فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی موو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

پایان نامه مقایسه افسردگی نوجوانانی که پدر خود را از دست داده اند با نوجوانانی که پدرشان در قید حیات است؟

اختصاصی از فی موو پایان نامه مقایسه افسردگی نوجوانانی که پدر خود را از دست داده اند با نوجوانانی که پدرشان در قید حیات است؟ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه مقایسه افسردگی نوجوانانی که پدر خود را از دست داده اند با نوجوانانی که پدرشان در قید حیات است؟


پایان نامه مقایسه افسردگی نوجوانانی که پدر خود را از دست داده اند با نوجوانانی که پدرشان در قید حیات است؟

 

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 71 صفحه می باشد.

 

فهرست
فصل اول ۱
کلیات پژوهش ۲
مقدمه: ۲
عنوان پژوهش: ۳
تعریف موضوع پژوهش: ۳
هدف: ۴
پرسش پژوهش: ۴
تعریف اصطلاحات: ۴
تعریف عملیاتی: ۵
فصل دوم ۶
پیشینه پژوهش ۷
افسردگی: ۷
تاریخچه: ۹
طبقه بندی اختلالات خلقی: ۱۰
اختلالات افسردگی( یک قطب) ۱۱
ح)اختلال خلق ادواری ۱۷
اختلال خلق ناشی از یک حالت طب عمومی: ۱۹
اختلال خلق ناشی از مواد: ۲۱
ابعاد اختلالات خلقی: ۲۴
نظریه ها در مورد افسردگی: ۲۴
۱)نظریه های زیست شناختی: ۲۴
۲-دیدگاه رفتار شناسی طبیعی: ۲۶
۳-نظریه یادگیری: ۲۷
۴-نظریه روانکاوی: ۲۹
دیدگاه شناختی: ۳۱
نظریه اصالت وجودی انسان گرایی: ۳۳
نظریه فرهنگی –اجتماعی: ۳۴
ارتباط بین افسردگی واندوه ۳۶
داغدیدگی: ۴۰
فصل سوم ۴۵
روش پژوهش ۴۶
روش آماری: ۴۷
یافته های پژوهش: ۵۰
تجزیه وتحلیل: ۵۲
مرحله اول تجزیه وتحلیل آماری: ۵۳
خلاصه پژوهش،بحث ونتیجه گیری: ۵۴
بحث ونتیجه گیری: ۵۷
محدودیت های پژوهش: ۵۹
پیشنهادات: ۶۰
منابع: ۶۱

 


