمد (ص) 25سال داشت و خدیجه چهل ساله بود . ابن عباس سن ایشان را 28 سال‏نقل مى‏کند . هرچند بعضى از مورخان اهل‏سنت‏سعى مى‏کنند این سخن‏را رد کنند ; چون راوى آن محمد بن صائب کلبى از شیعیان است وآنها او را ضعیف مى‏دانند .
خدیجه به سبب علاقه به حضرت محمد (ص) و مقام معنوى او بارسول خدا ازدواج کرد و تمام دارایى و مقام و جایگاه فامیلى خودرا فداى پیشرفت مقاصد همسرش ساخت .
در عقد ازدواج حضرت محمد (ص) و خدیجه ، عبدالله بن غنم به‏آنها چنین تبریک گفت :
هنیئا مریئا یا خدیجه قد جرت لک الطیرفیما کان منک باسعد
تزوجت‏خیر البریه کلها و من ذا الذى فى الناس مثل محمد ؟
و بشر به البران عیسى بن مریم و موسى ابن عمران فیاقرب موعد
اقرت به الکتاب قدما بانه رسول من البطحاء هادو مهتد
گوارا باد بر تو اى خدیجه که طالع تو سعادتمند بوده و بابهترین خلایق ازدواج کردى . چه کسى در میان مردم همانند محمد (ص) است . محمد (ص) کسى است که حضرت عیسى و موسى به آمدنش‏بشارت داده‏اند و کتب آسمانى به پیامبرى او اقرار داشتند .
رسولى که سر از بطحاء (مکه) در مى‏آورد و او هدایت کننده وهدایت‏شونده است .
احترام پیغمبر خدا (ص) به خدیجه :
احترام حضرت محمد (ص) به خدیجه ، به خاطر عقیده و ایمان اوبه توحید بود .

 


خصال خدیجه (س) :
خدیجه از بزرگترین بانوان اسلام به شمار مى‏رود . او اولین زنى‏بود که به اسلام گروید ; چنان که على‏بن ابى‏طالب (ع) اولین‏مردى بود که اسلام آورد . اولین زنى که نماز خواند ، خدیجه بود. او انسانى روشن بین و دور اندیش بود . با گذشت ، علاقه‏مند به‏معنویات ، وزین و با وقار ، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به‏اخبار آسمانى بود . همین شرافت‏براى او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت .
خدیجه از کتب آسمانى آگاهى داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» مى‏گفتند . از نظر عقل و زیرکى نیزبرترى فوق العاده‏اى داشت و مهمتر اینکه حتى قبل از اسلام وى را«طاهره‏» و «مبارکه‏» و «سیده زنان‏» مى‏خواندند .
جالب این است او از کسانى بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم (ص) مى‏کشید و همیشه از ورقه‏بن نوفل و دیگر علما جویاى نشانه‏هاى‏نبوت مى‏شد . اشعار فصیح و پر معناى وى در شان پیامبر اکرم (ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت مى‏کند .
نمونه‏اى از اشعار خدیجه در باره پیامبراکرم (ص) چنین است :
فلواننى امسیت فى کل نعمه و دامت لى الدنیا و تملک الاکاسره
فما سویت عندى جناح بعوضه اذا لم یکن عینى لعینک ناظره
اگر تمام نعمتهاى دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها وپادشاهان را داشته باشم ، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانى که چشم‏به چشم تو نیافتند .
دیگر خصوصیت‏خدیجه این است که او داراى شم اقتصادى و روح‏بازرگانى بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود .
البته سجایاى اخلاقى حضرت خدیجه چنان زیاد است که قلم از بیان‏آن ناتوان است . پیامبر اکرم (ص) مى‏فرماید : «افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت‏خویلد و فاطمه بنت محمد ومریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم .»
چه مى‏توان گفت در شان کسى که مایه آرامش و تسلاى خاطر رسول‏خدا (ص) بود ؟ ! در تاریخ مى‏خوانیم : «حضرت محمد (ص) هر وقت از تکذیب قریش و اذیت‏هاى ایشان‏محزون و آزرده مى‏شدند ، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمى‏کرد مگریاد خدیجه ; و هرگاه خدیجه را مى‏دید مسرور مى‏شد»
ذهبى مى‏گوید : مناقب و فضایل خدیجه بسیار است ; او از جمله‏زنان کامل ، عاقل ، والا ، پاى‏بند به دیانت و عفیف و کریم و ازاهل بهشت‏بود . پیامبر اکرم (ص) کرارا او را مدح و ثنا مى‏گفت‏و بر سایر امهات مومنین ترجیح مى‏داد و از او بسیار تجلیل مى‏کرد. به حدى که عایشه مى‏گفت : بر هیچ یک از زنان پیامبر (ص) به‏اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر (ص)بسیار او را یاد کرد .
درود خدا بر خدیجه :
خدیجه کبربى چنان مقام والایى داشت که خداوند عزوجل بارها براو درود و سلام فرستاد . طبق روایتى از حضرت امام محمد باقر (ص) : پیامبر اکرم (ص) هنگام باز گشت از معراج ، به جبرئیل‏فرمود : «آیا حاجتى دارى ؟»
جبرئیل عرض کرد : خواسته‏ام این است که از طرف خدا و من به‏خدیجه سلام برسانى‏»
در روایتى دیگر مى‏خوانیم : روزى خدیجه به طلب رسول خدا (ص) بیرون آمد . جبرئیل به‏صورت مردى با وى رو به رو شد و از خدیجه احوال رسول‏خدا (ص)را پرسید . خدیجه نمى‏توانست‏بگوید رسول خدا (ص) در کجا به سرمى‏برد . او مى‏ترسید این مرد از کسانى باشد که قصد کشتن پیغمبر(ص) را دارد . وقتى که خدمت آن حضرت رسید و قصه باز گفت ،حضرت محمد (ص) فرمود : «آن جبرئیل بود و امر کرد که از خداتو را سلام برسانم نقش خدیجه در پیشبرد اسلام :
وقتى حضرت خدیجه دریافت که سعادتمند شده ، هرچه داشت در راه‏پیشرفت و موقعیت پیغمبر اسلام (ص) انفاق کرد . او تمام اموال‏خویش را به پیامبر (ص) بخشید و در راه نشر اسلام به مصرف‏رساند . تا جایى که هنگام ارتحال ، پارچه‏اى براى کفن نداشت .
ابن اسحاق جمله‏اى در شان خدیجه دارد که گویاى همکارى وصداقت او در پیشبرد اسلام است . او مى‏گوید : «خدیجه یاور صادق‏و با وفایى براى پیامبر (ص) بود و مصیبت‏ها در پى رحلت‏خدیجه‏و ابوطالب بر پیامبر (ص) سرازیر شد .»
گویا این دو ، در برابر هجوم ناملایمات بر پیامبر اکرم (ص)، سدى بلند و مستحکم بودند .
این جمله ، معروف که اسلام رهین اخلاق پیامبر (ص) ، شمشیرعلى (ع) ، و اموال خدیجه است از نهایت همکارى و صداقت‏خدیجه‏پرده بر مى‏دارد .
فرزندان خدیجه :
در تعداد فرزندان حضرت خدیجه ، میان مورخان اختلاف است . به‏گفته مشهور : ثمره ازدواج رسول خدا و خدیجه ، شش فرزند بود .
1- هاشم . 2- عبدالله . به این دو «طاهر» و «طیب‏»مى‏گفتند . . 3- رقیه . 4- زینب 5- ام کلثوم . 6- فاطمه .
رقیه بزرگترین دخترانش بودو زینب ، ام کلثوم و فاطمه به‏ترتیب پس از رقیه قرار داشتند . پسران خدیجه پیش از بعثت‏پیامبر (ص) ، بدرود زندگى گفتند . ولى دخترانش ، نبوت پیامبر(ص) را درک کردند .