افسردگی:
در زبان روزمره اصطلاح افسرده برای اشاره به یک حالت احساس،واکنش به یک موقعیت وسبک رفتار مختص به فرد بکار می رود احساس افسردگی معمولاً به عنوان شناخته می شود وامکان دارد در هوای بارانی سرمای گزنده یا بعد از منازعه با یک دوست رخ می دهد موقعیتی که انتظار می رود شادی آور باشد غالباًبه چنین احساس اندوهی پایان می بخشد احساس افسردگی ناشی از تعدیلات یا سکنی گزینی جدید یا یک موقعیت مهم زندگی معمولاً به سرعت بعد از برطرف شدن موقعیت یا وقتی شخص به شرایط تازه عادت کرد از بین می رود نوع دیگر افسردگی داغدیدگی یا واکنش شوداست عمی که از فوت نزدیکان یا ناامیدی از پایان رابطه عاشقان نشأت می گیرد وقتی رابطه مهمی تمام می شود بیشتر بازماندگان چیزی تجربه می کند که معمولاً سوگ نامیده می شود این پدیده کاملا عادی است در واقع فقدان این قبیل واکنش ها ممکن است در دراز مدت برای شخص مضر باشد ویژگی های عمومی سوگ شامل ناراحتی های جسمی از قبیل آقاکشیدن،احساس گرفتگی گلو،احساس خلأ در شکم واحساس ضعف عضلانی می شود علاوه ممکن است اشتغال ذهنی با تصویری بصری متوفی همراه با واکنش های احساس گناه وحسرت وجود داشته باشد طی فرآیند سوگواری،احساس گناه وخصومت وفقدان وعلائم جسمی تدریجاً از بین می روند از آن جا که احساس افسردگی را تقریباً همه مردم داشته اند این احساس به تنهایی برای تشخیص اختلال خلق افسرده کافی نیست افسردگی بالینی خیلی کمتر شایع است ونسبت به اندوه موقتی که هر یک از ما زمانی آن را تجربه کرده مشکلات جدیتری بوجود می آورد بعضی محققین عقیده دارند افسردگی می تواند روی پیوستاری از اندوه تا طبقات بالینی شدید مطالعه شود.
در ویژگی اختصاصی افسردگی عبارتند از خلق نافتاد وفقدان علاقه ولذت در تقریباً همۀ فعالیتهای عادی وسرگرمی های فرد تشخیص افسردگی دست کم یکی از این دو ویژگی است به علاوه دست کم چهار مورد از رفتارهای با احساسات زیر باید وجود داشته باشد کم اشتهایی یا تغییر وزن،اشکال در خوابیدن،فقدان نیرو، آشفتگی روانی،حرکتهاافزایش کندی پاسخ آنقدر مشخص که از سوی دیگران قابل مشاهده باشد خستگی یا فقدان انرژی سرزنش خود یا احساس گناه نابجا،شکایاتی از ناتوانایی در تفکر بطور روشن یا تمرکز حواس وافکار دائمی مرگ یا خودکشی یا آرزوی مردن،زنان افسرده نسبت به مردان علائم بیشتری دارا می باشند وعلائمی مثل احساس بی ارزش،فقدان علاقه، واختلال اشتها را بیشتر از مردان ذکر می کند (ساراسون،ساراسون،۱۳۸۱)
تاریخچه:
افسردگی از زمان های بسیار دور در نوشته های آمده توصیف هایی از آنچه ما امروز اختلالات خلقی می خوانیم در بسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد داستان عمد عتیق شاه مسئول وداستان خودکشی آژاکس در ایلیا هرمر هر در یک لندرم افسردگی را توصیف کرده اند حدود ۴۵ سال قبل از میلاد بقراط اصطلاح مانی وطانکولی رابرای توصیف اختلالات روانی بکار می بردند در حدود صد سال قبل از میلاد کورلیوس در کتاب Deweeliciua افسردگی را ناشی از صفرای سیال معرفی نمود این اصطلاح را پزشکان دیگراز جمله ارسطو (۱۲۰ تا ۱۸۰ سال بعد از میلاد)وجانیوس (۱۲۹ تا ۱۹۹ سال بعد از میلاد)نیز بکار بردند وهمین طور الکساندر ترانز در قرن ششم.
در قرون وسطی طبابت درممالک اسلامی رونق داشت واز وابن سینا وپزشک یهودی سیموند ملانکولی را بیماری مشخص تلقی میشوند صانکولی را هنرمندان بزرگ زمان نیز مجسم کرده اند در سال ۱۳۸۶ بونت نوعی بیماری روانی را توصیف نمود وآنرا مانیا کومنا لکولیکسی نامید در سال ۱۸۴۵ ژول فالره حالتی را توصیف نمود وآن را جنون ادوار می نامید چنین بیمارانی متناوباً خلق مانی را افسردگی راتجربه می کنند تقریباً در همان زمان یک روانپزشک فرانسوی دیگر به نامه ژول با بارژه جنون در شکلی راشرح داد که در آن بیمار دچار افسردگی عمیقی می شود که به حالت بهت افتاده وبالاخره از آن بهبود می یابد در سال ۱۸۸۲ کارن کالبام روانپزشک آلمانی با استفاده از اصطلاح سایکو تایعی مانی وافسردگی را مراحل مختلف یک بیماری توصیف نمود امیل کرپلین درسال ۱۸۹۶ بر اساس معلومات روانپزشکان فرانسوی وآلمانی مفهوم بیماری شیدایی افسردگی را شرح داد که شامل اکثر ملاک های تشخیص است که امروزه روانپزشکان برای تشخیص این بیماری از آن استفاده می کنند(کاپلان وساروک،۲۰۰۰)
طبقه بندی اختلالات خلقی:
اختلالات خلقی به اختلالات افسردگی یک قطبی اختلال دوقطبی ودواختلال جسمی بر سبب شناسی اختلال خلق به علت یک حالت طبی عمومی واختلال ناشی از مصرف مواد تقسیم می شوند اختلالات افسردگی (یعنی،اختلال، افسردگی اساسی، اختلال افسده خویی،اختلال افسردگی به گونه ای دیگر مشخص شده است) از اختلالات دو قطبی با توجه به این نکته که هیچ گونه سابقه ای از دوره های حانیک،آمیخته وهیپومانیک در آنها دیده نمی شود متمایز می گردند اختلالات دو قطبی شامل وجود دوره های مانیک، دوره های آمیخته ویا دوره های هیپومانیک هستند که معمولاً با وجود دوره های افسردگی اساسی همراه اند.
اختلالات افسردگی( یک قطب)
الف) اختلال افسردگی اساسی:علامت اصلی اختلال افسردگی اساسی یک سیر بالینی است که با یک یا چند دوره افسردگی بدون سابقه ای از دوره های مانیک آمیخته ویا هیپومانیک مشخص می شود اختلال افسردگی با مرگ ومیر بالایی همراه است بیش از ۵ درصد افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شدید از طریق خودکشی می میرند اختلال افسردگی اساسی ممکن است به واسطه اختلال افسرده خویی دارای سابقه باشد اختلال افسردگی اساسی ممکن است با حالات طبی عمومی مزمن همراه باشد بیش از ۲۰ تا ۲۵ درصد افراد مبتلا به برخی حالات طبی عمومی (دیابت،انفارکتوس قلبی غده سرطانی،سکته مغزی) اختلال افسردگی اساسی را درطی سیر حالت طبی عمومی خود نشان می دهند.
شیوع اختلال افسردگی اساسی در زنان نوجوان وبزرگسال دو برابر مردان نوجوان وبزرگسال است دوره های افسردگی ممکن است به گونه ای کامل یا فقط به طور نسبی پایان یابد واصلاً پایان نیاید برای افرادی که فقط بهبودی نسبی پیدا می کنند احتمال بیشتری وجود دارد که دوره های دیگری رانشان دهند والگوی بهبودی نسبی دربین دوره ای را داشته باشند دوره های اختلال افسردگی اساسی اغلب بدنبال یک عامل استرس را روانی واجتماعی شدید نظیر مرگ فرد مورد علاقه یا طلاق است.
اختلال افسردگی اساسی در میان بستگان زیستی درجه اول اشخاص مبتلا به این اختلال ۵/۱ تا ۳ برابر بیشتر عمومی است.(DSMIV)
ب)اختلال افسرده خویی:علامت اصلی اختلال افسرده خویی خلق به گونه ای مزمن افسردگی است که در بیشتر اوقات روز پدیدار می شود وحداقل دو سال استقرار دارد افراد مبتلا به اختلال افسرده وخویی خلق خودرا به صورت غمگین یا دفع بودن وبی حوصله بودن توصیف می کنند در کودکان خلق ممکن است تحریک پذیر باشد تا افسرده وحداقل مدت مورد نظر فقط یکسان است شایع ترین علائم اختلال افسرده خویی عبارتند از احساس بی کفایتی از دست دادن تعمیم یافته علاقه یا احساس لذت انزوای اجتماعی احساس گناه یا نگرانی درمورد گذشته، احساس ذهنی تحریک پذیری یا خشم مخرط،وکاهش فعالیت،کار آمدی یا مولد بودن درافراد مبتلا به اختلال افسرده خویی علائم نباتی ومثل خواب،اشتها،تغییر وزن، وعلائم روانی حرکتی ظاهراً از اشخاص مبتلا به یک دوره افسردگی اساسی شایع است وقتی اختلال افسرده خویی بدون اختلال افسردگی اساسی قبلی وجود دارد عامل خطرناکی برای پیدایش اختلال افسردگی اساسی است به نظر می رسد که کودکان اختلال افسرده خویی در هر دو جنس بروز یکسانی دارد واغلب منجر به آسیب در عملکرد آموزشگاهی وتعامل اجتماعی می شود کودکانی ونوجوانان مبتلا به اختلال افسرده خویی درهر دوجنس بروز یکسانی دارد اغلب منجر به آسیب در عملکرد آموزگاهی وتعامل اجتماعی می شود کودکان ونوجوانان مبتلا به اختلال افسرده خویی معمولاً تحریک پذیر عجیب ونیز افسرده اند آنها عزت نفس پائین ومهارتهای اجتماعی ضعیفی دارند وبدبینی هستند در بزرگسالان نسبت اختلال افسرده خویی در زنان دویا سه برابر مردان است.
اختلال افسرده خویی اغلب شروع زودرس تدریجی ونیز سیری فرض دارد در شرایط بالینی افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی معمولاً افسردگی اساسی نیز دارند که اغلب دلیلی برای طب درمان است اختلال افسرده خویی در میان بستگان زیستی درجه اول افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شایعتراز جمعیت عمومی است.(DSMIV)
ج)اختلالات افسردگی که به گونه ای دیگر مشخص شده است.شامل اختلالاتی همراه با علائم افسردگی است که واجد ملاکهای اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسرده خوئی اختلال سازگاری همراه با خلق افسرده یا اختلال سازگاری همراه با خلق آمیخته افسرده ومضطرب نیست در بعضی موارد علائم افسردگی را می توان بخشی از اختلال اضطرابی به گونه ای دیگر مشخص شده را نیست. (DSMIV)
اختلالات دو قطبی:
الف)اختلال دوقطبی I: علامت اصلی اختلال دوقطبی I یک سیر بالینی است که با پدیدار شدن یک یا چند دوره مکانیک ای دوره آمیخته مشخص می شود اغلب افراد یک یا چند دوره افسردگی را نیز داشته اند عمل خودکشی در ۱۰ تا ۱۵ درصد افراد مبتلا به اختلال دوقطبی I وجود دارد سوءاستفاده از کودک سوءاستفاده از همسر یا هر رفتار تجاوز کارانه دیگری ممکن است در طی دوره های مانیک شدید یا در طی دوره های که همره با علائم سایکوتیک هستند وجود داشته باشند دیگرمشکلات همراه عبارتند ازفرار از مدرسه شکست در مدرسه شکست شغلی، طلاق یا رفتاری ضد اجتماعی دوره ای دیگر اختلالات روانی همراه عبارتند از بی اشتهایی عصبی،جوع،اختلال کمبود توجه وبیش فعالی ، اختلال وحشت، خوبیای اجتماعی واختلالات مرتبط با مواد مطالعات همه گیر شناسی اخیر در ایالات متحده نشان می دهد که اختلال دوقطبی I تقریباً شیوع یکسانی در مردان وزنان دارد ظاهراً جنسیت با ترتیب ظهور
دوره های مانیک وافسردگی اساسی در رابطه است احتمال بیشتری وجود دارد که اولین دوره درمردان یک دوره مانیک و در زنان یک دوره افسردگی اساسی باشد.
بستگان زمینی درجه اول افراد مبتلا به اختلال دوقطبی I میزانهای بالایی از اختلال دوقطبی I اختلال دوقطبی II واختلال افسردگی اساسی دارند مطالعات درمورد دوقلوها وفرزند خواندن ها شواهد قاطعی از تأثیر ژنتیک برای اختلال دوقطبی I فراهم کرده است.(DSMIV)
ب)اختلال دوقطبی II:علامت اصلی اختلال دوقطبی، مسیر بالینی است که با پدیدار شدن یک یا چند دوره افسردگی اساسی همراه با حداقل یک دوره هپومانیک مشخص می شود دوره های هیپومانیک نباید با چندین روزاحساس خود بزرگ بنیانه که ممکن است بعد از بهبودی دوره افسردگی اساسی پدید آید مشتبه شود.
افراد مبتلا به اختلال دوقطبی II ممکن است دوره های هیپومانیک را به صورت مرضی در نظر نگیرند گر چه دیگران ممکن است از رفتار متلون این افراد در عذاب باشند اغلب افراد به ویژه زمانی که در اواسط دورۀ افسردگی اساسی هستند دوره های هیپومانیک را بدون به یاد آوردن دوستان یا بستگان نزدیک به خاطر می آورند.
ارتکاب خودکشی خطرقابل توجهی است که در ۱۰ تا ۱۵ درصد اشخاص مبتلابه اختلال دو قطبی روی می دهند فرار از مدرسه شکست در مدرسه شکست شغلی یاطلاق ممکن است،اختلال دوقطبی II همراه باشد اختلالات روانی همراه با عبارتند از سوء مصرف یامحرومیت ازمواد،بی اشتهایی عصبی،اختلال کمبود توجه بیشتر فعالی،اختلال وحشت،خوبیای اجتماعی واختلال شخصیت فردی
اختلال دوقطبی II ممکن است در زنان شایعتر از مردان باشد زنان مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است در معرض افزایش خطر بروز دوره های بعدی در دورۀ بلافاصله پس از زایمان باشند تقریباً ۶۰ تا ۷۰ درصد دوره های هیپومانیک دراختلال دوقطبی II بلافاصله قبل یا بعد از دورۀ افسردگی اساسی روی می دهند ارائویی مشخص برای یکی شخص خاص گرچه اکثریت افراد مبتلا به اختلال دوقطبی II در بین دوره های به سطح کارکردی مناسبی
می رسند اما تقریباً در ۱۵ درصد اختلال ادامه یافته تا اینکه فرد نوسان خلق یا مشکلاتی را در روابط بین شخصی یا شغلی از خود نشان می دهد.
بعضی مطالعات نشان داده اند که بستگان زمینی درجه اول افراد مبتلا به اختلال دوقطبی II درمقایسه با جمعیت عمومی میزان های بالایی از اختلال دوقطبی II اختلال دوقطبی I واختلال افسردگی دارند (DSMV)
ح)اختلال خلق ادواری
علامت اصلی اختلال خلق ادواری آشفتگی خلقی بی ثباتی وفرضی است که در برگیرنده دوره های بسیاری از علائم هیپومانیک وافسردگی است علائم هیپومانیک از نظر تعداد شدت جامعیت یا مدت ناکافی هستند تا واجد تمام ملاک هایی یک دوره مانیک باشند وعلائم افسردگی نیز از نظر، شدت جامعیت یا مدت ناکافی هستند تا واجد تمام ملاک های یک دورۀافسردگی اساسی باشند.در طی دورۀ در ساله هیچ فاصله بدون تمایلی بیشتر از دو ماه استقرار نمی یابد تشخیص اختلال خلق ادواری فقط در صورتی داده می شود که دوره دوسال اولیه علائم خلق ادواری خارج از دوره های افسردگی اساسی،مانیک وآمیخته باشد اختلال خلق ادواری اغلب در اوایل زندگی آغاز می گردد وگاهی اوقات به صورت انعکاس از یک گرایش فراجی برای دیگر اختلالات خلقی وبویژه دوقطبی در نظر گرفته می شود در نمونه های مبتنی برجامعه اختلال خلق ادواری ظاهراً در مردان وزنان شیوع یکسانی دارد در شرایط بالینی زنان مبتلا به اختلال خلق ادواری بیشتر از مردان برای درمان مراجعه می کنند اختلال خلق ادواری معمولاً در نوجوانی اوایل بزرگسالی شروع می شود شروع ویروس اختلال خلق ادواری دربزرگسالی ممکن است اختلال خلق ناشی از یک حالت طبی عمومی نظیر اسکلروزتحدد را مطرح سازد.
اختلال خلق ادواری معمولاً شروع تدریجی وسیری فرض دارد احتمال خطرها ۱۵ تا ۵۰ درصد وجود دارد که شخص متعاقباً اختلال دو قطبی I یا II را نشان می دهد.
اختلال افسردگی اساسی ودوقطبی I ویا در قطبی II ظاهراً از میان بستگان زیستی درجه اول اشخاص مبتلا به اختلال خلق ادواری از جمعیت عمومی شایعتر است (DSMIV)
د)اختلال دو قطبی به گونه ای وغیرمشخص شده است.
مقوله اختلال دو قطبی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است مشتمل به اختلالاتی است که دارای علائم دو قطبی هستند اما ملاک هایی هیچ یک از اختلالات خاص دوقطبی را ندارند نمونه های آن عبارتند از:
۱)تغییر خلقی سریع بین علائم مانی وافسردگی که ملاک های حداقل طول مدت یک دوره مانی یا یک دوره افسردگی سی را ندارند.
۲)دوره های عود کننده هیپومانی بدون علائم افسردگی بین دوره ای
۳)یک دوره درمانی یا آمیخته به اختلال هذیانی،اسکینروفرنی باقی مانده اختلال سایکوتیک که به گونه ی دیگر مشخص نشده است اضافه شده است.
۴)موقعیت هایی که طی آن متخصص بالینی به این نتیجه رسیده است که یک اختلال دوقطبی وجود دارد اما قادربه تبیین اولیه بودن ناشناخته از یک حالت طبی عمومی ویا مرتبط با مواد بودن آن نیست(DSMIV)
اختلال خلق ناشی از یک حالت طب عمومی:
علامت اساسی اختلال خلق ناشی از یک حالت طبی عمومی،آشفتگی بارز ومستمر در خلق است که استنباط می شود ناشی از تأثیر مستقیم یک حالت طبی عمومی باشد آشفتگی خلق ممکن است مستقل باشد برخلق افسرده کاهش بارز علاقه ولذت، یا خلق بالا،خود بزرگ بنیانه یا تحریک پذیر،اگر ممکن است تظاهر بالینی آشفتگی خلق مشابه یک دوره افسردگی اساسی مانی،آمیخته یا هیپومانی باشد اما ضرورت ندارد واجد ملاک های کامل یکی از این اختلالات باشد با استفاده از انواع زیرمی توان نوع علامت غالب را مشخص کرد همراه با علائم افسرده همراه با دوره شبه افسردگی اساسی، همراه با علائم مانی یا همراه با علائم آمیخته قراین حاصله از سابقه معاینه فیزیکی یا یافته های آزمایشگاهی می باید حاکی از آن باشد که آشفتگی پیامد فیزیولوژیکی مستقیم یک حالت طبی عمومی است درتعیین اینکه آیا آشفتگی خلقی ناشی از یک حالت طبی عمومی است متخصص بالینی باید ابتدا وجود یک حالت طبی عمومی را تثبیت کند علاوه بر این باید تعیین کند که آشفتگی خلق از نظر سبب شناختی از طریق یک مکانیزم فیزیولوژیکی با حالت طبی عمومی مرتبط است یک ارزیابی دقیق وجامعه از عوامل متعدد برای انجام چنین متفاوتی ضروری است.
انواع حالات طبی عمومی ممکن است علائم خلق را موجب شود این حالات مشتمل هستند برحالات نورولوژیک انحطاطی (مثلاً بیماری پارکنسیون،بیماری هاتینگتون) بیماری مغزی عروقی (مثلا سکته)حالات متابودیک مثلا کمبود ویتامین B12 حالات غدد داخلی مثل پرکاری وکم کاری تیروتید،پرکاری وکم کاری پاراتیروئید پرکاری وکم کاری آدرنوکرتیزم حالات خورایدن سازی مثلا لوپوس اریتسما توز منتشر عضو انتهای ویروس یا غیره مثل هپاتیت ۷ مرنونوکلئوز عفونت ویروسی نقص ایمنی انسان یادیگر عفونتها (مثل کارنسیوم پانکراس)یافته های معاینه فیزیکی همراه یافته های آزمایشگاهی،والگوهای شیوع یا شروع سبب شناختی حالت طبی عمومی را منعکس می کند.
ارزیابی های شیوع اختلال خلق ناشی از یک حالت طبی عمومی محدود به تظاهرات همراه با علائم افسردگی است مشاهده شده است که حدود ۴۵-۲۵ درصد افراد دارای برخی حالات نورولوژیک (از جمله بیماری پارکینسون، بیماری هانیتگتون،اسکلروز،سکته وبیماری آلزایمر)
در بعضی مواقع ضعف سیر بیماری یک آشفتگی بارزافسردگی را ظاهر می سازند برای آن دسته از حالات طبی عمومی که سیستم عصبی مرکزی بطور مستقیم درگیر نیست میزان شیوع بسیار متغیرتر است دامنه تغییر ازبیش از ۶۰ درصد هندرم کوشینگ تا کمتر از ۸ درصد در مرحله پایانی بیماری کلیوی است (DSMIV)