 

گروهى از محققان معتقدند : قاسم و همه دختران رسول خدا (ص)پس از بعثت‏به دنیا آمدند و چندروز پس از پیامبر خدا (ص) به‏مدینه هجرت کردند .
وصیت‏خدیجه :
حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد . پیغمبر (ص) به عیادت وى رفت و فرمود : اى خدیجه ، «اما علمت ان الله‏قد زوجنى معک فى الجنه‏» ; آیا مى‏دانى که خداوند تو را دربهشت نیز همسرم ساخته است ؟ !
آنگاه از خدیجه دل جویى و تفقد کرد ; او را وعده بهشت داد ودرجات عالى بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود .
چون بیمارى خدیجه شدت یافت ، عرض کرد : یا رسول الله ! چندوصیت دارم : من در حق تو کوتاهى کردم ، مرا عفو کن .
پیامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصیرى ندیدم و نهایت تلاش‏خود را به کار بردى . در خانه‏ام بسیار خسته شدى و اموالت را درراه خدا مصرف کردى .
عرض کرد : یا رسول الله ! وصیت دوم من این است که مواظب این‏دختر باشید . و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد . چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد . پس مبادا کسى از زنان قریش به اوآزار برساند . مبادا کسى به صورتش سیلى بزند . مبادا کسى بر اوفریاد بکشد . مبادا کسى با او برخورد غیر ملایم و زننده‏اى داشته‏باشد .
اما وصیت‏سوم را شرم مى‏کنم برایت‏بگویم . آن را به‏فاطمه عرض مى‏کنم تا او برایت‏بازگو کند . سپس فاطمه را فراخواند و به وى فرمود : «نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو :مادرم مى‏گوید : من از قبر در هراسم ; از تو مى‏خواهم مرا درلباسى که هنگام نزول وحى به تن داشتى ، کفن کنى .»

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  22  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله حضرت خدیجه