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه مقایسه افسردگی نوجوانانی که پدر خود را از دست داده اند با نوجوانانی که پدرشان در قید حیات است؟

دانلودمقاله بهترین مدیر از دیدگاه برترین مدیر

اختصاصی از فی موو دانلودمقاله بهترین مدیر از دیدگاه برترین مدیر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه
کاملاً روشن است که سرنوشت هر سازمان را مدیران آن سازمان تعیین می‌کنند. درهر سازمان، هر چند امکانات فراوان و کارکنان لایق و کاردانی وجودد داشته باشد، ولی بدون رهبری و مدیریت علاوه بر اینکه از استعدادها و سرمایه‌ها استفاده صحیح نمی‌شود. چه بسا امکانات و استعدادها تبدیل به نیروی مخرب سازمان می‌گردد.
یک مدیر کاردان می‌تواند سرمایه‌های اندک سازمان را افزایش دهد، استعدادهای خفته را بیدار سازد و همه افراد را در یک جهت مشخص هدایت نماید. در چنین سازمانی همه افراد راه و مقصد خود را به خوبی می‌شناسند و برای رسیدن به هدف، به دنبال رهبر و مدیر خود می‌شتابند.
روش گزینش مدیران: گزینش مدیران، مسئولان و سرپرستان از مشکل‌ترین و حساس‌ترین کارهای هر کارفرماست، کوچکترین اشتباه در گزینش مدیران، بزرگترین اشتباه در حق سازمان است که حداقل نتیجه آن، از هم پاشیدگی تدریجی سازمان خواهدبود. لذا در‌مرحله گزینش‌افراد برای احراز پست‌ها، مسئولیت‌ها باید دقت ویژه‌ای داشته، افراد را به روشی صحیح انتخاب کنید. اگر در این مرحله موفق شوید بیشترین وقت خود را به جای اینکه صرف جابجایی مدیران و رفع افسردگی و خیانت برکنارشدگان نمایید، صرف توسعه سازمان و بیرون راندن رقیبان از میدان خواهید نمود.
اصول گزینش مدیر: الف) در امور کارگزاران ژرف بنگرید: برترین مدیر اولین قدم در گزینش را مطالعه و تحقیق کامل درباره منتخبین می‌داند. قبل از انتخاب افراد برای واگذاری مسئولیت‌ها، در مورد منتخبین خود تحقیق کامل نمایید، چرا که وقتی پستی را واگذار می‌کنید، در واقع سرمایه‌ها و اختیارات آن شغل را نیز واگذار نمایید، پس خوب بیندیشید که سرمایه‌ها و اختیارات را به چه کسی می‌سپارد. اگر در مرحله گزینش، زمان بیشتری را صرف تحقیق و مطالعه در مورد منتخبین خود بنمایید، در آینده هرگز وقت و زمانی را برای رفع گرفتاریهای ناشی از گزینش اشتباه صرف نخواهید کرد.
بر مبنای ارزیابی درست به کارشان گمارید:
مدیران را قبل از انتخاب از جهات مختلف ارزیابی کنید چون مقام مدیریت در واقع مقام رهبری نیروها و سرمایه‌های سازمان است.
ملاکهای ارزیابی برای گزینش مدیران
1- امانتداری
امانتداری و درستکاری شخص را همراه با داشتن تخصص اولویت قرار دهد زیرا درستکاری بدون تخصص منجربه شکست می‌شود و تخصص بدون امانتداری خیانت را در‌پی‌دارد که هر کدام از این دو ضربه بر پیکر سازمان است . یک مدیر موفق باید تخصص تنظیم کارها و مهارت لازم را در هدایت نیروها برای رسیدن به هدف داشته باشد و علاوه بر آن در امانتداری و درستکاری نیز برتر از سایری باشد تا دیگران نیز هرگز به فکر خیانت و سوء استفاده شغلی نباشند.
2- شجاعت
شجاعت مدیر را در گفتن حقایق تلخ، در رویارویی با مشکلات و مواجه شدن با افرادی که ممکن است او را تهدید هم بنماید باید آزمود یک مدیر باید شجاعت ریسک در بعضی امور را داشته باشد و از شکست نهراسد. مدیری که از شکست می‌هراسد چگونه می‌تواند کارکنان خود را به نوآوری و خلاقیت تشویق نماید. مگر نه این است که مخترعان بزرگ جهان پس از چندین شکست و ناکامی به پیروزی بزرگ دست یافته‌اند.
3- بردباری و پشتکار
همیشه کارها را کسانی با موفقیت به پایان می‌رسانند و در زندگی به پیروزی می‌رسند که پشتکار دارند افراد مایوس و ناامید را از خود برانید. این افراد همیشه از سختی کار، نبود ابزار و بی‌لیاقتی دیگران سخن می‌گویند. این گروه چون بردبار نیستند و پشتکار ندارند عوامل شکست را در دیگران جستجو می‌کنند و با منفی‌گویی خود را به دیگران نیز ناامیدی منتقل می‌کنند باید این گروه هر چه سریعتر برکنار شوند و به جای آنها افرادی را برگزید که در فرهنگ لغات آنها کار ناممکن وجود ندارد.

 

4- وارستگی از قید مادیات و جاه طلبی
افرادی که عاشق زندگی مرفه و مجلل هستند از هر فرصتی پلی می‌سازند برای رسیدن به اهداف مادی این گونه افراد با رشوه گرفتن، جعل اسناد و بدنام کردن موجب دردسر شما و سایرین می‌شوند برای رهایی از این مشکل افرادی را برگزیدند که به وضع مادی خود قانع بوده و حس جاه طلبی‌شان را به روشی نیکو کنترل کرده باشند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   13 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بهترین مدیر از دیدگاه برترین مدیر

تحقیق در مورد RADIUS و IAS

اختصاصی از فی موو تحقیق در مورد RADIUS و IAS دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد RADIUS و IAS


تحقیق در مورد RADIUS  و IAS

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:5

فهرست مطالب :

RADIUS  و IAS

RADIUS و سرویس دهنده IAS

 

RADIUS  و IAS
ارائه دهندگان سرویس اینترنت ( ISPs ) و سایر شرکت های بزرگ همواره با این چالش جدی مواجه هستند که چگونه انواع دستیابی به شبکه و  accounting را از یک نقطه ‌صرفنظر از نوع تجهیزات استفاده شده برای دستیابی به شبکه ، مدیریت نمایند .
با این که برخی سیستم های عامل دارای امکانات خاصی در این رابطه می باشند ، در اغلب شرکت های بزرگ می بایست از یک زیرساخت اختصاصی برای تائید و مدیریت دستیابی به شبکه استفاده گردد .
پروتکل RADIUS ( برگرفته شده از  Remote Authentication Dial-In User Service   ) ، استانداردی برای طراحی و پیاده سازی سرویس دهندگانی است که مسئولیت تائید و مدیریت کاربران را برعهده خواهند گرفت.مشخصات و نحوه عملکرد پروتکل RADIUS  در  RFC 2865 و RFC 2866 تعریف شده است .
پروتکل RADIUS از یک معماری سرویس گیرنده - سرویس دهنده برای تائید و accounting استفاده می نماید . پروتکل فوق اطلاعات accounting ، پیکربندی ، تائید و  مجوزها را بین یک سرویس گیرنده RADIUS و یک سرویس دهنده RADIUS  حمل می نماید . سرویس گیرنده RADIUS می تواند یک سرویس دهنده دستیابی شبکه ( NAS ، برگرفته شده از network access server ) و یا هر نوع دستگاه مشابه دیگری باشد که نیازمند تائید  و accounting است .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد RADIUS و IAS

دانلودمقاله تعریف ایمان

اختصاصی از فی موو دانلودمقاله تعریف ایمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

در تعریف ایمان نیز مانند تعریف دین، با کثرت و تعدد و اختلاف در تعریف مواجه هستیم. نقطه اختلاف در تعریف ایمان، آغاز کشمکش ها و مجادلات دیگر دین شناختی می باشد. از این روی در برخورد با ایمان، تعریف واحد و آشکار رو در رو نیستیم که بتوان بر اساس آن به توافق و اجماع در تعریف رسید. زیرا در تعریف ایمان نیز، رویکردها و نگاههای متفاوتی وجود دارد که هر یک ایمان را از منظر خاصی مورد توجه قرار داده است . البته این تعدد تعاریف، بیشتر در حوزه های کلام مسیحی روی داده است تا در حوزه کلام اسلامی .
3-1- تعریف ایمان در کلام مسیحی :
در کلام مسیحی به سه رهیافت کلی می توان اشاره کرد : 1. رهیافت معرفت گرایانه 2. رهیافت شهود گرایانه 3. رهیافت جامع گرایانه .
3-1-1- رهیاتفت معرفت گرایانه :
رهیافت فوق یک تلقی فیلسوفانه از ایمان است که گوهر اساسی ایمان را از جنس معرفت می داند که از آن به رویکرد و رهیافت گزاره ای ایمان، نیز یاد می شود. مطابق این تلقی، ایمان یک اعتقاد یقینی است که بواسطه برهان و ادله اثبات پذیر می باشد. این نوع رویکرد را در گرایش الهیات عقلانی و طبیعی می توان دید .
1- ایمان پذیرش عقلی مضمون وحی : تعریفی که شورای واتیکان در سال 1870 از ایمان ارائه می کند در ذیل تلقی فوق قرار می توان داد . «جان هیک» تعریف ایمان را در کتاب خود اینگونه ذکر می کند : «یک کیفیت ماوراء طبیعی که به واسطه آن، در حالی که لطف خداوند شامل حال ما گردیده و به مدد ما شتافته باور کنیم که چیزهایی را که خداوند وحی کرده، واقعی هستند.
همانطور که یک متکلم یسوعی آمریکایی معاصر می نویسد : برای یک کاتولیک واژه ایمان، تصور نوعی پذیرش عقلی مضمون وحی را بعنوان حقیقت به ذهن متبادر می کند و این بخاطر قدرت گواهی دهنده خدای فرستنده وحی است. ایمان واکنش کاتولیکهاست به نوعی پیام معقول که خداوند آن را ابلاغ نموده است .
2- ایمان، واکنش ارادی و متعهدانه: یکی دیگر از تعاریفی که از منظر عقلانی و معرفتی به ایمان توجه شده، تعریفی است که یکی از فیلسوفان متاخر ارائه کرده است»: ایمان متفاوت است از عقیده داشتن به یک قضیه محتمل، زیرا قضیه محتمل می تواند موضوعی کاملاً نظری باشد. ایمان «بله» گفتن است که شخص را متعهد می کند. کار ایمان تبدیل احتمالات به مسلمات عقلی نیست؛ تنها افزایش مقدار کافی در کفه ترازوی دلایل و مدارک قادر به انجام این کار است. اما ایمان واکنش ارادی است که ما را از رهیافت نظری و عقلی خارج کرده و نجات می دهد.
در رهیافت معرفت گرایانه از ایمان دینی می توان از برجسته ترین متکلمان مسیحی همچون «تومان اکویناس» نام برد که به دنبال وی «ویلیام جیمز»، «پاسکال» نیز با حفظ جوهر بنیادین نظریه اکویناس، آنرا در قالب های دیگر طرح کردند. در واقع در تلقی معرفتی و گزاره ای ایمان را می توان به دو گرایش اراده گرایانه و غیر اراده گرایانه تفکیک کرد.
در نوع اراده گرایانه، حضور نوعی اراده و اختیار در ایمانی که به معرفت گزاره ای تفسیر می شود می توان شاهد بود. در نوع غیر اراده ای، فقط عنصر معرفتی و گزاره ای را در ایمان اشاره می کند. با این بیان توماس اکویناس و ویلیام جیمزو پاسکال در نوع تلقیاتشان از ایمان معرفت گزاره ای همراه با اراده و اختیار می باشد.
لذا مشخصات و ویژگی هایی که معرف نظریه معرفت گرایانه و گزاره ای از نوع ارادی می باشد از این قرار است :
1- شکل از باور گزاره ای (belief that)2 – وجود شواهد اندک به نفع گزاره های فوق 3- لزوم دخالت اراده آدمی در مسأله ایمان و استفاده از آن برای جبران نقص مدارک : در این جا لام است تلقی معرفت گرایانه ایمان از نوع ارادی اکویناس را اشاره کنیم و تفصیل آن را بایستی در جای دیگر سراغ گرفت .
3- ایمان تصدیق ارادی بر اساس شواهد کافی : در نگاه اکویناس، ایمان تصدیقی است که یک فرد مومن با توجه به شواهد و ادله ناقص، بر اساس اراده خود به آن اقبال می کند . البته اکویناس، وجود شواهد ناکافی در تعریف ایمان را از آن روی ضروری می داند تا عنصر و جوهره ایمان یک امر ضد عقلانی و عقیده فاقد مدرک تلقی نشود.
در نهایت این تلقی، در تعریف ایمان می خواهد بر این پای فشارد که ایمان تصدیق و معرفت به گزاره های وحیانی است که بر اساس یک نوع خردورزی و عقل اندیشی صورت می گیرد. در این راستا تحلیلی که «پل تیلیخ» از رهیافت فلسفه دین اکویناس دارد، قابل توجه است. به اعتقاد وی رهیافت تومیستی به فلسفه دین یک طریق عقلانی و با واسطه در جهت وصول به خداست به همین خاطر به یک نوع استنتاج عقلانی، مبتنی گشته است و یک عقلانیت استدلالی جایگزین عقلانیت بی واسطه پیروان فرقه فرانسیسی می شود.
بر این اساس اکویناس می نویسد: «هرچیز به دو شیوه معلوم یا شناخته می شود؛ به واسطه خودش و به واسطه ما، بنابراین من می گویم از آنچا که خدا در خود هست پس گزاره» خدا هست» به واسطه خودش معلوم است. زیرا محصول و موضوع در این گزاره یک است. زیرا خداوند خود وجود خویش .... لیکن از آنجا که ما (در مقابل با قاطعیت وجود وی) از ماهیت خدا آگاه نیستیم، پس گزاره «ماهیت خدا این است»، به واسطه خود معلوم و شناخته نیست بلکه باید با توسل به آن چیزهائی که به دیده ما معلوم تر است یعنی توسل به آیات و آثار او اثبات شود.
به گفته تیلیخ همین نگاه عقلانی وی نسبت به ایمان به خدا، نتیجه اش گسست ایمان و عقل است. به همین جهت به عقیده توماس موضوع یا ابژه ای واحد نمی تواند که هم متعلق ایمان و هم متعلق معرفت قرار گیرد. به این دلیل که ایمان متضمن پیوندی بی واسطه با موضوع خود نیست. منظور وی پیوند محسوس و تجربی با موضوع می باش لذا مرتبه ایمان کمتر از معرفت است. توماس می گوید : «از آنجا که تجربه ایمان فاقد جنبه بصری یا توانائی رویت ذات باری است پس ایمان هیچ گاه به مرتبه نظام معرفتی مشهود در علم نمی رسد».
از همین روی آنچه توماس از ایمان، اراده کرده چیزی جز، باور به سطح نازل از شواهد و مدارک برای اثبات متعلق ایمان نیست. این درک از ایمان نیز به زوال «ایمان خواهد انجامید. از این روی در تلقی و تعریف معرفت گرایانه، «پاسکال» نیز ایمان را بر اساس محاسبه عقلی و ریسک کردن مورد توجه قرار می دهد. شرطبندی پاسکال در توجه به ایمان یک نوع اطمینان بخشی عقلانی به فرد مومن است.
«ویلیام جیمز» نیز به عنوان یک مومن، موسس مکتب پراگماتیسم در مقاله معروف» خواهش ایمان» (1897) به این نکته اشاره می کند که هر چند ما نمی توانیم دلیل قطعی به وجود و عدم وجود خدا اقامه کنیم ولی ایمان به وجود خود و عدم ایمان به آن، چنان از اهمیت خطیری برخوردار است که هر انسان عاقلی حاضر است به اطر ایمان به خدا بر سر زندگانی خود شرط بندی کند لذا نمی توان با موضع شکاکانه حرکت برداشت .
ویلیام جیمز می نویسد : «موضوع و تو کننده ایمان شما چنین است: بهتر است از دست دادن حقیقت را ریسک کنیم، نه شانس خطا را. او نیز مانند مومنان هست و نیست خود را خطر می کند. او در عرصه ای مخالف با فرضیه دینی فعالیت می کند. همچنانکه مومنان در پشتیبانی حوزه مخالف دیگر و نقطه مقابل هستند. توصیه و تبلیغ شکاکیت به ما به عنوان یک وظیفه تا «شواهد کافی» برای دین پیدا شود، برابر است با گفتن اینکه در حضور فرضیه دینی، تسلیم ترسمان شدن که آن را خطا می داند، بهتر و عاقلانه تر است از تسلیم امیدمان شدن که می گوید چه بسا حق باشد... فریب در برابر فریب، چه دلیلی هست که فریفتگی بر اثر امید، بسی بدتر است از فریفتگی بر اثر ترس؟
3-1-2- رهیافت شهودی و عرفانی :
طبق این تلقی از ایمان، ایمان فراتر از عقل و معرفت محسوب می شود، که در آن نوعی اعتماد و اطمینان همراه با اراده نهفته است به این نوع رویکرد، ایمان غیر گزاره ای نیز اطلاق می شود. لذا بر اساس رهیافت فوق ایمان : «اولاً، نوعی (اعتماد) است و بنابراین در ساحت اراده تحقق می پذیرد نه در ساحت معرفت و ثانیاً متعلق آن یک شخص است نه گزاره، بنابراین مطابق این تلقی، ایمان فعل اراده است و وضعیت وجود خاصی است که تمامیت وجود آدمی را در بر می گیرد و استحاله می بخشد و لذا در ساحتی گسترده تر از عقل و معرفت دست می دهد. از این رو می توان تلقی عارفانه از ایمان را رویکرد وجودی یا غیر گزاره ای به ایمان نیز نامید.
با توجه به بیان فوق تعریفهای زیر را می توان در این تلقی گنجاند:
الف : ایمان یعنی حالت دلبستگی واپسین:
تیلیخ ایمان را اینگونه تعریف می کند : «ایمان حالت دلبستگی واپسین است، پویایی ایمان پویای دلبستگی واپسین انسان است ایمان به مثابه دلبستگی واپسین، عمل کل شخصیت است در محور حیات شخصی روی می دهد و تمام عناصر آن را در بر می گیرد، ایمان محوری ترین عمل ذهن بشر است ایمان حرکت بخش صرف یا کار کرد خاص کل وجود انسان نیست. ایمان به همان میزانی که از حاصل جمع تأثیرهای عناصر حیات شخصی فراتر است. از هر تأثیر خاص دیگر نیز فراتر می رود و خودش بر روی هر یکی از عناصر حیات شخصی تأتیر قطعی دارد.» در این عمل هیچ کدام از کارکردهای عقلانی انسان نیست، همانطور که عمل روان ناخود آگاه انسان نیز نیست. بلکه عملی است که عناصر عقلانی و غیر عقلانی وجود انسان در آن فراتر می روند.‌« خصیصه وجدی ایمان، ویژگی عقلانی ایمان را طرد نمی نماید گرچه با آن یکسان نیست، تمایلات غیر عقلانی را بدون یکسانی با آنها در بر می گیرد.»

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   18 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله تعریف ایمان

دانلودمقاله انسان از نظر اسلام

اختصاصی از فی موو دانلودمقاله انسان از نظر اسلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
مقدمه
انسان مهمترین موضوع مورد بحث همه مکتبها بوده و هست . مکتبهای الهی هدایت یک انسان را محور اصلی رسالت خود قرار داده‌اند وهدف و نقش و تلاش بی‌وقفة‌ خود را در هدایت و راهبری او جستجو کرده‌اند .
در مکتبهای غیر الهی نیز گرچه تغییر و تحولات تاریخ را به عوامل دیگری غیر از انسان نسبت داده‌اند اما باز انسان به عنوان اصلی‌ترین موضوع مورد بحث آنها مطرح شده است .
از آنجا که بخش اصلی و مهم مدیریت منابع انسانی است ، مهمترین بحث در مدیریت قطعا ً بحث پیرامون انسان خواهد بود . انسان در مکاتب الهی سرگذشت شگفت و جالبی دارد . می‌تواند مسیری طولانی و پرفراز و نشیب را بپیماد که از بلندای علیین تا پرتگاه سافلین فاصله دارد . او هدف آفرینش است و منبع تمامی خیرات و شرارتها . او جهان را به تسخیر خویش درمی‌آورد و در خلقتش ملائک به سجدة او فرمان داده می‌شوند .
از نظر اسلام و قرآن انسان موجودی است که از جهانی برتر به این کرة خاکی هبوط کرده است ، او امانت دار الهی ، مسجود ملائکه ، آگاه به اسماء الله و از همه بالاتر جانشین خدا در زمین است . او تنها موجودی است که در میان جانداران از آفرینشی دیگر است که در میان جانداران از آفرینشی دیگر است و دارای روح خدایی . در صورت انحراف می‌تواند به پرتگاهی سقوط کند که هیچ حیوان درنده‌ای هرگز یارای آنهمه وحشی‌گری را ندارد و سرانجام موجودی است که در نهاد او مجموعه‌ای از خصوصیات متضاد یافت می‌شود .

الف- خلقت انسان
در مورد خلقت انسان دیدگاههای مختلفی وجود دارد.
1- اکثریت فلاسفه و دانشمندان به خصوص تا قرن هجدهم خلقت آدمی را همچون صاحبان ادیان الهی خلقتی مستقل دانسته‌اند و آن را به جریان تکامل انواع متصل نکرده‌اند .
2- در اواسط قرن هجدهم نظریه تحول توسط لامارک (1829-1744) مطرح شد و سپس مشهورترین فردی که روی این نظریه کارکرد چارلز داروین (1882-1809) است که کتاب معروف خو را به نام « بنیاد انواع و جریان آن در انتخاب طبیعی» به رشته تحریر در آورد . به دنبال انتقادهایی که از نظریه داروین شده ، نظریه موتاسیون (جهش) بوسیله دانشمند هلندی در اصلاح و تکامل نظریه داروین مطرح شد که مورد توجه دانشمندان جامعه شناسی چون مورگان و هولدان قرار گرفت .
3-خلقت انسان از نظر اسلام و قرآن با خلقت حضرت آدم که از پیامبران الهی است آغاز می‌شود . اسلام وبطور کلی مکتبهای الهی ، بی‌فرهنگی وتوحش انسانهای اولیه را رد می‌کنند و معتقدند که هبوط آدم و حوا به عنوان انسانهای نخستین به زمین خاکی سرآغاز زندگی انسان را تشکیل می‌دهد که همراه با تشکیل خانواده و فرهنگ الهی انسانی بوده است .
قرآن کریم در دو گروه از آیات ، موضوع خلقت انسان را تبیین می‌کند . دسته اول آیاتی هستند که به جریان طبیعی خلقت انسان مربوط است که از ماده زمینی آغاز می‌گردد ،‌به صورت نطفه در می‌آید ، در مجرای تبدیلات جنینی به علقه و مضغه تبدیل می‌شود و پس از مرحله استخوان بندی و تکامل جنین ، تولد کودک صورت می‌گیرد . از جملة این آیات ، آیه 12 تا 14 سوره مؤمنون است :
و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین ثم جعلناه نطفه فی قرار مکین  ثم جعلنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضعه عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا اخر فتبارک الله احسن الخالقین .
« ما انسان را از (حقیقتی) که از گل بیرون کشیده شده است ، آفریدیم سپس آن را بصورت نطفه‌ای در قرارگاه محکم قرار دادیم ، آنکه نطفه را به علقه و علقه را به مضغه و مضغه را به استخوانها تبدیل نموده و به استخوانها گوشت پوشاندیم و سپس خلقت دیگری در اوایجاد کردیم ، پس پاکیزه و بخشنده برکت است خداوندی که بهترین آفریندگان است .»
از دسته دوم آیاتی هستند که آغاز خلقت انسان را تشریح می‌کنند ، و دربارة سجده فرشتگان و داستان آدم ابوالبشر که اولین انسان روی کره خاکی است دستور پروردگار را توضیح می‌دهند و خصوصیات او را بیان می‌کنند . از این دسته آیات موضوع استقلال خلقت انسان نسبت به سایر موجودات عالم و عظمت وخصوصیات انسان روشن می‌شود .
بنابراین خلقت انسان از نظر اسلام خلقتی است مستقل از سایر موجودات عالم و انسان از ابتدای خلقت دارای تمدن و زندگی خانوادگی و اعتقادات و گرایشات و تشخیص سود و زیان و خیر و شر و در معرض وسوسه شیطان و برخوردار از هدایت انبیاء بوده است .
ب- خصوصیات انسان از نظر اسلام
اسلام و قرآن خصوصیات انسان را به ارزشها و ضد ارزشها تقسیم می‌کند. اساسا ً آنچه که در زمینة بحث مدیریت انسانی مورد استفاده قرار می‌گیرد همین خصوصات انسان است که به ارزشها و ضد ارزشها تقسیم می‌شود و آثار آن مستقیما ً در مجموعة رفتار ، کردار و گفتار و بطور کلی زندگی انسان آشکار می‌گردد . در حقیقت سرگذشت خلقت انسان اولیه هر چه باشد تأثیر در زندگی امروز او نخواهد داشت اما خصوصیات انسان رابطه تنگاتنگی با فعالیتها و جهت گیریهای انسان دارد . برای توضیح انسان در جهان بینی اسلام ، خصوصیات انسان را به دو دسته تقسیم می‌کنیم یکی خصوصیات ارزشی و دیگری خصوصیات ضد ارزشی که هر یک از آنها را بطور جداگانه شرح می‌دهیم .

اول – خصوصیات ارزشی انسان
اگرچه خصوصیات مثبت یا ارزشهای انسان را دانشمندان مختلف ، متفاوت ذکر کرده‌اند اما بطور کلی آنچه که در بحث ما می‌تواند مورد نظر باشد عبارت از هفت خصوصیت است که به ترتیب آنها را بررسی می‌کنیم .
ارزشهای انسان در جهان بینی اسلامی
مهمترین خصوصیت که انسان از نظر قرآن دارا است مقام برجستة جانشینی خدا در زمین است که عظمت و اهمیت انسان را منحصر به فرد می‌کند . در قرآن ، انسان تحت عنوان خلیفه خدا در زمین مطرح شده و کلمة خلیفه بصورت‌های مختلف در قرآن مجموعا ً 9 بار آمده است که دو مورد آن بصورت مفرد (شماره‌های 1 و 2 زیر ) و 7 مورد بقیه بصورت جمع می‌باشد (شماره 3 تا 9 زیر): 5
(1) – سوره بقره آیه 30 تا 33 .
و اذ قال ربک للملئکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالو اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون . . . و اعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون .
« آنگاه که خداوند به ملائک فرمود : من خلیفه‌ای بر روی زمین قرار خواهم داد ،‌ملائکه گفتند : آیا کسی را در زمین خلیفه قرار می‌دهی که در آن فساد و خونریزی کند ؟ در حالی که ما تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم . خداوند فرمود که آنچه را که من می‌دانم شما نمی‌دانید . . . و می‌دانم آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را که پنهان می‌دارد . »
(2)- سوره ص آیه 26 :
یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق . . .
« ای داود ، ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم ، پس میان مردم به حق و درستی حکم کن . . . »
(3)-سوره انعام آیه 165 :
. . . هو الذی جعلکم خلائف الارض . . .
« . . .اوست آنکه شمارا در زمین جانشین قرار داد . . .»
(4)- سوره فاطر آیه 39 :
هوالذی جعلم خلائف فی الارض فمن کفر فعلیه کفره و لا یزید الکافرین کفرهم عند ربهم الا مقتا ً‌ و لا یزیدا الکافرین کفرهم الا خسارا ً .
« اوست خدایی که شما در زمین جانشین (امم گذشته) قرار داد اینک هر کس کافر شود زیان کفر بر خود اوست و کفر کافران چیزی جز خسارت و زیان بر آنها نخواهد افزود .»
(5)- سوره یونس آیه 14 :
ثم جعلناکم خلائف فی الارض من بعدهم لنتظر کیف تعلمون
« سپس شما را بعد از آنان جانشینانشان قرار دادیم تا ببینیم چگونه عمل می‌کنید .»
(6)- سوره یونس آیه 73:
. . . و جعلناهم خلائف . . .
« . . . و آنان را جانشین قرار دادیم . . . »
(7) – سوره اعراف آیه 69 :
. . . و اذکرو اذ جعلکم خلفاء من بعد قوم نوح . . .
« . . . و به یاد آورید آن زمان که شما را جانشین کردیم پس از قوم (هلاک شدة) نوح . . . »
(8)- سوره اعراف آیه 74 :
« و به یاد آورید آن زمان که شما پس از قوم عاد ، جانشین گردانیدیم . . . »
(9) – سوره نمل آیه 62 :
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض . . .
«آیا آن کیست که دعای بیچارگان مضطر به اجابت می‌رساند و رنج و غم آنان را برطرف می‌سازد و شما مسلمین را جانشینان اهل زمین قرار می‌دهد . . . »
در آیاتی که بصورت جمع آمده است شاید خلافت به مفهوم جایگزینی گذشتگان توسط افراد جدید در زندگی و اشغال مقام و منصب آنان باشد که قرائن و شواهدی که همراه این دسته از آیات وجود دارد ، این مطلب را تأیید می‌کند . ‌
اما دو آیه‌ای که بصورت مفرد آمده است خلافت یا جانشینی خدا را مطرح می‌سازد . برای اثبات این موضوع سه دلیل آورده شده است یکی اینکه در این دو لفظ مطلق خلیفه بدون اضافه و اشاره آمده است که تأکید بر این مطلب دارد که انسان خلیفه کسی است که او را در مقام یعنی جانشین قرار داده است ، و این موضوع در هر دو آیه مذکور صادق است ، دوم اینکه در مباحثه‌ای که بین خداوند و ملائکه انجام می‌شود ، هنگامی که آنان دربارة خلیفه‌ای که در زمین خونریزی خواهد کرد ، یوال می‌کنند خداوند پاسخ می‌دهد که او چیزی را می داند که آنها نمی‌دانند و پس از آزمایش و تأیید صلاحیت انسان برای آگاهی از اسماء که ملائکه از آن بی اطلاع بودند ، صلاحیت مسجود قرار گرفتن آدم را تأکید می‌شود و این موضوعی است که نشان می‌دهد خلافت اعلام شده در آیه ، جز خلافت الهی نمی‌تواند باشد ، سوم اینکه در آیة (1) خداوند قبل از اینکه انسان را بیافریند او را به عنوان خلیفه به ملائکه معرفی می‌کند در حالیکه اگر منظور ، ‌جانشینی فردی در این دنیا بود قبل از خلقت انسان محمل و صلاحیتی برای معرفی نداشته اشت .
المیزان نیز این خلافت را خلافت و جانشینی خدا می‌داند و همانگونه که برخی از مفسران نیز احتمال داده‌اند به نوعی خلافت زمینی اشاره می‌کند که قبل از انسان در زمین زندگی داشته و بعدا ً منقرض شده است . همچنین مقام خلیفه اللهی مخصوص حضرت آدم نبوده ، بلکه مربوط به نوع انسان است و معنی تعلیم اسماء هم تعلیمی مخصوص حضرت آدم نیست بلکه علم در نوع انسان به ودیعه گذارده شده و همواره و بتدریج آثارش در نسل او ظاهر گردیده است و چنانچه فرزندان آدم قدم در راه هدایت بگذارند خواهند توانست آن علم را از قوه به فعل برسانند .
این موضوع نشانة اهمیتی است که قرآن و اسلام برای انسان قائل هستند که او را جانشین خداوند در زمین قرار داده‌اند . هیچیک از مکتبهای غیر الهی چنین منصب و مقامی را برای انسان نمی‌توانند حتی تصور کنند و در مکتبهای الهی انسان تنها موجودی است که داری این امتیاز بزرگ در آفرینش است .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله انسان از نظر اسلام